X
تبلیغات
آميزش جنسي را بابيشترين لذت تجربه کنيد

دلیل بیشتر طلاقها

جمعه هفتم بهمن 1390
      

به نام خدا


با توجه کردن به آمار طلاق  و فکر کردن در مورد رابطه ی آن با مشکلات جنسی  در میابیم که بیشتر این جدایی ها به همین مسائل ختم میشود .اما چرا وقتی میتوانیم با تغییر دادن برخی عادات و رفتارها و افزایش آگاهی خود در مورد مسائل جنسی قسمت بزرگی از این مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی را حداقل کم کنیم و خود و شریک جنسی مان نیز از لذت بیشتری برخوردار شویم دست روی دست بگزاریم و در انتظار معجزه بنشینیم

به علت حجب و حیا در بسیاری از خانواده های ایرانی آموزش این گونه مسایل مشکل است و گاهی اوغات تنها راه ممکن همین اینترنت است . البته شاید با خود بگویید این غریزه ی انسان است و نیازی به آموزش ندارد اما غریزه خود به تنهایی جوابگوی احساسات انسان نیست واگر میگویید هست این همه مشکلات جنسی از کجا آمده؟

من هم وظیفه ی خود دانستم که به اندازه ی توانم با انتشار مقالاتی که در دسترسم بود و متمرکز کردن مقالات موجود در این وبلاگ  وظیفه خود را نسبت به جامعه  بجا بیاورم

شما میتوانید پیشنهاد تبادل لینک را در قسمت نظرات اعلام کنید

تشکر به خاطر توجه شما

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

گزیده ای از سوالات جنسی

جمعه بیست و یکم بهمن 1390
 

آيا اين ممکن است که خانمی ميل جنسی بيش از حد داشته باشد؟ و اگر پاسخ مثبت است در اين مورد چه می توان کرد؟

اين مسئله بسيار نسبی است و برخی اوقات يکی از افراد در رابطه تصور می کند که شريک جنسی اش ميل جنسی غير طبيعی دارد که در اکثر موارد در واقع به دليل نابرابر بودن ميل جنسی افراد در يک رابطه است. اما در مواردی هم که يکی از طرفين ميل جنسی بيش از حدی دارد (در حدی که رابطه زوج را تحت تاثير قرار داده) خود ارضايی با رضايت دو طرف می تواند کمک کننده باشد، برای اينکه نمی توان هميشه توقع داشت که هر دو طرف به يک حد نسبت به برقراری ميل جنسی ميل داشته باشند. اما اين مسئله مهم است که فرد از خودارضايی برای خودداری از برقراری رابطه با شريک جنسی اش استفاده نکند.

 

آيا کاری هست که بدون کمک گرفتن از شخص ديگری خود ما بتوانيم انجام بدهيم؟

ساده ترين توصيه ها برای جلوگيری و رفع تمامی اختلالات جنسی که ريشه های پزشکی ندارند، اين است که هميشه احساسات طرف مقابل را در نظر بگيريد. از مواد لغزنده کننده به مقدار کافی استفاده کنيد. با توجه کافی به پيش نوازی و پس نوازی رابطه جنسی تان را به مراسم عشق ورزی تبديل کنيد و رابطه را خيلی آهسته آهسته پيش ببريد. رعايت اين موارد، استرس را که دليل اصلی ايجاد اکثر اختلالات جنسی بخصوص برای خانم ها است از ميان می برد. به خصوص در مورد درد در هنگام دخول و کاهش ميل جنسی رعايت اين نکات ميتوانند کارگشا باشند.

 

مقدار طبيعی مايع منی چقدر است؟

مقدار مايع منی بسته به شرايط زير متفاوت است: تعداد دفعاتی که فرد به انزال ميرسد، قوای جسمی فرد، سن و غيره. اما اين مقدار معمولا به اندازه يک قاشق چايخوری است. برخی افراد نسبت به ميانگين مردها مقدار کم تری مايع منی توليد ميکنند که لزوما مشکل پزشکی محسوب نميشود.

 

آيا ممکن است در هنگام دخول ادرار مرد به همراه مايع منی وارد واژن شود؟

ممکن است چند قطره از ادرار که از قبل در مجرای ادراری مانده با مايع منی قاطی شود. اما در حالت معمول خير. چون سيستم کارکرد نعوظ و انزال به شکلی است که راه ورود دريچه مثانه به مجرای ادرار را مسدود می کند. در برخی افراد که اين دريچه به خوبی محکم نمی شود، اين احتمال وجود دارد اما مقدار آن خيلی زياد نيست.

 

آيا راهی برای افزودن به قطر و يا طول آلت تناسلی وجود دارد؟

بعد از سن بلوغ تنها راه اين کار جراحی است که معمولا بدلايل زير توصيه نمی شود مگر در شرايطی که اين جراحی به توصيه پزشک باشد. اين جراحی ها ممکن است به اعصاب ناحيه تناسلی آسيب وارد کند که فرد را در احساس جنسی اش دچار مشکل کند. نتيجه عمل از نظر زيبايی ممکن است نتيجه ای نباشد که فرد در ذهن داشته است. پژوهش ها نشان داده که برخی افراد پس ار انجام اين جراحی ها به اختلالات نعوظی دچار شده اند. بر اساس پژوهش های انجام شده افرادی که تن به اينگونه جراحی ها می دهند غالبا از اعتماد به نفس خوبی برخوردار نيستند و از روان درمانگری و مشاوره نفع بيشتری ميبرند تا اينگونه جراحی ها. معمولا پس از جراحی نيز از وضعيت خود راضی نيستند.

 

آيا استفاده از وياگرا در دراز مدت به اندازه آلت تناسلی اضافه ميکند؟

به هيچ عنوان. وياگرا تنها برای نگهداشتن خون در آلت تناسلی و در نتيجه کيفيت نعوظ تاثيرگذار است.

 

آيا استفاده از کرم ها و يا اسپری های موجود در بازار و يا پمپ ها بر روی طول و يا قطر آلت تناسلی نقش دارد؟

خير. نهايت تاثيری که اين ابزار دارند اين است که بر اثر تحريک موضعی و يا بخاطر جنبه روانی و اطمينانی که به فرد ميدهند، يا مثلا مثل ويکس باعث پرخونی آلت تناسلی شده وروی کيفيت نعوظ اثر بگذارد. اما بهتر است تا جای ممکن از اين تحريکات استفاده نشود چون اعصاب آلت تناسلی ممکن است در طول زمان به محرک های ديگر کمتر جواب بدهد و روی روابط جنسی فرد با شريک جنسی اش اثر منفی بگذارد.

 

آيا استفاده از کاندوم دربه تعويق انداختن زمان انزال تاثير دارد؟

در حالت کلی بله. اگر از کاندومهای ضخيم استفاده شود، حس را کم تر کرده و ممکن است انزال را به تاخير بياندازد. کاندوم های ديلِی (تاخير) بطور خاص برای اين موضوع ساخته شده اند. اين کاندوم ها به موادی آغشته هستند که احساس آلت تناسلی را کم ميکنند و بنابراين تحريک را کم کرده و زمان انزال را به تاخير می اندازند.

 

پس از داشتن ارتباط جنسی ترشحات شيری رنگ، ضخيمی از واژنم پيدا کرده‎ام که بوی ترشيدگی می‎دهد.خجالت می‎کشم به پزشک مراجعه کنم ممکن است کمکم کنيد؟

اگر رابطه‎ی جنسی داريد و ترشحات واژنتان متفاوت از قبل است بايد حتماً به پزشک و يا ماما در درمانگاه‎ محل سکونتتان مراجعه کنيد چون ممکن است دچار يکی از بيماری‎های مقاربتی شده باشيد. خجالت کشيدن برای طرح همچين مسائلی نزد شخصی که در روز مرتباً با مواردی اينچنين سروکار دارد بی‎مورد است. مسئله‎ی اصلی اين است که اگر شما به آن حد بالغ شده‎ايد که رابطه‎ی جنسی را تجربه کنيد حتماً آنقدر بلوغ فکری داريد که برای درمان پزشکی مناسب اقدام نماييد. به ياد داشته باشيد که مراجعه نکردن به موقع به پزشک و يا ماما می‎تواند در مواردی به نازايی ختم شود پس با خودتان تعارف نکنيد و حتماً در اولين فرصت به دنبال تشخيص و درمان اين مسئله باشيد.

 

چرا واژن من ترشح دارد؟

ترشحات واژن برای مرطوب و سالم نگاه داشتن اين عضو حساس ضروری هستند. اين ترشحات همچنين در خارج کردن ميکروب‎های وارد شده به واژن، مانند يک فلاش تانک عمل می‎کنند و چون مقداری باکتری بی‎ضرر در خود دارند در مقابل عفونت‎ها بدن را حفظ می‎نمايند. همين ترشحات هستند که در هنگام برقراری رابطه‎ی جنسی محيط واژن را مرطوب می‎کنند تا عمل دخول به آسانی صورت پذيرد.

 

شنيده‎ام کاندوم‎هايی برای نزديکی از راه دهان وجود دارد ممکن است توضيح دهيد که اين مسئله درست است يا خير؟

بله، همانطور که در سئوال بالا هم اشاره کردم کاندوم‎هايی با طعم‎ها و رنگ‎های مختلف برای اين مورد وجود دارد. که ظاهر اين کاندوم‎ها با کاندوم‎های ديگر تفاوت زيادی ندارد مگر در رنگ و بو و طعمشان و اينکه ساده بوده و خاردار نيستند همچنين مواد لغزنده (لوبريکَنت) ندارند. برای خانم‎ها نيز کاندوم‎هايی وجود دارد که بر روی آلت تناسلی قرارمی گيرد.. در صورت عدم دسترسی به اين کاندوم‎ها می‎توانيد کاندوم‎های آقايان را تهيه کرده، ازکنار برش داده و بصورت يک لايه درآوريد و از آن استفاده نماييد.

 

مدت يک هفته است که متوجه شده‎ايم همسرم به هپاتيت نوع ب دچار است. دکترها می‎گويند که اين بيماری از طريق رابطه‎ی جنسی منتقل می‎شود. چه بايد بکنيم آيا ديگر نمی‎توانيم نزديکی داشته باشيم؟ اين موضوع چقدر برای من خطر دارد؟

هپاتيت نوع ب بيماری است که مانند ايدز از طريق انتقال فراورده‎های خونی و ترشحات واژن (در زنان ) و مايع منی (در مردان) به ديگران انتقال می‎يابد. شما می‎توانيد پس از زدن واکسن مربوطه که در سه مرحله انجام می‎شود تا حدی از ابتلا به اين مريضی در امان باشيد. در مورد نزديکی تان بايد از کاندوم استفاده کنيد و در صورت داشتن جراحت و يا زخم در ناحيه‎ی تناسلی (بطور مثال تبخال تناسلی) تا بهبود کامل آن و گرفتن تاييد پزشک معالج اقدام به نزديکی نکنيد. زيرا انتقال بيماری‎های مقاربتی چون هرپس (تبخال) با کاندوم قابل جلوگيری نمی‎باشند. و از طريق ترکيدن تبخال‎ها و آزاد شدن مايع آن فرد می‎تواند ويروس‎های عامل هپاتيت را به شريک جنسی خود منتقل کند.

 

بالاخره کسی را پيدا کرديم که اين سئوال را از او بپرسيم: آيا پوشيدن لباس زير تنگ مردانه در باروری و يا توانايی جنسی مردان اثر می‎گذارد؟

سئوال خوبی است، با توجه به فرم آلت تناسلی مردان که در بيرون از بدنشان قرار دارد محققان هم به انجام آزمايش‎هايی جهت روشن شدن اين مسئله پرداخته‎اند. البته تا کنون که نتوانسته‎اند به نتايج مشابهی دست پيدا کنند . اما گزارشی هم مبنی بر اثرگذاری منفی لباس زير تنگ در مردان بر روی تعداد اسپرمی که در بدنشان توليد می‎شود نداشته‎ايم. نتيجه‎ی مطالعه‎ای که در اُکتبر ۱۹۹۸ در نشريه‎ی ارولوژی به چاپ رسيده بود حاکی از اين بود که پوشيدن شورت‎های تنگ بر روی قدرت باروری مردان اثر سوئی ندارد. اما در مجموع، تحت فشار قرار دادن بيضه‎ها کار چندان صحيحی نيست چون می تواند خونرسانی را مختل کند.

 

ممکن است خواهش کنم تکنيک کِگِل يا تمرين های عضلات کف لگن را هم در مورد خانم‎ها و هم برای آقايان به تفصيل توضيح دهيد؟ مثلاً بگوييد که چند بار در هفته بايد آن‎ها را انجام داد تا در عين اثرگذاری وقت کمتری هم بگيرند.

اين تکنيک توسط دکتر آرنولد کِگِل برای کمک به بهبود وضعيت جسمانی زنان پس از زايمان ارائه شد و هدف از انجام آن تقويت عضلات لگنی در خانم‎ها و در نتيجه بند آوردن خونريزی پس از زايمان بود. دکتر کگل بعدها دريافت که انجام اين نرمش‎ها به افزايش لذت جنسی هم کمک می‎کند. تنوع اين حرکات زياد است اما ريشه‎ی همگی آن‎ها يکی است.
 برای مردان و زنان:

خروج ادرار را در هنگام ادرار کردن بوسيله‎ی سفت کردن عضلات لگنی متوقف کنيد و بعد دوباره رها کنيد.
 عضلات لگن را منقبض کرده، به مدت يک ثانيه نگه داريد و رها کنيد. اين حرکت را روزی سه بار و هربار ده مرتبه انجام دهيد. به‎تدريج تعداد انقباضات و دفعات را به ده بار انقباض به تعداد بيست دفعه در روز برسانيد.
 برای تنوع در انجام اين تمرين‎ها مدت نگاه داشتن انقباض را به سه ثانيه افزايش دهيد و بعد عضلات را رها کنيد. شما می‎توانيد مخلوطی از تمرين‎ها را انجام دهيد (يکبار دفعات را طولانی و کوتاه کنيد و بار بعد تعداد انقباضات را).

در هر حالتی اينکار را انجام دهيد: حتی هنگامی‎که پشت کامپيوتر هستيد، وقتی کتاب می‎خوانيد يا با تلفن صحبت می‎کنيد.
 در هنگام نزديکی انقباض عضلات لگنی موجب ايجاد لذت برای شما و شريک جنسی‎تان خواهد بود.
 تکنيک کگل را حداقل برای شش هفته انجام دهيد. نتيجه يکباره حاصل نمی‎شود اما تدريجاً تفاوت را متوجه خواهيد شد.
 برخی پزشکان معتقدند زنان باردار بايد تعداد تمرينات خود را صد بار بيشتر از افراد عادی انجام دهند تا آمادگی لازم را برای انجام زايمانی راحت‎تر و سالم‎تر داشته باشند. در آقايات انجام مرتب اين تمرين ها به بر طرف شدن انزال زودرس و کيفيت نعوظ کمک بسياری ميکند.

 

من به تازگی ارتباط حفاظت نشده‎ای داشته‎ام. با وجود اينکه مايع منی خارج از واژنم ريخته شد اما پريودم عقب افتاده است آيا امکان بارداری وجود دارد؟

در ترشحی که پيش از انزال از نوک آلت مردان بيرون می‏آيد مقداری اسپرم وجود دارد. پس بله، احتمال دارد که باردار شده باشی. مردها حتماً بايد در موقع دخول کاندوم را پوشيده باشند. البته معمولاً توصيه می‎شود که کاندوم را پس از پيش‎نوازی اوليه و دقيقاً زمانی که آماده‎ی دخول هستيد بپوشيد چون ممکن است در حين ماليده شدن به اطرافِ تخت و لحاف و غيره پاره و يا آلوده شود. می‎توانی برای تست حاملگی نوارهای تست ادرار را از داروخانه بخری و يا به دکتر مراجعه کنی.

 

ماه پيش من ارتباط جنسی بدون پيشگيری داشتم اما پريود شده‎ام آيا هنوز احتمال حاملگی برای من وجود دارد؟

اگر گمان می‎کنی که باردار هستی تست بارداری را بده . خيلی از دختر خانم‎ها بعد از برقراری ارتباط جنسی احساس گناه می‎کنند و فکر می‎کنند که حامله هستند در صورتی‎که نيستند. البته تعداد کمی از خانم‎ها هستند که پس از باردار شدن و حتی در طول مدت بارداری هم پريود سبکی را دارند. اگر پريود بعدی‎ات دير شد حتماً تست بارداری را بده.

 

من و شريک جنسی‎ام ارتباط داشته‎ايم اما فقط در حد بوسيدن و بغل کردنِ هم با لباس البته او انزال هم داشته است آيا ممکن است من حامله شده باشم؟

نه، اصلاً نگران نباش. اما مراقب اين موضوع هم باش که اگر خيلی پيش بروی ممکن است کارهايی را انجام دهی که آمادگی‎اش را نداری و يا نمی‎خواهی. يا به خواست طرف مقابلت سطحی از رابطه جنسی را تجربه کنی که بعداً پشيمان بشوی. اگر خواستيد ارتباطی داشته باشيد که در حين آن احتمال برخورد اسپرم با واژن وجود داشت حتماً از شريک جنسی‎ات بخواه که کاندوم بپوشد. برای احتياط بهتر است که هر دو کاندوم تهيه کنيد و در گوشه کيفتان داشته باشيد.

 

من می‎خواهم ارتباطم را با شريک جنسی‎ام شروع کنم. دوستانم می‎گويند که در اولين ارتباط جنسی حاملگی امکان ندارد آيا اين درست است؟

به هيچ وجه! بيشتر دخترخانم‎ها همين اشتباه را می‎کنند و بعد دچار بارداری ناخواسته و عواقب آن می‎شوند. قطعاً می‎توانی در اولين ارتباط جنسی‎ات باردار شوی. بخصوص به دليل اينکه جوان هستی بدنت آمادگی بيشتری برای بارداری دارد. پس بايد حداقل از کاندوم و بر روی آن ، از ژل اسپرم‎کش استفاده کنی. در صورتی که مايلی از قرص استفاده کنی برای اطمينان از کارکرد قرص های ضد بارداری لازم است که از ۳ ماه پيش از برقراری ارتباط جنسی مصرف مرتب آن را شروع کرده باشی.

 

اگر در هنگام انزال مرد، زوج در موقعيتی باشند که زن روی مرد قرار داشته باشد آيا احتمال حامگی وجود دارد؟ من شنيده‎ام که در اين حالت مايع منی بيرون ريخته و احتمال حاملگی را از بين می‎برد.

خير، اين موضوع درست نيست. در هربار انزال تعداد ۳۰۰ تا ۵۰۰ ميليون اسپرم همراه مايع منی به بدن زن وارد می‎شوند که اگر زوج از وسيله‎ی جلوگيری از بارداری استفاده نکرده باشند احتمال حاملگی خانم وجود دارد و اين به نحوه دخول بستگی ندارد. ضمناً‎ برخی افراد تصور می‎کنند که اگر مرد در وقت انزال کاندوم بپوشد احتمال باروری خانم به صفر می‎رسد. اما اين نيز درست نيست چون در هنگام دخول (پيش از انزال) قطراتی از نوک آلت مردان خارج می‎شود که غالباً حاوی اسپرم است و همان قطرات می توانند مسبب بارداری باشند. کلاً ۸۵% از خانم‎هايی که از هيچگونه وسيله‎ی جلوگيری استفاده نمی‎کنند، در عرض يکسال باردار می‎شوند. اسپرم می‎تواند در جهات مختلف جهش کند و از دهانه‎ی رحم بگذرد. اگر خانم در زمان تخمک‎گذاری باشد و اسپرم هم سالم باشد احتمال برخورد تخمک و اسپرم بالا رفته و به احتمال زياد عمل لقاح صورت می‎پذيرد. و مابقی اسپرم‎ها ممکن است از واژن به بيرون بريزند اما همان يکی کافی است. بنظر می‎رسد که شما تمايلی به باردار شدن نداريد اگر چنين است، با مراجعه به پزشک و يا درمانگاه نزديک محل سکونت خود می‎توانيد آموزش‎های لازم را برای جلوگيری از بارداری ببينيد. در ايران اگر عضو درمانگاه محل خود باشيد می‎توانيد از سهميه‎ی کاندوم رايگان استفاده کنيد.

 

اين سئوال ممکن است به نظرتان عجيب باشد اما من شنيده‎ام که پس از به دنيا آوردن نوزاد چنانچه عمل دوختن اپيزيوتومی انجام شود .دکتر می‎تواند در حين دوختنِ پارگی طول آن را افزايش دهد تا واژن تنگ شده و در هنگام دخول دهانه‎ی آن تنگ‎تر باشد. آيا اشتباه می‎کنم يا همچين چيزی ممکن است؟

اگر هنگام زايمان برای شما اپيزيوتومی انجام شده است، (در هنگام زايمان طبيعی چنانچه پزشک و يا مامای شما تشخيص بدهند که نوزاد فضای بيشتری برای خارج شدن احتياج دارد اقدام به بازکردن قسمت تحتانی دهانه‎ی واژن می‎کنند و پس از تولد نوزاد دوباره آن را بخيه زده و می‎دوزند ) و يا دچار پارگی واژن در طول زايمان شده‎ايد ( اين مسئله برای همه‎ی خانم‎ها پيش نمی‏آيد). علاوه بر بخيه‎هايی که برای بسته شدن اين شکاف زده می‎شود در صورت تمايل شما، پزشک يا ماما می ‎تواند يک يا دو بخيه به آن اضافه کند تا تنگی مطلوب ايجاد شود. اما فراموش نکنيد که در صورت تنگی بيش از حد واژن عمل دخول به سختی و همراه با درد انجام خواهد شد که اين مسئله با کاهش ميل جنسی که پس از زايمان در اکثر خانم‎ها اتفاق می‎افتد مزيد بر علت شده و سردی زوجين به يکديگر را سبب خواهد شد. البته با انجام ورزش‎های کِگِل يا ورزشهای عضلات کف لگن در طول مدت بارداری نيازی به زدن بخيه‎های اضافی هم نيست.
 انجام ورزشهای کِگِل بطور مرتب در دوران بارداری و پس از آن کمک شايانی به آسان‎ تر نمودن عمل وضع حمل می‎کند همچنين با سفت کردن عضلات واژن دربالابردن لذت جنسی در هنگام عمل دخول، بند آمدن خونريزی، داشتن نزديکی بدون درد پس از زايمان موثر است.

 

شنيده‎ام که اگر در وان آب داغ و يا در زير دوش آب داغ نزديکی کنيم، به‎ دليل گرمای آب اسپرم‎ها کشته می‎شوند و احتمال حاملگی وجود ندارد، نتوانستم باور کنم و بهتر ديدم که از شما سئوال کنم،

خير، نزديکی کردن در وان حمام، زير دوش، در استخر، هم می‎تواند منجر به حاملگی شود و هم انتقال يافتن امراض مقاربتی.دستگاه تناسلیِ خارجیِ مردان از يک آلت و کيسه‎ی بيضه‎ها ( حاوی دو بيضه) تشکيل شده است . کار کيسه مذکور اين است که بيضه‎ها را در دمايی برابر با ۵ درجه خنک‎ تر از دمای بدن نگاه ‎دارد. عمل اسپرم‎سازی نسبت به تغييرات دما بسيار حساس است. در هوای گرم ماهچه‎ های کيسه‎ی بيضه‎ها شل می‎شود و در نتيجه بيضه‎ها از بدن دورتر می‎شوند و حرارت آن‎ها پايين‎تر می‎آيد. برعکس در هوای سرد، اين ماهيچه‎ها منقبض می‎شوند و بيضه‎ها اختلاف ۵ درجه‎ای خود را حفظ می‎کنند. البته نشستن در آب داغ در عملِ معمول اسپرم‎سازی اختلال ايجاد می‎کند اما برای جلوگيری از بارداری کافی نيست. برای مردانی که دچار اختلالات باروری هستند توصيه می‎شود که از نشستن در آب داغ، گرفتن سونا و اعمال مشابه خودداری کنند. بطور کلی توصيه می‎کنم برای اطمينان بيشتر هميشه از کاندوم استفاده نماييدحتی در وان!

 

روش های جلوگيری از بارداری چيست؟

استفاده از قرص های ضد بارداری در انواع مختلف، کپسول های زير پوستی، کاندوم، بستن لوله در خانم ها، بستن لوله در آقايان يا وازکتومی، آيودی، روش طبيعی و تزديکی منقطع از شايع ترين راه های جلوگيری از بارداری هستند. که چنانچه هرکدام صحيح استفاده شوند در صد موفقيت بالايی دارند.

 

نحوه کارکرد قرص ضد حاملگی چگونه است؟

قرص‎های ضد بارداری ترکيبی حالتی شبيه به حالت بارداری را در بدن فرد به وجود می‎آورند. در اين حالت بدن زن ديگر تخمک آزاد نمی‎کند، مخاط رحم کلفت‎تر می‎شود در نتيجه اسپرم نمی تواند به آسانی وارد آن شود و چنانچه اسپرمی وارد رحم شود ديواره‎های آن اجازه‎ لانه گزينی را نمی‎دهند در نتيجه اسپرم از بين می‎رود.

در حال حاضر اکثر قرص‎های ضد بارداری ترکيبی از دوهورمون پروژسترون و استروژن هستند مگر در مواقع خاصی که مصرف يکی از اين هورمون‎ها برای فردی در شرايط خاص مضر باشد و نوع غير ترکيب نشده‎ آن را به تشخيص پزشک خود استفاده نمايد.

نحوه‎ مصرف قرص‎های ترکيبی معمولاً به اين صورت است که فرد ۲۱ روز قرص‎ها را بطور منظم و هرروز مصرف می‎کند و ۷ روز بين آن فاصله می‎دهد. در اين هفت روز خونريزی شبيه به پريود اتفاق می‎افتد و هنوز جلوگيری از بارداری ادامه دارد. پس از روز هفتم دوره‎ جديد قرص‎ها شروع می‎شود. برخی از اقسام قرص‎ها هستند برای مصرف آن‎ها فرد هر روز قرص‎ها را می‎خورد اما بايد در ترتيب خوردن آن‎ها نوبت را رعايت کند. ۲۱ قرص اول قرصهای ضدبارداری هستند و ۷ تای آخر هيچ اثری ندارند و فقط برای اينکه افراد دوره‎ی بعدی را سهواً دير شروع نکنند تجويز می‎شوند.

در مورد مصرف قرص‎ بايد بدانيد که در صورتيکه قرص‎ها مرتب و سر زمان معين خورده شوند مطمئن‎ترين راه جلوگيری به حساب می ‎آيند. استفاده از اين قرص‎ها برای اولين بار بايد تحت نظر پزشک يا ماما انجام شود. به ياد داشته باشيد که برخی داروها اثر قرصهای ضد بارداری را کم و يا خنثی می کنند. اگر برای هر موردی دارو برايتان تجويز شد به پزشک مربوطه اطلاع دهيد که از قرص ضد بارداری استفاده می کنيد. تا چنانچه تداخل دارويی وجود داشت از وسيله جلوگيری ديگری بطور همزمان در طول آن مدت استفاده کنيد.

 

من می‎خواهم بدانم که آيا برای آقايان هم قرص‎های ضد حاملگی وجود دارد يا خير و اگر جواب منفی است فکر می‎کنيد تا چه زمانی همچين قرص‎هايی به بازار خواهد آمد؟

تحقيقات آزمايشگاهی که هم‎اکنون در ايالات متحده و اروپا در حال انجام است اين نويد را می‎دهد که بين پنج تا هفت سال آتی چنين قرص‎هايی را در داروخانه‎ها داشته باشيم. حتماً می‎پرسيد چرا اينقدر طول می‎کشد؟ به دليل اينکه کنترل سيستم باروری مردان کار ساده‎ای نيست. دوران باروری خانم‎ها بدليل پريود ماهيانه‎ای که دارند تقريباً منظم است و تنها ۴۸ ساعت در ماه قدرت بارورشدن را دارند ( البته اين نکته که ۴۸ ساعتِ باروری‎شان در کدام زمان از ماه است هنوز مشخص نيست).

دانشمندان با توجه به زمان پريود ماهيانه‎ی خانم‎ها توانسته‎اند برای آن‎ها قرص‎های ضد بارداری توليد نمايند. برخلاف خانم‎ها، عمل اسپرم‎سازی در بدن آقايان ۷/۲۴ يعنی تقريباً نيم ميليارد اسپرم در روزاست به همين دليل است که ابداع روش جلوگيری از بارداری توسط قرص برای آقايان هنوز مورد بحث و بررسی است.

 

بهترين شيوه برقراری جنسی کدام است؟

حالتی که هر دو با آن راحت باشيد بهترين است. هيچ تجويز خاصی در اين مورد وجود ندارد.

 

 

 

آيا برای خانم‎ها هم ارتباط جنسی از راه دهان مقدور است؟

 

بله، و بر طبق آمارهای موجود اين روش که به عنوان پيش‎نوازی و يا آماده سازی خانم‎ها و نزديک‎تر نمودن زمان رسيدن آنها به اوج لذت جنسی بکار می‎رود، در ۹۵% خانم‎های مورد تحقيق به عنوان روش محبوب شناخته شده است. با اين روش چون از نظر ذهنی و جسمی شريک جنسی خود را آماده برقراری ارتباط جنسی می‎کنيد هم او و هم خود شما لذت بيشتری از عمل دخول خواهيد برد زيرا غدد مترشحه‎ای که در طرفين داخل واژن وجود دارند به توليد لوبريکنت (مواد لغزنده) بيشتری می‎پردازند که عمل دخول را آسان‎تر می کند.

 

پسری هستم ۱۹ ساله که مشکل بزرگی دارم. نمی‎دانم چطور بگويم اما وقتی با خانمی تنها می‎شوم بدون اختيار حالت نعوظ آلت را پيدا می‎کنم. دوستانم می‎گويند در اين حالت بايد به بالا و پايين بپری که وضعيتت به حالت طبيعی برگردد. آيا اين تنها راه است؟

دوست عزيز حالت شقی يا نعوظ حالتی بی اختيار و کنترل نشدنی نيست. اولين کاری که بايد بکنی اين است که اگر با خانمی تنها شدی به مسائل جنسی فکر نکنی و برای اينکار بهترين کمک را کنترل نگاه به انسان می‎کند. چون هرگاه که شما به عنوان مثال به يقه‎ باز طرف مقابل خود نگاه کنی بی اختيار در پی آن به خيال‎پردازی مشغول می‎شوی که البته امری است کاملاً طبيعی ولی همه می‎دانيم که برای خانمی که مقابل شماست اين مسئله خيلی خوشايند نخواهد بود وممکن است دوستان خوبی را بخاطر همين مسئله‎ کوچک که با کمی تمرين قابل اصلاح است از دست بدهی. در مورد روشی هم که دوستانتان پيشنهاد کرده‎اند بايد بگويم که هنگامی شقیِ آلت رخ می‎دهد که آلت تناسلی پر از خون شود، وقتی شما در آن حال به بالا پايين بپری در واقع به زور می‎خواهی جريان خون را به حالت اول برگردانی و اين مسئله ممکن است عواقبی چون عقيمی را برايت به دنبال داشته باشد پس مراقبه فکری بهترين کار است. کشيدن نفس عميق هم کمک زيادی در کنترل سرکشی احساس جنسی می‎کند. در ضمن در اين شرايط بهتر است لباس زير و شلوار خود را طوری انتخاب کنی که تنگ نباشد چون لباس‎های تنگ هم عامل تحريک هستند.

 

آيا همسر آينده‎ شخص می‎تواند بفهمد که او پيش از ازدواج خودارضايی کرده است يا خير؟

هيچ راهی وجود ندارد که کسی اين مسئله را متوجه شود مگر اينکه خودتان به طرف مقابلتان بگوييد. در حالت کلی همه فکر می‎کنند که يک فرد جوان خودارضايی می‎کند چون اکثريت اينکار را می‎کنند.

چرا پس از چند بار به انزال رسیدن مقدار مایع منی کم می شود؟ آیا این جای نگرانی دارد؟

 

بطور معمول اگر فاصله بین دفعاتی که به انزال می رسید کم باشد ( این زمان در ميان افراد
 متفاوت است) بطور طبیعی از مقدار و غلظت مایع منی کم می شود. این مسئله ربط چندانی به قدرت باروری ندارد، چون در هر قطره مایع منی میلیون ها اسپرم وجود دارد. در ضمن ضعف کلی بدن هم می تواند بر روی توانایی جنسی و مقدار مایع منی اثر بگذارد (به عنوان مثال شنونده ای که پرسیده بود چرا پس از ماه رمضان این حالت برایش پیش آمده است).

(منبع : سایت پزشک و وبلاگ آميزش جنسي)

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ناسازگاري در زندگي زناشويي

جمعه بیست و یکم بهمن 1390
با اتخاذ روش هاي ساده مي توان از بروز بسياري اختلافات جلوگيري کرد.  متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج هاي تحميلي، شرايط سني نامتناسب و ازدواج مجدد  ديده مي شود و هنوز بسياري از جوانان تنها با دل خود پا پيش مي گذارند و وارد زندگي  زناشويي مي شوند. آنچه در اينجا به آن مي پردازيم، آيين همسريابي نيست، بلکه قصد  داريم با بيان دلايل اصلي بروز اختلاف ميان همسران و روش هايي ساده براي احتراز از  آنها، قدمي در راه بهبود بخشيدن به روابط داخلي خانواده برداريم.

 در حالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند  به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلي پيش مي  آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود.  علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها - براي نرسيدن به مرحله  جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به  طلاق عاطفي منتهي مي شود. ازدواج يک مبارزه است که امکان بروز پيش آمدهاي منفي در  آن بسيار است، يک زوج دانا بايد بتوانند آنها را بشناسند، پيش بيني کنند و به آنها  رسيدگي نمايند.

 خشم مي تواند به شکل هايي چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن  احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و  در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

 
 اما عوامل مشکل آفرين چه هستند؟

 به بخشي از اين مسائل توجه کنيد:

  -  اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود مي تواند رابطه اي را پايه گذاري  کند که در آن، اين شخص مدام در حال تعريف و تمجيد از طرف مقابل خود است. چنين  شرايطي بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنيدن کوچکترين تعريف و تمجيدي، به  کسي غير از همسر خود متمايل خواهد شد.

 -  داشتن تعريفي خشک و انعطاف ناپذير از نقش همسران در زندگي به طوري که هيچ  فضايي براي آزادي عمل، تغيير و تحول و رشد شخصيت افراد باقي نمي گذارد. هنگامي که  يکي از طرفين اجباراً نقشي را بپذيرد که با خود او متفاوت است، صميميت و تبادل نظر  بين زوجين کاهش مي يابد. مثلاً خانمي که مدرک فوق ليسانس دارد، مجبور به خانه داري  شده و مي خواهد پس از اين که فرزندانش به سن مدرسه رسيدند، وارد بازار کار شود، يکي  از موارد متعددي است که شخص در جاي نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.

 -  کوشش براي رسيدن به کمالي که با تعاريف فرد مقابل جور دربيايد و به عبارتي  تبديل شدن به کمال مطلوبي که از خود واقعي شخص فرسنگ ها فاصله دارد.

 اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و  باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث  کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي  تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد  رسيد.

 -  يک تأثير منفي بچه دار شدن مي تواند اين باشد که شوهر، از شخص شماره يک همسر  خود، به شخص شماره دو تنزل مي کند. در همين زمان است که زن احساس مي کند شوهرش به  او بي توجهي مي کند و زحماتش را در امر نگهداري از فرزند ناديده مي گيرد. هر قدر که  اين حس متقابل کم ارزشي در زوج قوت بگيرد، فرزندان به نظر آنها بيشتر تحميلي مي  آيند و روابط خانواده به طور فزاينده اي سست مي شود.


 تابلو THE LOVERS  اثر پيکاسو (اين تابلو زني را نشان مي دهد که به  همسرش تکيه کرده)

 -  تعريف سنتي نقش زن، اين است که از يک وابستگي به وابستگي بعدي منتقل مي شود و  اين مي تواند براي مردي که ذاتاً ضعيف است و نمي تواند بار سنگين زندگي را به دوش  بکشد، ناگوار باشد. بسياري از زنان با پيشينه سنتي، خود را در سايه مردان شناخته  اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. اين زنان بيشتر به ظاهر خود مي  پردازند، مدام در باره ضعف و ناتواني خود صحبت مي کنند و ممکن است دچار حسادت شديد  هم باشند. اين مورد اخير مي تواند يک عامل مزاحم و دائمي باشد که حتي در زماني که  شوهر وفادار و صادق است نيز، حضور دارد.

 -  در جوامع امروز ممکن است نقش هاي سنتي زن و مرد معکوس شود و اين زن باشد که  شغلي مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها براي انجام وظايف زناشويي حضور دارد. زن در  چنين شرايطي، ممکن است به سمت مرد ديگري که از نظر شغلي قدرتمندتر از اوست، جلب شود  و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.

 ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي  آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح  کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي شده و نشانه عدم رضايت از  شريک زندگي است.

  -  نداشتن ارتباط کلامي و تبادل نظر صحيح قبل و بعد از ازدواج. بيشتر افراد گفتگو  درباره مسائل ظريف حياتي درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصيلات فرزندان، نيازهاي جنسي  و عوامل ناسازگار ديگر را جدي نمي گيرند و از انجام آن طفره مي روند. آنها به غلط  تصور مي کنند که عشق بر تمام اين مشکلات پيروز مي شود و هر اختلافي را حل مي کند.

 -  جا به جايي ناسازگاري هاي زناشويي به اين ترتيب که اختلافات، خواسته ها و  اهداف متفاوت زوج، در شخص سومي که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلي مي شود. اين  فرزند هيچ راه فراري ندارد و در يک موقعيت نامعقول گرفتار شده است. يکي از اين  موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند يکي از والدين است «تو مثل پدرت تنبلي»، «تو  هم مثل مادرت منطق سرت نمي شود» و ... اين فهرست مي تواند تا مدت ها ادامه پيدا  کند. متأسفانه اين روش در حالي که موجب رضايت زن و شوهر مي شود، فرزند بخت برگشته  را با انبوهي از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران مي کند.

 -  خشم نا بجا موجب مي شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانيم. ابراز  نادرست خشم ناشي از مشکلات شخصي در محل کار يا عدم رضايت از نقش خود در خانواده در  اکثر موارد، شخص بي گناهي را آماج تيرهاي خشم ما قرار مي دهد. البته افراد اندکي  وجود دارند که بر روي واقعيت تمرکز مي کنند و ديگران را مقصر نمي دانند، اما بيشتر  ما، در اين دسته جا نداريم.

  -  گاهي همسران براي حفظ رابطه اي که به نظر مطلوب مي رسد، از موارد مهمي چون  جنبه هاي شخصيتي، زمينه خانوادگي، مذهبي، نژادي، تحصيلي و...سرسري مي گذرند در حالي  که چنين مواردي مي توانند در رابطه نقش بنياديني داشته باشند. همچنين، رفتارهايي که  در گذشته با وجود عجيب بودن، برايمان جذاب بود، جذابيت خود را از دست مي دهند و  کاملا زجر آور مي شوند.

 -  شيوه هاي متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالي که هر دو طرف از اعتماد به نفس   اندکي برخوردار باشند، مي تواند  به حالتي تبديل شود که دو طرف مدام يکديگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بي اعتماد  شده و احترام خود را از دست مي دهند.

 -  مردان تمايل دارند که در گفتگوهاي خود از دليل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار  خردمندانه استفاده کنند، در حالي که زنان در سطح احساسات گرايانه تري به گفتگوي خود  شکل مي دهند. يک مشکل رايج بين همسران، حرف زدن بدون شنيدن است. اگر هنگام گفتگو،  نکته اي ناشنيده باقي بماند، صداها اوج مي گيرد، خشم بر هر دو طرف مسلط مي شود و  گفتگو به بن بست مي رسد.

  -  افراد با کسب عادات و روش هاي توهين آميز و تهاجمي و  به کار بردن مکرر آن، ضررهاي جبران ناپذيري به زندگي زناشويي خود وارد مي کنند.  ممکن است طرف مقابل چنين افرادي مدتي با بردباري و مدارا رفتار کند تا همسر خود را  حفظ کند، اما اين حالت به تدريج از بين مي رود.

  -  کوشش در راه تغيير افراد تا حدي که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنايه زدن  مداوم در باره وزن، بي اطلاعي از موضوعي خاص، رمانتيک نبودن، بي علاقگي به ورزش و ...  از جمله مواردي هستند که در اين دسته مي گنجد. ازدواج با کسي که او را نه براي  آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک  است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي  مي شود و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

 
 به وجود آمدن خشم

 عوامل متعدد بالا مي توانند موجب بحث هاي طولاني، سخنراني هاي يک طرفه، عدم درک  متقابل، برداشت هاي نادرست و فقدان کامل محبت شود. اين مشکلات مي تواند زن و شوهر و  فرزندان آنان را به طور زيان باري تحت تأثير قرار مي دهد به طوري که اثر آن تا نسل  ها ادامه خواهد يافت.

 خشم، به طور غير مستقيم به وجود يک ايراد کلي در زندگي زناشويي   يا خارج از آن دلالت مي کند، اما  متمرکز کردن آن بر روي شريک زندگي به اين معنا است که يک اشکال اساسي در اين رابطه  وجود دارد. بيشتر اوقات عصبانيت   نتيجه فرعي ِ  داشتن حس ناديده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غير منصفانه قضاوت شدن، مورد  خيانت قرار گرفتن يا از نظر احساسي ترک شدن است.

 خشم نشانه اي از چنين فشارهايي است و تا حد امکان بايد آن را با خونسردي و منطق  پاسخ داد. ممکن است تمام اين احساسات در نتيجه مشکلي حرفه اي(مانند بيکار شدن) پيش  آمده باشد و حل آن، شعله هاي خشم را از همسر بي گناه دور نگه خواهد داشت.

 خشم مي تواند به اشکال ديگري چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن  احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و  در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

 
 چه مي توان کرد؟

 شناخت و درک چگونگي تخريب يک رابطه بسيار مهم است. يافتن مشکلي که موجب بروز خشم  شده نيز از اهميت فراواني برخوردار است. همسران بايد مهارت هاي ارتباطي خود را  افزايش دهند، عصبانيت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجير طولاني درگيري ها را پاره  کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگيخته شدن اقدامات دفاعي بدن در برابر حمله  هاي روحي و جسمي مي شود و سد محکمي در توانايي برقراري ارتباط منطقي به وجود مي  آورد.

 يک نفر يا هر دو طرف بايد بر موقعيت غلبه کند و مسئوليت کار اشتباه خود را  بپذيرد و با صداقت خود، اعتماد و صميميت طرف مقابل را جلب کند. اگر يک نفر بتواند  جوابگوي مشکل شود و مسئوليت رفتارهاي مخرب يا نادرست خود را بپذيرد، موجب مي شود که  طرف مقابل نيز همين رفتار را داشته باشد.

 گاهي حضور يک واسطه بي طرف مي تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمي کند که  موجب ناتواني در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. اين شخص مي تواند اعتماد و  صميميت را بين زوج برقرار کند. علاوه بر اين، اين واسطه مي تواند محيطي آرام ايجاد  کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانيت، حاصل شود.

 در نهايت بايد گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز  و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند،  مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل  شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد.



           
            فروش ویژه کیف میکرو والت اصل 
            

            

            


کیف میکرو والت اصل (Micro Wallet)، کيفي کوچک اما فوق العاده جا دار، مناسب براي نگهداري کارت هاي عابر بانک، کارت های شناسایی و پول. ساخته شده از چرم اصل با وزن بسيار سبک ...



            
            
            

            

            

            روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
            

            


            قیمت: 18500 تومان
            

            
            
            

            


           



 

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

سكوت در حين مشاجره زنان را ميكشد

جمعه بیست و یکم بهمن 1390
يك تحقيق جديد نشان ميدهد زناني كه هنگام مشاجره با همسر، خود را به سكوت كردن وادار ميكنند، بيشتر در معرض خطر مرگ هستند. افسردگي و اسپاسم روده نيز در ميان اين دسته زنان شيوع بيشتري دارد.

به گفته دكتر الن ايكر (Elaine Eaker) از موسسه اپيدميولوژي-همه گير شناسي- ايكر، اين چنين "سكوتهاي خود خواسته" در طي مشاجره نتيجه تحولي است كه در طي ساليان اخير در زنان ايجاد شده است، در حالي كه به زبان آوردن احساسات و افكار به خصوص در زماني كه زن در يك رابطه خشونتبار بسيار ضروري است.

 ايكر و همكارانش در طي يك دوره تحقيق ده ساله متوجه واقعيت تكان دهنده اي شدند، زناني كه خود را به سكوت وادار ميكندد، چهار برابر بيش از زناني كه در يك مشاجره با همسر خود به راحتي صحبت ميكنند، در خطر مرگ قرار دارند.

 اين تحقيق جديد در نوع خود اولين تحقيقي است كه در زمينه روابط ميان زوجين، به بررسي رفتار، بيماريهاي قلبي و مرگ ميپردازد. قبل از اين تحقيقاتي در زمينه كميت و كيفيت زندگي زناشويي و بيماريهاي قلبي انجام شده بود. اما در اين تحقيق، پرسشهاي تازه اي مطرح شد كه به گفته ايكر، بيش از پيش به نيروهاي دروني موجود در احساسات هر شخص در رابطه با زندگي زناشويي و آنچه واقعا در زندگي مشترك رخ ميدهد، پرداخته است.

 ايكر و تيم تحقيقاتي او به مطالعه 3682 مرد و زن داوطلب پرداختند كه اكثر آنان در آغاز تحقيقات در دهه سني 40 و 50 بوده اند. شرايط جسمي و شكل گيري يا بروز بيماريهاي قلبي و مرگ داوطلبان به دلايل مختلف به مدت 10 سال مورد پيگيري قراگرفت.

 نتيجه اينكه در مقايسه با مردان مجرد، زندگي زناشويي براي سلامت مردان مفيد بوده است. در اين دوره ده ساله احتمال مرگ شوهران 50% كمتر از مرگ مردان مجرد عنوان شده است.

 از طرفي اين تحقيق نشان ميدهد مرداني كه همسرانشان با روحيه اي پر تنش از محل كار به خانه باز ميگردند، 2.7 مرتبه بيش از مرداني كه همسرانشان محيط كار بي دردسري دارند، در معرض بيماريهاي قلبي قرار دارند.

 اين احتمال وجود دارد كه مشكلات زن در محل كار به اين دليل براي شوهر تنش زاست كه او نميتواند در اين بخش، از همسر خود "حمايت" كند. به گفته اين محققان، با تغيير نقش زنان در جامعه، تمام توجه معطوف به آنان شده است، در حالي كه اين تغيير نقش و انتظارات مرد نيز نياز به بررسي و درك مجدد دارد.

 اين يافته ها به خصوص بر اهميت رابطه كلامي و ارتباط سالم موجود در زندگي مشترك تاكيد ميكند. ايكر ميگويد هرچند كه هنوز مطالب مهمي براي بررسي در اين تحقيق وجود دارند، اما در كل ميتوان نتيجه گرفت كه "هر دو طرف بايد در زمان برخوردهاي اجتناب ناپذير زندگي زناشويي، براي طرف مقابل خود شرايطي امن مهيا كنند تا وي بتواند احساسات خود را بروز داده و به تشريح آنها بپردازد. اين امر براي سلامت خود آنها و همچنين سلامت رابطه بسيار ضروري است."

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390
با چه كسي ازدواج كنيم ؟‌ چگونه همسرآينده امان را بشناسيم؟ چه شرايطي براي همسر در نظر بگيريم ؟ در چه سني بايد ازدواج كرد؟ چه شرايطي بايد داشته باشيم تا ازدواج كنيم ؟

و هزاران سئوال از اين دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور مي كنند و به دنبال جواب هستند. در اين يادداشت و چندين يادداشت بعدي ، سعي ما بر اين است كه به اين مهم بپردازيم و سئوالاتي كه مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسي كاربردي پاسخ دهيم.

در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه : اين رابطه تنها به منظور ارضاي تمايلات آني نيست . بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و چنانكه در بحث تربيت كودك نيز شرح داديم يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان ، گسسته شدن رابطه خانواده و يا اختلافات خانوادگي است.

ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج ) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمي و از خودگذشتگي فراوان لازم است ، ولي اگر زن و مرد قبل از ازدواج با يكديگر توافق بيشتري داشته باشند ، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود.

 مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

 1 - رشد عاطفي و فكري

 2 - تشابه علايق و طرز تفكر

 3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )

 4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي

 5 - تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي

 6 - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها

 7 - رابطه با خانواده زن و شوهر

سعي ما بر اين است كه در اين يادداشت و يادداشت هاي بعدي موارد هفتگانه فوق را شرح دهيم و در اين يادداشت معيار اول را بحث مي كنيم.

 1 - رشد عاطفي و فكري

مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي ، رشد عاطفي و فكري است. البته واضح است كه درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد ، بلكه سن رواني ، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر روشنفكري است. اگر اين عوامل فراهم باشد ، بهترين سن براي ازدواج 25 سالگي براي مرد و 22 سالگي براي زن است.

در اين سن يك فرد عادي به اندازه كافي رشد و ثبات فكري و عاطفي دارد و امكان تغيير ناگهاني در رفتار او كم است ، اگر چه در اين سن عادات مختلف در فرد به صورت محكمي در آمده ، ولي هنوز قابليت تطبيق و سازش در او موجود است. البته بايد اضافه كرد كه اين سن را تنها از لحاظ كلي انتخاب كرديم ، بدين معني كه خيلي ازدواجهاي مقرون به خوشبختي وجود دارد كه زن و مرد در موقع ازدواج بسيار مسن تر يا جوان تر از سن مذكور بوده اند.

رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي براي ازدواج است. اگر چه در اجتماع كنوني ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت مي گيرد ،‌ معهذا بايد گفت كه روان شناسان ، زناشويي كودكان تازه بالغ را كه آمادگي وارد شدن به زندگي پر مسئوليت زناشويي را ندارد ، صلاح نمي بينند.

مسئله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير ؟ تحقيقاتي كه در اين زمينه موجود است نشان مي دهد كه مردان تمايل دارند كه با زنان كم هوش تر از خود ازدواج كنند و اغلب زنهاي خيلي با هوش مجرد مي مانند. از لحاظ خوشبختي زناشويي ، صلاح است كه مرد از لحاظ هوش ، كمي برتر از زن باشد ، زيرا محيط ما چنين اقتضاء مي كند. ولي تفاوت زيادي در اين مورد نبايد وجود داشته باشد‌ ، زيرا در غير اين صورت علايق و طرز تفكر آنان با يكديگر توافق نخواهد داشت. البته امكان دارد ازدواج موفقيت آميزي كه در آن زن با هوش و فعالي شريك است ، وجود داشته باشد ، ولي خطرات ناشي از آن زياد است . در واقع هوش يك معياري است كه علايق و طرز تفكر خاصي را توليد مي كند و درصورت اختلاف هوشي زياد انطباق و توافق طرفين به شدت كاهش مي يابد.

رشد اجتماعي رابطه نزديكي با رشد عاطفي و فكري دارد ، زيرا شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است ، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند . او مي داند چگونه با ديگران ، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند . او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسئوليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.

يكي از مهمترين عوامل رشد ، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است . مثلا شخص ممكن است سي يا چهل سال عمر كرده باشد ، ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود . چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.

 شخصي كه رشد عاطفي كرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند . او به پيشرفت هاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود ، هر چند هم با شكوه بوده باشد ، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ،‌ عشق ، ازدواج و تربيت كودك با روشنفكري مي نگرد.

2 - توافق و طرز فكر

مسئله مهمي كه قبل از ازدواج وجود دارد ‍ ، اين است كه جوانان قبل از وارد شدن به زندگي زناشويي ‍ ، د رموضوع هاي مهم زندگي توافق نظر داشته باشند و اين توافق معمولا روي علايق و طرز فكر قرار مي گيرد.

طرز تفكر ‍، موضوع بسيار مهمي است ؛ زيرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگي ›› هر فردي ريخته مي شود. براي روشن شدن مطلب چند مثال ذكر مي گردد: آيا زن و مردي كه خيال ازدواج دارند به يك اندازه جاه طلب هستند يا اينكه يكي از آنها خيلي جاده طلب و ديگري معتقد به داشتن زندگي آرام و آهسته و بي دردسري است . اگر در اين مورد ، مرد ،‌ شخص جاه طلبي است ‍ ، شايد مضار آن زياد نباشد ، اگر چه ممكن است زن او از اينكه شوهرش ساعات طولاني مشغول به كار است آزرده گردد. ولي اگر زن بي اندازه جاه طلب باشد ‍، سعي خواهد كرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاري به كار بكشد و او را مجبور به پذيرفتن مشاغلي كند كه از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ،‌ و اين وضع با موفقيت و خوشبختي زناشويي تباين دارد.

نظريات سياسي ، مي تواند عوامل اختلافات زناشويي شود ، زيرا با افراطي بودن يكي و محافظه كار بودن ديگري ، امكان تصادم افكار زياد است. البته حتما نبايد نظريات سياسي دو همسر شباهت كامل به هم داشته باشد ولي صلاح در اين است كه از لحاظ عقايد سياسي در دو قطب مخالف قرار نگيرند.

مسئله مهم ديگر در زناشويي ، توافقي است كه زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگي دارند. مثلا اگر شوهر ،‌ فردي تخيلي و ايده آليست ، ولي زن شخص واقع بين و به اصطلاح رئاليست باشد ، شوهر ممكن است از رويه خشك و زياده از حد مادي زن خود خسته شود و احساس كند كه زنش قدرت درك معنويات و ظرايف زندگي را ندارد. زن واقع بين نيز ممكن است از دست شوهر تخيلي و فلسفه باف خود به ستوه آيد و او را آدمي خيالباف ،‌ تنبل و دور از حقيقت زندگي بداند و مكرر آرزو كند كه اي كاش شوهرش قدري به خود بيايد و واقعيات زندگي را آن طور كه هست مشاهده كند. در چنين موقعي امكان وجود يك كانون خوشبختي كم است.

البته علايق رابطه نزديكي با طرز تفكر دارد و شامل فعاليتهاي متعدد روزانه از قبيل رفتن به سينما ، تئاتر ،‌كنسرت ، گوش دادن به راديو و تماشاي تلويزيون ، خواندن كتاب ‍ ،‌ رفتن به مهماني ،‌ سخنراني ها و امثال آن مي گردد. البته نبايد انتظار داشت كه زن و شوهر در همه اين علايق با يكديگر توافق داشته باشند ، ولي براي سعادت خانواده توافق كلي در قسمت عمده اي از علايق ضرورت دارد.

 3 - عقايد مذهبي

 شباهت در عقايد مذهبي به قدري در سعادت كانون زناشويي اهميت دارد كه روان شناسان ،‌ ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غير عاقلانه مي دانند . دلايل اين نظريه بسيار است.

 در وهله اول ،‌اگر تنها يكي از دو همسر به عقايد مذهبي خود با ايمان كامل پايبند باشد ، امكان اختلاف نظر در اين مورد زياد خواهد بود. به علاوه آنچه كه در اين زمينه اهميت دارد ، تربيت كودكان بر حسب عقايد مذهبي به خصوص است.

 يكي ديگر ا زمشكلات ازدواج افرادي كه داراي مذاهب مختلفند ، مخالفت اولياء آنهاست ، زيرا اين مسئله اغلب باعث جدايي جوان از پدر و مادر خود مي شود و بعدها ممكن است هر يك از طرفين تقصير اين جدايي را به گردن همسر خود بيندازد. ولي اگر يكي از طرفين مسئله مذهب را جدي نگيرد ،‌احتمالا مشكل حادي پيش نخواهد آمد.

 نكته بسيار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :

 بسيار پيش آمده است كه دو نفر قبل از ازدواج از مفاهيم كلي در مورد مذهب استفاده مي كنند و هر دو توافق پيدا مي كنند ولي بعد از ازدواج ، در نمودها و مصاديق آن موارد كلي ، دچار اختلاف مي شوند.

 مثلا ، هر دو مي گويند مسلمانيم ، هر دو از صداقت ،‌ ايمان ،‌ حجاب و .... حمايت مي كنند .

 ولي در برخورد با مسائل و جزئيات زندگي ، برداشتها و اختلافهاي جدي پيدا مي كنند.

 يكي حجاب را چادر مي داند ، ديگري هيچ اعتقادي به چادر يا حتي به مانتو هم اعتقاد ندارد.

 يكي هرگونه موسيقي را حرام مي شمارد ، ديگري موسيقي را آرامش روح مي داند.

 يكي زندگي مرفه را در تعارض با مذهب نمي داند ،‌ ديگري رفاه گرايي را در تضاد با مذهب خود مي داند.

 يكي پذيرائي مهمان زياد را در منزل ، مهمان نوازي دانسته و مي گويد : در خانه من، به روي همه باز است و من مهمان نواز هستم ،‌ ديگري ميگويد مگر خانه ما ،‌ كاروانسراست كه درش بروي هر كسي باز باشد. و ديگري را ولخرج مي شمارد.

 يكي براي مسافرت ، مشهد و زيارت را در نظر مي گيرد ، ديگري دوست دارد به شمال و لب دريا برود . و هزاران مسئله ريز و درشت ديگر در زندگي مشتركشان پيش مي آيد ،‌ كه با تولد فرزندان حادتر مي شود ،‌ چون تفاوت در سبك تربيتي فرزندان را نيز شامل مي گردد. و هر كدام سعي دارد با زير و بمهاي ارزشي خود ، فرزندان را تربيت كند.

 لذا توصيه مي شود ، كه قبل از ازدواج ، فقط روي مفاهيم كلي بحث نشود ، و به نمودها ، مصاديق و مثالهاي عيني آن توجه شود . سعي شود با مثالهايي ، طرف مقابل را در موقعيت هاي عيني و واقعي قرار داد.

منبع وب سايت همدردي

 


برچسب‌ها: معیار های انتخاب همسر
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

سوالاتي كه در جلسه خواستگاري بايد مطرح شوند

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390
من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما  ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید .

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2 -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:

نظر شما در مورد حجاب چیست؟

-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟

 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟

-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد

3 -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟

آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟

آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟

آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟

آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟

آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟

آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟

آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟

آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟

آیا یک آقا یا یک خانم  پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟

آیا برای یک خانم  دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟

آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟

و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.

(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4-  حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بعضی از مهمترین محورها اینها هستند

 الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد

مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....

یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟

مثلا:

شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟

آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد

مثلا:

با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)

-  کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.

- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،

ج ) انعطاف پذیری

این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.

به این سئوال توجه کنید:

اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟

نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)

در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:

باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این:

به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت

18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.

( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)

نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

 د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد

شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

 هـ) مسائل اقتصادی خانواده

این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟

درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

 و) میزان استقلال یا وابستگی فرد

مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟

سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.

یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟

یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

 ز) صفات شخصی و روانی:

افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.

همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )،  منزوی و بی علاقه به تفریح،  (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

 ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:

این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.

این سئوال را دقت کنید:

آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟

آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟

آیا شما هم با این موافقید که  خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟

چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

 ط) دوستان

اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.

سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)

با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)

با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

 ی) خانواده فرد

سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.

ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان

این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.

( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)

 ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده

شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....

سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، ب

از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)

 در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.

از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود.

منبع: سايت همدردي


برچسب‌ها: خواستگاری, سوالات خواستگاری
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چقدر نامزدی خوبه !

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390
حفظ قلب

 دورانی که چه بسا از شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین روزهای تمام عمر هر زوجی محسوب می شود. ولی به راستی این دوران برای چه کاری پیش بینی شده است. وقت چه کاری است؟ چه کارهایی را باید در این دوران انجام داد و چه کارهایی را نه ؟!...

 ملاقات و گفتگو و دیدار زوجین در این دوران نه تنها به آرامش روحی و ایجاد فضای مناسب برای شناخت بیشتر کمک می کند ، بلکه مجال بیشتری را برای نزدیکی خانواده های دو طرف نیز فراهم می سازد. بنابراین رعایت برخی نکات در ملاقات ها می تواند به مفید بودن آن کمک کند.

دیدارها

 زوجین باید قبل از هر چیز، جهت قرار ملاقات ها با هم به توافق برسند. البته لازم است که خانواده ها را در جریان توافق خود قرار دهند. چرا که خانواده عروس باید از زمان حضور دامادشان مطلع باشند تا آمادگی لازم جهت پذیرایی را داشته باشند و آقای داماد با عدم هماهنگی برنامه ها و احیاناً نامناسب بودن اوضاع ظاهری عروس خانم روبرو نمیشود. پس اعلام تلفنی قبل از به راه افتادن کاری بسیار به جاست.

وضع ظاهری

 رسیدگی به وضع ظاهری داماد برای دیدار عروس خانم لازم است. پس آقایان اصلاح موهای سر، مرتب و تمیز بودن لباس و استفاده از عطر مورد علاقه عروس خانم را فراموش نکنند. عروس خانم هم بهتر است لباسی را بپوشد که به قول معروف بیشتر به او می آید و با آن از جذابیت بیشتری برخوردار می شود.

هدیه مناسب

 خرید هدیه مناسب یا گل، برای عروس خانم سبب خشنودی او شده و این علقه را محکم تر می کند. ولی اگر در شرایط خاصی قادر به تهیه آن نیستیم ، حتماً به عروس خانم بگوییم «دلم می خواست هدیه ای برای شما تهیه کنم ولی فرصت مناسبی برای انتخاب آن پیدا نکردم. اما به محض شناخت سلیقه شما این کار را انجام خواهم داد.»

 به خاطر داشته باشید: همسری که زودتر از دیگری، از علایق و سلیقه های همسرش مطلع می شود، موفق تر است. راستی یادم رفت بگویم: حتماً روی بسته بندی کادو را با جمله « دوستت دارم » زینت دهید! (این را که خودتان می دانستید، این طور نیست؟!)

ولخرجی

 اگر قرار است با همسر خود به گردش بروید، حتماً به اندازه کافی پول بردارید. چرا که در این دوران خانم ها به شدت نگران خست مردها هستند. در غیر این صورت عروس خانم با خود می گوید: "سالی که نکوست از بهارش پیداست."

چه بگوئیم؟

 قبل از دیدار دو نفره، باید ملاقات با گفتگو و احوالپرسی با خانواده عروس یا داماد صورت گیرد، آن هم با عباراتی گرم و صمیمانه که حکایت از شدت علاقه؛ دیدار خانواده دارد.

 تعریف کردن از یکدیگر، نوع رفتار، لباس و وضعیت ظاهری یکدیگر بر جذابیت این دیدار می افزاید. پس صرفه جویی نکنید و احساسات خود را به زبان بیاورید. بهتر است بیان این احساسات به زیباترین شکل موجود صورت گیرد. به طوری که زوجین یادآوری آن را برای سالیان دراز، قوت قلب خود قرار دهند. پس در این موضع، سکوت نمی تواند معنای خوبی داشته باشد. چرا که گاه سکوت کردن نشانه تردید داشتن تلقی می شود.

 به خاطر داشته باشید که اگر یکی یا هر دوی شما کلاً فردی کم حرف و ساکت هستید، حتماً در اولین جلسه ملاقات این خصوصیت را بیان کنید تا سبب نگرانی طرف مقابل نشود.
 باید سعی شود گفتگوها در عین رسایی، گرمی و به جا بودن، با زبانی نرم و لین بیان شوند.

 پس از صراحت لهجه یا به اصلاح «رک بودن» و جملات ابهام آمیز بپرهیزید. بعضی از زوجین، از پر حرف بودن طرف مقابل گله می کنند و می گویند: که ایشان اصلاً مجال صحبت کردن به من را نمی دهد. پس گفتگویی خوب است که به طور متناوب باشد، یعنی یکی گوینده باشد و دیگری سکوت کند و برعکس.

 نکته مهم دیگری که در این گفتگوها لازم بلکه اساسی است، رعایت صداقت است. دروغ گفتن از لطف کلام می کاهد و تداوم زندگی مشترک را به مخاطره می اندازد. اگر زوجین بدانند که دروغگویی تا چه حد مبنای زندگی مشترک را متزلزل می سازد، هرگز دروغ نمی گویند. در این پروسه به خاطر داشته باشید که همسرتان را آن طور که هست بپذیرید و با تحقیر او موجبات دروغگویی او را فراهم نکنید.

آیا باید هر راستی را گفت؟
 زن و شوهر باید به هم راست بگویند ولی آیا ضرورت دارد که هر راستی را بگویند؟

 خیر؛ یکی از مشکلات جدی در زندگی مشترک از همین جا پیدا می شود. پس زوج جوان بدانند که فاش کردن اسرار خانوادگی و خود ضرورت دارد و از هر راستی که ممکن است از علاقه یکدیگر بکاهد، حتماً پرهیز کنند.

 خانمی گفت خودم زندگی خودم را تباه کردم. از او پرسیدم چرا؟ او اضافه کرد: در روزهای نامزدی اوقات خوشی را با هم می گذراندیم تا این که صداقت من گل کرد و به نامزدم گفتم من قبل از تو چهار سال و اندی با یک پسر دوست بودم و آن را از تو پنهان کرده بودم . از او پرسیدم او چه کرد؟ و گفت : کار خاصی نکرد. ما با هم زندگی کردیم ولی فکر می کنم روزهای خوش من در همان چند ماه اول خلاصه شد...!

پرهیز از مقایسه همسر با دیگران

 اگرچه مقایسه ها ممکن است براساس نیت خیر و به قصد اصلاح طرف مقابل انجام شود ، اما بهتر است از روش های مناسب جهت تغییر و اصلاح فرد بهره گرفته شود.

پرهیز از طولانی شدن زیاد دوره عقد

 یکی از مسائلیکه گاه باعث می شود دوران عقد به ازدواج ختم نشود، طولانی شدن بیش از حد دوران عقد است. به ویژه وقتی که زوجین از تجربیات کمتری برخوردار باشند و عوامل تشدید کننده ای همچون مداخلات خانواده نیز در کار باشد. نگرانی ، احساس بلاتکلیفی، تکدر خاطر دختر و خانواده او از وضعیت موجود و خدای ناکرده به هم خوردن نامزدی از عوارض عقد طولانی است.

محبت متقابل

 وجود نگرش های غلط، یکی از موانع محبت است. مثلاً دیده می شود که برخی می گویند اگر به همسر خود محبت کنیم، سوءاستفاده می کند، توقعات او بالا می رود یا حساب نمی برد، لذا از اظهار محبت دریغ می کنند. مراد از محبت، محبت افراطی نیست و محبت به جا و به اندازه درهر زمان و برای هر کجا و درهر سن وسالی لازم است.


 منبع: چگونه موفق و خوشبخت باشیم، نویسنده هاتسن، ترجمه حکیمه عظیمی


برچسب‌ها: نامزدی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

تفاوت عشق و هوس

چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390
 – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:

- ( من) دوستت دارم

- ( من) برات می میرم                                                       

- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه

- ( من ) همیشه به فکر توام

-( من) را فراموش نکن

- ( من ) از تو رنجیدم

در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.

2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».

3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.

4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.

 بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»

در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.

از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)

خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).

اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند  و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.

احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.

 

5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.

6 –  چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق

7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.

یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.

8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.

منبع سايت همدردي

 

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

جلوگیری از سوء استفاده جنسی از فرزندمان

سه شنبه یازدهم بهمن 1390
چه آموزش‌هایی برای پیش‌گیری از سوء استفاده‌ی جنسی در فرزندتان لازم است؟

 •     خصوصی‌بودن اندام‌های جنسی شامل پستان‌ها، باسن، اندام تناسلی را از سن 3 تا 4 سالگی آموزش دهید. تا 5 سالگی کودک باید کاملاً این موضوع را درک کرده باشد.

 •     شما باید این مفهوم را در فرزندان خود تقویت کنید که بدن آن‌ها به خودشان تعلق دارد. بچه‌ها با این کار برای جسم خود احترام قائل خواهند شد.

 •          بچه‌هایی که برای جسم خود ارزش و احترام قائلند کم‌تر در خطر سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

 •          رابطه کلامی خوبی با فرزندتان داشته باشید.

 هم‌چنین به فرزندتان آموزش دهید:

 •          هیچ کس نباید به بخش‌های خصوصی بدن تو دست بزند.

•           صحبت‌کردن در مسایل خصوصی، باید در  محل امن خانه و نزد والدین انجام شود.

    اگر در موقعیت خاصی قرار گرفت که احساس ناراحتی داشت به غریزه خودش اعتماد کند. فوراً محل را ترک کند یا به درخواستی که منجر به ناراحتی او شده پاسخ منفی دهد.

    به او تأکید کنید، که اگر در معرض سوءاستفاده قرار گرفت، در این مواقع او بی‌گناه است. دانستن، این موضوع به او کمک می‌کند که در صورت بروز چنین اتفاقاتی به شما اطلاع دهد.

 

هنگام گفت‌وگو با فرزند خود در باره پیشگیری از سوءاستفاده جنسی می توانید از جملات زیر استفاده کنید:

       بعد از حمام‌کردن به او بگویید: ”به‌به! ببین چقدر تمیز شدی، چه بدن سالمی داری!“

 •          حالا یادت باشد که بدن تو خصوصی است و کسی نباید به قسمت‌های خصوصی بدن تو نگاه کند، یا به آن‌ها دست بزند.

 •     اگر ما( مادر و پدرت) و پزشک به تو کمک کنیم که خودت را بشویی یا بخواهیم با دیدن بدنت از سلامت آن مطمئن بشویم اشکالی ندارد.

 •           قسمت‌های خصوصی بدن تو شامل اندام تناسلی، باسن و پستان‌های توست، یعنی همان قسمت‌هایی که با مایو می‌پوشانی.

 

نه، برو، بگو

    این فرمول ساده به خوبی راه پیش‌گیری را روشن می‌کند به فرزندان‌تان بگویید که اگر کسی بخواهد به بدنتان دست بزند، اول بگویند ”نه“ .سپس ”بروند“ یعنی از فرد سوء استفاده کننده دور شوند و در نهایت نیز ”بگویند“ یعنی موضوع را با ما ( پدر یا مادر ) در میان بگذارند.

     فرزند خود را تشویق کنید که اگر در موقعیتی قرار گرفت که کسی از آن‌ها سوءاستفاده کرد یا خواست بکند، به پدر و مادر خود یا فرد بزرگ‌سال معتمد دیگری بگوید.

        در اکثر موارد سوء استفاده جنسی از کودکان، فرد سوء استفاده کننده برای  کودک آشنا است.

برای کسب مهارت ”نه ، برو ، بگو“ در فرزندمان چه‌کار کنیم؟

    برای تمرین این موضوع از بازی نقش استفاده کنید. مثلاً بگویید:“ اگر کسی در مدرسه خواست لباس زیر تو را ببیند  یا تو را در آغوش بگیرد و ببوسد چه کار می‌کنی؟“  کودک باید بتواند پاسخ شما را بدهد و در صورت لزوم پاسخ‌هایی را برای این موارد به او پیش‌نهاد کنید.

       حتماً باید قبلاً آموزش داده باشید که: ”اگر کسی او را در این خصوص اذیت کرد، در این مواقع او بی‌گناه است.“

برای پیش‌گیری از سوء استفاده جنسی از فرزندمان چه کار کنیم؟

 هیچ وقت به فرزندتان اصرار نکنید که برخلاف میل خودش به کسی محبت کند یا کسی را ببوسد. یا به زور او را در آغوش نگیرید.

 بچه‌هایی که برای جسم خود ارزش و احترام قایلند کم‌تر در خطر سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

 رابطه‌ی کلامی خوبی با فرزندتان داشته باشید.

 حرف‌های فرزندتان را جدی بگیرید.

 بهترین موقع برای طرح موضوع سوء استفاده جنسی هنگام

 حمام‌کردن بچه‌هاست.

علایم هشداردهنده سوء استفاده جنسی در فرزندتان:

       زیاده‌روی در خود ارضایی که مانع پرداختن به فعالیت‌های دیگر شود.

        تغییر در روحیه: خشمگینی بدون علت، رفتارهای اسرارآمیز

        تغییر در رفتار‌های اجتماعی : منزوی‌شدن یا دور شدن از دوستان و خانواده

    اگر به موضوع مشکوک هستید از فرزندتان بپرسید: آیا کسی با دست زدن به قسمت‌های خصوصی بدنت تو را ناراحت کرده است؟

رفتارهایی که حاکی از سوءاستفاده جنسی است، کدامند؟

q     کسی می‌خواهد بی‌دلیل به بدن شما نگاه کند یا دست بزند.

q      فرد بزرگ‌تر یا قوی‌تری (چه بچه و چه بزرگ‌سال) از شما می‌خواهد، کاری بکنید که مایل نیستید.

q   وقتی در موقعیتی خاص قرار می‌گیرید و احساس ناراحتی می‌کنید یا درون خود احساس عجیبی دارید، به احساس غریزی خود اعتماد کنید و با آن فرد همراهی نکنید و موضوع را به پدر و مادر یا یک فرد بزرگسال معتمد بگویید. کسی از شما می‌خواهد که رفتار خاصی را به صورت راز نگه دارید.

q     شما با کسی کاری می‌کنید، یا او با شما کاری می‌کند که بعداً نسبت به آن احساسی ناخوشایند و بد پیدا می‌کنید.

 منبع :پایگاه تنظیم خانواده ایران

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

دوشنبه دهم بهمن 1390
فکر می کنم اشتباه نباشد اگر بگوییم که  تعداد کمی از ما در زمینه جنسی آموزش رسمی دیده ایم. واقعیت این است که  موضوع سکس چیزی است که اکثریت مردم از آن آگاهی کافی ندارند. میل جنسی  معمولاً توسط افراد ناآگاه و آنها که افکار بیمار دارند، سوء تعبیر می  شود. اگر کمی به آن فکر کنید، می بینید که بیشتر آن چیزهایی که ما درمورد  سکس یاد گرفته ایم، ز والدین، معلمین، دوستان و افراد فامیل است. و  متاسفانه هنوز خیلی از ما آن مطالبی که یادگرفته ایم را باور داریم.
 این  افکار و فرضیه های غلط درمورد رفتارهای جنسی به طور ویژه متوجه آقایون  است. شاید مخرب ترین باور نادرست این باشد که انزال مردها بالاترین نمود  قدرت و توانایی جنسی مردانه است. اما این اصلاً حقیقت ندارد. در دنیای  تمایلات جنسی، این مسئله کاملاً ثابت شده است که مردها، برخلاف زنها، وقتی  انزال می کنند......

 انرژی حیاتی خود را از دست می دهند. براساس گفته های  حکیمان چین قدیم که اطلاعات و آگاهی زیادی درمورد سیستم انرژی بدن انسان  داشتند، مردها با هدر دادن انرژی جنسی خود، عمر خود را کوتاه می کنند.  گفته می شود که به خاطر همین الگوی رفتاری مخرب است که عمر زنها بالاتر از  مردها می باشد. از اینها گذشته، اکثر مردهای آموزش ندیده با انزال های  بیشمار در طول زندگی از نظر جنسی خود را تخلیه میکنند. چینی ها در گذشته  مشاهده کرده بودند که وقتی ذخیره انرژی حیاتی یک مرد خالی شود، او احساس  خواهد کرد که قسمتی از وجود خود را از دست داده است. متخصصین مطالعات جنسی  چین قدیم، به مایع منی بعنوان مایع زندگی بخش و حافظ زندگی نگاه می کردند.  یک قطره از مایع منی از نظر قدرت برابر با صد قطره خون بوده است. اگر این  صحیح باشد، هر بار که یک مرد انزال می کند، با از دست رفتن انرژی روبه رو  می شود که مثل این می ماند که خون اهداء کرده باشد. اگر این اتفاق هر از  چند گاهی بیفتد، مشکل بزرگی نیست اما طبق بررسی ها یک مرد امریکایی به طور  متوسط 5000 بار در طول عمر خود انزال دارد و این برابر با تقریباً 4 گالن  مایع منی می باشد. پیام این اخبار کاملاً واضح است: رفتارهای جنسی  هوشمندانه موجب یک برنامه عاقلانه و فردی برای حفظ و ذخیره مایع منی می  شود.
 بعضی از مردها اولین باری که درمورد سکس بدون انزال می  شنوند، وحشت می کنند. از این گذشته، این کاملاً مخالف با آمادگی آنهاست.  این ترس به این دلیل است که مجبور خواهند بود لذت جنسی خود را قربانی یک  فایده سلامتی انتزاعی کنند. بسیاری از این مردها به سختی سکس پویا بدون  اوج ارضاء را قبول می کنند. از نظر آنها سکس کردن بدون انزال مثل کار کردن  بدون مزد است. اما این کاملاً خلاف واقعیت است. حفظ مایع منی و خارج نکردن  آن به هیچ عنوان مترادف عدم تخلیه لذت نیست. این روش حتی لذت را چندین  برابر خواهد کرد.
 برای اینکه علت آن را بفهمیم باید اول فرق بین  انزال مردان و ارگاسم را بدانیم چون اکثر مردها آنها را یکسان می بینند.  از این گذشته، از اولین تجربه های جنسی آنها، انزال و ارگاسم همیشه در یک  زمان اتفاق افتاده بوده است. برای خیلی از مردها، شنیدن اینکه می توانند  در زمانی غیر از زمان انزال، ارگاسم را تجربه کنند، غیر قابل باور است.  بااین وجود، واقعیت این است که انزال و ارگاسم دو پروسه فیزیکی کاملاً  متفاوت هستند و برای مردها خیلی مفید است که بفهمند چطور باید این دو را  از هم تشخیص دهند. موفقیت چیزی جز استفاده بموقع از انقباضات درونی قوی  درست مثل انقباضات بیرون کردن آخرین قطره ادرار نیست.
 حفظ و  ذخیره کردن مایع منی فواید بسیار زیادی دارد. برای افراد مبتدی، با حفظ  بدنی جوان، نیرومند، و سالم با سطح انرژی بسیار بالا، شفافیت ذهن، و بالا  رفتن نیروی جنسی همراه خواهد بود. نگه داشتن مایع منی باعث رابطه های نسی  طولانی تر که لذت هر دو طرف را افزایش می دهد نخواهد شد، بلکه با این کار  مرد از کاهش انرژی خود جلوگیری خواهد کرد. زوج ها اگر همراه هم برای به  تاخیر انداختن و جلوگیری از انزال مرد تلاش کنند تا زمانیکه بهترین و  مطلوبترین زمان برای آن فرا برسد، باعث می شود که لذت جنسی هر دو طرف به  اوج خود برسد. آن حس تشدید لذت و صمیمیت بین دو نفر بسیار فراتر از چیزی  خواهد بود که قبلاً تجربه کرده اید.
 مهم نیست که انزال مردانه  چقدر با لذت همراه باشد، چون بسیار کم دوام است و عمر آن فقط چند لحظه  است. این فقط یک آزادسازی موضعی در قسمت آلت مردانه و عضلات لگن است. این  آزادسازی یک پدیده منفی است چون از طریق آن فقط انرژی از دست می دهید.  ارگاسم پدیده ای کاملاً متفاوت است. ارگاسم جوان کننده و بالابرنده انرژی  است. روی کل جسم، ذهن و روح تاثیر می گذارد. برخلاف انزال، ارگاسم می  تواند بارها و بارها برای یک ساعت یا بیشتر تکرار شود بدون اینکه انرژی از  شما از دست برود. وقتی مردی یاد بگیرد که چطور از انزال خود جلوگیری کند،  هوشیاری بیشتر در عمل جنسی خواهد داشت و خواهد توانست ارگاسم را جایگزین  انزال خود کند. وقتی فرد در این کار مهارت پیدا کرد، عادت جنسی انزال در  هر ارگاسم در نظر او دیوانگی محض خواهد بود.
 انزال مردانه آن اوج  لذتی که تصور می کردیم نیست. اوج لذت فقط یک عادت بد است که از قدیم در  روابط جنسی باقی مانده است. ما بعنوان یک مرد فقط در انزال بوده که لذت  جنسی را تجربه کرده ایم. به این ترتیب، زمانی خواهد رسید که این قدرت جنسی  آنقدر در ما پایین می آید که دیگر به محرک های قبلی واکنش نمی دهد. احساس  خواب آلودگی که اکثر مردها پس از انزال تجربه می کنند نشانه بسیار آشکاری  از کاهش انرژی است. اما این علائم در خیلی ازمردها حتی از این هم فراتر می  رود. از دست رفتن میل جنسی، آسیبپذیری، بدخلقی و افسردگی، بی تفاوتی، گوشه  گیری از علائم بسیار متداول آن است. خیلی از مردها حتی پس از انزال از  رختخواب بلند شده، لباس می پوشند و شریک جنسیشان را ترک می کنند. آیا تابه  حال شنیده اید که زنی اینکار را بکند؟
 بااینکه اکثر مردها انزال  را لازمه رابطه جنسی می دانند، اما خیلی ها هم یاد گرفته اند که چطور  انزال خود را نگه دارند تا لذت جنسی خود را بالاتر ببرند. یادتان باشد،  متوقف کردن آزادسازی آلت تناسلی را نباید با متوقف کردن ارگاسم اشتباه  بگیرید. مردهایی که در این زمینه آموزش دیده اند عملکرد واقعی ارگاسم را  دانسته و می دانند که فرای لذت، ارگاسم وسیله ای است که فرد را به سمت  هوشیاری بیشتر سوق می دهد.
 الان دیگر وقتش رسیده که مردهای ما  بازنگری روی رفتارهای جنسی خود داشته و از دیدگاهی نو به آن نگاه کنند. با  کمی تغییر در هوشیاری، هر مردی با آموزش های مناسب می تواند به حفظ و نگه  داشتن انرژی خود کمک کند. و این راهی خواهد بود به سمت اعتماد به نفس،  هوشیاری و تکامل روحی بیشتر

 منبع : پایگاه iranhal



مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان



 


برچسب‌ها: الگوی جنسی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

دوشنبه دهم بهمن 1390
چند نکته ویژه آقایان برای پیشبرد و اعمال نظرات خود :

زنان توجه طلب هستند به خصوص تمایل دارند تغییرات ظاهری انها برای شما چند برابر جلوه کند پس صورت همسر خود را و کلا ظاهر آنرا همیشه مورد توجه قرار دهید و هر گونه تغییر حتی اگر کوچک باشد ( تغییر آرایش - مدل ابرو - رنگ لاک - کوتاهی یا بلندی ناخنها - رنگ مو - مدل مو -نوع لباس و...) را مورد توجه قرار دهید و به وی یاداوری کنید مثلا اگر مدل ابروی همسر شما تغییر کرده حتما نظر خودتونو به محض رویت کردن همسرتان به او بگویید در اولین ملاقات

 فرض کنید آرایش جدید ایشان مدل موی ایشان مطابق نظر شما نباشد به هیچ وجه پرخاشگری نکنید و تند برخورد نکنید خیلی ارام و متین اسم همسرتان را بکار برده واژه های عزیزم - خوشگلم -عسلم و امسال اینها را چاشنی کنید و بگوئید خیلی خوشگل شدی اما به نظر من فلان مدل مو بیشتر بهت می اومد و جذابترت میکرد .هدف زنان از ارایش جذاب شدن بوده پس شما با بکاربردن جذابترت میکرد بهت می اومد میتوانید همسر خودتونو متقاعد سازید.

اگر قصد دارید به دیدار خانواده خود بروید باتفاق همسرتان به جای بکار بردن این جمله : (امروز عصر جایی قرار نذار میخواهیم یه سر بریم خونه مامانم اینا)  یا امثال جمله ای که گفته شد ، از آنجایی که زنان احساساتی تر از آقایان هستند شما باید از در احساسات وارد شوید و این جمله را بکار ببرید : ( دلم واسه مامان اینا تنگ شد حالشو داری امروز عصر یه سر بریم پیششون ) در جمله اول شما به صورت امری برخورد کردید و در جمله دوم درخواستی در صورتی که جمله دوم را بکار ببرید شما هم نظر همسر خود را جویا شدید اما احساسات ایشان را تحت تاثیر قرار داده اید در اینصورت همسر شما این احترام شما را پاسخگو خواهد بود.

کلا برای پیشبرد خواسته های خود از بکار بردن وازه های امری پرهیز کنید باید بریم - نباید انجام بدی - من میگم فلان - اگر انجام ندی من فلان میکنم و ... این وازه ها شاید مقطعی پاسخ بدهد اما در دراز مدت نشانه ضعف شماست .

چند نکته ویژه خانمها برای پیشبرد و اعمال نظرات خود :

مردان بیشتر از انکه احساسی به مسایل نگاه کنند منطقی برخورد می کنند برای ارتباط با انها باید برای حرفهای خود استدلالهای منطقی بکار برید. در عین حال مردان میدانند شما به احساسات زیاد بها میدهید این اطلاع آنها گاهی به ضرر شماست و گاهی به سود شما . قبل از هر اقدامی جویای نظر شوهرتان شوید به جای بکار بردن  جمله : ( من میخوام اینکارو بکنم خواستم قبلش نظرتو بپرسم ) در اینصورت شما قبل از جویا شدن نظر همسرتان تصمیمتونو گرفتید پس بهتره به جای بکار بردن جمله قبلی از این جمله استفاده کنید ( به نظرت من فلان کارو بکنم بلافاصله بعد از گفتن این جمله دلایلتونم برای انجام دادن اون کار بیان کنید همانطور که گفته شد اگر استدلالهای شما منطقی باشه بیشتر جواب میده ) در صورت بکاربردن جمله دومی شوهر شما اولا از اینکه نظر وی را قبل از تصمیم جویا شدید احساس خوشایندی را حس میکند دوما از دلایلی که برای انجام عمل مورد نظرتان بکار بردید احسا میکند شمامنطقی هستید و در این صورت احساس بهتری پیدا میکند. مردان به پیچیدگی زنان نیستند .

مردان عاشق احترام و تکریم هستند با این روش شما میتوانید آنها را در عمل انجام شده قرار دهید بعنوان مثال : فرض کنید قصد رفتن به مهمانی دارید و مخواهید نظر همسرتان را جویا شوید که آیا اجازه رفتن به شما میدهند یا نه ( البته با توجه به اعتمادی که به شما و شناختی که از میزبان دارند ) میتوانید اینطور جملتونو مطرح کنید (فلان دوستم فلان روز مهمونی گرفته خودامونیم منم دعوت کرده بعدش بگید : که شوهر فلان دوستتون نذاشته که دوست شما بیاد به مهمونی فلان روز اصلا از شوهرش این انتظارو نداشتم یعنی اینقدر نسبت به زنش بی اعتماده خلاصه ازش بعید بود اونم یه مهمونی ساده حالا خوبه خونه غریبه هم نبوده خونه دوست چندین و چند سالمون بوده ) دراینصورت با گفتن جملات مهمونی ساده - غریبه هم نبوده - دوست چندین و چند سالمون بوده دراید حس امنیت رو در مورد اون مهمونی به همسرتان منتقل میکنید و دلایلی را عنوان میکنید که با منطق کنار بیاد و با گفتن از شوهرش انتظار نداشتم - نسبت به زنش بی اعتماده دارید شوهرتان را در عمل قرار گرفته قرار میدید.

 یاداوری هایی درمورد جنس مخالف :

مردان فقط یک بار عاشق می شوند و زنان این قابلیت را دارند که چند بار عاشق شوند

یک مرد اگر زنی را دوست داشته باشد برای به دست اوردن آن زن قبل از ازدواج دست به هر کاری میزند اما پس از ازدواج آنچنان که باید و شاید انرزی صرف نمیکنند بر عکس زنان قبل از ازدواج تمایل دارند طرفشان به سمت آنها بیاید تا اینکه آنها به سمت وی بروند ولی پس از ازدواج زنان تلاش بیشتری می کنند

مردان قبل از ازدواج به لحاظ روابط جنسی گرم تر و بعد از ازدواج نسبتا سرد تر می شوند

زنان قبل از ازدواج تا حدی سرد مزاج و بعد از ازدواج نیاز بیشتری به رابطه جنسی پیدا میکنند

مردان میتوانند بدون داشتن احساسات رابطه جنسی داشته باشند اما زنان در صورتی از این رابطه لذت می برند که بر پایه احساسات باشد

مردان این قابلیت را دارند که حتی با وجود شرایط نا مساعد از رابطه جنسی لذت ببرند اما زنان در صورت وجود استرس و شرایط نا مطلوب لذتی از رابطه جنسی نمیبرند

مردان پس از رابطه جنسی از نظر احساسی تا مدت کوتاهی سرد می شوند و زنان بعد از رابطه جنسی نیاز احساسی بیشتری پیدا می کنند

مردان میتوانند در زمینه مسایل جنسی از هر زنی با هر ظاهر و اندامی تحریک پذیر باشند اما زنان شخصیت جنسی ثابتی دارند و فقط از یک الگو خاص تحریک می شوند

زنان دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند اما مردان ریاست طلبی را بیشتر دوست دارند

زنان از خرید کردن لذت میبرند مردان از خرید کردن بیذارند

زنان به مهمانی رفتن علاقه مند هستند مردان غالبا تمایل دارند در منزل خود باشند .

در مواجه شدن با مشکلات مردان در تنهایی میتوانند مشکل را حل کنند اما زنان در تنهایی دامنه مشکل را گسترده تر میکنند

مردان دوست دارند حرف آخر را بزنند زنان دوست دارند نظر آنها در کلیه امور زندگی اعمال شود

مردان از مراجعه به مشاور بیذارند زنان مراجعه به مشاور را یکی از گزینه های رفع مشکل میدانند.

مردان تنوع پذیرتر از زنان هستند

مردان کلیات را در نظر دارند و زنان جزئیات.

زنان شاغل بدبین تر و محتاط تر  از زنان خانه دار هستند.

زنان در رابطه جنسی به پیشنوازی بیشتر از دخول بهاء می دهند مردان غالبا اهل پیش نوازی نیستند.

مردان بیشتر از همسرخود  روی اندازه آلت تناسلی خود حساس هستند.

مردان کمتر اتفاق می افته متوجه تغییرات کوچک ظاهری همسر خود بشوند اما زنان هر گونه تغییر در وضعیت ظاهری مردان را متوجه می شوند.

شناخت مردان راحتر از شناخت زنان است.

انتخاب کردن برای زنان دشوار تر از مردان است.

مردان کم حوصله و زنان صبور هستند.

مردان احساساتی زودتر عصبانی میشوند و زودتر آرام می شوند .

مردان دوست دارند اولین نفری باشند که از مشکل یا موضوع بوجود آمده چه خوب چه بد مطلع شوند .

زنان بیشتر از مردان به حرفها و بحثها توجه می کنند و به آنها فکر میکنند.

مردان همانند زنان به مناسبتهای مهم فکر نمیکنند و اکثرا در این زمینه فراموشکار هستند این در حالیست که زنان خیلی تمایل دارند تاریخ تولد - تارخ آشنایی - تاریخ نامزدی - عقد و سلگرد ازدواج و جدیدا ولنتاین برای همسرشان مهم باشد.

اما چند نکته ویژه و پایان مقاله  :

 مردان : همسر خودتونو از نظر احساسی تامین کنید قبل از بررسی جنسیت انها به این فکر کنید که آنها همچون شما انسان هستند و حقوق برابری دارند آنها ابزاری بریا خوشبختی کردن شما نیستند بلکه شریک و همراه زندگی شما هستند  به عواطف و نیازهای احساسی آنها احترام بگذراید خصوصا در زمینه رابطه جنسی ، تا میتوانید وقت زیادی صرف پیشنوازی و معاشقه کنید بعد از رابطه جنسی حتما ابراز احساسات کنید تاکید میکنم بعد از رابطه جنسی رفتار شما و ابراز احساسات توسط شما نقش اساسی دارد .

 زنان : مرد خود را سیرکنید ، مرد خودر را سیر کنید ، مرد خودرا سیر کنید .  مردان ریاست طلب هستند مردان مغرور تر از زنان هستند پس غرور انها را هگز نشکنید گاهی وقتها مردان نیاز به تنهایی دارند چون مردان همانند شما اهل دردو دل نیستند مگر خیلی جزئی و نادر - با مردان لجبازی نکنید - گاهی وقتها مردان رفتارهیا بچه گانه از خود در می آورند نشانه بچه بودن آنها نیست کودک درون مردها هرگز به خواب نمیرود .

با تشکر از شما

علی سلطانی مجد

برداشت از :پایگاه تنظیم خانواده ایران



مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان



نوشته شده توسط:یه دانشجو|

راز های جاذبه که خانم ها می دانند ولی آقایون نه

دوشنبه دهم بهمن 1390
واقعبین باشید – خانم ها خیلی بهتر از آقایون می دانند که چطور دیگران را به خود جذب کنند
اشکال از ما نیست. خانم ها سالهای زیادی را صرف این کرده اند که به چشم دیگران بیایند. آنها تجربه های زیادی از تلاش برای علاقه مند کردن آقایون به خودشان داشته اند. به عبارت دیگر: آنها تمرین داشته اند

 

حالا 10 راز مهم جاذبه را برایتان عنوان می کنیم:

 راز 1: بدانید که چه می خواهید

خیلی از مردها این مشکل را دارند که فقط به همان چیزی که عایدشان می شود راضی می شوند.   اما خانم ها معمولاً خواستگاران بیشتری دارند به همین خاطر می توانند در انتخاب خود سخت گیر تر باشند.

وقتی بدانید که از طرف مقابل خود چه می خواهید، نه تنها کاندیدهای احتمالی را بررسی می کنید بلکه قطعیت بیشتری هم در کارتان دارید.

با این کار نشان می دهید که ناامید و بیچاره نیستید. و این شما هستید که قدرت دارید و انتخاب به عهده شماست. و وقتی قدرت دست شما باشد، این طرف مقابلتان است که دنبالتان می افتد.

 راز 2: باارزش باشید

اینکه کسی دنبالتان بیفتد یعنی در نظر دیگران ارزش خاصی دارید. آنها شما را می خواهند، به هر دلیلی و این دیگر کار آنهاست که تلاش کنند و شما را به دست بیاورند.

برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید ارزش خاصی برای خودتان قائل شوید. باید خودتان احساس کنید که ارزش این را دارید که دیگران دنبالتان بیفتند و با رفتارهایتان باید این مسئله را به دیگران بفهمانید.

 دخترها معمولاً خیلی مردها را دور و بر خود دارند که سعی می کنند او را تحت تاثیر قرار دهند. اما خودشان فقط می خواهند کسی را تحت تاثیر قرار دهند که مثل خودشان باشد.

 راز 3: خوب لباس بپوشید

خانم ها اهمیت زیادی برای ظاهر خود قائل هستند. این یکی از دلایل مهمی است که می توانند خیلی راحت توجه هر مردی را به خود جلب کنند.

خانم ها این را می دانند که لباس پوشیدنشان می تواند باعث شود به چشم دیگران برسند. درواقع، چون خیلی از مد سر در می آورند راحت می توانند طریقه لباس پوشیدن شما را وارسی کنند.

مردی که می داند چطور باید خوب لباس بپوشد معمولاً مورد توجه خانم ها قرار می گیرد. اما دلیل آن فقط این نیست که ظاهر خوبی دارد، بلکه بااین کار خود نشان می دهد که از اهمیت ظاهر برای خانم ها آگاه است.

 راز 4: خوشبو باشید

بیشتر اوقات مردها حس بویایی را فراموش می کنند و یادشان می رود که از عطر و افترشیو استفاده کنند. اما خانم ها می دانند که اگر بخواهید کسی را به سمت خود جذب کنید، باید نظر همه حواس بدن را به خود جلب کنید.

به عطرهایی فکر کنید که خانم ها استفاده می کنند و شما را دیوانه می کند، آنوقت می فهمید که بو چقدر می تواند اهمیت داشته باشد.

 استفاده از عطرهای خوشبو در مواجهه با خانمها، حضور شما را پررنگ تر می کند.

 راز 5: جالب توجه باشید

 باوجود همه ویژگی های ظاهری که در جذب کردن دیگران موثر است، فقط ظاهر خوب خیلی زود تکراری خواهد شد. به همین خاطر است که داشتن شخصیتی جالب اهمیت زیادی دارد.

جالب بودن یعنی بدانید با چه کسی درمورد چه موضوعاتی حرف بزنید که نظر او را جلب کند. باید درمورد وقایع روز، موسیقی، هنر و فرهنگ و هر چیز دیگری که خانم ها را سرگرم کند اطلاعات داشته باشید.

اما علاوه بر اینکه بدانید درمورد جه صحبت کنید، باید بتوانید به حرفهای طرف مقابل هم گوش دهید.

 راز 6: کارهای غیرمنتظره انجام دهید

انجام کاری که از شما انتظار نمی رود می تواند در طرف مقابل هیجان ایجاد کند و باعث شود از کنار شما بودن لذت ببرند.

البته نباید کارهای غیرمنتظره مضحک انجام دهید. مثلاً یکدفعه بلند فحش بدهید یا کار مسخره دیگری مثل این انجام دهید.

باید برخلاف انتظار دیگران باشید. مثلاً به جای اینکه از ظاهر یک خانم تعریف کنید، درمورد هوش و ذکاوتش تعریف کنید. مطمئناً افراد کمی تابحال دراین مورد از او تعریف کرده اند و این کارتان شما را از بقیه جدا میکند.

 راز 7: هم گرم باشید هم سرد

برای جذب کردن باید احساسات را تحریک کنید. بدون احساس، جاذبه غیرممکن است.

اما زیاد بودن یک احساس درست به اندازه بی احساس بودن بد است. وقتی همیشه خوب باشید یا همیشه بد باشید، از کسی که می خواهید دورتان میکند.

وقتی احساسات گرم و سرد را به تناسب داشته باشید، یک ترن هوایی احساسی می سازید که همه چیز رابرای فرد مقابلتان جالب و جذاب می کند.

خانم ها خودشان همیشه همین کار را می کنند. یک روز آنقدر خوب رفتار می کنند که خودشان را به شما علاقه مند نشان می دهند که بهترین احساس را عایدتان می کند، یک روز هم نادیده تان می گیرند و باعث می شود حس بدی پیدا کنید.

این ایجاد تغییر بین احساسات خوب و بد باعث می شود طرفشان به آنها جذب شود. مردها هم می توانند همین کار را بکنند.

 راز 8: سخت تلاش کنید تا به دست آورید

هیچکس هیچوقت برای چیزی که آسان به دست بیاورد ارزش قائل نمی شود. خانم ها این را بهتر از هر کس دیگری می دانند. اگر خیلی راحت جلوه کنند این امکان وجود دارد که مرد خیلی زود آنها را ترک کند.

وقتی تلاش کنید تا آنچه که می خواهید را به دست آورید باعث می شود برای نتیجه ای که عایدتان می شود ارزش بیشتری قائل باشید.

 راز 9: ماجراجو باشید

 ماجراجو بودن با انجام کارهای غیرمنتظره فرق دارد. ماجراجویی یعنی گذشتن از مرزها و انجام کارهای جدید و غیرعادی است.

زن های ماجراجو مردها را به سمت خود جذب می کنند. آنها باعث می شوند با بودن کنار آن دختر احساس سرزندگی بیشتری کنند.

این برای مردها هم صدق می کند. یک مرد ماجراجو خیلی راحت می تواند دخترها را به سمت خود جلب کند.

 راز 10: از جنسیت خود استفاده کنید

خانم ها می دانند که سکسی بودن و استفاده از جنسیتشان ابزاری بسیار مهم در جذب مردان است. اما مردها هیچوقت نمی دانند چطور باید سکسی باشند.

مردها تمایلات جنسی را با خانم ها در ارتباط می دانند چون فقط به این صورت است که مفهوم سکس را درک می کنند. اما مردها هم می توانند سکسی باشند و در این صورت هر زنی که بخواهند را می توانند به سمت خود جذب کنند.

تفاوت اینجا این است که اگر مردها بخواهند سکسی باشند باید مردانه رفتار کنند. باید بهترین خصوصیات مردانه را که خانم ها را تحریکمی کند از خود نشان دهند.

 استفاده از جنسیتتان یعنی قوی باشید، شجاع باشید، خشن باشید و بگذارید که انرژی مردانه از شما منعکس شود.

هرچه بیشتر بتوانید از جنسیتتان استفاده کنید، خانم ها بیشتر به شما جواب می دهند.

منبع: مردمان


برچسب‌ها: رازهای جاذبه
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

وقتی مردی شما را بخواهد...

دوشنبه دهم بهمن 1390
ین توصیه ها را یک مشاور روانشناس برایم گفته است؛ آنقدر جالب بودند که بد ندیدم به شما هم منتقلشان کنم.

وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

همه مردها بد نیستند.

نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.

هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.

بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.

 منبع سایت مردمان

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

مدارس و دانشگاه ها وخطر فساد اخلاقی دختران

دوشنبه دهم بهمن 1390
همه ما میدانیم در اجتماعی که زندگی میکنیم چه می گذرد ، همه ما مطلعیم که فساد اخلاقی ، روابط نا مشروع در جامعه ما روبه افزایش هست ، پس بهتره راه های جلوگیری از گسترش آنرا در نظر داشته باشیم.

 اولین گروه آسیب پذیر:

مقطع راهنمایی و دبیرستان برای دختران یکی از مهم ترین دوران زندگی اجتماعی محسوب می شود . متاسفانه به جای آنکه ارتباط فرزندان با والدین در این دوران گرم تر صمیمی تر و محکم تر شود والدین نا خواسته باعث ایجاد فاصله زیاد با فرزندان خود در این شرایط سنی حساس می شوند . در این سن به علت وجود کنجکاوی و دوران بلوغ اکثرا از دوستان خود تاثیر پذیر بوده و تمایل دارند خود برخی مسایل را تجربه کنند. سیگار کشیدن ، رفتن به پارتی ، نوشیدن انواع نوشیدنیها یا انجام برخی اعمال برای نشان دادن خود در محیط های دوستانه ، تمایل به ارتباط با جنس مخالف مخصوصا در دختران یکی از بارزترین رفتارهایی میباشد که در این دوران در صورت عدم نظارت و ارتباط دوستانه با فرزندان ، شکل می گیرد .

 دختران شهرستانی دانشجو :

متاسفانه برخی از خانواده ها به زور دیواری دورتا دور دختر خود بنا کرده اند که این دیوار به جای آنکه باعث امنیت دختران شود آنها را در معرض خطر قرار میدهد .

برخی دختران دانشجویی که از شهرهای کوچک برای ادامه تحصیل روانه شهرهای بزرگ می شوند و به یکباره با محیطی متفاوت در کنار جنس مخالف بدون دیواری که والدین آنها دورتادور انها بنا کرده بودند روبرو می شوند ، برخی از آنها برای آنکه همانند سایرین شوند خیلی زود اخلاق و رفتار خود ار تغییر میدهند اولین تغییر انها ، تغییر رفتاریست و کندو کاو در روابط هم اتاقیها و هم کلاسیهای خود دیری نگذشته که کم کم وضعیت ظاهری و پوشش نیز تغییر میکند آنها برای انکه در جمع وستان خود پذیرفته شوند و برای کسب تجربه نا خود آگاه خیلی زود در گیر روابط با جنس مخالف و نهایتا در گیر روابط جنسی می شوند . بعد از 4 سال کمتر یا بیشتر زمانی که قصد بازگشت به محل زندگی خود را دارند والدین دیگر نمیتوانند دیواری دور تا دور آنها قرار دهند .

 نگاه اشتباه خانواده ها در رفتار با دختران خانواده  :

به این نگاه نکنید که دختر شما چادر سرش میکنه اهل نمازه و در مجموعه همه میگن دختر پاکیه ، به جامعه نگاه کنید و با دختر خود رابطه دوستی داشته باشید و وی را از شرایط و اسیبهای اجتماعی مطلع سازید .

اینکه دور دخترتان دیوار بکشید و دختر شما خطایی نکنه هنر نیست مهم اینکه که انسان آزاد باشد و خطایی نکنه

بدبینی و عدم اعتماد کار دستتان میدهد :  بهتر است به جای سوال پیچ کرن و انتقال حس بی اعتمادی کمی دوستانه تر برخورد کنید بعنوان مثال  اگر دختر شما اتفاقی دیر به منزل برگشت دلیل براین نیست که حتما جای دیگری بوده .

با دوستان فرزند خود اشنا شوید و با انها طوری برخورد کنید که دختر شما در میان انها احساس غرور داشته باشد نه احساس بی اعتمادی از جانب شما.

در مواجه با صداقت دخترتان در صورتی که خطایی مرتکب شده بود خشونت به خرج ندهید تا صداقت وی با شما پایدار بماند

در دوران راهنمایی و دبیرستان ارتباط خود با دختران را گرم تر و صمیمی تر کنید دوران بلوغ حساس ترین دوره زندگی انسان است .

در مورد جنس مخالف خودتان  با فرزندتان صحبت کنید و ذهنیت انها را در دست بگیرید و کنجکاوی انها را تامین کنید فراموش نکنید انها سوالات بیشماری دارند که به علت حیاء و عدم ارتباط دوستانه با والدین قادر به مطرح کردن آنها نیستند در نتیجه در جامعه دوستان  دنبال پاسخ انها میگردند.

اگر دختر شما با جنس مخالف رابطه دوستی برقرار کرد و شما متوجه آن شدید ، اطمینان داشته باشید برخورد شدید شما کارساز نخواهد بود به یاد داشته باشید شما خود در این دوران بوده اید دختران بیشتر از پسران جذب آن چیزی می شوند که از آن منع شده اند .

نکته قابل توجه در مورد دختران :  دختران تابع شرایط هستند و هر زمان که شرایط به انها فشار بیاورد محیطی که آن شرایط بر ان حاکم است را ترک میکنند ( پدیده دختران فراری)  اما درمورد پسران به اینگونه نیست پسران خود شرایط را میتوانند تغییر دهند . پس هوشیار باشید برخورد های شدید و پیا پی کارساز نبوده و امکان دارد دختر شما برای فرار از شرایطی که شما بوجود آورده اید دست به هر کاری بزند.

دختران در دوران بلوغ بیشتر از هر دوران دیگری احساسی با مسایل برخورد میکنند.

با تشکر از شما  علی سلطانی مجد

برداشت از :پایگاه تنظیم خانواده ایران


برچسب‌ها: فساد اخلاقی دختران
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چگونه در مقابل پیشنهاد روابط جنسی نه بگوئید

دوشنبه دهم بهمن 1390
شما ،  دختر خانم  که در فرهنگی مشترک با ما در کشورهای فارسی زبان زندگی می کنی . مهم نیست که پایبند کدام آیین و دین هستی ،  شما دختران فارسی زبان می دانید که در فرهنگ و سنت سرزمین شما باکره بودن یک اصل بزرگ برای دختران  بشمار می رود . ما به شما اطمینان می دهیم حتی پسرانی که در دوره تجرد با دختران زیادی رابطه جنسی دارند ، در هنگام ازدواج به دنبال دختران باکره می گردند و باکره بودن دختر را یکی از شروط همسر خود اعلام می کنند . این را مشاوره های صورت گرفته با این سایت تایید می کند . ما مطمئن هستیم شما یک رابطه عاشقانه را به بی بندوباری جنسی ترجیح می دهید .اما برای کمک به شما در گفتن “ نه”  تلاش خواهیم کرد

مهارت نه گفتن مهارتی است که با تمرین و ممارست فراگرفته می شود ولی در اینجا برخی از عبارتهایی که معمولا” توسط فرد مقابل بکار برده می  شود تا شما را متقاعد کند که با او رابطه جنسی داشته باشید را آورده ایم . در مقابل  عباراتی را که شما می توانید در پاسخ به او بکار ببرید تا او را منصرف نمائید پیشنهاد کرده ایم. 

معمولا پسران با ارائه پیشنهاد ازدواج و به منظور شناخت بیشتر در این باره اکثرا به دنبال تامین نیاز جنسی خود میباشند ، هیچ پسری در اولین ملاقلات و ابتدای رابطه پیشنهاد رابطه جنسی ارائه نمیکند تا زمانی که احساس دختران برانگیخته شود و شما اطمینان حاصل کنید عاشق اون پسر شده اید و برای حفظ رابطه متاسفانه جسم خود را در اختیار وی قرار میدهید . طبق آخرین آمار مستند ( آمار گیری در شهر کرج ) بیش از 84 درصد از پسران هرگز حاضر نیستند با رفدی که با آنها ارتباط جنسی داشته ازدواج کنند .
 پاسخ های دختران   
در خواستهای پسران

چه خوبه که عشقمونو با هوس لکه دار نکنیم و صبر کنیم به وقت خودش عشقمونو به هم ثابت کنیم.   
من و تو مال هم هستیم حتما که نباید اسسممون تو نشاسنامه هم بره عشق یک قرار داد بین دل من و دل تو هستش

من افتخار میکنم که هنوز باکره هستم. من می تونم در ظرف چند ثانیه شبیه تو بشم اما هرگز  تو نمی تونی مثل من بشی    
تو هنوز یک دختر باکره هستی (تمسخر)

تو هم  با انتظار کشیدن تا زمان ازدواج  به من نشون بده که  چقدر منو دوست داری   
به من نشون بده که چقدر منو دوست داری 

آیا تو فقط زمانی می تونی منو دوست داشته باشی که من از تو بچه داشته باشم؟    
چطور من بفهمم که تو می تونی بچه دار بشی؟

من به بلوغ رسیده ام البته من می تونم باردار بشم    
تو با اولین تماس جنسی باردار نمی شوی

برای اثبات دوست داشتن گاهی باید فشارهارو تحمل کنیم ، من زیر بار خواسته های نا متعارف نمیرم   
به من فشار میاد خواسته های من برات مهم نیست

آیا من مثل یه احمق هستم ، هر کسی میدونه که تو می تونی سالها عفونت ایدز را در خود داشته باشی قبل از اینکه به ایدز تبدیل شود    
تو فکر میکنی ممکنه من ایدز داشته باشم 

اگر نه تماس جنسی داشته باشم و نه کاندوم مصرف کنم من هرگز نگران نخواهم شد    
نگران نباش من کاندوم استفاده میکنم 

پس ما می تونیم صبر کنیم و شب ازدواجمان را یک شب بیاد ماندنی بکنیم    
ما به هر حال  با هم ازدواج میکنیم

مثل مرگ ، من فکر میکنم من صبر خواهم کرد تا زمان مقرر شده توسط خدا برای هر دومون برسه    
تماس جنسی چیز نرمال و طبیعی است 

پس برو پیدا کن    
من بدنبال کسی دیگر خواهم رفت اگر تو نمی خواهی تماس داشته باشی 

خدا رو شکر! برای انتظار تماس جنسی با همسرم عالی خواهد بود     
من به تو روشهای عالی رو نشون میدهم 

من ممکنه از نظر جسمی از شر اون خلاص بشم اما نمی تونم از احساسات یا وجدان خودم خلاص بشم    
ما می تونیم با همین یک بار خلاص بشیم 

منبع پزشکان بدون مرز

برداشت از:پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده



 

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

دوشنبه دهم بهمن 1390
 

 اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود
 

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.

 منبع سایت    salijoon



مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان





برچسب‌ها: مهارت های همسر داری
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

یک رابطه جنسی سالم، طولانی و لذت بخش ویژه زوجین

دوشنبه دهم بهمن 1390
 

نکات رابطه جنسی اهمیت زیادی برای آقایان دارد چون به آنها کمک می کند بتوانند فعالیت جنسی را به مدت زیادتری ادامه دهند. مردها معمولاً حین رابطه جنسی بیش از اندازه تحریک می شوند که باعث می شود خیلی زود ارضاء شوند و طرف مقابلشان نتواند به اندازه کافی از رابطه جنسی لذت ببرد. همه آقایون دوست دارند که بتوانند رابطه جنسی را بیشتر طول بدهند اما به خاطر نداشتن اطلاعات و تجربه کافی نمی توانند طرفشان را به خوبی ارضاء کنند. تفاوت بسیار زیادی بین جنسیت خانم ها و آقایون وجود دارد. مردها به رابطه جنسی فقط به چشم یک فعالیت جسمی نگاه می کنند درحالیکه خانم ها آن را یک فعالیت احساسی می دانند که از طریق آن می توانند به طرف مقابلشان نزدیک تر شوند. شریک زندگی مثل معمایی می ماند که فقط زمانی می توانید آن را حل کنید که نکات و کلیدهای آن را بدانید. بنابراین، برای کمک به آن دسته از مردهایی که با مشکل ارضاء کردن معشوقشان روبه رو هستند در این مقاله نکات مفیدی ارائه می کنیم.

 

 1. پیش نوازی

 بخش مهمترین بخش برای لذت بخش تر کردن رابطه جنسی است. و اهمیت زیادی دارد چون به هر دو طرف کمک میکند قبل از شروع رابطه جنسی به خوبی تحریک شوند. یادتان باشد آقایان در تقریباً 2 دقیقه به ارگاسم می رسند درحالیکه این زمان برای خانم ها حداقل 10 دقیقه است. به همین علت پیش نوازی راه خیلی خوبی برای آقایون برای طولانی تر کردن رابطه جنسیشان است. مردها باید به خانم ها اجازه دهند که در پیش نوازی به درجه ارگاسم برسند و بعد رابطه جنسی را شروع کنند تا هر دو نفر با هم ارضاء شوند.

2. ارتباط کلامی
 ارتباط نکته بسیار مهمی است که باید جدی بگیرید. باید در طول فعالیت جنسی با طرفتان حرف بزنید در غیر اینصورت زنها احساس خواهند کرد که فقط به یک چیز اهمیت می دهید و آن هم رابطه جنسی است. یادتان باشد که خانم ها با حرف زدن بیشتر تحریک می شوند و برای جلب نظر آنها لازم نیست حتماً لمسشان کنید، می توانید به طور کلامی اینکار را بکنید.

3. درک علایق و عدم علایق
 مردها در طول رابطه جنسی فقط کاری که خودشان دوست دارند را انجام می دهند اما درک علاقه ها و عدم علاقه های طرف مقابل در لذت بخش تر کردن نیدیکی برای هر دو طرف اهمیت زیادی دارد. تصور کنید که هر کاری که خودتان دوست دارید و طرفتان دوست ندارد را انجام دهید، مطمئناً ایجاد مشکل خواهد کرد و آنوقت طرفتان دیگر راغب به رابطه جنسی با شما نخواهد بود. درک متقابل اولین قدم در رابطه جنسی است. آقایون باید از شریک جنسی خود بپرسند که آیا حرکت خاصی را دوست دارند یا نه و اگر دوست نداشتند سعی کنند در طول رابطه جنسی از آن حرکات دوری کنند.

4. توجه به کل بدن طرف مقابل
 خانم ها دوست ندارند که مردها فقط به اندام تناسلی آنها توجه داشته باشند. آقایون باید بدانند به جز اندام تناسلی، بدن خانم ها قسمت های دیگری هم دارد که باید به آن توجه کنند. مثل سینه ها، باسن، گردن، ران ها، گوش ها و لب ها و سایر نقاطی که درکنار ناحیه تناسلی باید به آنها توجه شود. شاید تعجب کنید وقتی بفهمید که خانم ها می توانند با تحریک سینه ها هم به ارگاسم برسند پس لطفاً به آنها هم توجه خاص داشته باشید. یادتان باشد با بدن او سخت و خشن برخورد نکنید، نوازش ملایم هم او را تحریک خواهد کرد.

5. تحسین کردن
 تحسین کردن نکته دیگری برای آقایون است که نقش بسیار مهمی در عشق بازی ایفا می کند. از قدیم گفته اند که خانم ها از تعریف و تمجید خوششان می آید و وقتی اینکار را می کنید او واقعاً آنرا احساس می کند. لطفاً دقت کنید که این تحسین ها باید واقعی باشند در غیر اینصورت نتیجه ای که می خواهید عایدتان نمی شود. با گفتن اینکه به او بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا نیاز دارید و هر کاری برایش انجام می دهید، تحسینش کنید. می توانید خیلی ساده بگویید که بدنش را دوست دارید و خیلی عالی رابطه جنسی می کند. این لذت خودتان را هم علاوه بر سرمستی او از آن تعریف و تمجیدها زیادتر می کند. تحسین کردن باعث می شود بتوانید بیشتر طرفتان را تحریک کنید.

6. خودداری از رابطه جنسی زودهنگام
 رابطه جنسی آخرین مرحله عشق بازی است که فقط زمانی باید زمانی انجام دهید که می خواهید لذت را به اوج خود برسانید. انجام زودهنگام رابطه جنسی تناسلی تحریک خانم ها را کم می کند. همچنین می تواند برایشان دردناک باشد. یادتان باشد که باید قبل از شروع عمل جنسی اندام تناسلی خانم ها حسابی خیس شده باشد، و این مسئله فقط زمانی اتفاق می افتد که تحریک شده باشند. پس سعی کنید تحریکش کنید و به همه قسمت های بدنش لذت بدهید و وقتی در آخر آمادگی پیدا کرد خودش از شما خواهد خواست که عمل جنسی را آغاز کنید. پس یادتان باشد که عمل جنسی باشد آخرین عمل شما باشد و زمانی انجام شود که زن آمادگی آن را پیدا کرده باشد.

7. عاشقانه و احساساتی نگه داشتن فضا
 یکی از مهمترین نکات درمورد رابطه جنسی آقایان این است که عاشقانه و احساساتی رابطه جنسی کنند. رابطه جنسی عملی بسیار احساسی است اما به خاطر طبیعت و ذات مردان خیلی وقت ها این عمل برایشان به عملی فیزیکی و مکانیکی تبدیل می شود. سعی کنید حرکاتتان کند و همراه با عشق باشد و مطمئن باشید این احساسی به خانم ها می دهد که همیشه آرزویش را داشته اند. عشق و احساس بخش لازم و ضروری رابطه جنسی است پس سعی کنید احساسی تر رفتار کنید. فقط به خاطر عمل جنسی رابطه جنسی نکنید، آن را راهی بدانید برای بالا بردن احساستان.

8. شوخ طبعی
 خانم ها عاشق شوخ طبعی مردان هستند. سعی کنید رابطه جنسی را به عملی خنده آور و شادی بخش تبدیل کنید و ببینید که چقدر طرفتان دوست خواهد داشت. به خودتان بخندید و اینکار باعث می شود فضا عاشقانه تر شود. خانم ها اینکه آقایون سعی می کنند به خنده بیاندازندشان را خیلی دوست دارند. جوک گفتن مخصوصاً جوک های رابطه جنسیی را هم می توانید امتحان کنید اما دقت کنید که شوخ طبعیتان به مسخره کردن طرف مقابل منتهی نشود.

9. نظافت
 خانم ها عاشق مردهای مرتب و تمیز هستند. منظورمان از تمیز بودن این نیست که موهای اندام تناسلیتان را بتراشید، اما بهتر است که آنها را کوتاه کنید. بدنتان را تمیز نگه دارید و اگر بدنتان بو می دهد حتماً از پودر یا اسپری استفاده کنید. قبل از رابطه جنسی یک دوش سریع بگیرید و هم بدنتان را خوب تمیز کنید. تمیزی بدن برای خانم اهمیت زیادی دارد و اگر بدنتان اینطور نباشد حتی ممکن است از رابطه جنسی کردن با شما خودداری کنند.

10. هیجان و لذت
 تجربه کردن با رابطه جنسی خیلی مهم است چون عادات همیشگی باعث یکنواخت و خسته کننده شدن آن می شود. می توانید حرکات مختلف را امتحان کنید تا آن یکنواختی از بین برود. اما دقت کنید که طرفتان با آن حرکات راحت باشد. همچنین رابطه جنسی کردن در محیط های مختلف باعث از بین بردن یکنواختی آن می شود و هیجان بیشتری به رابطه می دهد. رابطه جنسی ایستاده یا جلوی آینه یا روی صندلی واقعاً برایتان پر از هیجان خواهد بود.

 پس اگر می خواهید که رابطه جنسی لذت بخش و فوق العاده ای داشته باشید، لطفاً نکاتی که در این مقاله ذکر شد را به نحو احسن رعایت کنید. این نکات به شما کمک می کند رابطه جنسیی طولانی تر و دلنشین تر داشته باشید.

  منبع : پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

http://tanzimekhanevadeh.com/



مقالات مرتبط:

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان
عوارض خودارضايی (استمنا و استشها)
همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان
خیال پردازی جنسی
چگونه با جنس مخالف رابطه ای سالم داشته باشیم!
اسراری درباره ارضای جنسی خانمها
غذاهای موثر بر قوای جنسی مردان
فقط آقایان بخوانند!
یک رابطه جنسی سالم، طولانی و لذت بخش ویژه زوجین
نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی
از سلامت جنسي يا اختلالات جنسي خود با خبر شوید
اختلال در رابطه جنسی بعد از ازدواج
ناتواني جنسي مردان
عدم رضايت جنسي و جدايی

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چگونه ارتباط احساسی برقرار کنیم؟

دوشنبه دهم بهمن 1390
 

 ارتباط احساسی چیست؟ گوش کنید، آیا نشانه هایی می بینید که بگویند می توانید با کسی رابطه برقرار کنید یا نه؟ چرا دست یافتن به سطح بالایی از امنیت احساسی با جنس مخالف اینقدر دشوار است؟  با مسائل و مشکلات مربوط به برقرار ارتباط احساسی آشنا شوید و ببینید چرا برقراری پیوند احساسی برای ساختن یک رابطه الزامی است.

 تعریف ارتباط احساسی

هر فرد تعریف شخصی خود را از یک ارتباط احساسی دارد اما یک تعریف اصلی وجود دارد که برای همه مردم صدق می کند. ارتباط احساسی مجموعه ای از احساسات فردی است که کنار هم جمع می شود تا بین دو نفر پیوند برقرار کند. کلمه احساسی به معنی برانگیختن احساسات بسیار است. این احساسات می تواند عصبانیت، غم، لذت، عشق یا یکی از هزاران حسی باشد که انسانها تجربه می کنند. ارتباط یک پیوند است با فرد یا چیزی دیگر.

 روابط بدون ارتباط احساسی

برای اینکه یک رابطه ساخته شده و قوی تر گردد، باید ارتباط احساسی حاصل شود. ممکن است شما با کسی که احساس قوی نسبت به او دارید یا عاشقش هستید در یک رابطه باشید. او، از طرف دیگر، با شما احساس دوری می کند و به ندرت درمورد احساساتش با شما صحبت می کند. این نوع روابط، روابط دوستانه یا زندگی کردن کنار یکدیگر یا برآورده کردن نیازهای جنسی است. بدون ارتباط احساسی قوی، چنین روابطی خیلی زود از هم پاشیده می شوند.

 پیوندهای محکم

زوج هایی که سعی می کنند در حد توان درمورد همدیگر بیشتر بدانند رابطه ای احساسی بینشان ایجاد می شود. از طریق مکالمه از روی فکر و محبت، به پیچیدگی های درون همدیگر پی می برید. می فهمید که چه چیز موجب شادی طرفتان می شود، چه چیز او را عصبانی می کند، و چه چیز او را به اوج لذت  می رساند. او هم می فهمد که چه چیز اشک شما را در می آورد، چه چیزی باعث می شود لبخند بزنید، و چه چیز خسته تان میکند. هر کدام به ذات همدیگر پی می برید و نسبت به هم محبت و همدلی پیدا می کنید.

برای اینکه یک زوج بتوانند از لذت یک رابطه احساسی لذت ببرند، باید بتوانند اجازه دهند که کسی به آنها نزدیک شود. اینکه اجازه دهید کسی به رازها، دردها و لذت های درونی شما پی ببرد، کمی مخاطره آمیز است. ریسک کردن برای چنین چیزی نیازمند اطمینان و اعتماد است. وقتی به اعتماد حیانت شود، التیام یافتن از آن خیلی طول می کشد.

بدون داشتن یک رابطه احساسی قوی، راه به سمت عشق بسته است. وقتی آن ارتباط و وابستگی از بین می رود یا نادیده انگاشته می شود، عشق هم از میان می رود.

 نشانه های ارتباط احساسی

بااینکه احساسات هر شخص متفاوت است، اما یک نشانه عمومی وجود دارد که نشان می دهد ارتباط احساسی بین دو نفر ایجاد شده است. نشانه حقیقی این است که هر دو نفر دیگری را به درون خود راه بدهند.

داستان های خنده دار از اتفاق هایی که سر کار افتاده برای هم تعریف می کنید و درمورد روزهایی که همه چیز برایتان بد بوده هم باز با طرفتان دردودل می کنید. هر دو شما دوست دارید که درمورد رویاهای کودکی و آرزوهای بزرگسالی خود با هم صحبت کنید. مکالمه بین شما خیلی راحت و سیال پیش می رود. زوجی که پیوند احساسی قوی با هم داشته باشند، حتی در سکوت هم احساس راحتی می کنند. می توانید بدون هیچ ترسی هر مسئله ای را با طرفتا در میان بگذارید.

اما یادتان باشد که جاذیه فیزیکی و ارتباط احساسی با هم تفاوت دارند. بااینکه ممکن است یکی به دیگری منجر شود اما جاذیه فیزیکی، احساسی سطحی است که می تواند راهی به سمت ارتباط احساسی و عشق باشد.

 ازدواج و ارتباطات احساسی

اگر قرار است ازدواجی پایدار بماند، وجود ارتباط احساسی بین دو طرف الزامی است. وقتی دو طرف احساسات خود را با هم در میان نگذارند، ازدواج سخت و طاقت فرسا خواهد بود. آن زمان است که عصبانیت، خشم و اختلافات پدید می آید و فقدان اعتماد، زندگی زناشویی را دچار آشفتگی خواهد کرد.

اگر فکر می کنید ارتباط احساسی بین شما و همسرتان از بین رفته است، باید به دنبال دلیل آن باشید.

آیا گناه نابخشودنی هست که چنین فاصله ای را میان شما انداخته؟ شاید در عصبانیت چیزی گفته شده یا کاری انجام شده که منجر به درد جسمی و احساسی شده است. همین زمانهاست که انکار هم پیش می آید و همه چیز را برای ساختن دوباره آن پیوند احساسی سخت تر می کند.

 چطور پیوند احساسی برقرار کنیم؟

 اگر سالمترین رابطه ممکن را می خواهید، باید بدانید که چطور یک پیوند احساسی عمیق و قوی بین خود و طرفتان ایجاد کنید. وقتی پیوند احساسی بین شما وجود داشته باشد، همه چیز دیگر آسانتر خواهد شد. در زیر به 7 نکته اشاره می کنیم که به شما کمک میکند پیوندی ناگسستنی بسازید.

 

1. بررسی طرف مورد نظر: باید بفهمید طرفتان به چه چیز نیاز دارد و از زندگی و از شما چه می خواهد. این یعنی وقتی حرف می زند به دقت به او گوش کنید. وقتی رازهایش را با شما قسمت می کند خوب توجه کرده و بعداً به عمق حرفهایش فکر کنید.

2. اعتماد: باید بین خودتان حس اعتماد ایجاد کنید. این ستون اساسی پیوند احساسی یک شبه ایجاد نمی شود. زمان می برد. باید اجازه دهید این اعتماد به طور طبیعی ایجاد شود.

3. حضور احساسی: هر دو شما باید از نظر احساسی در دسترس همدیگر باشید. اگر عقب بکشید و حرفهایتان را با طرفتان در میان نگذارید چنین پیوندی ایجاد نخواهد شد.

4. ابراز محبت: نباید برای نشان دادن مهر و محبت مشکلی داشته باشید اما زوج های ازدواج کرده که رابطه شان سرد شده باید تلاش کنند با هم مهربان باشند. صبحها که از خواب بیدار می شوید و شب ها که می خواهید بخوابید همدیگر را ببوسید. دست ها هم را بگیرید؛ همدیگر را در آغوش بگیرید و شعله های عشقتان را دوباره روشن کنید.

5. جنگ ملایم: در وسط دعوا و مشاجره، کلمات به راحتی از دهانتان بیرون می آیند. باید یاد بگیرید که ملایم دعوا کنید. اگر نمی دانید چطور می توانید از مشاور کمک بخواهید. یادتان باشد موقع دعوا کردن هیچوقت گذشته را پیش نکشید. در لحظه زندگی کنید و برای احساساتتان دلیل محکم بیاورید.

6. دنیا را در چشمان او ببینید: سعی کنید دنیا را آنطور که او می بیند ببینید تا بفهمید که واقعاً کیست. برای اینکار باید گاهاً به عقب بروید تا ببینید چرا او به آن طریق خاص عمل کرده است. ببینید نسبت به موقعیت های مختلف چطور واکنش می دهد و سعی کنید خودتان را جای او بگذارید. از او هم همین انتظار را داشته باشید.

منبع : سایت مردمان


برچسب‌ها: برقراری رابطه احساسی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

پذیرش مهریه سنگین: اثبات عشق یا اثبات حماقت

یکشنبه نهم بهمن 1390


مهریه های سنگین نشان دهنده بی اعتمادی زن و شوهر به یکدیگر و سطح فکر پایین است. مهریه بالا می تواند به عنوان یک ابزار در دست دختران قرار بگیرد و پسران از این نظر همیشه تحت استرس و فشار باشند. 

بالا بودن مبلغ مهریه و نیز پایین بودن آن موجب دردسرهایی میگردد که بیشتر موارد مربوط به بالا بودن مبلغ "مهریه" می باشد که در ذیل به اختصار به چند مورد اشاره میگردد.

1- بالا بودن میزان مهریه باعث افزایش طلاق میشود. شاید عوام براین باور باشند که بالا بودن مهریه باعث عدم طلاق از سوی مرد است اما چنین نیست زیرا با افزایش میزان مهریه زنان احساس میکنند که دارای پشتوانه محکمی هستند و برای حفظ زندگی زناشوئی از هنر زنانگی خود استفاده نکرده و آن را فراموش میکنند. لذا مردان در ضمیرناخوداگاه خویش احساس بردگی میکنند و برای رهایی از این بند به فکر چاره می افتند. و چون چاره ای پیدا نکنند بصورت ناخواسته عصبی وپرخاشگر شده و فشار وارده از سوی زن را با چندین برابر تقویت به سوی همان طرف مقابل برگشت میدهند این کنش و واکنش ها بطور مداوم تکرار شده و در اخر منجر به عدم سازش میگردد که اگر هر دو مقاومت کنند به خانواده ناهنجار مبدل میشود اما در بسیاری ازموارد زنها چون ازنظر عاطفی حساسند مقاومت خویش را از دست داده و با بخشیدن همان اهرم فشار (مهریه) خود را خلاص میکنند.یا در مواردی مردان به اصطلاح پی همه چیزرا بر تن خود مالیده و اقدام به جدایی مینمایند و تاوان اشتباه خود را با زندان و پرداخت اقساط بلند مدت میپردازند.

2- بالا بودن میزان "مهریه" باعث فساد در جامعه میگردد. که این مورد به طرق مختلف انجام میشود که به اختصار به یک مورد اشاره میشود. برخی از زنان با داشتن اهرم فشار رو به عدم تبعییت نموده و به بی بندوباری روی میاورند.

3- بالا بودن مهریه باعث افزایش توقعات میگردد.

4- بالا بودن مهریه باعث افزایش سن ازدواج و حتی کاهش ازدواج میگردد.

5- بالا بودن مهریه موجوب افسردگی و سردرگمی مرد میگردد.

خانواده ها با شعار "کی داده کی گرفته"  مبالغ سرسام آوری را برای مهریه در نظر میگیرند. اما این سوال مطرح است که اگر خانواده دختر راضی نشد چه باید کرد. به نظر صاحب نظران اگر توقع خانواده دختر از دارایی پسر بیشتر باشد پسر باید قید آن دختر را بزند چون با خانواده کاملاً غیر منطقی طرف است. از طرفی در قسمت دوم بحث حمایت از زنان مطرح می باشد مطمئناً مردان دوست دارند که زنانشان در فقدان ایشان حمایت گردد و هر چه در توان دارند برای این مهم مایه می گذارند.

 تصورات غلط

1-     مهریه سنگین نشانه عشق پسر به دختر است.

2-     مهریه سنگین ضامن تداوم رابطه و خوشبختی دختر است.

3-     مهریه سنگین نشانه عزت، حرمت و شخصیت دختر است.

4-     مهریه سنگین موجب اعتماد بنفس دختر و مایه فخر و مباهات وی است.

چند نکته:

1-  یکی از آمارهای مربوط به جمعیت کیفری زندان‌ها متعلق به افرادی است که به علت عدم توانایی در پرداخت مهریه و شکایت همسران خود در زندان‌ها به سر می‌برند، بدون اینکه از نظر عناصر مربوط به ارتکاب جرم واقعاً مجرم باشند.

2-  بی‌سرپرست شدن خانواده، بیکار شدن یک نیرو در جامعه، گسترش ناامنی روانی و اخلاقی در جامعه و زندانیان غیر بزهکار از مهم‌ترین آسیب‌های این اقدام است.

3-  تعیین مهریه سنگین نمی‌تواند ضامن خوشبختی زندگی زناشویی یک زوج شود و اگر کسی خواهان زندگی باشد، با یک سکه هم می‌تواند زندگی کند.

4-  برخی موارد تعیین مهریه سنگین صرفاً به دلیل چشم و هم چشمی و رقابت با دختران دیگر فامیل یا فشار خود خانواده دختر صورت میگیرد که هیچکدام وجه عقلانی و منطقی ندارند

5-  گروهى از زنان که در فکر جمع اموال از راه ازدواج و طلاق هستند، در حین خواستگارى و امثال آن چهره خوب، فهیم، عاقل و ... از خود ارائه مى‏دهند. پس از ازدواج و گرفتن مهریه، حیله‏گرى‏هاى زن شروع مى‏شود، بدسلیقگى در پذیرایى از مهمان، بدسلیقگى در چیدن اثاثیه منزل، بد اخلاقى و ... چنان مى‏کند که مرد او را طلاق دهد تا مردى دیگر و زمانى دیگر.

6-  پیش از ازدواج چشمان خود را کاملاً باز کنید و با تقکر و قدرت سنجش و مشورت با دیگران آگانه انتخاب کنید و بعد از ازدواج مقداری چشمان خود را بسته نگاه دارید

منبع : سایت مردمان

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

آیا از مجرد بودن خسته شده‌اید؟

شنبه هشتم بهمن 1390
 

 آیا از مجرد بودن خسته شده اید؟

 آیا اغلب دوستان شما نامزد داشته و یا متاهل هستند و شما هنوز مجردید؟

 آیا فکر می‌کنید سنتون بالا رفته و هنوز ازدواج نکرده‌اید؟

 آیا آخرین فرد خانواده هستید که هنوز ازدواج نکرده است؟

 آیا به تازگی طلاق گرفته‌اید؟

 اگر به هر کدام از سوالات فوق جواب مثبت دادید، احتمالا تحت فشار‌هایی برای صورت دادن یک ازدواج نا درست هستید. این فشار تاثیری است که دوستان، خانواده، اجتماع و یا برنامه‌ریزی احساسی خودتان بر شما می‌گذارند و این پیام را به شما می‌دهند که «باید با کسی ازدواج کنید؛ در غیر این صورت، حتما مشکلی دارید.» اگر به دلائل بیرونی و یا درونی احساس اجبار می‌کنید ممکن است با کسی ازدواج کنید که در شرایط معمولی، هرگز او را انتخاب نمی‌کردید.

 

در زیر بعضی از انواع مختلف فشار بررسی شده است:

 وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.

 

فشار سنی

 وقتی یکی از بستگان یا دوستان چنین می‌گوید: «سنت داره میره بالا. پس چرا هنوز ازدواج نکرده‌ای؟» ویا این نگرش که «سن شما از حد مشخصی گذشته و هنوز ازدواج نکرده اید ،پس غیرطبیعی هستید.» از جمله عوامل فشار سنی است.

 البته اینکه آن سن، چه سنی است، از شخصی به شخص دیگر فرق می‌کند. خودآگاه یا ناخودآگاه احتمالا سنی را به عنوان سن ازدواج، مدنظر دارد. این سن ممکن است که از زمینه‌های خانوادگی شما، سن ازدواج خواهران و یا برادرانتان و یا از ذهنیت خودتان که سن «بلوغ فکری» چه سنی است، آمده باشد. به منظور درک خاستگاه فشار سنی، می‌بایست به تاریخ هزاران سال قبل نگاه کنیم. در آن زمان هر چه زودتر مرد یا زن جوانی ازدواج می‌کرد و تشکیل خانواده می‌داد، بهتر بود. شخصی به مجرد اینکه به سی یا سی و پنج سال می‌رسید دیگر «میانسال» به حساب می‌آمد.

 بنابراین کاملا طبیعی بود که خانواده او بخواهند هنگامی که هنوز نوجوان است، ازدواج کند. گرچه روزگاران بسیاری از آن قدیم الایام می‌گذرد، اما ما هنوز تا حد زیادی متاثر از طرز تفکری هستیم که پدران ما با آن زندگی می‌کردند. صرف‌نظر از اینکه این فشار از جانب چه عاملی باشد، در هر حال، ممکن است از استانداردهایی که از «همسر ایده‌آل» برای خود تعریف کرده‌اید، دست کشیده و چشم‌پوشی کنید و صرفا به خاطر چیزهایی که دیگران فکر می‌کنند و نه بر طبق خواسته واقعی خود، ازدواج کنید. در سطور زیر سعی داریم دلایل نادرست را برای انتخاب‌های ناموفق به شما معرفی کنیم تا با آگاهی از آنها بتوانید از خطر‌های احتمالی آن دور بمانید.

 

تنهایی و استیصال

همه ما تنهایی را تجربه کرده‌ایم. و در برهه‌هایی از زندگی از لحاظ روحی، احساس تنهایی داشته‌ایم و مستاصل بوده‌ایم که به کسی مهر بورزیم. اما متاسفانه ازدواجی که در ابتدا، اقدامی از سر تنهایی و برای نزدیک شدن به انسانی دیگر شروع می‌شود، می‌تواند به رابطه‌ای پیچیده و دردآور تبدیل شود. وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده‌اید، احتمال آنکه انتخاب‌های ضعیف‌تری بکنید، بالا می‌رود در نهایت از ازدواجی کمتر راضی ‌ کننده سر در خواهید آورد.
 

انتخاب نادرست

عدم توجه به زندگی خود

 آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید، که عاشق بودن تا چه حد از تمرکز شما به امور دیگر می‌کاهد؟ هم و غم شما این می‌شود که برای مثال، چگونه احساسی دارد؟ چگونه رفتار شما، رفتار او را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ پس تعجبی نیست اگر که اغلب نه به آن خاطر که شخص مناسب را یافته‌ایم، بلکه از آن رو برای ازدواج اقدام می‌کنیم که بهانه‌ای برای سرباز زدن از زندگی و امورات خودمان داشته باشیم. اگر ... وقتی با کسی صمیمی می‌شوید به علائق خود وقت کمتری اختصاص می‌دهید. اگر ... معمولا کمی زود عاشق می‌شوید. اگر ... از تنها بودن با خود لذتی نمی‌برید و ترجیح می‌دهید که با دیگران همراه باشید. این احتمال وجود دارد که از ازدواج به منظور اجتناب از پرداختن به زندگی خودتان استفاده می‌کنید. بسیاری از مردم از این رو به ازدواج نیاز دارند که از کمبود شور و شوق و بی‌هدفی در زندگی خود خسته شده‌اند و به جای آنکه به درون خود نگاه کنند و دلیل این احساس را از درون خود جویا شوند، خود را درگیر روابط عشقی کرده و «آن» را هدف خود قرار می‌دهند. از آن رو که در چنین مواقعی، شما عاشق آن شخص نیستید؛ بلکه شیفته «سرگرمی» و «دل‌مشغولی» خود هستید. چنین روابطی هرگز سرانجامی نخواهد داشت.

 نصیحت ما نیز به شما اینست که هرگز قبل از اینکه روح و زندگی خود را سرشار کنید، به خرید «شریک زندگی‌تان» نروید. یا حداقل از احساس خلاء و تنهایی مفرط، روحیه‌تان رو به مرگ نباشد.

 

پرکردن خلاء‌های احساسی و روحی خود

 ما کودکانی هستیم با اندامی بزرگسالانه، با این حسرت و آرزو که دوستمان بدارند، پذیرفته شویم و کامل باشیم. نکته فوق‌العاده‌ای که در رابطه با عشق وجود دارد، اینست که می‌تواند شما را از احساس سرور، شادمانی و تعلق خاطری که شبیه آن را در هیچ جای دیگری نمی‌توانید بیابید،بر خوردار کند. با این وجود، این موهبت هنگامی که به منظور پر کردن خلاء‌های احساسی و روحی خود از آن استفاده می‌کنید، می‌تواند خطرناک باشد. خلاء‌هایی که خود باید بیاموزید که چگونه پر کنید. یک ازدواج حقیقتاً سالم، درهای رشد و تعالی روحی هر دو طرف را می‌گشاید. همچنین به هر کدام از این دو شخص کمک می‌کند که خودباوری آنها از طریق احساس «دوست داشته شدن» و «پذیرفته شدن» از طرف شخص مقابل، بالا ‌برود. آیا شما به منظور پر کردن خلاء‌های روحی خود و نه به خاطر اینکه فرد مناسبی یافته‌اید،ازدواج می‌کنید. موقعی احساس خلاء روحی می‌کنید که از درون بطور مداوم احساس خالی بودن دارید. این خالی بودن ممکن است در مراحل معتدل‌تر به مانند یک نگرانی و یا تنش تجربه شود و در مراحل حادتر به درد، افسردگی و نامیدی تبدیل گردد. صرف این فکر که: «من با یکی ازدواج کرده ام »، موقتا احساس تنهایی شما را تعدیل خواهد کرد . و تنها پس از گذشتن دوران اوج این رابطه است که با ماهیت آن فرد روبرو می‌شوید و چه دردناک است که دریابید نه تنها احساس خلاءتان مرتفع نشده است، بلکه حتی حضور چنین شخصی، احساس خلاء و تنهایی‌تان را بیشتر نیز می‌کند. چنین شخصی توقع دارد که همسر او خلاء‌های احساسی و روحیش را که به مدت طولانی و حتی قبل از ازدواج با خود حمل می‌کرده، پر کند.این معقول است که از همسر خود انتظار داشته باشید تا به تنهایی شما نیافزاید یا شما را در التیام زخم‌هایتان حمایت کند و به شما عشق بورزد یا به شما بیاموزد که چگونه خود را دوست بدارید، اما در نهایت این شمایید که باید قهرمان خود باشید.

دوستان عزیز! هدف ما از ارائه این گونه مطالب این نیست که شما را در مورد انتخابتون دچار وسواس و تشویش گردانیم. بلکه ما می‌خواهیم با انگیزه‌های خود در هنگام انتخاب آشنا باشید، دلائل نادرست را بشناسید تا ازدواجی صحیح را صورت دهید.

منبع : salijoon

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

کنجکاوی جنسی بچه ها

شنبه هشتم بهمن 1390
کنجکاوی جنسی

    وقتی بچه ها دنیای بیرون از خود را کشف می‌کنند، نسبت به اعضای خصوصی بدن خود و جنس مخالف به طور طبیعی کنجکاو می‌شوند.

    بچه ها در بازی‌های عادی خود، از فرصت استفاده می‌کنند و از نظر جسمی به بچه های جنس موافق یا مخالف خود نزدیک می‌شوند تا شکل بدن آن ها را کشف کنند. بچه ها از سر کنجکاوی بازی‌های جنسی می‌کنند و این امر طبیعی است. این جور رفتارها با قصد و غرض جنسی صورت نمی‌گیرد و یا به روابط جنسی منجر نمی‌شود.

     نمونه‌هایی از این کنجکاوی جنسی شامل:

       دست زدن به آلت تناسلی

       دکتر بازی

       لخت شدن

       خود ارضایی

بچه نوپایتان هنگام حمام‌کردن به آلت تناسلی خود دست می‌زند.

      اگر فرزندتان این کار را کرد از فرصت استفاده کنید و نام اندام‌های مختلف بدن را با او مرور کنید.

ü  از همان ابتدا از نام های صحیح استفاده کنید. از اندام‌های غیرجنسی شروع کنید و اندام‌های جنسی را به طور پراکنده لابه لای آن ها نام ببرید.

    به فرزندتان بگویید که بدن هر کسی خصوصی است و کسی اجازه ندارد به قسمت‌های خصوصی بدن او دست بزند و خودشان هم نبایدآن را به کسی نشان بدهند (استثنا هم وجود دارد مثلا هنگام حمام کردن با پدر یا مادر و یا معاینه توسط پزشک)

دکتر بازی در بچه ها

 معمول‌ترین بازی‌های از این نوع کنجکاوی‌های جنسی، دکتر بازی بچه ها است. در این صورت چه کار باید بکنیم؟

    بچه ها حق ندارند در اتاق را قفل کنند.

     هر از چند گاهی به یهانه‌های مختلف به آن ها سر بزنید.

      اگر در اتاق بسته است، قبل از وارد شدن به اتاق در بزنید و کمی صبر کنید.

      اگر صحنه ای دیدید، هول نشوید.

  این جور  مواقع دعوا و سرزنش بسیار شدید اصلاً راه حل مناسبی نیست.

فورا نزد بچه‌ها بروید و بگویید خب حالا بیا به دست دوستت آمپول بزنیم و یا دندان‌هایش را معاینه کنیم تا حواس بچه‌ها پرت شده و  ماجرا فیصله پیدا کند.

   بعد سر فرصت با فرزندتان صحبت کنید. به او بگویید: ” می‌دانید او نقش دکتر را بازی کرده و می‌خواسته به دوستش آمپول بزند اما او دیگر بزرگ شده است. باید بداند این نواحی خصوصی محسوب می‌شود و  باید از دید سایر افراد پوشیده بماند.

                  لخت‌شدن

            پسر 5 ساله شما با هم‌بازی خود در خانه مشغول بازی است و شما متوجه می‌شوید که بیش از حد ساکت هستند، شما داخل اتاق می‌شوید تا ببینید چه می‌کنند،           می‌بینید از کمر به پایین برهنه شده‌اند.

                         برخورد شما چیست؟

       هرگز سر بچه ها داد نکشید و آن‌ها را سرزنش نکنید، بلکه برای بچه ها در خانه حد و مرز تعیین کنید.

    مثلا بگویید هر دو شما لباس‌هایتان را بپوشید. بدن شما خصوصی است و نباید در خانه کس دیگری لباست را در بیاوری. بیایید برای شما یک سرگرمی دیگر پیدا کنم.

    اگر دیدید که فرزندتان باز هم به کنجکاوی‌های جنسی  خود ادامه می‌دهند، شاید نشانه این باشد که کنجکاوی‌شان هنوز ارضا نشده است. بنشینید و اطلاعات اساسی را با فرزند خود مرور کنید. با او درباره‌ی شکل بدن صحبت کنید و یکی یکی اعضای مختلف بدن را نام ببرید.

خودارضایی

       خود ارضایی یعنی لذت‌بردن از دست زدن، بازی‌کردن و مالیدن اندام‌های جنسی خود.

    وقتی طفل بدن خود را کشف می‌کند، ممکن است همان‌گونه که گوش یا آرنج خود را لمس می‌کند، با اندام تناسلی خود هم ور برود. اما با تکرار این کار بچه متوجه لذتی می‌شود که از دست‌زدن به خود، برای او حاصل می‌شود.

    بسیاری از بچه‌های 3 ساله که همزمان باکشف دنیای اطراف، خود را نیز کشف می‌کنند، آشکارا به اندام تناسلی خود دست می‌زنند.

    اگر فرزند خود را در حال دست زدن به اندام تناسلی خودش دیدید، او را سرزنش نکنید، بلکه راه‌نمایی کنید، به بچه‌های کوچک خود توضیح بدهید که درست نیست در حضور دیگران به اندام تناسلی خود دست بزنند.

 

بچه ها از چه زمانی باید به تنهایی به حمام یا توالت بروند؟

•     بچه ها ممکن است از دیدن بدن برهنه جنس مخالف یا هم‌جنس خود به هیجان بیایند یا سردرگم شوند. این خاطرات در دوران نوجوانی می‌تواند به سراغ فرزندتان بیاید.

 •     اگر با کودک جنس مخالف‌تان حمام می‌کنید و او آن قدر به بدن برهنه شما خیره می‌شود که احساس ناراحتی می‌کنید، وقت آن رسیده که هر دو حدود خود را حفظ کنید و بهتر است، بدن خود را بپوشانید.

 •          پوشاندن بدن نشانه احترامی است که برای بدن خود قائلیم .

•     معمولا بچه‌های 7-8 ساله دیگر تمایل ندارند با پدر یا مادر خود به حمام بروند و دوست ندارند کسی بدن برهنه آن‌ها را ببیند. به خواسته بچه‌ها در این سن احترام بگذارید و حد و مرز آن‌ها را در حمام رعایت کنید.

مراقبت‌های جانبی

       از سنی که کودک فرق مرد و زن را متوجه می‌شود، بهتر است پسران با پدرشان و دختر‌ها با مادرشان به حمام بروند.

        والدین باید مراقب روابط زناشویی خود باشند. بچه ها ممکن است به طور ناخواسته، شاهد این روابط در والدینشان شوند.

        کنترل صحنه‌های تلویزیون ، ماهواره، فیلم‌ها یا کلیپ‌های محرک قویا توصیه می‌شود.

       لازم است، بر روی استفاده از اینترنت یا کامپیوتر نظارت داشته باشید. به این منظور :

       کامپیوتر نباید در اتاق شخصی باشد.

–        حتماً کامپیوتر را در محیط عمومی خانه قرار دهید.

–        صفحه مانیتورکامپیوتر به سمت بیرون باشد تا از همه جا قابل رویت باشد.

آموزش ارزش‌ها و عقاید

    بسیاری از والدین می‌خواهند که فرزندشان دارای صفاتی چون: صداقت، شجاعت، اعتماد به نفس، نظم، احترام، مهربانی و عدالت باشند.

       بچه‌های پیش دبستانی، رفتار خوب و بد را از رفتار دیگران و از تشویقی که هنگام خوش‌رفتاری دریافت می‌کنند، می‌آموزند.

    درک هر فرد از خوبی و بدی، به مرور زمان و با تأثیر گرفتن از خانواده، دوستان، جامعه، مذهب و وسایل ارتباط جمعی، شکل می‌گیرد.

    هر گاه فرزندتان در زندگی روزمره رفتاری ارزش‌مند از خود نشان داد، به او پاداش بدهید، آن‌ها با این کار شما سرشار از افتخار می‌شوند و این رفتار مورد تحسین را تکرار می‌کنند. با تکرار شدن رفتار کودک و تحسین شما، رفتار معمولاً به صورت خودجوش در می‌آید و با وجود کودک عجین می‌شود.

بهترین سن انتقال ارزش‌های خانوادگی چه زمانی است؟

    والدین در  سن 11 -9 سالگی فرزندانشان می‌توانند فرصت را مغتنم شمرده و با فرزندشان درباره‌ی اخلاقیات صحبت کنند. چون:

       در این سن کودکان با والدین خود رابطه نزدیک‌تری دارند.

       بیش‌تر از سنین نوجوانی به والدینشان احترام می‌گذارند.

       حرف شنوی بیش‌تری دارند.

       هم‌چنین می‌توانند مفاهیم گسترده‌تری را درک کنند.

مهارت تصمیم‌گیری

       کودکان باید مهارت‌های تصمیم‌گیری را از سنین پایین و در موقیت‌های روزمره تمرین کنند.

    می‌توانید به بچه‌های پیش دبستانی خود اجازه بدهید برای پوشیدن لباس، بازی یا دعوت‌کردن یک مهمانی کوچک خود، حداقل از میان دو گزینه دست به انتخاب بزنند، تا توانایی اساسی تصمیم‌گیری در کودک پرورش یابد.

       هر چه موقعیت‌های تصمیم‌گیری برای او بیش‌تر باشد، بیش‌تر به مشکلات مربوط به انتخاب‌کردن پی می‌برد.

    با این روش‌ها بچه‌ها در نهایت نسبت به توانایی خود برای اخذ تصمیم درست، اعتماد به نفس پیدا می‌کنند و می‌توانند در تمام زمینه‌ها از جمله زمینه‌هایی که به جنسیت آن‌ها مربوط می‌شود درست تصمیم بگیرند.

    بچه‌ها باید همزمان بیاموزند که هر تصمیمی پیامدهای خاص خود را دارد. اگر اجازه بدهیم که با پیامد تصمیم‌های خود رو به رو شوند تجربیات خوبی کسب می‌کنند.

منبع پایگاه اینترنتی بهداشت خانواده


نوشته شده توسط:یه دانشجو|

حد و حدود در روابط عاشقانه

شنبه هشتم بهمن 1390
در روابط دوستانه و یا در روابطی که در حد نامزد بودن و برای به دست آوردن شناحت از طرف مقابل است ، باید چه کاری انحام دهیم ؟ آیا می‌توانیم تنها به کتاب‌های و یا توصیه‌هایی که در تلویزیون و یا فیلم‌های در این رابطه می‌بینیم بسنده کنیم ؟
  یا اینکه هر کس خود باید حد این روابط را تشخیص دهد ؟ حد و مرز روابطی که بین یک دختر و پسر است باید در چه حدی باشد ؟ 
 *  اگر رابطه ی شما به تازگی شروع شده است توصیه می‌کنیم که تمام احساسات حود را بروز ندهید زیرا شناخت شما هنوز در حدی نیست که بتوانید از طرف مقابل تان برداشت درست و صحیحی داشته باشید؛
  ممکن است با بروز دادن صحبت و یا احساسی از خود باعث ناراحتی یا سوء تفاهم بین خود و طرف مقابل تان شوید و معمولا این عادتی است که دخترها در برابر پسرها دارند . پس به دختر خانم‌ها توصیه می‌کنیم که احساسات شان را بروز ندهند .گاهی اوقات در روابط بین دختر و پسران و یا نامزدهای جوان ، شرایطی پیش می‌آید که نمی‌دانید طرف مقابل تان را دوست دارید یا نه ؟ در این جا توصیه‌هایی را مطرح می‌کنیم : 

 

  اگر شما عاشق نامزد یا دوست تان باشید دارای شرایط و احساسات زیر هستید :


* آیا دلتان مدام برای شخصی که با او رابطه دارید تنگ می‌شود حتی زمانی که مدت کوتاهی از ملاقات شما گذشته است .


* آیا فکر می‌کنید که این شخص می‌تواند مرد یا زن آینده شما باشد ؟


* آیا دارای شرایطی است که بتواند یک زندگی را اداره کند  و احساس می‌کنید که دوست دارید از دوران مجردی خود خارج شوید و زندگی جدیدی را آغاز کنید .


* آیا احساس می‌کنید که این شخص به طور نامحسوسی باعث پیشرفت شما می‌شود؟


* آیا نسبت به نامزد یا دوست خود حسود هستید و اگر شخص دیگری با او رابطه برقرار کند حتی خیلی ساده و معمولی حسودی می‌کنید ؟


* آیا نسبت به دختران یا پسران دیگری که از کنار او رد می‌شوند احساس بدی دارید ؟


* آیا هنگامی که پیش نامزد یا دوست خود می‌روید ، تمایل دارید که بهترین و زیباترین لباس‌های خود را بپوشید ، اگر خانم هستید بهترین آرایش را انجام می‌دهید و حتی رنگ لاکی که دوست تان می‌پسندد را بر روی ناخن‌های خود می‌زنید ، عطری که او دوست دارد می‌زنید  و ....


* مدام به دنبال بهانه‌هایی هستید تا او را ببینید ، به او اس ام اس می‌دهید ، به دنبال راهی می‌گردید که هر لحطه در کنار او باشید .


اما اگر دارای شرایط و احساسات زیر هستید نشان می‌دهد که شما هنوز تصمیم درستی را برای این رابطه اتخاذ نکرده اید :


* آیا دوستان و اطرافیان تان را که هم جنس خودتان هستند را بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای به او معرفی می‌کنید .


* خطاهای او را به راحتی و سادگی می‌بخشید حتی هنگامی که به شما دروغی می‌گوید برای تان اهمیتی ندارد و تنها به این فکر می‌کنید با او باشید تا اوقات فراغت تان پر شود .


* برای نظرات او زیاد ارزش قائل نمی‌شوید زیرا معتقدید که در نهایت آخرین تصمیم را باید خودتان بگیرید .


* به نامزد یا دوست خود زیاد دروغ می‌گوید زیرا فکر می‌کنید که دلیلی ندارد او در جریان تمام زندگی شما باشد .
اکنون به سایر شرایط می‌پردازیم : شما باید بسیاری از شرایطی که ممکن است برای شما در طول این رابطه پیش بیاید را‌پیش بینی کنید.

زمانی که احساسات و عواطف بین شما و نامزدتان زیاد می‌شود و در دل هر دوی شما شکوفه‌های عشق و امید ریشه می‌زنند باید به این نکته دقت داشته باشید که از همان ابتدا سعی کنید واقع بین باشید نه این که بر اساس احساسات تصمیم گیری کنید اگر می‌بینید شخصی که با او رابطه دارید از شما  و افکارتان دور است خود را گول نزنید . این بزرگ ترین اشتباهی است که ممکن است برای شما پیش بیاید و در آینده تبدیل به طلاق و جدایی بین شما دو نفر شود .


 * سعی نکنید که در دوران دوستی و یا نامزدی خود از تمام جزئیات زندگی طرف مقابل خود آگاه شوید زیرا در این صورت فرد مقابل احساس نا امنی می‌کند و این احساس در او زنده می‌شود که شما فقط می‌خواهید از گذشته او سر در بیاورید .


 * با یکدیگر صریح صحبت کنید از علایق و سلیقه‌های خود برای هم بگویید . طرز تفکر خود را در باره ای موضوعات مختلف و شرایط جاری جامعه و راه کار هایی که برای مقابله با حوادث و بحران ها دارید را بگویید و از طرف مقابل هم بخواهید نظرش را ابراز کند .


 * اگر از موضوع خاصی نگران هستید ، یا برای تان اهمیتی دارد با نامزد یا دوست خود مطرح کنید و  از او نیز بخواهید که مکنونات قلبی خود را برای شما فاش کند .

 

* خلاصه با خود و او صادق باشید و از هیجانات و احساسات گذرا پرهیز کنید و با تامل و تعقل پیش روید .

 

* و توصیه آخر: دوران شناخت ، دوران ریز بینی و دقت و  وسواس است و مباید از اختلافات و خطا ها به سادگی گذشت ( البته هر چیز حدی هم دارد ) و لی بعد از ازدواج دوران چشم پوشی از خطا ها و گذشت و فداکاری شروع می شود . این دو نباید با هم مخلوط شوند زیرا بسیاری در دوران نامزدی به خاطر احساسات و رودربایستی ها و ....  و یا با این توجیه که درست می شود از اغلب خطا می گذرند ولی با شروع زندگی مشترک به کوچک ترین عیوب ایراد گرفته و زندگی را به بن بست و جدایی می کشانند .

منبع سایت : salijoon ارسال مقاله از : سید مهدی حجازی  درج در  پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

نکته‌های حیاتی برای ایجاد محبت در زندگی زناشویی

شنبه هشتم بهمن 1390
جمله‌های‌ کلیدی برای جذب همسر  زندگی زناشویی را باید چون نهالى دانست که لازم است تمام تمهیدات را به‌کار بست تا این نهال سست و شکننده، حفظ و بارور شود و به درختى تناور تبدیل گردد و ریشه‌ی آن، در اعماق جان زن و مرد نفوذ کند.آن‌چه در این میان دارای اهمیت می‌باشد، محبت و شیوه‏هاى صحیح ابراز آن است. محبت بین زن و مرد، اکتسابى‌ست، بدین معنا که هم زن و هم مرد، باید شیوه‏هاى ابراز آن را آموزش دیده، تمرین کنند و به‌کار برند.

 در این شماره به جمله‌های کلیدی که بیان آن‌ها از زبان آقایان به همسرشان در ایجاد یک زندگی شاد و سالم، پراهمیت می‌باشد می‌پردازیم. و در شماره‌ی بعد به بررسی این مسأله در خصوص خانم‌ها اشاره خواهیم داشت.

  «روز خوبی داشتی؟»

 هنگامی‌که از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش می‌کنید، برداشت او این خواهد بود که شما انسان بافکری هستید و مشتاق‌اید بدانید او ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است این سؤال، به همسر شما مجوز آن را خواهد داد که مدتی در مورد کوچک‌ترین اتفاقاتی که برایش افتاده، صحبت نماید (پس برای مدت زمانی طولانی، آماده‌ی نشستن و شنیدن داستان‌های او شوید!) همسر شما، به آن‌چه که در فکر شما می‌گذرد، توجه زیادی دارد. با این عمل، به او فرصتی می‌دهید تا با گفت‌وگو، شما را به‌عنوان محرم ‌اسرار خود در نظر بگیرد.

 اگرچه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید، مجبور به شنیدن صحبت‌هایش شوید، اما وقتی تمام شد، او علاقه‌مند به صحبت در مورد شما خواهد بود.

  «تو زیباترینی!»

 همان‌طور که مشخص است، این جمله به او می‌رساند که برای شما جذاب است. از طرف دیگر، باعث افزایش اعتمادبه‌نفس در او خواهد شد. شما به همسر خود اطمینان  می‌دهید که به او علاقه دارید. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان، ارتقای چشم‌گیری خواهد داد. همچنین بیان این جمله، به او تفهیم می‌کند که شما تا چه حد برایش ارزش قائل هستید.

 «در مورد (هرچیزی) چه احساسی داری؟»

پرسیدن این سؤال، به همسرتان نشان‌می‌دهد که شما خالصانه برای احساسات او اهمیت قائل هستید. زن‌ها عاشق بیان احساسات‌شان در مورد هر موضوع قابل تصوری  می‌باشند. این سؤال، بیان‌گر جنبه‌ی مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی  همسرتان درمی‌یابد که شما توجه‌تان را به او مبذول داشته‌اید، او نیز  متقابلاً احساسات خود را با شدت بیش‌تری، اهدا خواهد نمود.

  «تو واقعاً زرنگ و باهوشی.»

با تصدیق نمودن هوش و ذکاوت او، این مفهوم را می‌رسانید که علاوه‌بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده‌اید. همسر شما با شنیدن این جمله، در مورد همه‌ی جوانب زندگی خود، احساس رضایت و خشنودی خواهد نمود. این سخن، نشانه‌ی احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب می‌گردد. زن‌ها، عاشق مردان صمیمی و خوش‌قلب می‌باشند و هیچ‌چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنان، نمی‌تواند صفات عالی شما را آشکار نماید.

 «می‌خواهم همه‌ی عمرم را با تو سپری کنم.»

 هنگامی‌که این جمله را بیان می‌دارید، او را به تداوم تعهدتان، مطمئن می‌سازید و به‌تبع، همدلی همیشگی او را خواهید داشت.

  «تو بهترین دوست منی.»

به این معنی است که برای رابطه‌تان ارزش قائل هستید و مایل‌اید کارهایی را به همراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است قادر به انجام آن‌ها نباشند.  همسرتان بعد از شنیدن این جمله، پیوستگی مقاومت‌ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود. این جملات، شما را در نظر او به‌جای یک فرد عادی، به انسانی جذاب تبدیل می‌کند.

   «تو یک مادر ایده‌آل خواهی شد (یا هستی).»

اغلب زن‌ها آرزو دارند که روزی بچه‌دار شوند. هم‌چنین بیش‌تر مواقع با خود کلنجار می‌روند که آیا در این راه موفق خواهند بود یا نه. با گفتن این جمله، به او اطمینان می‌دهید که به‌طور حتم به هدفش خواهد رسید، به‌علاوه با ارضای نیازهای درونی‌اش، باعث آرامش و تسکین او می‌شوید. بیان این کلمات از زبان شما به‌عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال‌ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

  «تو زندگی منو کامل می‌کنی.»

این جمله می‌گوید که او، تنها فرد مورد علاقه‌ی شماست. همه‌ی زن‌ها دوست‌دارند این جمله را از زبان شوهرشان بشنوند. بیان این عبارت، به مفهوم آن است که همسر خود را به‌طور کامل پذیرفته‌اید و او مکملی همیشگی برای شماست. به  این‌ترتیب در همسرتان، احساسی لذت‌بخش و پایدار به‌وجود خواهد آمد. این جمله تأکید می‌کند که شما در زندگی، به او نیاز داشته و نمی‌توانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زن‌ها از شنیدن چنین جملاتی، بسیار دلگرم  می‌گردند.

  «دوستت دارم.»

 این جمله‌ی دوکلمه‌ای معروف و کوتاه که همگی ما برایش اهمیت بسیار زیادی  قائل‌ایم، می‌تواند تأثیر شگرفی به همراه داشته باشد. هر روز چندین‌بار این جمله را برای همسرتان تکرار نمایید چراکه گفتن این عبارت به او، باعث روشن نگاه داشتن شعله‌های آتشی می‌گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگر در بین شما، کسانی هستند که تا به حال این جمله را به همسرشان  نگفته‌اند، بدون تردید، آن را بیان کنید. وقتی اثر شگرف این جمله را در  همسرتان ببینید، هرگز از تکرار آن کوتاهی نخواهید کرد.

منبع: ماهنامه شادکامی و موفقیت



مقالات مرتبط:


زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان
عوارض خودارضايی (استمنا و استشها)
همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان
خیال پردازی جنسی
چگونه با جنس مخالف رابطه ای سالم داشته باشیم!
اسراری درباره ارضای جنسی خانمها
غذاهای موثر بر قوای جنسی مردان
فقط آقایان بخوانند!
یک رابطه جنسی سالم، طولانی و لذت بخش ویژه زوجین
نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی
از سلامت جنسي يا اختلالات جنسي خود با خبر شوید
اختلال در رابطه جنسی بعد از ازدواج
ناتواني جنسي مردان
عدم رضايت جنسي و جدايی

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

مردان،بی احساس های احساساتی

شنبه هشتم بهمن 1390
چرا مردها نباید گریه کنند؟!

 تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به  اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان- و  همچنین از زنان – پوشیده باقی می‌ماند.

 با  اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود ، اما مردان هم به  اندازه زنان احساساتی می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند.  در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی پانصد هزار فرد بالغ ، ثابت شد که هوش  عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوج‌ها صورت گرفته  نشان می‌دهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان  هماهنگ‌اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

 مردان و زنان آه می‌کشند ،  گریه می‌کنند ، شادی می‌کنند ، خشمگین می‌شوند و داد و فریاد راه  می‌اندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.

 دکتر کلمن، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: « احساسات در  زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.» هورمون  تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود آنها بیشتر به  طبقه‌بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر می‌رسد زنان طبیعتاً با عواطف  خود بیشتر در تماس هستند ، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و  اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر می‌شود. آنها دارای روابط شادتر و  زندگی سعادتمندانه‌تری خواهند بود.

 چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟ خوب این  تقصیر مغزمردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات  سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که  ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و  احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک  بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما  در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی  به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»

 این می‌تواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگ‌های مختلف باشد:  در  این بررسی‌ها مشاهده شد که مردها  و پسرها همواره  در تفسیر پیام‌های  غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.

 هم‌چنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف‌تر است و  زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد  انجام گرفت، عکس‌هایی از صحنه‌های تکان‌دهنده یا ناراحت‌کننده باعث تحریک  بخش گسترده‌تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان  جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان  می‌کنند که  یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی‌اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدت‌هاست فراموش کرده هم‌چنان ناراحت و عصبانی باشد.

 پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی  کمتری برقرار می‌کنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان  می‌دهند تا چهره انسان‌ها. هم پدرها و هم مادرها با پسران‌شان کمتر در  مورد عواطف و احساسات صحبت می‌کنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها  شامل تعداد کمتری از واژه‌های مربوط به احساسات می‌شود.

 در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد می‌گیرند که  جلوی اشک‌شان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به  اندازه دختران نشان دهنده احساس‌شان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی  تر می‌شود.

 در سنین بزرگ‌سالی مردان از کلمات کمتری استفاده  می‌کنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود  می‌دانند، برعکس خانم‌ها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت  می‌شوند. مردان حتی هنگام صحبت با دوستان‌شان هم در حال تبادل اطلاعات در  مورد خرید ، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند. 

 چرا مردان منفجر می‌شوند؟

 اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی  می‌شوند ، اما  خشم هم‌چنان یک ویژگی مردانه به حساب می‌آید. دکتر کنث دیلیو کریستین،  روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: «خشم به این علت به وجود می‌آید که شخص به  علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید می‌شود با این وجود این  کاری است که مردان انجام می‌دهند، چون می‌ترسند که اگر کمی به احساسات‌شان  بها بدهند دیگر کنترل آن از دست‌شان خارج می‌شود. اگر شما همه ابعاد  وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چه‌طور با احساسات‌تان کنار  بیایید، تبدیل به سایه‌ای می‌شوید که فقط بخش کوچکی از شخصیت‌تان را نشان  می‌دهد و طولی نمی‌کشد که این بنای سستی که از خود ساخته‌اید فرو می‌ریزد.»

 منبع : مجله شادکامی- کتاب « آیین شوهرداری



مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان



نوشته شده توسط:یه دانشجو|

آیا با همسرخود درباره روابط عشقی قبلی خود بگوییم؟

شنبه هشتم بهمن 1390
 

 تردیدی  وجود  ندارد  که  خانم  ها  نسبت  به  آقایون  خیلی  بیشتر  صحبت  می  کنند.  معمولاً  خانم  ها  همیشه  در  پی  آن  هستند  که  همسرشان  در  مقابل  آنها  احساساتش  را  ابراز  کند و  هر  چه  در  دل  دارد  را  بر  زبان  بیاورد.

 تردیدی وجود ندارد که خانم ها نسبت به آقایون خیلی بیشتر صحبت می کنند.  معمولاً خانم ها همیشه در پی آن هستند که همسرشان در مقابل آنها احساساتش  را ابراز کند و هر چه در دل دارد را بر زبان بیاورد. این در حالی است که  آقایون ترجیح می دهند خانم دست از سرشان بردارد و آنها را تنها بگذارد. به  هر حال زمانی که نوبت به گفتگوی باز میان زوجین می رسد، صحبت کردن در مورد  “نامزد قبلی” و یا روابطی که هر یک از طرفین در گذشته تجربه کرده اند، می  تواند تاثیرات مهمی بر روی رابطه بگذارد.

 

 زمانیکه دو نفر قصد آن را دارند که در کنار هم یک رابطه ی قوی و پویا راایجاد نمایند، درست نیست که همواره صحبت از یک نفر دیگر در ارتباط آنها به میان کشیده شود؛ اما باز هم باید به این سوال پاسخ داد:“اگر یکی از طرفین  مرتباً در مورد رابطه ی قبلی خود صحبت می کند، آیا این بدان معناست که او  در حال حاضر از ارتباطی فعلی اش ناراضی است؟” 

 به هر حال بروز احساساتی نظیر حسادت، سوء ظن، و شک و تردید اجتناب ناپذیر است. طرف دیگر همواره به  این مسئله فکر می کند که به چه علت شریک او تا این حد از نامزد قبلی خودبرای او تعریف می کند. اما ایا اگر کسی در مورد روابط قبلی خود صحبت کند  به راستی بدان معناست که از ارتباط فعلی خود ناراضی است؟ به این سوال نمی  توان یک جواب “بله” و یا “خیر” قطعی گفت. هر ارتباطی متفاوت است و از این  مهمتر همه ی انسان ها نیز با هم فرق می کنند. فقط به این خاطر که شریک شما  مرتباً در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند نمی توانید مطمئن شوید  که تمایل دارد مجدداً رابطه ی خود را با فرد مورد نظر از سر بگیرد.

 در یک چنین شرایطی ممکن است شخص تصور کند که چون شریکش دائماً از رابطه ی  قبلی خود تعریف می کند، بنابراین به ارتباط گذشته بیش از ارتباط فعلیعلاقمند بوده است.

 

  اما لزوماً صحبت از تجربیات گذشته نمی تواند یک چنین  مفهومی در بر داشته باشد. پیش از اینکه هر گونه قضاوتی کنید، باید ببینید  که ارتباط قبلی او چه مدت زمانی به طول انجامیده. اگر آنها ارتباط طولانی  مدتی با هم داشتند، بنابراین باید این انتظار را داشته باشید که هرزگاهی  جملاتی در مورد نامزد قبلی شریک خود بشنوید. دلیلش هم این است که به هر  حال برای مدت زمانی با هم بوده اند و در حال حاضر او جزئی از زندگی گذشته ی همسرتان را تشکیل می دهد. البته باید به شدت توجه داشته باشید که صحبت  کردن در مورد نفر قبلی، صرفاً به آن معنا نیست که شریک زندگیتان احساس خاصی نسبت به فرد مورد نظر دارد. او فقط حقایق و اتفاقاتی را که برایشان  افتاده برای شما تعریف می کند.

 شما همچنین باید به این مطلب توجه کنید که شریکتان در چه زمینه ای در مورد  نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند. اگر به طور مکرر شما را با نامزد قبلی  اش مقایسه می کرد بنابراین باید نتیجه بگیرید که:“بله، با مشکل بزرگی  روبرو هستید.” اگر شریک شما عادت به مقایسه کردن داشته باشد و همیشه شما  را با نامزد قبلی (و یا هر کسی دیگری) مقایسه کند، پس باید متوجه باشید که  مشکل از جانب اوست و این رابطه از سلامت مناسب اجتماعی برخوردار نمی باشد.  همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، باید بدانید که همه ی انسان ها  متفاوت هستند و شما تحت هیچ شرایطی نباید احساس کنید که شریکتان شما را با  کسی مقایسه می کند. این مسئله را نیز باید در نظر بگیرید که اگر گاهی  اوقات به برخی از رفتارهای متداول شریک قبلی شان اشاره کردند، درست نیست  بیش از اندازه حساسیت به خرج دهید، چراکه قصد آنها فقط بازگو کردن شرایط  عادی زندگی شان است.

 اگر متوجه شدید که نامزد قبلی و شریک فعلی زندگیتان اصرار دارند که به هرطریقی که شده به ارتباط خود با هم ادامه دهند، حتی در حد یک دوست کاملاً  عادی، آنوقت باید کمی مراقب باشید. اگر چنین اتفاقی روی داد، نگران شدن  شما یک امر کاملاً طبیعی است. اگر نامزد قبلی سعی می کرد که حضور خودش را  حفظ کند و نامزدتان نیز مجدداً شروع کرد به صحبت کردن در مورد او، باید  احتمال دهید که شاید مجدداً شعله های عشقشان در حال روشن شدن است. بهترین  کاری که میتوانید انجام دهید این است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذارید و به او بگویید که چه مسائلی باعث ایجاد نگرانی در  شما شده اند. شاید به شرایطی برخورد کنید که نامزد قبلی و شریک شما  بخواهند به رابطه ی دوستانه ی خود ادامه دهند.

  در این حالت تصمیم گیری باشماست که در این رابطه باقی بمانید و ارتباط آنها را از نزدیک کنترل کنید و یا او را ترک کنید.

 گاهی نیز همسر شما قصد دارد صداقت نشان دهد و یک بار از رابطه و یا روابط قبلی خود بگوید و دیگر هیچ

منبع:پایگاه تنظیم خانواده

http://tanzimekhanevadeh.com

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چگونه با تفاوت های مذهبی در ازدواج کنار بیاییم؟

شنبه هشتم بهمن 1390
 

خیلی از زوج ها بعد از ازدواج متوجه می شوند که برای حفظ هماهنگی و خوشبختی زندگی زناشوییشان باید با هم مصالحه کنند. اما برای خیلی از زوج ها بعضی از موضوعات دشوارتر از این است که بخواهند سر آن به تفاهم برسند.

یکی از مسائلی که ممکن است بعد از ازدواج زوج ها سر آن به مشکل بخورند، تفاوت های مذهبی است. ازدواج هایی که در آن دو نفر با پیش زمینه های مذهبی متفاوت با هم ازدواج می کنند، این روزها خیلی متداول شده است. بااینکه اعتقادات مذهبی مسئله ای است که دو نفر قبل از ازدواج درمورد آن با هم بحث می کنند، اما دو طرف تصور می کنند هیچ چیز نمی تواند بر عشق آنها به هم غلبه کند. اما وقتی زندگی واقعی خود را به آنها نشان می دهد و خانواده ها باید تصمیم بگیرند فرزندانشان را با چه دین و مذهبی بزرگ کنند یا کدام مراسم مذهبی را جشن بگیرند و کدام را نگیرند، تفاوت های مذهبی به مشکلی بزرگ تبدیل می شود.

اگر شما هم با همسرتان تفاوت مذهبی دارید، نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم می تواند کمکتان کند با تفاوت های مذهبی در ازدواجتان کنار بیایید:

 به عقاید یکدیگر احترام بگذارید

احترام گذاشتن به اعتقادات مذهبی همدیگر در ازدواج امری ضروری است. یادتان باشد که مذهب همسر شما بخش بسیار مهمی از زندگی اوست. با هم عهد ببندید که هیچوقت به اعتقادات و باورهای مذهبی هم بی احترامی نکنید و به عهدتان وفادار بمانید.

 وجه اشتراک پیدا کنید

با پیدا کردن وجه اشتراک بین باورهای مذهبی خودتان و همسرتان، می توانید با تفاوت های دینی هم کنار بیایید. مثلاً اگر در دین هر دو شما عید نوروز جشن گرفته می شود، پس تمرکز خودتان را روی این عید قرار دهید. به باورهایی که هر دو شما در مورد خدا دارید توجه کنید.

سعی کنید خودتان را آموزش دهید

حتی اگر مذهب شما با همسرتان فرق کند، باز هم باید سعی کنید اعتقادات او را بفهمید. با اینکار نه تنها می توانید در موقعیت های مختلف او را درک کرده و حمایتش کنید، بلکه آشنا شدن با باورهای همسرتان بینشی عمیق تر نسبت به همسرتان در شما ایجاد می کند و او را بهتر می فهمید. درمورد مذهبش از همسرتان سوال کنید و به هیچ وجه بحث و جنجال سر باورهای همدیگر راه نیندازید.

 تصمیم بگیرید که درمورد مذهب فرزندتان چه بکنید

زوج ها با تفاوت مذهبی باید قبل از بچه دار شدن تصمیم بگیرند که بچه هایشان را با چه دینی می خواهند بزرگ کنند. در این نقطه است که باید بیشتر با هم مصالحه کنید. از خودتان بپرسید که دوست دارید فرزندتان تا چه میزان مذهبی باشد. مطمئناً هر زوجی نظر متفاوتی خواهد داشت. بعضی ها دوست دارند فرزندشان را فقط با خدا آشنا کنند، بعضی دیگر دوست دارند او را با مباحث مذهبی دیگر هم آشنا کنند و خیلی ها هم به کل مسئله مذهب را برای فرزندشان نادیده می گیرند تا خود او بعدها تصمیم بگیرد که چه مذهبی برای خود اتخاذ کند.

 به مسائل غیرمذهبی توجه کنید

اگر فکر می کنید در مورد مسائل مذهبی هیچوقت با همسرتان به تفاهم نخواهید رسید، سعی کنید روی مسائل غیرمذهبی که هر دو شما از آن لذت می برید تمرکز کنید مثل سرگرمی های مختلف، ورزش یا فیلم. انجام دادن کارهایی که هر دو شما را خوشحال می کند کمکتان می کند حس اتحاد در ازدواجتان را بالاتر ببرید و دیگر وقتتان را صرف دعوا کردن سر مسائل مذهبی تلف نکنید.

تفاوت های مذهبی در ازدواج می تواند مشکل ساز باشد، حتی در بادوام ترین و با عشق ترین ازدواج ها. اما با درک متفابل و مصالحه می توانید از بروز مشکل جلوگیری کنید.

منبع : سایت مردمان



برچسب‌ها: تفاوت های مذهبی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چرا خانم ها برخی مردان را رد میکنند!!

شنبه هشتم بهمن 1390
آخرین باری که کسی به زور از شما کمکی می خواست به یاد دارید ؟! بطور مثال ، دوست ناامید و درمانده خودتان که نمی خواهد تنها به سینما برود و شما را مجبور می کند که حتما" او را همراهی کنید !!

چه احساسی به شما دست می دهد ؟ مسلما" خیلی خوشایند نیست .

 تحقیقات روانشناسان و محققان علوم اجتماعی ثابت کرده است که" انسان ناخودآگاه از مردمی که همیشه به آنها آویزان هستند ( مثل کنه !!) بیزارند ! " ، این یک امر طبیعی است که برخواسته از اساس و بنیاد ساختار انسان است .

و در مقابل ، ما همیشه به طرف کسی که به ما هیچ نیازی ندارد ، جذب می شویم .

طبق مطالعه تجربی بروی زنان ، اصولا" آنان مردانی را که مدام آوازه ی ناامیدی و یأس را سر میدهند قبول ندارند و آنها را رد می کنند ! وقتی شما به کسی نیازمندید ، ضمیر ناخودآگاه شما همیشه این حس را القاء میکند که " من بی ارزش هستم "

 مطمئنا" ، اگر آخرین باری را که از طرف خانمی رد شده اید را به خاطر بیاورید و دقت کنید ، می بینید که شما بیشتر وقتها نیاز خود را به او نشان داده اید .

برای جذب خانم ها ، همیشه اعتماد به نفس خود را حفظ کنید ، در کمال اطمینان به توانایی های خود ایمان داشته باشید، عذر خواهی نکنید ! همیشه متغیر عمل کنید یا حداقل کاملا" طبق خواسته آنها قدم بر ندارید !

با اعتماد به نفس شما ، هر زنی آرزو دارد که در اعماق وجود شما نفوذ کند و شاید باورش سخت باشد ، اما شما تمام روز را می توانید با او صحبت کنید بدون اینکه او خسته شود ! با قدرت و جذبه ، آنچنان انرژی مثبتی خواهید داشت که آنها شما را باور خواهند کرد و براحتی می توانید بین خانم ها انگشت نما باشید، و بدون هیچ زحمتی آنها را به طرف خود جذب می کنید !

نه اینکه همیشه مثل کنه به آنها بچسبید !!

تا اینجا متوجه شدید علت اصلی رد کردن بعضی مردها توسط خانم ها ، چیست ،

حالا دقیقا" فکرکنید ، چه روشهایی را برای جذب خانم ها تا به حال اجرا کرده اید و پاسخ منفی گرفتید و بیشتر آنها از شما دفع شده اند !

روش صحیح آن است که با بررسی بیشتر ، کاملا" بفهمید چه خصوصیاتی او را مجذوب می کند و سعی کنید موقع اجرای آنها کاملا" حرفه ای و واقعی عمل کنید ، چرا که اگر رفتار شما مصنوعی و فریب کارانه به چشم آنها بیاید ، نتیجه ای معکوس خواهد داشت !

پس واقعیت این است که شما مثل یک آهن ربا آنها را جذب یا دفع کنید ، پس در نحوه ی رفتار خود ماهرانه عمل کنید !

یک لحظه خودتان را جای یک خانم بگذارید و تصور کنید با یک مرد متشخص ، گرم ، با روحیه ، با تجربه و جذاب ! روبرو می شوید که کاملا" اعتماد به نفس و کنترل خود را در همه حال حفظ می کند ، مسلما" با خود می گوید من مرد رویایی خود را پیدا کردم!

و حال برعکس آن ، تصور کنید آقایی با حالتی سرخورده ، سرد ، مدام دست و پا می زند تا بتواند یک کلمه با شما حرف بزند ، ارتباط کلامی او بسیار ضعیف است و لباس پوشیدنش مثل این است که جلوی شما اصلا" راحت نیست ! بله ، او فقط وقت شما را تلف می کند و سریع تر می خواهید که از دستش راحت شوید !!

تنها به " اشعات و رایحه جذابیت " فکر کنید ، نه اینکه "من می خواهیم تأثیر گذار باشم" ، به یاد داشته باشید چیزهایی که برای شما جذاب است برای یک خانم هیچ وقت جذاب نخواهد بود ، بنابراین همیشه به قضیه از دید یک خانم نگاه کنید.

این بدان معنی است که مادامی که دیگر آقایان به سهولت خانم ها را با رفتار جالب خود ، جذب می کنند ، شما همچنان زن ذلیل و ناکام خواهید ماند !

منبع : سایت مردمان

برداشت از پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

http://tanzimekhanevadeh.com

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

تفاوت های بین وابستگی و دلبستگی چیست؟

شنبه هشتم بهمن 1390
آیا تاکنون به واژه‌هائی مانند وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کرده‌ایم؟ آیا تاکنون تجربه کرده‌ایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم.

 آیا تاکنون به واژه‌هائی مانند وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کرده‌ایم؟ آیا تاکنون تجربه کرده‌ایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم. به نحوی که قسمت ناتمام یا نیمه‌تمام ما را تکمیل کند؟ در این حالت دو وضعیت به وجود می‌آید:یکی وضعیت جهنمی که ما آن را با واژه “وابستگی” معرفی می‌کنیم و دیگری حالت بهشتی که ما آن را “پیوستگی” می‌نامیم.

- وابستگی چیست؟

 در قالب یک جمله یعنی اینکه:“ما در ارتباط با کسی یا چیز آنچنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود می‌شویم” در ین حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و ... آن عادت کرده‌ایم.
 برای تجربهٔ این وضعیت می‌توانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که قوتی به جائی از آن فکر می‌کنیم، عذاب می‌کشیم.

- پیوستگی چیست؟

 پیوستگی از نظر ما یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفته‌ایم و به آن عشق می‌ورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود می‌شویم. در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی‌دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می‌شود. به‌عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می‌توانیم حفظ کنیم.

- چگونه حالت وابستگی خود را به احساس پیوستگی تبدیل کنیم؟

الف) شناخت موارد وابستگی:

 در خلوت خود یا با کمک گرفتن از فردی لایق، بررسی کنیم کدامیک از موارد کار، پول، پرخوری، پرحرفی و ... بیشترین وابستگی را برای ما ایجاد کرده است. بررسی کنیم که کدامیک از نیروها مثل نیاز، هوس، ترس، شک و تردید و ... در ما در این ارتباط فعال‌تر می‌باشند.

 در رفتار خود بررسی کنیم به خاطر چه سوژه‌ای از خواب و خوراک خود کم می‌کنیم و فکر و احساس ما در چه مواردی، ما را به‌طور ناخواسته به دنبال خود می‌کشاند و در کنترل آن دچار مشکل می‌شویم. برای چه مواردی بیشتر از حد توان خود وقت می‌گذاریم و به خاطر اینکه هدیه‌ای به فردی بدهیم یا در کنارش باشیم، از سلامتی خود می‌کاهیم، بررسی کنیم در ارتباط با رسیدن به چه خواسته‌هائی خود را کوچک و حقیر می‌سازیم و در ارتباط با چه افرادی، اتمام توان خود را به‌کار می‌گیریم تا خواسته‌های خود را از آنها گدائی کنیم. بررسی کنیم با چه کسانی ارتباطی بی‌معنا و سست داریم یا ارتباط ما مرده و نامطلوب است و دراین ارتباط به دنبال چه می‌گردیم. در نظر بگیریم ترس از دستدادن چه چیزهائی را داریم، تا متوجه شویم ریشه‌های وابستگی ما کدام هستند.

ب) تکنیک‌های رهائی از وابستگی

 آنچه ما را سرشار از عشق، رضایت‌خاطر و آرامش می‌کند و در ارتباط سالم دوطرفه‌ای قرار می‌دهد، مشخصه‌های دیگری دارد که به‌طور ظریف و حساسی قابل تفکیک می‌باشند. چنانچه راه‌های زیر را به‌کار گیریم، می‌توانیم تجربه کنیم که در وضعیت وابستگی قرار گرفته‌ایم یا پیوستگی و در پی آن می‌توانیم از فضای جهنمی وابستگی، رها شده و از فضای بهشتی پیوستگی لذت ببریم.

1) قطع وابستگی

 دربارهٔ افراد یا مواردی که در نزدیکی با آنها یا حتی به دور از آنها احساس می‌کنیم که دچار نگرانی می‌شویم و حتی به‌صورت وسواس‌گونه‌ای می‌خواهیم گرفتاری‌ها و رفتارشان را کنترل کنیم و به‌طور مرتب می‌خواهیم برای آنها نقش مددکار را بازی کنیم. از این به بعد، اینگونه بیندیشیم که هر فردی مسئول اعمال خویش است. به جای کنترل افراطی و به اسارت کشیدن آنها، اجازه دهیم خودشان فرصت کسب تجربه را داشته باشند. ما فقط باید آنها را راهنمائی کنیم تا در حد توانائی خود به‌صورت منسجم و سازمان‌یافته پیشرفت کنند.

2) رهائی از رفتارهای وابستگی

 بدون ترس، یک نسبت از رفتارهائی که وابستگی خود را در پشت آن پنهان کرده‌ایم، تهیه کرده و آنها را از رفتار خود حذف کنیم. بر روی مواردی مانند دروغ گفتن، غر زدن، اصرار به متقاعد کردن، التماس کردن، رشوه دادن، طراحی حقه‌های کوچک و بزرگ، بچه‌دار شدن به قصد وابسته کردن، تحقیر کردن، شکایت کردن، محکوم کردن و... حضور خود را قوی‌تر کنیم تا بتوانیم باورها و ریشه‌های به وجود آورندهٔ این اعمال را بشناسیم؛ سپس روبه‌روی هر کدام بنویسیم چه باورها و توانمندی‌هائی را لازم است در خود تقویت کنیم تا به این کارها دست نزنیم.

3) عامل وبستگی‌زا را رها کنیم

 کلیهٔ مواردی مانند:گرفتن، اعتبار، پست، مقام، قدرت، احترام و سایر مواردی که به واسطهٔ آنها می‌خواهیم به احساس سرخوشی و رضایت برسیم را شناسائی کنیم.

4) استقلال خود را حفظ کنیم

 زمانی که عاشق دیگران می‌شویم یا اجازه می‌هیم که دیگران عاشق ما شوند، مراقب باشیم که در عین لذت بردن از حمایت عاشقانهٔ طرف مقابل خود یا دادن حمایت عاشقانه به او، طوری رفتار کنیم که بدون حضور او نیز بتوانیم به خواسته‌های خود برسیم.

5) اعتماد به خود، اتکاء به خداوند

 در حالتی از حضور قرار بگیریم که حس کنیم مواردی مانند ناامیدی، ترس، ضعف و هرگونه کمبود دیگر فقط با حضور خداوند تکمیل می‌گردد اما فقط حق داریم به خدای خود وابسته باشیم که همواره از اوج آسمان‌ها تا قعر زمین و در فضای بین آن دو و مهمتر از همه در وجود خود ما حضور دارد و همیشه با ما است.

6) رهائی از شرمندگی

 به یکی از بزرگترین طرف‌های خداوند که “توبه” نامیده می‌شود، آگاه‌تر شویم. با خدای خود راز و نیا کنیم. تمام ضعف‌ها، اشتباه‌ها و گناه‌های خود را به او اعتراف کنیم و فقط او را حمایتگر اصلی بدانیم و به هر چه غیر از اوست، به هیچ عنوان تکیه نکنیم.

7) بالا بردن آگاهی و تغییر باورهای وابسته‌کننده

 باورهائی مانند “شرمنده می‌شوم اگر... را انجام دهم” یا “اگر... را انجام ندهم، یعنی هنوز بزرگ نشده‌ام” و یا “حلقهٔ ازدواج، حلقه بندگی است” را رها کنیم و کانون توجه خود را به باورهای پیش‌رونده معطوف کنیم.

8) آماده‌سازی دست‌ها و شبکهٔ حمایتگر

 از دوست‌هائی که به‌طور حقیقی، ما را دوست دارند، کمک بگیریم تا ما را یاری دهند که به این توانمندی بریم. چنانچه آن سوژه را نیز از دست بدهیم، باز هم ارزشمند، کامل و دوست‌داشتنی باقی می‌مانیم و به ما کمک کنند تا پس از قطع ارتباط، دوباره به سراغش نرویم.

9) رهائی از وابستگی و رسیدن به پیوستگی

 در اوج آرامش و قدرت، آسیب‌های مربوط به وابستگی‌های قبلی خود را ترمیم کنیم به این منظور:

 الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارت‌های دوست داشت خود، به جلسه‌های عملی آموزش مهارت‌های زندگی به‌منظور خودباوری و همیاری برویم.

 ب) همواره جهت وابستگی خود را در سبز عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.

 ج) رابطه‌ای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندی‌های ما امکان‌پذیر شود.

10) انجام مراقبه به صورت یک عادت روزانه

 برای کسب لذت بیشتر، مراقبه را جزء یکی از مهمترین کارهای روزانهٔ خود قرار دهیم.

 تا می‌توانیم آمادگی دریافت عشق را در خود بیشتر کنیم. همواره همانند داشتن تغذیه‌ای سالم، تمامی ده مخزن عشق خود را به‌طور متعادل شارژ کنیم. در هر ارتباط حضور خود را بر روی عشقی که از سوی خداوند در هر مورد ظاهر می‌شود، حفظ کنیم چه این عشق در حوزهٔ ارتباط‌های زناشوئی باشد و چه در ارتباط‌های اجتماعی و یا دیگر رابطه‌هائی که وجود ما را به وجد و سرور می‌آورد

منبع :پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

http://tanzimekhanevadeh.com

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

خصلت هایی از آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند

شنبه هشتم بهمن 1390
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

 این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1- مرد مردها
 هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

 یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2- نه گفتن
 شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

 حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن شهوت جنسی شدید


 کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن
 شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن
 حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6- آسیب پذیری گاه به گاه


 هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

 شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7- پنهان کردن احساسات
 شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

 در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8- سرتاپای او را وارسی کنید
 خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.
 اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
 هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

 این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

منبع : سایت salijoon  ارسال مقاله از : سید مهدی حجازی

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

پایین آمدن آمار ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج

شنبه هشتم بهمن 1390
صفحات آگهی نامه ها رو ورق میزنیم ، نیاز مند به یک خانم مسلط به تایپ ، نیازمند به یک خانمه لیسانسه برای کار در یک شرکت ، نیاز مند به یک خانم برای کار در شیرینی فروشی ، نیاز به یک خانم با روابط عمومی بالا ، نیاز به یک خانم و نیاز به یک خانم و باز نیاز به یک خانم  اصلا انگار دیگه اقایان قرار نیست استخدام جایی بشند ؟  پس مدرک دانشگاهی به چه دردشون میخوره ؟ واسه  متر کردن خیابانها هم که نیاز به مدرک بالا نیست  هست ؟  در نتیجه ورودی آقایان به دانشگاه ها کمتر میشه اونایی هم که به دانشگاه میرن درصدیشون برای فرار موقتی از خدمت سربازی  عدم پذیرفتن مسئولیت و یا در کنار جنس مخالف بودنه و بخش کمی هم به امید یافتن شغل و شرایط مناسب بعد از فارق التحصیل شدنشونه .

در عوض دختران  60 درصد ورودی دانشگاه ها  را تشکیل میدهند  بالا رفتن مدرک تحصیلی مساویست با بالا رفتن سطح توقعات  . : من 4 سال بیخودی دانشگاه نرفتم که حالا بخوام تو خونه ظرف بشورم یا با یه ادم دیپلمه ازدواج کنم .طرفم باید مدرکش بالاتر از خودم یا حداقل هم سطح خودم باشه   ،  طرفم باید  ماهیانه حداقل 1 میلیون درامد داشته باشه تیپ و قیافشم خوب باشه .

با هم بررسی میکنیم

یک دختر 23 ساله در شرایطی که امادگی کامل برای ازدواج داره  معیارهای او : طرفم تحصیل کرده - شاغل - درامد خوب - اخلاق خوب - خوش تیپ - خوش قیافه و ... 

یک پسر 23 ساله که از نعمت پدر مایه دار محروم باشه :  اگر سال اول دانشگاه قبول شده باشه  و عقب نیفتاده باشه در 22 سالگی دارای مدرک کارشناسی اگر قصد ادامه تحصیل نداشته باشه 6 ماه باید در نوبت خدمت نظام وظیفه قرار بگیره تا بعد از 6 ماه تازه نوبت اعزام وی به دوره آموزشی  فرا برسد اگر جزء سهمیه ها نباشد 21 ماه خدمت سربازی وی زمان میبرد ،  که با اون 6 ماه زمان انتظار قبل از اعزام 27 ماه خوشبین باشیم 3 ماهم تخفیف میدیم 24 ماه  اقا الان 24  سالشه و میخواد وارد بازار کار بشه  اگر پارتی نداشته باشه باید به سراغ نیازمندیها بره و دنبال کار باشه اونم نیازمندیهایی که همه پر شده از جذب نیروی خانم حدود 4 ماه شاید طول بکشه تا کار مناسب پیدا بشه تازه استخدام قرار دادی که معلوم نیست بعد از 6 ماه یا یکسال قرار داد تمدید می شود یا نمی شود   تقریبا باید 4 یا 5 سالی کارکنه قید همه چیز رو بزنه  تابه ثبات مالی برسه  یه پس اندازی جمع کنه پس در بهترین شرایط و بدون وقفه یک پسر لیسانسه دارای شغل  و سربازی رفته حدودا 30 سال سن داره .باز هم خوشبین میشیم و 2 سال تخفیف میدیم 28 سال . باید به دنبال اجاره مسکن  و تهیه خرج و مخارج مراسم باشه  چون خانواده دختر خانم گفتن ما همین یه دختر رو داریم و براش کلی ارزو داریم خب شما ندارید واسه چی اومدید خواستگاری دختر ما . تازه توقعات مالی خوده اون دختر خانم بماند .

پس دختر خانمها و خانواده آنها در صورتی که توقعاتشون بالا باشد تقریبا باید منتظر یک آقای 40 ساله باشند که همه شرایط مورد نظر را داشته باشد یا اینکه سایر موقعیتها را به امید خواستگار بهتر از دست بدهند . و سن دخترا بالا تر رود و انتخابهایش محدود تر شود . برای همین است که که پسران نباید نگران باشند چون حتی اگر 40 سالشونم باشه با طرز فکر ی که درجامعه حاکم است میتوانند با یک دختر 20 ساله ازدواج کنند و جای نگرانی نیست و بالعکس اینجا دختران متضرر می شوند و این واقعیت جامعه کنونی میباشد .

توصیه می شود  ملاک سواد یک فرد را مدرک دانشگاهی قرار ندهید - توصیه می شود قبل از بررسی مسائل ظاهری شخصیت فردی طرف را ارزیابی کنید . پول دار بودن درامد بالا داشتن  لازمه  یک زندگی ایده ال است اما همه زندگی را شامل نمی شود میتوان گام به گام در زمینه مادیات پیشرفت کرد . صورت قشنگ و جذاب  اندامی ورزیده و تیپ مناسب داشتن خیلی خوبه اما مرد بودن بهتر است . هیچ کس کامل نیست بهتره رویایی فکر نکنید .

 شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
  استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
  شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
  استاد پرسید: چه آوردی؟
  و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین

شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟

شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.

استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

خطرات پنهان ازدواج فامیلی

شنبه هشتم بهمن 1390
در همه ازدواج‌ها بویژه ازدواج‌های فامیلی خطرات پنهان برای فرزندان وجود دارد که با انجام آزمایش‌ها و بررسی سابقه بیماری‌های خانوادگی می‌توان با تصمیم منطقی و به دور از عواطف شخصی مانع از بروز آنها شد. بیماری‌های ارثی از نوع غالب در تمام نسل‌ها ظاهر می‌شود و انواع مغلوب معمولا بدون سابقه خانوادگی است. بیماری‌های ارثی وابسته به جنس، از طریق مادری که اقوام مذکر مبتلا داشته به فرزند منتقل می‌شود.

 در همه ازدواج‌ها بویژه ازدواج‌های فامیلی خطرات پنهان برای فرزندان وجود دارد که با انجام آزمایش‌ها و بررسی سابقه بیماری‌های خانوادگی می‌توان با تصمیم منطقی و به دور از عواطف شخصی مانع از بروز آنها شد. بیماری‌های ارثی از نوع غالب در تمام نسل‌ها ظاهر می‌شود و انواع مغلوب معمولا بدون سابقه خانوادگی است. بیماری‌های ارثی وابسته به جنس، از طریق مادری که اقوام مذکر مبتلا داشته به فرزند منتقل می‌شود.

- تالاسمی:
 

 نوع بتای مینور با علامت کم‌خونی خفیف و نوع ماژور با علائم رشد فک فوقانی و برجستگی پیشانی، نازک و شکننده بودن استخوان‌های دراز و مهره‌ها و عقب‌ماندگی شدید رشد و کم‌خونی که موجب بزرگی طحال و کبد شده و زخم پا، سنگ صفرا، نارسایی قلبی، لاغری، استعداد ابتلا به عفونت و اختلال در عملکرد غدد درون‌ریز و در شدیدترین موارد با مرگ در اولین دهه زندگی دیده می‌شود که تنها راه درمان، پیوند مغز استخوان در زمان کودکی است. تالاسمی آلفا دارای 4 نوع است که بیشترین شیوع آن در آسیا بوده و از حالت ناقل خاموش و بی‌علامت تا علائم بارز ادم و نارسایی قلب و مرگ جنین، متغیر است.

- هموفیلی:
 

 از هر 10 هزار فرد مذکر یک نفر مبتلا است. شدت علائم بالینی متغیر است و با خونریزی در داخل بافت‌های نرم، عضلات و مفاصل تحمل‌کننده وزن بدن شناسایی می‌شود. وجود خون در ادرار، شایع است ولی خطرناک‌ترین عارضه، خونریزی حلقی دهانی و خونریزی در دستگاه اعصاب مرکزی است. بیشتر بیماران دچار حملات متعدد هپاتیت می‌شوند و ناقلان مونث ممکن است در جراحی‌های بزرگ دچار خونریزی گردند.

- بیماری کمبود گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز:
 

 شایع‌ترین نقص مادرزادی در پسر‌ها که بیش از 200 میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا ساخته است. بیمار، ژن غیرطبیعی را از مادر خود به ارث می‌برد. اکثر ناقلان مونث بی‌علامتند. حملات کم‌خونی حاد و کلاپس عروق محیطی تنها هنگامی بروز می‌کند که فرد در معرض عامل محرک مانند عفونت‌های ویروسی، باکتریایی یا داروها و سمومی که گلبول قرمز را تهدید می‌کنند مانند داروهای سولفونامید و آسپرین و باقلا (فاویسم) قرار گیرد.

 بیماری پلی‌کیستیک بالغین: علائم بیماری در دهه سوم یا چهارم عمر بروز می‌کند مانند، درد پهلو، خون در ادرار (خون واضح یا میکروسکوپی) گاه سنگ کلیه، فشارخون بالا، نارسایی مزمن کلیه و عفونت ادراری و در 30 درصد از موارد کیست‌هایی در کبد یا سایر اعضاء و افتادگی دریچه‌های قلب که شایع است.

- تریزومی 21 (سندرم داون):
 

 با شیوع یک در 800 که با سن بالای مادر ارتباط دارد. با جثه کوچک، از نظر هوشی عقب‌مانده و تاخیر در رشد و ناهنجاری‌های دستگاه گوارش و چهره‌ای مشخص. احتمال ابتلا به لوسمی و آلزایمر زیاد است. تقریبا 40 درصد بیماران در خطر ابتلا به بیماری مادرزادی قلب هستند.

- دیستروفی دوشن:
 

 از شایع‌ترین بیماری‌های اولیه عضلانی که بیشتر ارثی و پیش‌رونده و غیرقابل درمان است و فقط در پسرها دیده می‌شود. در 40 درصد بیماران زمینه فامیلی وجود ندارد که دلیل آن جهش ژنتیکی است. بیماری از حدود 2 سالگی با اختلال در راه رفتن، زمین خوردن پیاپی و ناتوانی در بالارفتن از پله‌ها و برخاستن از حالت نشسته ظاهر می‌شود. به تدریج ماهیچه‌های اطراف کتف، بازو، سر و گردن و تنه کم‌توان می‌گردد. ضعف عضلات اطراف مهره‌ها، شکم برآمده، افتادگی پاها، افزایش قوس کمری و اختلالات قلبی و گاهی اوقات کاهش قوای هوشی وجود دارد. عفونت‌های ریوی شایع‌ترین علت مرگ است.

منبع: شمیم - دکتر مهرانگیز توتونچی

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه!

شنبه هشتم بهمن 1390
بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند .

 بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک  وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا  نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی  از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در  حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد

 دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی  کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار  یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت .  دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد  علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت  دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد  علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای  رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند

.

 در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت  بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت  می‌باشد . و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را  عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور  داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن  باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا  تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر  زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در  کنار همدیگر است . در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو  ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی

.

 دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است . در این  دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی .  اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنا براین خود  را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده  می‌کنی . اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در  اولویت زندگی قرار می‌گیرند . ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که  در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی  خود را در راس همه امور قرار می‌دهند . اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی  برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ  چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود

  .

 اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه  معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه  آنها کم رنگ شده است . بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این  حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد . و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان  واکنش های منفی از خود بروز دهند . اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به  رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود . که حل آنها تنها به دست  روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد .

 بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود  دامن بزنند . یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند . یا تصور کنند که  اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود .

 در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات  خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این  وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات  درونی و عشق ورزی متبحر کند . او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک  تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم . من کانون عشق و عاطفه هستم . من  دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و  چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی . همچون زمانی که آرزوی با  هم بودن را در سر می‌پروراندیم . محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی  داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق  بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم .

 زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد  مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند . بلکه این کار نیاز به پشتکار و  به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است . چون مردان وظیفه مهارت عشق  ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از  نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد . در ضمن مردان  موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما  اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند .

 در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی  مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند . در این  نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که  هر انسانی دارای معایب و محاسنی است . و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او  باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

رابطه جنسی از راه مقعد ومسایل شرعی و پزشکی (۲)

شنبه هشتم بهمن 1390
با توجه به سوالات بیشماری که در زمینه رابطه جنسی از طریق مقعد ( ANAL ) به دستم میرسه در این مقاله به پیامدهای این رابطه می پردازم .اگر چه دو سال پیش مقاله ای جامع در اینباره درج شد اما ظاهرا برخی کاربران  آرشیو سایت را در نظر نمیگیرند و با توجه به حجم بالای سوالات ضرورت داشت تا مجددا به این مسئله اشاره شود .


توصیه های غیر علمی سایتهای دیگر در مورد رابطه جنسی از راه مقعد :

متاسفانه در یکی دو تا از سایتهای معروف  علیرغم اشاره به عواقب انجام رابطه جنسی از راه مقعد  توصیه هایی برای کاستن از مضرات این رابطه و نحوه انجام آن ارائه شده است که جای تاسف دارد و از بار علمی این سایتها کاسته است .  همینجا صراحتا اعلام می شود انجام رابطه جنسی از راه مقعد با هر روش و با استفاده از هر ماده لغزنده کننده یا بیحس کننده به صورت  کرم - اسپری - ژل - روغن - کاندوم - پماد - یک رابطه پر خطر جنسی میباشد و استفاده از موارد یاد شده و شیوه های ان صرفا از دردناک بودن این رابطه می کاهد  و اسیبهای جبران نا پذیری به فرد مفعول به لحاظ جسمی و برای هر دو فرد  فاعل و مفعول به لحاظ انتقال بیماریهای مقاربتی بهمراه دارد و هیچ پزشکی در هیچ جای دنیا انجام این رابطه را توصیه نمیکند و از نظر علمی غیر قابل قبول میباشد .


بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :
 هیچ پزشکی چنین رابطه ای ا توصیه نمیکند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .
 در نواحی مقعد رشته های عصبی زیادی پراکنده شده که این رشته های عصبی بسیار بسیار آسیب پذیر و حساس میباشند و نسبت به هر چیزی که وارد دهانه مقعد ( ANAL) شود سریعا واکنش نشان میدهند من اینجا مکانیزمی از عملکرد داخلی بدن رو برای شما شرح میدم تا بهتر متوجه بشوید :
 دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از انها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن میباشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده , عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند
 زمانی که شما احساس میکنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده که خب همانطور که گفته شد غیر ارادیست اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما میباشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتون رو نگه میدارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتون باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام میشه . حالا همه این مسائل را مطرح کردم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث میشه که درچه خروجی مقعد یا همون آنال به درستی کار خودش رو انجام نده یعنی از قدرت ارادی خارج میشه پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست میدهید در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از درچه مقعد خارج میشود در اینصورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد. که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

 هشدار جدی : سهل تر بودن انتقال ویروسهایی نظیر HIV ( ایدز ) و سایر بیمارهای مقاربتی از طریق رابطه جنسی از راه مقعد
 از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت ایدز سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی میباشد انتقال ویروسهای نظیر ایدز و ... راحتر انجام میگیرد این باکتریهای با شستشو از بین نمیروند . از آن گذشته دریچه مقعد یک درچه خروجیست پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به درچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر درچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده میشود.به طور کلی انجام این رابطه حتی برای یک مرتبه هم به هیچ وجه به زوجین توصیه نمی شود.

تمسا دهانی با مقعد و نواحی اطراف آن میتواند باعث انتقال باکتریهای مضر  به دهان شده و سبب بیماری و عفونت شود ( این باکتریها با شستشو از بین نمیروند )
  رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :
 این رابطه از نظر شرعی کراهت شدید دارد ( در صورت رضایت زن مکروه و در صورتی که زن راضی به انجام این رابطه نباشد انجام آن حرام است تا جایی که زن میتواند از همسر خود شکایت کند و  همچنین تقاضای مرد مبنی بر انجام رابطه جنسی از راه مقعد و قبول نکردن زن مشمول قانون عدم تمکین نمیباشد )

حکم قضائی ، برگه سلامت پزشکی جهت مشخص شدن تجربه جنسی مفعول از طریق نزدیکی از مقعد و پزشکی قانونی :
 سوالی که مطرح می شود اینست که آیا اگر فردی قبل از ازدواج رابطه جنسی مقعدی داشته باشد مشخص می شود یا خیر ؟ پاسخ مثبت است و پزشکی قانونی با بررسی  نشانه ها و علائم  مخصوص  میتواند پی به این مسئله ببرد که ایا فرد رابطه جنسی از راه مقعد داشته است یا خیر .
 

هر عضوی مسئولیت خاص خود را دارد

مسلما چند برابر بودن لذت رابطه جنسی واژینال نسبت به رابطه جنسی آنال برای زنان مسئله ای ثابت شده میباشد مگر انکه رابطه جنسی انال برگرفته از نوع فتیش یا فانتزی جنسی مفعول باشد . خداوند هر عضوی ا برای کاری افریده است و مقعد یک واحد خروجی و دفع کننده است .


برچسب‌ها: رابطه از راه مقعد, نزدیکی از پشت, حکم نزدیکی از راه مقعد
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

خانم های مجرد حتما بخوانند

شنبه هشتم بهمن 1390
اخیرا مقاله ای با مضمون  توقعات بالای دختران  و خانواده انها  باعث کم شدن امار ازدواج می شود در سایت درج شد که خب همانطور که انتظار میرفت خانمها شروع به اعتراض کردن  با توجه به اینکه بعد از درج مقاله مذکور تعداد زیادی ایمیل  انتقاد آمیز از خانمها دریافت کردیم همینطور متاسفانه برخی ها هم که فحاشی کردن به بنده و جنس مذکر که البته نظراتشون را تائید نکردیم چرا که  فحاشی جزء نظرات  محسوب نمی شود من و همکارانم برآن شدیم  برخی  دلایل مبنی بر تایید مقاله مورد نظر را منتشر کنیم .

اولا ما در این سایت تفکیک جنسیتی نداریم دوستانی که از ابتدا همراه ما بودند شاهد هستند در طول این 4 یا 5 سال فعالیت این وبلاگ و سایتهای ما تفکیک جنسیت نداشتیم اگر چه تعداد مقالاتی که به حمایت خانم ها بوده و برای امنیت انها بوده بیش از اقایان است .اما اعتراضی از جانب اقایان نداشتیم .

حدود دو سال از راه اندازی آزمون سنجش آمادگی ازدواج در سایت تنظیم خانواده می گذرد که البته فرم سوالات آن نسبت به اوایل تغییر کرده است .  بد نیست مقایسه کنیم انتظارات دخترانی که در این ازمون شرکت کره اند را با شرایطی که پسرها ی شرکت کننده در این آزمون داشته اند .

 اولین اختلاف و انتظار بی مورد دختران :

در امد اکثر پسران شرکت کننده در این ازمون که متوسط سنشان بین 28 سال الی 40 سال بوده  حداقل 220000 تومان و حداکثر 2400000 تومان بوده است .  و حدود 80 درصدشان هم فاقد مسکن بوده اند . یعنی بخشی از درامد خود را باید برای پرداخت  اجاره کنار می گذاشتند .

 گذشته از این  فقط حدود 6 درصد شرکت کننده ها درامدشان بالای 1 میلیون تومان بوده.البته متوسط درامد و هزینه ها در نقاط مختلف کشور ما متفاوت است

درامد اکثر پسران شرکت کننده در این آزمون که متوسط سن انها بین 22 الی 28 سال بوده است  حداقل 150000 تومان و حداکثر 400000 تومان که بخش اعظم شرکت کننده ها در این دوره سنی  جویای شغل یا در حین تحصیل بوده اند .

  یکی از  انتظارات خانم هایی که در این آزمون شرکت کرده اند :

یکی از سوالاتی که از خانمها در این آزمون پرسیده می شود :  انتظار دارید همسر اینده شما چه مقدار دارمد ماهانه داشته باشد  ؟  که بیش از 70 درصد خانم های شرکت کننده انتظار درامد بین 800000 تومان تا 3000000 تومان را داشته اند .

و اما سوال بعدی که از خانمها پرسیده شده این است که انتظار دریافت چه مقدار وجه از همسرتان بعنوان حق ماهیانه جهت هزینه امور شخصی خود دارید ؟  که بیش از 75 درصد  انتظار دریافت وجه بین 300000 الی 1500000 تومان داشته اند .

این فقط یکی از انتظارات خانم ها بود ه است  که البته هر چه سنشان کمتر بوده انتظارشان هم بیشتر بوده که سن انها با انتظارات مادی انها نسبت عکس داشته است .

 برخی انتظارات  دیگر خانم ها  و خانواده  آنها که خارج از این آزمون در بحث مشاوره انلاین و مشاوره ازدواج به آن برخورد کردیم عبارتند از :

بر پایی مجلس عروسی با تشریفات کامل

مهریه به تاریخ تولد

دارا بودن مسکن مستقل داماد

دارا بودن اتومبیل شخصی داماد

داشتن مدرک بالا

و...

خودتان قضاوت کنید اگر برادر  خودتان بخواهد ازدواج کند یا پسرتان ایا همه شرایط بالارا در سن زیر 35 سال به صورت یکجا دارا میباشد ؟ فکر میکنید چند درصد اقایان چنین شرایطی دارند ؟ و پاسخ این سوال را بدهید که چی بدست می آورند ؟ آرامش ؟ عشق ؟ کسی که دوستشون داره ؟  کسی که نیازهاشون وتامین میکنه ؟ کسی که به آنها امید میده ؟ کسی که باعث پیشفرتشون میشه ؟ کسی که ...   کمی که بررسی کنید یکی از عمده ترین دلایل کاهش ازدواج و بالا رفتن سن دختران مجرد را میباید ، تصور نکنید که این به سود دختران است به هیچ وجه بلکه بیشتر به نفع آقایان است که زمانی که 40 سال دارند میتوانند با فردی که چندین سال از خود کوچکتر هست ازدواج کنند چون معیارهای مادی دختران در سنین 20 تا 25 سال با شرایط فعلی انها مطابقت می کند .

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

معیارهای جذابیت در زنان

شنبه هشتم بهمن 1390
امروزه بیشتر مردها به طرف زیبایی ظاهری زنان جذب می شوند، اما آیا چیزی که به چشم می بینید، زیبایی واقعیست؟

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بیشتر نگاهها بروی خانم های جذابتر است، تمامی تبلیغات تلویزیونی، فیلمها، مجله ها، ... برای جلب توجه، از چهره های زیبا و جذاب استفاده می کنند. هرروز شاهد زنان و مردهایی (به خصوص زنها) هستیم که با عمل های جراحی زیبایی، دوست دارند خود را زیباتر جلوه دهند. با وجود زیباپرستی جوامع امروزی، موضوع زیبایی و وسواس در بیشتر زنها، حس رقابت را به وجود آورده است.

اما سوال اینجاست که آیا مهمترین معیار برای زنان، زیباییی ظاهریست؟ چرا برخی  حتی تا حد مرگ برای زیبا شدن پیش می روند؟! و سوال مهمتر اینکه، براستی چه معیارهایی یک زن را زیباتر جلوه می دهد؟

بطور ذاتی، خداوند، در یک زن، زیباییهای طبیعی را همچون، پوستی لطیف، موهایی نرم و زیبا، و اندامی ظریف تر نسبت به مردها بخشیده است. زنها زمینه ی جذابیت را در درون خود نهفته دارند، بنابراین بیشتر آنها همواره میل به زیبایی بیشتر از آنچه که هستند پیدا می کنند. اگرچه واقعیت این است که جذابیت و تناسب اندام، تنها بخشی از عوامل جذابیت است.

متأسفانه آنقدر جوامع، بروی زیبایی های جسمی تمرکز کرده اند که به کلی دیگر ارزشهای واقعی ارجحیت یک زن به دست فراموشی سپرده شده، در اینجا با تمرکز به دیگر معیارهای جذابیت یک زن در اجتماع، به کشف و توضیح دیگر ابعاد زیبایی در آنها می پردازیم.

زیبایی ظاهری

زیبایی ظاهری یکی از دلایل جذابیت زنان است، البته همه آنها از این موهبت برخوردار نیستند، امّا خوشبختانه جذابیت شرط لازم زیبایی نیست، آنها همیشه جلوی آیینه می ایستند و بر برتریها و کمبودهای ظاهری خود کنکاش می کنند و این سوال را در ذهن خود همواره مرور می کنند، "آیا آنقدر جذاب هستم که مردی به طرف من جذب شود؟" بنابراین دستیابی به زیبایی ظاهری، اولین هدف خانمها محسوب می شود.

یکی از مهم ترین پیش نیازهای زیبایی ظاهری در خانمها، سلامتی جسمانیست، چرا که اگر وی مشکل جسمی نداشته باشد و به سلامتی خود اهمیت دهد، همواره رنگ صورت و انرژیک بودن او، وی را جذاب تر نشان می دهد. رعایت یک رژیم غذایی مناسب به همراه ورزش های منظم، سلامتی و شادابی وی را تضمین می کند. علاوه بر این مانع از اضافه وزن و چاقی در اندام آنها می شود.

یکی دیگر از عوامل جذابیت، رفتار و ظاهری با ظرافت زنانه است که مردان را بسوی خود جذب میکند، نوع لباس، مدل مو، و... همواره باید زنانه باشد نه مردانه.

چرا که از قدیم الایام یکی از بارزترین تفاوتها بین زنان و مردان، بلند بودن موی آنهاست. موی بلند با پیرایش و رنگها و مدلهای متنوع در یک زن، می تواند هر مردی را بسوی وی جذب کند.

نوع پوشش در خانمها بسیار مهم است، متأسفانه امروزه بیشتر آنها تصور می کنند حتماً باید تنها طبق مدلهای عجیب و غریب و تبلیغاتی در مجلات و تلویزیون لباس بپوشند، در حالی که این طور نیست، یک زن با پوشیدن لباسهایی زنانه و ظریف که مدرن هم باشد، بسیار نزد مردها جذاب تر جلوه می کنند. درست است که جذابیت اندام یک زن، مرد را بسوی خود می کشد، ولی با پوشیدن لباسهای نیمه عریان و .. در جمع، ممکن است مورد سوء برداشت و گرایش های  گذرا از طرف عدّه ای روبرو شود. در واقع پوشش، نشانه شخصیت یک خانم است.

زیبایی درونی

برتری رفتار و زیبایی درونی برای یک زن به همان میزان زییایی ظاهری وی مهم است، البته مبحث معیارهای درونی،  خود، مقوله ای است بس عمیق، که در اینجا تنها به چند مورد از مهم ترین آنها اشاره می کنیم:

مهربانی و دلسوزی در زنان است که باعث شکوه و احترام آنها می شود. حقیقت این است که بیشتر مردان جذب مهربانی، فروتنی، و تفکرات عالی یک زن می شوند و همواره این گونه خانم ها از ارزش و جایگاه ویژه ای در ذهن همگی برخوردارند. در یک خانم محترم، پاکدامنی و نجابت در رفتار و کلامش موج می زند.

برای بیشتر زنان باور کردنی نیست که از نظر روانشناسی آن چیزی که هر مردی جدای از جذابیت ظاهری، بسوی او گرایش پیدا می کند، نیازهای عاطفیست، هر مردی دوست دارد در سایه ی مهر و محبت او،  آرامش و نیازهای عاطفی خود را ارضا کند. آنان عاشق صفاتی چون، انعطاف پذیری، گذشت و فروتنی در زنان هستند و حقیقت این است که بیشتر مردها نمی توانند از جذابیت درونی یک خانم مهربان و عاطفی همراه با صفات فوق الذکر، براحتی بگذرند.

یکی دیگر از صفات شایسته ی درونی یک زن، خوشبینی است، یک زن جذاب با وجود تمام صفات فوق، حتی جذابیت ظاهری، اگر نسبت به مسائل بدبین و با نگاهی منفی بنگرد، تمام ارزشهای خود را نزد دیگران به تدریج از دست خواهد داد. یک زن خوشبین، با اطمینان به مرد خود، تکیه گاهی محکم برای وی محسوب می شود.

در ادامه ی مباحث فوق، تلاش برای تکامل رشد و رفتارهای معنوی، یکی دیگر از لازمه های برتری یک زن نسبت به دیگریست. او می تواند با تلاش در گسترش روابط اجتماعی، یافت توانایی های بالقوه خود و مطالعه کتب مذهب و روانشناسی به تداوم و توسعه ارزشهای خود بیافزاید.

زیبایی نزد خداوند

رابطه ی معنوی و نزدیکی به خداوند، خود مهم ترین پشتوانه برای ثبات جذابیت در زنان است. چرا که زیبایی ظاهری به مرور زمان از بین می رود و زیبایی درونی نیز خود با توکل و نزدیکی به خداوند ایجاد می شود، دیدگاه وی به خداوند و حالات روحی و معنوی نزد وی، در رأس زیبایی ها و جذابیت هاست.

خداوند در زنان ارزشهای نهفته ی معنوی بسیاری گذاشته است. بنابراین اجازه ندهید قلب و احساس و عاطفه ی شما با زیبایی های ظاهری، آراستن مو و آویختن زینت آلات، ... پوشیده بماند. زیبایی های معنوی، فناناپذیر است و همواره نزد خداوند، از ارزش والایی برخوردار است. البته این به این معنا نیست که یک زن حق حرف زدن و اظهار نظر ندارد و همیشه باید ساکت باشد! بلکه، وی می تواند با پرهیز از حس خشونت و مجادله و اعمال صبوری، همواره آرامش و صلح را در کانون خانواده رشد دهد. عصبانیت و پرخاشگری در برخی زنان، صفاتی منفی هستند که مانع جذب هر مردی بسوی آنان می شود.

برخی زنان نیز با حس طرفداری از حقوق زنان، مانع جذب مردها می شوند، آنان بر این باورند که خانم ها هیچ نیازی به توانایی های مردها و حضور آنها ندارند و می توانند به تنهایی از عهده ی تمام امور زندگی بر بیایند. البته که پافشاری در اثبات این موضوع در بعضی زنان، کاملاً با ارزشهای معنوی تاکید شده و نهفته توسط خداوند در آنها، مغایرت دارد.

اگر این گونه زنان بتوانند، برتری ها و لازمه های وجود مرد در زندگی را درک کنند و قدر وجود وی و حمایت های او را در زندگی بدانند، می توانند هر دو در زندگی مکمل یکدیگر و تضمینی برای خوشبختی باشند. شاید باورش برای خانم ها سخت باشد، ولی حقیقت این است که زیبایی روحی و معنوی نزد خداوند و دیگران مهم ترین عامل جذابیت یک زن محسوب می شود.

یکی از صفات ستوده نزد خداوند، متانت و صبوری یک زن در زندگی مشترک است، برخی این رفتار را نشانه ضعف در زنان می دانند، در حالی که خداوند نیز در کتابهای مقدس ( قرآن، انجیل، ...) همواره به مطیع بودن زن در برابر همسر خود تاکید کرده است و چنین زنی از ارزش خاصی نزد خداوند برخوردار است . به یاد داشته باشید این به این معنی نیست که زن هیچ نقشی در خانواده و اظهار عقیده در مورد مسائل را ندارد، حقیقت این است که هر مرد  عاقلی، قدر چنین همسری را می داند و به او عشق می ورزد. ثمره ی این اخلاق نیکو به مرور زمان خود را در کانون خانواده و ثبات آن نشان خواهد داد. تسلیم پذیری در مقابل همسر، نه تنها نشانه ضعف نیست بلکه نشان مقاومت نفس و برتری نسبت به هرگونه خشونت و مهم تر از همه، اطاعت از دستورات خداوند است.

خداترسی، صفتی ارزنده نزد خداوند است. اگر یک زن، توجه و پیروی از دستورات الهی را محور اصلی زندگی خود قرار دهد، نزد خداوند عزیز است. چه قدر زیباست که وی هر روز بیش از پیش، ارزشهای معنوی و روحی خود را با ارتباطی نزدیک و صمیمی با خداوند، افزایش دهد. جذابیت ظاهری در زنان فریبنده و گذار است، در حالی که زنی که ارتباطی قوی و نزدیک با خدای خود دارد، همواره مورد ستایش است و ناخودآگاه دیگران جذب وی می شوند.

با مطالعه ی دقیق مباحث فوق، دقیقاً می بینید که امروزه در بیشتر جوامع، تنها به ظاهری زیبا و جذاب اهمیت می دهند، این درحالیست که تمامی این زیبایی ها بدون زیبایی معنوی و نزدیکی به خداوند، ارزشهایی تهی و توخالیست.

پس بیایید با شروع و در ادامه، پرورش حس نزدیکی به خدای خود و تکامل ارزشهای معنوی و اخلاقی، همواره نزد وی و دیگران زیباتر از قبل جلوه کنید.

منبع : سایت مردمان

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

سوالاتی برای شناخت بهتر زوجهای جوان ( قسمت اول )

شنبه هشتم بهمن 1390
آیا تا به حال شاهد مسابقه زوجهای جوان بوده اید؟
 مسابقه ای که در آن راجع به همسرانشان سؤالاتی می پرسندو چنانچه جواب بدهند، جایزه می گیرند؟
 واقعاً از اینکه بعضی ها نمی توانند بگویندشریک زندگی شان به چه ورزشی علاقه مند است و یا حتی رنگ چشم همسرشان را به یاد نمی آورند، نخندیده اید؟
 تا به حال متوجه شده اید که خیلی چیزها راجع به آنها که دوستشان دارید هستو شما نمی دانید؟ چقدر دوست دارید، شریک زندگی تان از گذشته شما اطلاع داشته باشد؟
 سؤالات ساده و پیش پا افتاده، گاهی عمیق ترین زوایای شخصیت فرد را بیان می کنند. حتی با طرح با چنین سؤالاتی می توانید از درونی ترین احساسات طرف مقابل با خبر شوید. اما مسئله اینجاست که غالباً، از همدیگر سؤال نمی کنیم.
 اگر تا کنون چنین فرصتی نداشته ای، هنوز وقت باقی است. حالا فرصت خوبی است، کتابی که در دستهای شماست، راهی است برای نزدیک تر شدن. اما تنها یک شرط دارد. باید زمان و مکان مناسب را بیابید، با هم خلوت کنیدو دور از چشم دیگران و صدای مزاحم و حتی بدون وجود صدای زنگ تلفن به تک تک سؤالات نگاه کنید و سؤلاتی را که هنوز نپرسیداه اید، بپرسید. زمان را از دست ندهید. کارشناسان مشاوره درمانی و خبرگان اهل فنبا دقت تمام این سؤالات را تنظیم کرده اند.
 همه چیز به اختیار شماست. می توانید بی درنگ، پاسخ دهید یا ساعتها بر سر هر سؤال بحث و گفتگو کنید. ما فقط می گوییم هیچ اجباری در کار نیست. لازم نیست سؤالی را که نمی خواهید بپرسید!
 خود را در کمال آرامش و راحتی قرار داده و شروع کنید.
 هیچکدام از طرفین نباید حتی احساس کنند که نوبت اعتراف است.
 توصیه می کنیم از سؤالات بحث بر انگیز و جنجال آمیز هم صرف نظر نکنید چرا که ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم. شاید سؤالات ما، شما را به گذشته بر گردانده و باعث شده مشکلاتتان را ریشه یابی کنید و خود را به شریک زندگی تان نزدیک و نزدیکتر به هر حال، آماده ایم.

1- به نظرت من خودم را خوب می شناسم؟
 2-چرا از من خوشت می آید؟
 3-واقعاً چیزی از من یاد گرفته ای؟
 4-فکر می کنی اگر قرار باشه با هم سفر بریم، کجا را انتخاب می کنی؟
 5-قشنگ ترین خاطره ای که از رابطه مون داری، چیه؟
 6-وقتی با هم دعوامون می شه، چه حسّی داری؟
 7-به نظرت مشاوره چیه؟ واقعاً بهت کمک می کنه؟ یا می تونه به من کمک کنه؟ اصلاً شده تا به حال فکر مشاوره به سرت بزنه؟
 8-دوست داری چه لباسی بپوشی؟نظرت راجع به طرز لباس پوشیدنم چیه؟
 9-چکار باید بکنم تا زندگی مون بهتر و راحت تر بشه؟ به نظرت چه تغییری باید تو زندگی مون اتّفاق بیفته تا حال بیشتری داشته باشه؟
 10-به عقیده تو به عنوان شریک زندگی، چیزی هست که به خاطرش فداکاری و گذشت کنی؟

11-فکر می کنی تو مواقع بحرانی، چقدر از پی مشکلات برمی یام؟
 12-تا حالا تونستم به مشکلات بین خودمون غلبه کنم؟
 13-به نظرت چکار کنم که زندگی لذّت بخش تر بشه؟ به عقیده ات تغییری هست که لازم باشه؟
 14-چکار کنم که از کارم بیشتر لذّت ببرم؟ خیال می کنی کار خاصی از دستم برمی یاد؟
 15-واقعاًراهی هست که از رابطه مون بیشترو بهتر لذّت ببریم و آرامش بیشتری داشته باشیم؟
 16-موضوعی هست که دلت نخواد با من در میان بذاری؟چرا از این موضوعات ناراحتی؟می تونی خیلی راحت اونارو با کسان دیگه ای در میان یگذاری؟
 17-اصلاً موضوعی بوده که دلت خواسته باشه بیشتر و راحت تر و آزادانه تر راجع به اون حرف بزنم؟
 18-یادت می یاد اولین باری که منو دیدی، از چی خوشت اومد؟
 19-اون جذابیت طی این مدت تغییری کرده؟
 20-چکار بکنیم که رابطه مون بهتر بشه؟ فکر می کنی

21-به نظرت بهتر نیست کمی به خودم برسم، بلکه جذابتر بشم؟
 22-فکر می کنی از خیلی جهات شبیه خونواده ام هستم؟ به نظرت بیشتر به کی رفتم؟بگو از چه لحاظ؟
 23-اگه فقط یک جمله فرصت داشته باشیم تا به هم بگیم، تو چی می گی؟دلت می خواد من چی بگم؟
 24-به نظرت رابطه مون چقدر ما را به اهدافمون نزدیک می کنه،یا دور می کنه؟
 25-از شریک زندگی ات چه انتظارات اساسی داری؟
 26- خصوصیت من که خیلی مجذوبت کرده رو بگو؟ 5 خصوصیتی که باعث عصبانیت تو میشه رو بگو؟
 27-واقعاً برای موفقیت های آینده باید یبشتر تلاش کنیم، با اینکه فکر می کنی زندگی خودش روبراه می شه و زمان همه چی رو درست می کنه؟
 28-آیا تو شخصیت من، خصوصیتی هست که در زندگی، مشکل ساز باشه؟ در مورد شخصیت تو چی؟
 29-اینقدر با من راحت هستی که حتی جلوی من گریه کنی؟ به نظرت اگر من گریه کنم تو هم گریه ات می گیره؟ گریه من چقدر روی تو اثر داره؟
 30-اصلاً من تو رو یاد پدر یا مادرت میندازم؟چیزی در شخصیت من می بینی که تو رو یاد گذشته بیندازه، مثلاًیاددوستان نزدیک یا عشق قدیمی ای بیفتی؟


31-چقدر گذشته، شبیه به هم هست؟ و این می تونه رابطه مون روبهتر و محکم تر کنه؟ و چیزی هست که تفاوتش باعث بشه ما تو زندگی با هم مشکل پیدا کنیم، مثلاً تفاوت در ارزشها، اعتقادات دینی، فرهنگ، آداب و رسوم، علا ‍ ئق، تجربیات خانوادگی و یا فامیلی؟
32-شده تا حالا پیش بیاد که دلت بخواد تنها باشی؟ تحت چه شرایطی؟
33-اگه من بخوام به علا ئق خودم بیشتر برسم خوشحال می شی؟ حتی با این فرض که باعث بشه رابطه مون کمتر بشه؟
34-اگه تو زندگی با من موفق نشی، برای نجات زندگی مون چیکار می کنی؟ مشاوره درمانی می کنی؟روش زندگی ات رو عوض می کنی؟شخصیتت رو تغییر می دی؟چقدر انعطاف پذیری؟

35-می تونی از حرکات من متوجه احساس من بشی؟ وقتی سکوت می کنم، چه چیز من توجه تورو جلب می کنه؟به نظرت من تو ارتباط با مردم موفقم؟ از چه لحاظی در برقراری ارتباط با دیگران موفق هستم و از چه لحاظی ضعف دارم؟
 36-به نظرت استعداد من تو چی بیشتره؟ آیا تو هم، همین استعدادها رو داری؟ اگه نداری، دلت می خواست تو هم داشته باشی؟
 37-به نظرت چقدر من می تونم در حل مشکلات و کشمکش های زندگی تو، مثمر ثمر باشم؟ تحت چه شرایطی برای حل مشکلت به من رجوع می کنی؟
 38-چطور می تونی کمکم کنی تا آدم بهتری بشم؟
 39-نقش تو در زندگی من چقدر مهمّه؟ اصلاً ممکنه بدن تو هم زندگی من خوب و موفق از آب در بیاد؟
 40-نظرت راجع تیپ من چیه؟ از چه لحاظ من جذاب هستم؟


41-کد.م کار من ممکنه باعث ناراحتی تو بشه؟
 42-فکر می کنی معمولاًحرفات رو می گیرم؟ چقدر تو رو درک می کنم و از چه لحاظ نقطه ضعف دارم و باید بیشتر کار کنم؟
 43-اگه نتونیم بچه دار بشیم، دلت می خواد بچه ای رو به فرزندی قبول کنیم؟اگه بتونیم بچه دار بشیم چی؟چطوره اگه حتی بتونیم بچه دار بشیم این کار رو بکنیم و بریم از پرورشگاه بچه بیاریم؟
 44-آیا میتونی تنهایی سفر بری؟ مثلاً اگر پول کافی نداشته باشیم و علا ئق مون هم با هم فرق داشته باشه، تنهایی سفر می ری یا سعی می کنی با هم به توافق برسیم؟
 45-از چه لحاظ ما به هم شبیه هستیم؟ از چه لحاظ با هم فرق داریم؟ دلت می خواست بیشتر به هم شبیه بودیم یا اینکه بیشتر با هم فرق داشتیم؟
 46-به نظرت چه کتاب یا فیلمی رو من می تونم بخونم یا ببینم؟ چرا این کتاب یا فیلم رو به توصیه می کنی؟
 47-به نظرت اگه دیدگاههای سیاسی مون با هم کاملاًفرق داشته باشه، تو تحمل می کنی؟ موضوعی هست که فکر کنی جداً بحران ساز خواهد بود؟
 48-به نظرت آینده زندگی مون چطوره؟ خیال می کنی می تونیم بیشتر و بهتر ادامه بدیم؟چه خیالاتی برای آینده چه تنها و چه با من در سرت هست؟
 49-اگه مجرد بودی زنگی ات چقدر فرق می کرد؟ این اوقاتی را که با هم سر کردیم، چطور سر می کردی؟

365 سوال برای زوجهای جوان -مترجم :سارا خاتمی - با تشکر از سایت : persianv

 ادامه دارد

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

دیدگاه روانشناسی در مورد خیانت زنان به مردان

شنبه هشتم بهمن 1390
از قدیم تاکنون، مردم براین باورند که مردها در روابط با جنس مخالف، از عدم تعهد کمتری برخوردارند، در حالی که طبق تحقیقات جدید، زنان نیز به نسبت مردها می توانند دست به خیانت زده و در روابط خود پایبند نباشند! لذا هدف نهایی مطالعات بر این بوده که علت و الگوی اصلی این عدم تعهد را شناسایی و در ادامه به اصلاح و ارائه راهکارهایی برای رفع این مشکل بپردازند. واقعیت این است که برخی زنها در روابط طولانی مدّت و در نهایت رعایت تعهد در تمام سالها، بالاخره دست به خیانت زده و تعهد خود را زیر پا می گذارند. البته که مردها نیز به همان میزان ممکن است بعد از داشتن یک رابطه طولانی با یک نفر، دست به خیانت بزنند. در عین حال، هیچ یک از طرفین، در نهایت لجبازی، حاضر به قبول بی وفایی و خیانت خود نیستند! با این تفاوت که روش خیانت و علل آن در این دو جنس مخالف، کاملاً دو رویه متفاوت است.

مردها در عین تعهد به نفر خود، در صورت مجذوب شدن، چه از نظر عاطفی یا جنسی با نفر دیگر، تعهد خود را زیر پا می گذارند، در مقابل، زنها تا زمانی که از طرف مرد خود کاملاً از همه نظر تأمین شوند، بر تعهد خود پایبند می مانند. امّا به محض ایجاد و ادامه ی خللی در درک و تأمین عواطف، روابط جنسی، مالی و ... از جانب مرد، با شروع مشکلات بین آن دو، زن نیز بسوی خیانت و بیراهه کشیده می شود. بیشتر زنها براحتی نمی توانند دست به خیانت جنسی و ایجاد رابطه نزدیک با مردی دیگر بزنند، چرا که برخلاف مردها، ایجاد یک رابطه ی جدید رابطه جنسی از جانب زن، کاملاً در حالت رفتار و ابراز عاطفه خود نسب به مرد قبلی، نمایان است. از نظر خانم ها: "اگر مردها یاد بگیرند نسبت به نفر خود، از نظر عاطفی، جنسی، مالی و ... پایبند باشند، دلیلی ندارد که زن دست به خیانت بزند، البته در مقابل خیلی زنها، شاید بتوانند حتّی با عدم وجود عشق واقعی بین خود و همسرش، با عدم خلل در تأمین مرد خود در همه زمینه ها، باز هم به وی (خانه داری، شستشو، پخت و پز و ...)سرویس بدهد، این درحالیست که همزمان مرد، با کسی دیگر نیز مخفیانه در ارتباط است!)"

یکی دیگر از دلایل عدم خیانت زن و ایجاد رابطه رابطه جنسی با مرد دیگر، دیدگاه بد و برچسب های توهین آمیزیست که اجتماع نسبت به زنها دارند، چرا که در این صورت به وی به دیدگاه زنی هوس ران، فاحشه و ... نگاه می کنند. در حالیکه در صورت خیانت یک مرد به زن خود، جامعه نهایتاً یک برچسب "خیانت کار" به وی می زند! شاید هم به دید آدمی بی ارزش و کسی که با عواطف یک زن بازی می کند نگاه کنند، متأسفانه این دید و این فرهنگ از دیر زمان برای مردها مزیّتی غیر منصفانه بوده که با سیر زمان این افکار باز هم تغییر نکرده است. به قولی: "از قدیم الایام، اجتماع با وضع قوانینی غلط و ناعادلانه نسبت به مجازات و دیدگاه ها در مورد خیانت مرد به زن، با ارائه آزادی هایی غیر مستقیم و افراطی برای مردها، همواره آنها را در خیانت و عدم وفاداری در روابط خود، جسور تر کرده است. "

یکی دیگر از دلایل عدم خیانت کمتر از جانب یک زن این است که، زنها در روابط بیشتر به دنبال تأمین نیازهای عاطفی هستند. هر زنی با شروع رابطه ای متعهدانه با یک مرد، در روابط زناشویی و جنسی، تمام ارگانهای جسمی وی تا مدّتها تحت تأثیر این رابطه ی رابطه جنسی، رشد کرده و خو گرفته است و ناخودآگاه نمی خواهد با خیانت، به تمامی این آرامش درونی و جسمی خود پایان داده یا خللی ایجاد کند. حسّ زن را با بدبینی اشتباه نگیرید، چرا که این حسّ هیچ گاه به وی دروغ نمی گوید، در صورت خیانت یک مرد و ایجاد روابط متعدد و همبستر شدن با زنهای دیگر، مطمئناً وی به دلیل عدم تأمین نیازهای عاطفی به شدّت قبل، متوجّه روابط آن مرد با دیگران می شود.

از دیدگاه روانشناسی، تصوّر زنها همیشه این بوده است که در صورت خیانت و ایجاد رابطه جنسی با فردی دیگر، تمام معنویات، اعتبار، اصالت وی به عنوان یک "دختر شایسته" از بین می رود. معمولاً زنهایی که با آرایش های زننده و لباسی عجیب، در اجتماع حاضر می شوند، با رفتار های ناپسند و جذب مردها، خطری برای زنهای متعهد محسوب می شوند. ولی خوب، یک مرد همیشه زنی را برای زندگی انتخاب میکند که نسبت به همسر و زندگی خود وفادار باشد، چرا که از نظر زناشویی، برای هر مردی غیرقابل تصور است که بچه ی زاده از همسرش حاصل رابطه خود با همسرش نباشد! علاوه بر این، مردها باید بدانند که از نظر عاطفی و روحی،  یک زن همیشه از ترس خیانت مردها و قربانی نشدن، به روابط زناشویی خود پایبند و همواره با تمام قوای به تداوم و تأمین همسر خود اهمیت می دهند. در مقابل اگر مرد نیز به عدم بروز خیانت از جانب زن خود اهمیت دهد، و به تعهد خود پایبند باشد، ناخودآگاه موجب ایجاد رابطه ای عاشقانه و سالم در زندگی مشترکشان می شوند. در این حالت، حتّی مرد با این طرز فکر، همان قدر که به تداوم زندگی خود بها می دهد، با دیدن مردی دیگر که قصد فریب زنی را دارد، به سرزنش و کنترل وی می پردازند. مردی که به وفاداری و تعهد زن خود ایمان داشته باشد و از این نظر، خیالش آسوده باشد، از لحاظ عاطفی و روحی، دست به خیانت و ارتباط با زنی دیگر نخواهد زد.

در اینجا به دلایل کشیده شدن یک زن به راه خیانت می پردازیم:

1-     از نظر مالی به اندازه کافی تأمین نشود.

2-     به دلایلی چون، عدم همصحبتی و وقت گذاشتن همسرش برای وی، نیازهای عاطفی خود را از دید مردش نادیده انگارد.

3-     روابط همسرش با وی صمیمی نباشد.

4-     از نظر زناشویی و رابطه جنسی، ارضا نشود.

5-     تنهایی مطلق و حس بیکسی در منزل.

6-     عدم بروز احساسات مرد نسبت به مزیت های همسرش، مثل، زیبایی، تغییرات ظاهری و .. ، در این حال زن احساس بی ارزشی می کند.

7-     در صورت اعتیاد مرد به الکل یا اعمال خشونت و بددهنی.

8-     در صورت اطمینان از خیانت مرد.

9-     عدم درک عواطف و آرزوهای زن.

 در صورتی که مرد، همسر خود را خانه نشین یا از شرکت در جمع منع نماید.

 اعتیاد یا قمار و ....

 نقض عضو یا اختلال در ارتباط جنسی یا دیگر اعضاء بدن.

 

البته طبق آمار، زنها به سه دلیل عمده دست به خیانت می زنند، در غیر اینصورت مطمئناً به تعهد خود پایبندند. اوّل، نارضایتی یا عدم احساس خوشبختی در زندگی اوّل که ناشی از کمبود یا وجود عوامل فوق می باشد، در این صورت نیازهای خود را در مرد دیگر جستجو می کند. دوّم، دیدگاه اشتباه اجتماع نسبت به زنانی که قدرت جنسی و شهوت زیادی دارند، در نتیجه وی مجبور است در روابط خود با همسرش این حس را کنترل کند که مبادا مورد اتهام واقع شود و همواره جلوه ی اجتماعی خوبی را در نظر همسرش داشته باشد، این کنترل شهوت به وی فشارهای روحی و جسمی وارد می کند. سوّم، برخی زنها همواره بر این باورند که یک رابطه بالاخره به پایان می رسد، بنابراین با ایجاد روابط جنسی و خیانت با کس دیگر (در حین یک رابطه متعهدانه)، سعی می کنند قبل از پایان یافتن رابطه خود با نفر اصلی و ضربه عاطفی خوردن، جایگزینی پیدا کنند.

منبع : سایت مردمان 


برچسب‌ها: خیانت زنان به مردان
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

وضعیت حقوقی مهریه

شنبه هشتم بهمن 1390
به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و نسبت به آن حق مطالبه خواهد داشت. بنابراین می‌تواند هر گونه تصرفی نیز در آن بنماید. «پرداختن مهریه به عهده شوهر باشد که باید عندالقدره و الاستطاعه بپردازد.» یعنی در صورت داشتن توانایی و وسعت و تمکن مالی. شرطی است که در قباله پیشینیان می‌نوشتند. آوردن این شرط به معنی حال نبودن مهر نیست. بلکه حکایت از توافق طرفین دارد بر این که ایفای تعهد نباید موجب تنگدستی شوهر شود. آوردن این شرط و بیان تعیین مدت برای پرداختن مهر اسقاط حق حبس زن را به دنبال می‌آورد. مگر این که توافق زوجین ناظر به وضع کنونی شوهر و به منظور ایجاد گشایش و دادن مهلت باشد. در این صورت شرط «عندالقدره و الاستطاعه» نمی‌تواند دلیل بر اسقاط ضمنی حق حبس باشد.


 وجود قباله ازدواج نمایانگر تعهد زوج است. هرچند که نکاح در حکم عقد معاوضی (یعنی عقدی که دو طرف یا یکی از آن دو را ملزم به انجام امری می‌نماید) است و برای زن و مرد ایجاد تعهد و تکلیف می‌کند. به تبع عقد نکاح برای زن و مرد حق حبس ایجاد می‌شود؛ زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده است از تمکین در برابر مرد امتناع کند. متقابلا مرد هم می‌تواند پرداخت مهر را منوط به تمکین زن نماید. لکن قانون مدنی این اصل مسلم معاملات معاوضی را درخصوص نکاح به سکوت برگزار می‌کند و تنها از حق حبس زن سخن می‌گوید. علت آن نابرابری شرایط مرد و زنی است که در آستانه ازدواج قرار گرفته‌اند، زیرا پرداختن مهر برای زوج قابل جبران است لکن چنانچه زوجه تمکین و زوج از پرداختن مهر امتناع کند، زوجه متحمل خسارتی جبران‌ناپذیر شده که قابل قیاس با از‌دست‌رفتن مهر نیست.


قوانین و مقررات راجع به نکاح از قوانین آمره به حساب می‌آیند. این قوانین قوانینی هستند که طرفین نمی‌توانند خلاف آن را توافق کنند یا خلاف آن را شرط کنند و اراده افراد برخلاف آن نافذ نخواهد بود. مثلا در عقد نکاح منقطع باید مهر معلوم و مشخص باشد و عدم مهر موجب بطلان خواهد بود. در این عقد که عقد تمتع نامیده می‌شود مدت نکاح را ذکر می‌کنند، لکن عقد نکاح دائم عقدی است که مدت ندارد.


 براساس قانون، اوراق عقد و طلاقی که مطابق مقررات و نظام‌نامه‌های جاری به ثبت برسد، سند رسمی محسوب می‌شود و محتوی مندرجات و امضاهای آن معتبر است مگر این که خلاف آن ثابت شود و جعلی باشد. به همین دلیل درباره مهریه مندرج در سند رسمی ازدواج بی‌آن‌ که حکمی از سوی محاکم دادگستری صادر شده باشد، قابلیت اجرا وجود دارد.
 اگر مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر بعد از نزدیکی زن را طلاق دهد، مهرالمثل تحقق خواهد یافت. مهرالمثل مهریه‌ای است که در صورت مشخص نبودن مهر با رعایت حال زن تعیین می‌شود.
 در این فرض هرگاه زوجه مدعی وقوع نزدیکی باشد و زوج آن را انکار کند، منکر سوگند داده می‌شود، زیرا اصل بر عدم وقوع نزدیکی است. همان طور که در خصوص مهر نیز با وجود اختلاف در میزان آن، سخن زوج پذیرفته خواهد شد. زیرا اصل بر برائت ذمه زوج بر افزون‌تر از مورد اقرار است


 درخصوص اختلاف زوجین نسبت به صفت مهر، سخن زوجه با سوگند پذیرفته می‌شود، اما درخصوص تسلیم مهر با توجه به این که اصل بر عدم تسلیم است، قول زن مورد قبول است و مشغول ذمه بودن یا بدهکار بودن زوج استصحاب می‌شود؛ یعنی همچنان بدهکار باقی می‌ماند.
 موجب تحقق مهر عقد نکاح است و به مجرد عقد زن مالک مهر می‌شود و چون مهر به دارایی او اضافه می‌شود و حق مطالبه نیز دارد، می‌تواند هر گونه تصرفی در آن کند. در نتیجه مالکیت زن بر کابین نیازمند قبض نیست.


 همچنین تبدیل مهر مانع پرداختن نمی‌تواند باشد؛ مثلا اگر مهر مال غیرمنقول قابل تقسیم باشد و نصف آن به طور مشاعی بخشیده شده باشد و پس از بخشیدن و قبل از دخول طلاق واقع شود، نصف باقیمانده به زوج تعلق خواهد داشت. مال غیرمنقول هم مالی است که قابل تقسیم است و 2 نفر مالک دارد و آن دو نفر به طور مشاع مالک هستند و یکی نمی‌تواند بدون اطلاع دیگری آن را بفروشد چون مالک دوم برای خرید مقدم است.
 تسلیم مهر به زن تکلیف مرد است و تا زمانی که به این تکلیف عمل نکرده، ضامن عیب و تلف آن است. اصول کلی معاملات در عقد نکاح و عقدی که به تبع آن درخصوص صدق واقع شده، حاکم خواهد بود. مثلا در وضعیتی که مهر معیوب باشد، زن حق خواهد داشت مهر را برگرداند و مثل یا قیمت آن را از شوهر بخواهد یا عین مهر را نگه دارد و تفاوت قیمت بین صحیح و معیوب را از باب ارش (یعنی تفاوت قیمت بین صحیح و معیوب) مطالبه کند.


 موجب تحقق مهر عقد نکاح است و عقد نکاح دائم و منقطع هر گاه باطل بوده باشد و نزدیکی هم صورت نگرفته باشد زن حق مهر نخواهد داشت و اگر مهر را گرفته باشد، مرد می‌تواند آن را استرداد کند. البته چنانچه زن به فساد نکاح جهل داشته باشد و نزدیکی هم صورت گرفته باشد، مستحق مهرالمثل است.
 علاوه بر آن، چنانچه به مناسبت وعده ازدواج تمام یا قسمتی از صداق مقرر بین طرفین به زن داده شده باشد و وعده داده شده به فرجام نرسد، با توجه به این که هر یک از دو طرف حق خودداری از ازدواج داشته‌اند، به تبع آن مهر پرداخت شده قابل برگشت است. اگر مهر مذکور را هبه بدانیم، باز هم مانعی برای رجوع به آن نیست زیرا قانون مدنی این مورد را برشمردن مواردی که حتی با بقای عین آنچه بخشیده شده، فرد بخشنده نمی‌تواند به کسی که به او بخشیده شده رجوع کند، منظور نداشته است.


برچسب‌ها: مهریه
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

جمعه هفتم بهمن 1390
معنای حقیقی از بین رفتن پرده بکارت، از بین رفتن و پاره شدن آن صرفاً به دلیل مقاربت و نزدیکی است، چرا که دلایل دیگری در از بین رفتن پرده ی بکارت دخیل هستند که در این مقاله به شرح آن می پردازیم:

 تشخیص پارگی:

1-     حالت پره های فرج

معمولاً پره های اطراف مهبل فرج در دختران، نزدیک به هم و حالتی چسبیده دارند،  به طوری که با نگاه اولیه به آن، به وضوح دیده نمی شود، در حالی که در زن ها این پره ها آشکارا دیده می شوند. البته خیلی نمی توان به این علامت تکیه کرد، چرا که حالت این پره ها در برخی دخترها از بدو تولد، باز است. در مقابل، زنهایی هستند که با وجود مقاربت و نزدیکی های مکرر، باز هم حالت این پره ها بسته است.

2-     شکل مهبل فرج

اگر مهبل فرج، شکل 7 داشته باشد، می تواند علامت پارگی پرده با دخول آلت تناسلی مرد باشد، چرا که در اثر فشار وارده به دیواره، شکل آن از حالتی گرد به 7 تبدیل می شود.

البته باز هم نمی توان این مورد را نشانه ی قطعی برای انجام نزدیکی قبلی دانست، حتّی بدون انجام هیچگونه نزدیکی قبلی نیز، با عوامل دیگری چون، حرکات رقص (به خصوص رقص باله)، صخره نوردی، موتورسواری و دوچرخه سواری ممتد، اسب سواری، دخول دیگر اجسام خارجی و دیگر فشار های جسمانی کاری،...می تواند باعث ایجاد این حالت 7 شکل شوند.

پارگی پرده، چه در حین دخول نزدیکی یا عوامل فوق، ممکن است با آسیب دیگر قسمتهای فرج (اطراف مهبل، مجاری ادرار، پوسته ی بین مهبل و معقد) نیز همراه باشد.

3- دیواره های داخل فرج (گردن رحم)

دیواره ی گردن رحم از قشای برجسته ای مانند تشکیل شده است، که در اثر نزدیکی مداوم، این برجستگی ها تحلیل و از بین می رود، به طوری که دخول به راحتی و با کمتر فشاری انجام می گیرد. این نشانه نیز باز هم صددرصد نمی تواند دلیل نزدیکی قبلی باشد، عواملی چون، معاینات پزشکی، مصرف دارو، قاعدگی یا دخول هر جسم خارجی و یا مشابه نیز، می تواند این حالت را ایجاد کند.

4- حالت ارتجاعی پرده بکارت

اگر پرده حالتی طبیعی داشته باشد، در اثر دخول و مقاربت، پاره می شود، امّا در مقابل، برخی دختران بطور مادرزاد پرده ای حلقوی (قابل ارتجاع، ضخیم و گوشتی دارند)، بنابراین در مقابل دخول، از خود مقاومت نشان می دهد و ممکن است به حالت اول برگردد.

از طرفی حتّی دیده شده است که برخی نیز از بدو تولد، پرده ی بکارت نداشته اند یا در سنین خیلی کم در اثر عواملی غیر از سکس، از بین رفته است. در نتیجه وجود پرده بکارت و توجّه به آن، دلیل قطعی مبنی بر اینکه یک دختر قبل از ازدواج،  نزدیکی داشته است، نیست.

 دیگر عوامل از بین رفتن پرده بکارت :

·        راه پیدا کردن ذرات پنبه و دستمال زمان قاعدگی به داخل فرج

·         ایجاد زخم در اثر بیماری های مختلف، مثل دیفتری

·         دویدن و پرش

·        پرت شدن روی شیئ تیز یا محکم

·         معاینات و ابزار پزشکی

·        در اثر خارش شدید مهبل و داخل آن، بوسیله ی خود شخص

·        خود ارضایی

·        دخول اجسام خارجی

·        عمل های جراحی

گاهی اوقات به دلیل عدم صحیح دخول و در نتیجه از بین رفتن ناقص یا شدید پرده بکارت، عوارض ثانویه ای چون، عفونت، خونریزی، زخم مجاری ادرار، زخم داخل رحم(فیبرون)، نازایی و ...ایجاد می شود.

عفونت :

برخی از دخترها در رحم خود، میکروبها و قارچ های بالقوه ای دارند که پس از اولین ارتباط نزدیکی فعال می شوند و در نتیجه عفونت ایجاد می شود.

خونریزی شدید:

این حالت به ندرت دیده می شود و در اثر فشار زیاد در هنگام دخول دیده می شود، گاهی اوقات، بعضی پرده های بکارت به دلایلی طی چند مرحله از بین می روند و این خود، موجب خونریزی متعاقب می شود.

جراحت مجاری ادرار:

در مواقعی که طبق توضیح فوق، پرده طی چند مرحله یا با شدت از بین رود، زخم های مجاری ادرار، پیش می آید.

زخم داخل رحم (فیبرون)

عمل دخول و بردن پرده ی بکارت به تنهایی عامل این زخم نمی باشد، بلکه در صورت باریک بودن گردن و دهانه رحم و دیگر مشکلات دیگر بخشهای مرتبط داخلی رحم، این زخم ها ایجاد می شوند.

نازایی:

اگر عفونت یا زخم های فوق مداوا نشود، به مرور زمان سبب نارسایی ها و در نتیجه اختلال در عملکرد باروری و نازایی می شوند.

 

منبع: سایت مردمان


برچسب‌ها: پارگی پرده بکارت, تشخیص پارگی پرده بکارت
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

امنیت و جنسیت

جمعه هفتم بهمن 1390

نقد اندیشه
در همه‌ی دوران‌های تاریخ بشر، تمامی جوامع به لحاظ حیات وسلامت و سایر جنبه‌های زندگی درمعرض تهدید و خطر بوده‌اند و از این رو به تعبیر برخی ازجامعه‌شناسان می‌توان تمامی «جوامع را جوامع مخاطره‌آمیز» قلمداد کرد. با این حال، جامعه شناسان بسیار دیگری نظیر «بک » و «گیدنز» این اصطلاح را منحصرا برای توصیف روندهای دوران معاصر و جهان مدرن به کار می‌گیرند از این منظر جوامع ماقبل مدرن، جوامع مدرن اولیه و جوامع معاصر یا جوامع مدرن متأخر قابل تقسیم و جداسازی می‌باشند.

بک معتقد است که گفتمان مخاطره از جایی آغاز می‌شود که اعتماد به امنیت پایان می‌یابد. به نظر او، به این ترتیب مفهوم مخاطره و اعتماد(۱۳۷۷)، نشان می‌دهد که اعتماد نیز به مثابه‌ی چیزی مربوط به آینده است و نه گذشته و با مفهوم اعتماد به معنای دینی‌اش که با اشکال سنتی‌تر تعهد و اخلاق سروکار داشتند. تفاوت می‌یابد(گیدنز، ۱۳۸۰:۱۸۶). ازسوی دیگر، گیدنز «امنیت هستی‌شناختی» را به مثابه‌ی پدیده‌ای عاطفی توصیف می‌کند که در بردارنده‌ی اطمینانی است که اغلب انسان‌ها در جریان استمرار هویت نفسانی خود و در جریان پایداری محیط اجتماعی و مادی پیرامون کنش، فرا می‌گیرند. این امر، اعتماد را در قابلیت اطمینان اشخاص و چیزها جای داده وتعریف می‌کند. بنابراین، اعتماد را در قابلیت اطمینان اشخاص و چیزها جای داده وتعریف می‌کند. بنابراین، اعتماد ممکن است به عنوان شیوه‌ای روان‌شناختی برای مقابله با مخاطرات تلقی شود و در غیر این صورت کنش فلج می‌شود یا به احساساتی نظیر غرق‌شدگی، وحشت و اضطراب می‌انجامد (لاپتون، ۱۳۸۰:۳۱۰). حتی ازنظر کیدنز بقا در زندگی نیاز به اندیشه‌ای تعمیمی از اعتماد دارد(پیرسون، ۱۳۸۰:۱۸۸). از دید وی، درفقدان اعتماد، واکنش همگانی کنار گذاشتن آداب و عادت‌های تقدیرگرایانه وراه کردن همه چیز به حال خود و گذران عمر بر اساس « هرچه باداباد» است. این تقدیر گرایی هم در متن خطرهای احتمالی مبدل به کردارهایی می‌گردد که گیدنز آنها را «تسلیم طلبی مصلحت‌جویانه» یا « بدبختی وقیحانه» می‌نامد.
نقطه نظرات گیدنز را می توان به ترتیب زیر خلاصه کرد:
- کنش‌گران فعالیت‌ها و نیز زمینه‌های اجتماعی و مادی‌شان را پیوسته بازتاب می‌کنند؛
- واحدهای پایه‌ای ساختار اجتماعی، نقش و منزلت یک فرد نیست، بلکه موقعیت‌هایی با کردار تعریف شده است؛
- مخاطره و اعتماد در هم‌بافته‌اند واعتماد معمولا درخدمت تقلیل یا تخفیف خطرهایی عمل می‌کند که انواع خاصی از فعالیت بشری با آن‌ها روبه‌رو هستند؛
- مخاطره تنها به کنش فردی ارتباط ندارد، محیط‌های مخاطره‌ای وجود دارند که به گونه‌ای جمعی برتوده‌هایی از افراد تأثیر می‌گذارند؛
- اعتماد واحساس امنیت در بزرگسالی به اعتماد بنیادی وخلاقیتی بازمی‌گردد که در کودکی شکل می‌گیرد؛
- نقطه‌ی مقابل اعتماد به عمیق‌ترین معنای آن، حالتی ذهنی است که خلاصه‌اش همان نگرانی یا هراس وجودی است؛
- نتیجه‌ی تجربه‌های بی‌اعتمادی، تعریف اعتماد به دیگری به عنوان یک عامل اعتماد پذیر وبا صلاحیت وسر ریز اضطراب وجودی است (گیدنز(۱۱۸-۱۱۹,۴۰-۱۳۷۷:۴۴
در چارچوب تحلیل گیدنزی از اعتماد واحساس امنیت، از آنجا که گروهها، اقشار، طبقات ویا حتی افراد گوناگون فعالیت‌ها و زمینه‌ها یا اجتماعی و مادی خود را بازتاب می‌کنند، سطح معینی از اعتماد یا بی‌اعتمادی را دارا خواهند بود. این سطح نه به نقش و منزلت آنان، بلکه به خصوص وابسته به موقعیت افراد در عرصه‌ی اجتماعی است. متغیر محوری دیگر در تعیین سطح اعتماد و احساس امنیت افراد، نوع پرورش وشرایط تربیت اجتماعی است. به این ترتیب، از این منظر افرادی که به لحاظ اجتماعی فرو دست محسوب می‌شوند، از احساس اعتماد وامنیت کم‌تری برخوردار خواهند بود. در این میان شرایط جامعه پذیری خاص و موقعیت‌های از پیش تعریف شده‌ی فرودستی برای زنان، آنان را مستعد احساس بی‌اعتمادی ونا امنی بیش‌تری می‌سازد. داده‌ای بسیاری در کشور ما این تحلیل را تأیید می‌کند. نتایج حاصل از موج دوم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، تفاوت‌های معنا داری را در ابعاد مختلف احساس امنیت میان زنان و مردان نشان می‌دهد از این جهت زنان در مورد احتمال یافتن شغل مناسب در صورت امنیت سیاسی(ترس از انتقاد آزادانه از دولت) احساس امنیت کم‌تری نسبت به مردان می‌کنند ( وزارت ارشاد اسلامی ، (۱۹۲-۱۳۸۲:۱۹۵ یافته‌های طرح پژوهشی مشارکت اجتماعی زنان نیز که با حجم ۱۴۷۷ نفر در سطح شهر تهران در سال ۱۳۸۱ انجام شده است، نتایج مشابه و حتی صریح‌تری را نشان می‌دهد. در این پژوهش از پاسخ‌گویان پرسیده شده بود که «در عرصه‌های عمومی و روابط اجتماعی تا چه اندازه احساس امنیت و اطمینان خاطر نسبت به نگاه‌ها و برخوردهای احتمالی آقایان احساس می‌نمایند؟ » در پاسخ‌های داده شده در مورد ۱۵ گویه‌ی مزبور، پایین ترین میانگین‌ها را مربوط به «هنگامی رفت وآمد در کوچه‌های خلوت » وسپس مربوط به «هنگام رفت ‌و آمد در خیابان‌های شلوغ» و «نسبت به افرادی که به منظور انجام خدمات و تعمیرات فنی و ... به منزل مراجعه می‌‌کنند» نشان می‌دهد. درسوی مقابل، بالاترین میانگین‌ها در مورد احساس امنیت در موارد مختلف مربوطه به «در وسایل نقلیه‌ی عمومی(مانند اتوبوس، تاکسی و ...) و «در انجمن‌های علمی و فرهنگی» و «در انجمن‌های اسلامی » می‌باشد. حتی در این موارد میانگین مربوط از سطح ۳/۵۱ ( در فاصله ۰ تا ۵) بالاتر نمی‌رود که در واقع به معنای سطح متوسطی ازاحساس امنیت است. با انجام پردازش‌های آماری و«تحلیل عاملی» بر روی ۱۵ گویه‌ی مربوطه، گویه‌های مورد بررسی به سه بعد احساس امنیت در محیط‌های عمومی، احساس امنیت در محافل جمعی مختلط و احساس امنیت در مجامع رسمی تفکیک می‌شود که میانگین آنها به ترتیب ۳/۶۲-۳/۳۸-۳/۳۳ و در حال در سطحی متوسط از احساس امنیت محسوب می‌شود ( مرکز مطالعات و تحقیقات زنان،۱۸-۱۳۸۱:۲۳ ). یافته‌های دیگر این پژوهش در مورد احساس اعتماد با داده های فوق هم‌خوانی دارد. در ابعاد مختلف اعتماد به دیگران نزدیک (اعضای خانواده‌ی اصلی ودوستان و فامیل نزدیک) با رقم ۴/۱۸ می‌باشد. درسوی مقابل، اعتماد به دیگران دور(همکاران، مردم کوچه و بازار، کسبه‌ی محل، هم‌محله‌ای‌ها و...) ۲/۹۱ می‌باشد که نشان‌گر سطحی نسبتا پایین در اعتماد می‌باشد. پایین‌ترین سطح اعتماد در مطالعه‌ی مزبور، مربوط به اعتماد جنسیتی (اعتماد به زنان و مردان و جاهایی که زنان اداره‌ی آن را بر عهده دارند) می‌باشد که برابر با ۲/۸۷ است. به طوری که ملاحظه می‌شود سطح بالای احساس ناامنی در میان زنان در محیط‌های عمومی، محافل جمعی و مجامع رسمی در میان جامعه‌ی آماری مورد بررسی همراه است با سطح پایین اعتماد به دیگران دور و اعتماد جنسیتی. روشن است حضور در محیط‌های جمعی خارج از محیط خانواده، مستلزم سطوح بالای اعتماد و نتیجه‌ی آن احساس امنیت است ( همان:۱۵-۱۸).
وجه بارز اعتماد در زنان مورد بررسی در این مطالعه، اعتماد به دیگران نزدیک و باور به گروهی از افراد است که فرد همواره با آنان در تماس و ارتباط می‌باشد؛ حال آنکه به تعبیر گیدنز اعتماد، مستلزم درجاتی از عدم شناخت و ارتباط‌های مستقیم است. این نوع اعتماد و سطح بالای آن، زنان را در دایره بسته‌ای قرار می‌دهد که تنها شرایط نابرابر و فرودست آنان را در موقعیت‌های اجتماعی ومشارکت فعال آنان در جامعه است که می‌تواند این دایره‌ی بسته را واگشایی کند. نتایج دیگر این مطالعه در مورد عوامل مؤثر در مشارکت اجتماعی زنان نیز نشان می‌دهد مهم‌ترین متغیر تأثیر گذار، «احساس امنیت در مجامع رسمی» است. به عبارت دیگر، تغییر شرایط فرودستی زنان و ایجاد جایگاه برابر با مردان در جامعه و استفاده از ظرفیت‌های علمی وتوان ذهنی و فیزیکی زنان مستلزم افزایش احساس امنیت آنان است.
در حاشیه
مسئله ناامنی برای زنان دارای ابعاد متعددی است که بدون لحاظ آنها نمی‌توان به درک درستی از این مسئله نایل شد. اینکه چه گروه یا گروههایی از مردان بیشترین نقش را در ایجاد نا امنی برای زنان دارند؛ اینکه از میان کنش‌های جمعی زنان، کدامیک در ایجاد ناامنی برای خود آنان، بیشتر مؤثر است، اینکه چه سهمی برای نظارت و کنترل اجتماعی باید در نظر گرفت، اینکه اخلاق چه جایگاهی دراین بحث دارد، اینکه عوامل مؤثر در شهوانی سازی فضای جامعه چه تأثیری بر ناامنی جنسی دارند و پرسش‌های دیگری از این دست، در این مقاله مورد توجه نیستند و نتیجه آن چیزی نیست جز ارائه یک تحلیل کم مایه و کلیشه‌ای با این مضمون که « هر چه سطح مشارکت اجتماعی زنان بالاتر باشد، امنیت اجتماعی آنان نیز افزایش می‌یابد» برحسب این تحلیل، جوامعی که به بالاترین سطوح مشارکت اجتماعی زنان رسیده‌اند، باید بیشترین امنیت رابرای زنان فراهم آورده باشند، ولی مگر نه این است که انواع مختلف جرایم و آزارها در همین جوامع به اصطلاح پیشرفته بر زنان اعمال می‌شود. به علاوه، اگر امنیت مالی و اقتصادی زنان در این جوامع در سطح نسبتا مطلوبی قرار دارد، در عوض، بالاترین میزان طلاق و فروپاشی خانواده مربوط به همین جوامع است و این خود یکی از اساسی‌ترین محورهای ناامنی و بی‌اعتمادی است که در این مقاله هیچ توجهی به آن نشده است.
از نظر روانشناسی باید این نکته را یادآور شد که باید بین انواع مختلف ناامنی تمایز قایل شد. تبیینی که در مسئله ناامنی جنسی کارآمدی لازم رادارد، لزوما در مسئله ناامنی اقتصادی کارآمد نیست و بالعکس . لذا اگر افزایش مشارکت اجتماعی زنان و ارتقای موقعیت اجتماعی آنان، امنیت اقتصادی و ارزش و احترام زنان در مجامع رسمی را بالا می‌برد، نباید راه حلی برای مشکل ناامنی جنسی تلقی شود.
حوراء :: بهمن و اسفند ۱۳۸۴، شماره ۱۸ 
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

غیرت

جمعه هفتم بهمن 1390
غیرت در لغت و اصطلاح اخلاق عبارت است از حالت دگرگونی نفسانی یک مرد از اینکه ببیند یا متوجه شود که نوامیس خانوادگی او مثل مادر؛خواهر؛همسر و دختر او یا نوانیس دیگران در معرض بهره وری حرام قرار گیرد.این دگرگونی نفسانی یا جنبه پیشگیری دارد یا جنبه رفعی و نتیجه آن اقدامات پیشگیرانه یا رفعی است مثل جلوگیری از نشست و برخاست و رفت  آمد با افراد نامحرم خصوصا"افراد بیتقوا و لاابالی. این امر در روایات درخصوص غیرت به همسر بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است.
بعضی تعصب دفاع از دین و مال و تربیت اولاد را نیز از موارد و انواع غیرت شمرده اند. درحالی که در اصطلاح وکاربرد مردم و دین غیرت در مورد تعصب و دفاع از ناموس بکار رفته است.
ازسوی دیگر غیرتی که مورد سفارش قرار گرفته برای مرد است اما غیرت زن مذموم است. زیرا اکثر غیرت زن حسادت درمورد حلال است و آن وجود همسر دیگری برای شوهر میباشد. و حال آنکه غیرت در مورد بهره بری ناموسی از راه حرام است نه از راه حلال ولی زن برای حرام بودن غیرت نشان نمی دهد بلکه از وجود زن دیگر چه حلال و چه حرام برای شوهر ناراحت است. و چه بسا از تماس حرام شوهرش با زن دیگر ناراحت نمی شود بر خلاف زمانی که شوهرش بخواهد یک همسر دیگر اختیار کند. از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده اند «غیرت جز برای مردان نیست ا ما زنها پس همانا غیرت از ناحیه آنها حسادت است و غیرت برای مردان است وبرای همین ( که غیرت برای مرد است نه زن )خداوند برای زنها جز شوهرانشان را حرام کرده و برای مردان چهار همسر را حلال کرده ودر کنار آنها سه زن دیگر را برای مرد »(۱) حضرت امام علی (ع) می فرمایند « غیرت زن کفر آور و غیرت مرد نشانه ایمان اوست»(۲) زن مؤمن ار خود غیرت نشان نمی دهد بلکه زنهای کافر و منکر از خود غیرت نشان می دهند.از این رو امام محمد باقر (ع) فرموده اند «انما تغار المنکرات منهن فاماالمؤمنات فلا»(۳) از امام باقر (ع) روایت شده که فرموده اند: غیرت زنان حسد است و حسد اصل کفر است زیرا زنها هنگامی که غیرت بورزند خشمگین می شوند و هنگامی که خشمگین شدند کافر می شوند مگرآنها که زنهای مسلمه باشند » (۴) روایت شده که یک روز زنی عریان نزد پیامبر (ص) آمد و در جلوی ایشان ایستاد و گفت یا رسول خدا من کار بد کرده ام پس من را (از گناه با مجازات) پاک کن وبدنبال او مردی آمد که لباسی بدستش بود که آن را بر روی زن انداخت ؛ پیامبر (ص) فرمودند جریان چیست؟ گفت این همسر من است ای رسول خدا من با کنیز خود خلوت کرده بودم پس ساخت زنم آنچه میبینی. پیامبر (ص) فرمودند : اورا نزد خودت بگیر ؛سپس فرمودند : همانا زنی که غیرت می ورزد نمی بیند بالای وادی را از پایین وادی.(۵)
این نوع حساسیت در بین بعضی حیوانات نیز وجود دارد. عمار می گوید در خدمت امیرالمؤمنین(ع) در مسجد کوفه نشسته بودم هیچ کس آنجا حضور نداشت جز من ناگاه امیرالمؤمنین(ع)فرمودند: راست می گوید راست می گوید من متوجه چپ وراست شدم کسی را ندیدم ؛در شگفت شدم که مولایم با که حرف می زند امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: تعجب کردی من با که حرف می زنم؟ گفتم آری فرمودند: سرت را بلند کن سربلند کردم چشمم به دو کبوتر افتاد که با هم به زبان خود گفتوگو می کردند. فرمودند: عمار می دانی این دو با هم چه می گویند؟ گفتم نه به جان شما ،فرمودند کبوتر ماده به نر می گوید تو با دیگری پیوسته ای و از من کناره گرفته ای . کبوتر نر قسم می خورد نه من چنین کاری را نکرده ام ، ولی ماده باور نمی کند کبوتر نر به او گفت قسم به جان این آقا که در مسجد نشسته، من با دیگری پیوسته ام ودیگری را به جای تو بر نگزیده ام. باز ماده می خواست قبول نکند، من به او گفتم راست می گوید تصدیقش بکن. عمار می گوید: گفتم آقا من خیال می کردم جز سلیمان کس دیگری زبان حیوانات را نمی داند. فرمودند عمار: به خدا قسم سلیمان بن داوود از خدا به وسیله اهل بیت خواست تا زبان پرندگان را به او آموختند.(۶)
بله اگر زن بخطر تماس شوهر با نامحرم از خود غیرت نشان دهد پسندیده است. واین نوع غیرت ناشی از حب و عشق است همانطور که گاهی در مورد ازدواج حلال از روی حسادت نیست بلکه از روی حب است. در روایتی نقل شده که به امام گفته شد: گاهی زن بر مرد غیرت می ورزد و او را اذیت می کند فرمودند: «این ناشی از حب است» (۷)
منشأ غیرت
غیرت از صفات فطری و ذاتی است و بطور شدید یا ضعیف در انسان و حیوان وجود  دارد .
بعضی حیوانات بر غیرتمندی بر حیوانات دیگر برترند وبعضی در بی غیرتی مشهورند. مطابق روایات پنج خصلت ارخصلت های خوب انسان که در خروس سفید موجود است عبارتند از: «شناخت وقتهای نماز، سخاوت، شجاعت، کثرت و ... .» در میان حیوانات خوک ها در بی غیرتی مشهورند و هیچگونه حیاء و ادب زناشویی ندارد(۸).
صفت غیرت به صورت اکتسلبی نیز قابل تشدید یا تضعیف است. هر چه انسان بیشتر با تمایلات نفسانی و خواسته های  شهوانی وریشه های حرص و آز و ... را در وجودش بخشکاند و به تمام انسان درست گردد غیورتر می شود و حتی  به ناموس  دیگران چون ناموس  خود می نگرد  و در مورد آنها هم حساسیت به خرج می دهد . اما بی تقوی کسی است که پا در مسیر انحراف گذارد ، بی غیرت  نیز می گردد  و از بی عفتی خود و نوامیس خود رنجی نمی برد.(۹) رسول خدا (ص)   فرموده اند: « الغیره من الیمان ،غیرت از ایمن است »(۱۰) یعنی جزیی از ایمان است . پس انسان برای مؤمن بودن باید غیرت بورزد . گوش کردن موسیقی در ضعف غیرت بسیر مؤثر است. حضرت امام صادق (ع) فرموده اند: « شیطانی است به نام قفندر که هر گاه در منزل مردی چهل روز عود (و دیگر وسایل ساز و آواز) نواخته شود و مردم به آنجا رفت و آمد کنند آن شیطان هر یک از اعضای خود را روی عضو مشابه صاحبخانه  قرار داده و سپس در آن عضو به نوعی  می دمد که بعد  از آن غیرتش از بین رفته  و حتی اگر در مقابلش  با همسرش زن کنند ناراحت نمی شود ،فلا یغار بعدها حتی تؤتی نساؤه فلا یغار» (۱۱)
فلسه غیرت
حس غیرت در انسان به مانند پاسبانی است که باعث می شود نسلها با هم مختلط نشوند و نظام خانواده از هم نگسلد، احساس غیرت چون حس علاقه به فرزند است که اگر این علاقه نمی بود کسی به تناسل و حفظ نسل دست نمی زد و اگر غیرت هم نبود هرج و مرج در روابط بین زنان و مردان پیش می آمد ونسبت هیچکس مشخص نمی شد.(۱۲)
نمونه هایی از غیرت مندی
در اینجا برای نمونه بعضی از موارد غیرتمندی که در روایات دینی آمده است را مورد توجه قرار می دهیم. جلوگیری از رفتن مکرر آنها به بازار برای خرید های که مرد نیز می تواند انجام دهد یا آنکه می توانند با هم برای خرید بروند. از حضرت امام علی(ع) نقل شده که فرموده اند:«ای اهل عراق خبر شده ام که همانا زنان شما در راه( بازار) به مردان می خورند چرا حیا نمی کنید خدا لعنت کند کسی که غیرت از خود نشان ندهد،... اما تستحون لعن الله من لا یغار»(۱۳) و در جای دیگر فرموده اند:« اما تستحون ولاتغارون... چرا حیا نمی کنید و غیرت از خود نشان نمی دهید زنان شما به سوی بازارها خارج می شوند و مزاحم می شوند با انسان های بی بند وبار»(۱۴) . مواظبت از حجاب و آرایش زن در مقابل نامحرم از اهم اموری است که در مورد آن مرد باید از خود غیرت نشان دهد. از حضرت امام علی (ع) روایت شده که فرموده اند: « زن دلبر است هر که او را گرفت باید بپوشاندش»(۱۵) از حضرت امام   علی (ع) نقل شده که فرموده اند: کسی که اطاعت کند زنش را خداوند او را واژگون از جانب صورت وارد دوزخ گرداند. شخصی پرسید این چه نوع اطاعتی است؟ فرمودند: زن از او می خواهد که با لباس نازک به مراکز پر جمعیت مانند حمامها و عروسیها و مجالس ترحیم برود و شوهرش تقاضای  او را اجابت می کند و از سخن او اطاعت می کند.(۱۶) از پیامبر اسلام(ص) روایت  شده که  فرموده اند : « هر زنی که آرایش کرده وعطر زده از در خانه خارج شود و شوهرش هم به آن راضی باشد خدا در مقابل هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در آتش دوزخ بنا خواهد کرد».(۱۷) از حضرت امام علی (ع) نقل شده که فرموده اند: هرکس در چهار چیز از زن خود اطاعت کند خداوند او را با بینی در آتش دوزخ می افکند یک از آن چهار چیز پوشیدن لباس نازک بر تن زن است.(۱۸) رسول خدا (ص) فرموده اند : ای مردم سراویلات (شلوارهای پوشانده پاها) برگیرید که پوشاننده ترین لباس شما است و بوسیله آن زنهای خود را هنگام بیرون آمدن از خانه حفظ کنید.(۱۹) حضرت امام علی (ع) می فرمایند:« در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است»(۲۰) از آوردن نامحرم به خانه و رفت و آمد مردان نا محرم به منزل باید خودداری کرد از این رو ارتباط با مردان محرم زن سزاوار تر است البته در این مورد در خصوص افراد غیر اعتماد باید حساسیت بیشتری از خود نشان داد. حضرت امام علی (ع) می فرمایند:« بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری و اگر بتوانی به گونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند چنین کاری را انجام بده»(۲۱) در جلو گیری از تهیج شهوت زن در جایگاه های عمومی باید اقدام نمود حضرت امام علی (ع) می فرمایند:«زنها را بر زینهارسوار نکنیدکه غریزه جسی شان تهییج تحریک می شود »(۲۲)
مقابل غیرت
در برابر غیرتمندی ، بی غیرتی است که عرب از شخص بی غیرت به «دیوث» تعبیر می کند. روایت شده که رسول خدا (ص) به  ذات پاک خداوند سوگند یاد کرد که چند نفر وارد بهشت نمی گردند از جمله فرمودند دیوث وارد بهشت نشود و او کسی است که غیرت نمی ورزد.(۲۳) از حضرت امام صادق(ع) روایت شده که فرموده اند: «هنگامی که غیرتی شود مرد در مورد اهلش یا بعضی از کنیزانش و از خود غیرت نشان ندهدخداوند پرواز کننده ای (از نوع شیطان)که به آن قفندر گفته می شود می فرستد تا آنکه بر در خانه او فرود آید سپس جهل روز به او مهلت می دهد و او را ندا می دهد که همانا خداوند غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد پس اگر غیرت ورزید که بجای خود است والا پرواز می کند تا بر سر او بکوبد و سپس از نزد او میرود و بعد از آن خداوند روح ایمان را از او می گیرد  و ملایکه او را دیوث می نامند».(۲۴) روایت  شده  که  رسول خدا (ص) لعن کرد کسی را  که از همسرش غافل است و او دیوث است و فرمودند بکشید دیوث را.(۲۵) از بعضی روایات  بدست  می آید  که دیوث آن  کسی است  که  نسبت  به زنای  همسرش  از خود  غیرت  نشان  ندهد . من  جمله در  روایتی  است که  از رسول خدا سؤال  شد  دیوث  چه کسی است فرمودند: کسی که زن او زنا می دهد و آن مرد این مطلب را می داند.(۲۶) و شاید این بیان از باب بیان مصداق بارز دیوث باشد و یا آنکه صرفا" به چنین کسی که به این حد از بی غیرتی رسیده است دیوث گفته می شود. بی غیرتی مذموم و  از گناهان کبیره است و برای آن در نزد  خداوند  مجازاتی سخت است . از حضرت امام صادق (ع) روایت شده که  فرموده اند : «  سه گروهند که خداوند فردای قیامت با آنها سخن نخواهد گفت وآنها را پاک نمی گرداند و برای آنها عذاب دردناکی است: پیرمرد زنا کار ، دیوث(بی غیرت) و زنی که در زمان شوهرداری زنا کند».(۲۷) همچنین از حضرت امام صادق (ع)روایت شده که فرموده اند: «حرمت الجنه علی الدیوث، بر شخص بی رگ و غیرت بهشت حرام شده است».(۲۸) و روایت شده « لا یدخل الجنه دیوث و لا یجد ریح الجنه دیوث، دیوث نه داخل بهشت می شود ونه بوی آن به مشامش می رسد»(۲۹) از پیامبر اسلام(ص) روایت شده که فرموده اند: « بوی بهشت از فاصله پانصد سال راه به مشام می رسد ، اما عاق والدین و دیوث آنرا استشمام نمی کند».(۳۰) حضرت امام صادق (ع) فرموده اند: « جدع الله انف من لا یغار،به خاک می مالد خداوند بینی کسی که غیرت نورزد ».(۳۱) رسول خدا (ص) فرموده اند: « خداوند بینی هر کسی که غیرت ندارد به خاک ذلت می مالد از مؤمنین باشد یا مسلمین».(۳۲) حضرت امام علی(ع) فرموده اند: « من لایغار فانه منکوس القلب، کسی که غیرت نورزد قلب او وارانه گشته است».(۳۳) حضرت رسول خدا(ص) فرموده اند:همانا خداوند مبغوض دارد آن مردی را که بیگانه ای (بخطر بی عفتی یا مال ) برضرر او وارد خانه اومی شود ولی با آن بیگانه نمی جنگد.(۳۴) مطابق این حدیث دفاع از ناموس و مال واجب است و اگر کسی دفاع نکند مبغوض خداوند قرار می گیرد .
حد غیرت
غیرت مندی حدی دارد و آن این است که زمانی از خود نشان داده شود که انسان ببیند کسی می خواهد خود را در معرض گناه قرار دهد ، اما خارج از این غیرت بی جا ومذموم است. حضرت امام علی (ع) وقتی از جنگ صفین باز می گشت نامه ای به فرزندشان حضرت امام حسن (ع) نوشتند. یکی از سفرشات امام (ع) در آن نامه چنین بود: « و ایاک و التغایر فی غیر موضع غیره... ، بپرهیز از غیرت نشان دادن در غیر موضع غیرت که درست کار را به بیمار دلی و بری ،و پاک دامن را به ریب و بد گمانی سوق می دهد».(۳۵) و در ادمه فرمودند :«ولکن محکم کاری کن در مورد امر آنها پس اگر عیبی دیدی پس عجله کن در انکار بر کوچک و بزرگ ، به این صورت که عتاب و سرزنش کن از آنها به نیکی پس بزرگ جلوه داده میشود گناه و آسان می شود سرزنش».(۳۶) از مواردی که بسیار مذموم است این است که انسان نسبت به همسر خود مشکوک باشد و به او اتهام ببند. حضرت امام صادق (ع) فرموده اند: به همسران خود تهمت نزنید و نسبت ناروا  ندهید زیرا در این کار برای شما پشیمانی  طولانی  و عقوبت سختی  خواهد بود و در جای  دیگر می فرمایند: هر کسی به همسرش تهمت بزند که رابطه نامشروع با دیگری دارد ، باران لعن و نفرین بر او خواهد رسید و هیچ یک از اعمال واجب  ومستحبی که انجام داده است از او پذیرفته نخواهد شد.(۳۷) در زمان جاهلیت قبل از ظهور اسلام در بین اعراب خرافاتی رواج داشت از جمله اینکه : موقع مسافرت از خیانت زنان خود می ترسیدند برای کسب اطمینان نخی را برساقه یا شاخه درختی می بستند موقع بازگشت اگر نخ به حال خود باقی بود مطمین می شدند که زن آنها خیانت نورزیده ، والا زن را به خیانت متهم می کردند.(۳۸) غرت بی جا و بی مورد در پرندگان هم وجود دارد که گاهی سبب می شود به همسران خود اتهام بزنند. محمدبن مسلم می گوید: روزی در محضر حضرت امام محمد باقر(ع) بودم ناگاه یک جفت پرنده قمری (پرنده ای است خاکی رنگ و کوچکتر از کبوتر، که جفت جفت با هم زندگی می کنند- فرهنگ عمید) آمدند و روی دیوار خانه حضرت امام محمد باقر(ع) نشستند ، طبق معمول خود سر و صدا می کردند و حضرت امام محمد باقر(ع) ساعتی به آنان پاسخ دادند سپس آنها روی دیوار دیگری پریدندد ، قمری نر مدتی بر سر قمری ماده فریاد می کشید و سپس با هم پریدند و رفتند ، از حضرت امام محمد باقر(ع) پرسیدم ماجرای این دو پرنده چه بود ؟ حضرت امام محمد باقر(ع) فرمودند: ای پسر مسلم هر پرنده وجاندار و چهار پایی را که خدا آفرید ، از همه کس نسبت به ما شنواتر و فرمانبردار تر است ، این دو قمری که یکی نر بود و دیگری ماده ، قمری نر به قمری ماده بد گمان شده بود. قمری ماده سوگند یاد می کرد که دامنش پاک است و گفته بود آیا به قضاوت حضرت امام محمد باقر(ع)  راضی هستی ، قری نر پیشنهاد قمری ماده را پذیرفته بود. باهم نزد من برای داوری آمده بودند ومن به قمری نر گفتم تو نسبت به ماده خود ظلم کرده ای ، قمری نر داوری مرا پذیرفت و قمری ماده را در پاک دامنیش تصدیق کرد.(۳۹)
همچنین حد غیرت از جهت دیگر حلال شدن لذت جنسی و ناموسی است. یعنی انسان هر گاه بخواهد یک عمل ناموسی حلال شود و همچنین بعد از آنکه حلال شد نباید از خود غیرت نشان دهد مثل اینکه هرگاه برای دختر یا خواهر شخصی خواستگار آمد دیگر غیرت بی جا است. از حضرت امام صادق(ع) روایت شده که فرموده اند:« لا غیره فی حلال... در حلال غیرت نیست بعد از فرموده رسول خدا(ص) که کاری انجام نمی دهید تا به نزد شما دو نفر بازگردم پس چون آمد نزد آن دو(حضرت فاطمه(س) و حضرت امام علی (ع) ) داخل نمود پاهایش را در بین آن دو در زیر رو انداز».(۴۰) البته ممکن است روایت دلالت کند بر اینکه حضرت امام علی (ع) در مورد همسرش حضرت فاطمه (س) نسبت به پیامبر از خود غیرت نشان نداد که در نزد آنها این در صورتی است که غرت را در مورد همسر تفسیر کنیم . یعنی انسان چون ازدواج کرد لازمه غیرتمندی این نیست که از نشست و برخاست او با پدرش و برادرش یا عمو و داییش از خود غیرت نشان دهد.
اثر غیرت
برای غیرت آثاری مترتب است از جمله آنها عفیف شدن زیرا کسی که غیرتمند است و دوست ندارد کسی نسبت به نموامیس او تعرض کند جلوی خود را می گیرد که خود نیز به نوامیس دیگران تعرض نکند تا آنکه چنین چیزی برای خود او پیش نیاید . حضرت امام علی (ع) می فرمایند : « و عفته علی قدر غیرته، و عفت مرد به اندازه غیرت اوست».(۴۱) شهید مطهری در شرح این جمله می فرماید : یعنی کسی  که نسبت به ناموس خود غیرتمند است  به ناموس دیگری تجاوز نمی کند  و اگر کسی به ناموس دیگران تجاوز کرد آن غیرت را از داده .(۴۲)
علی بن ابرهیم  در کتاب تفسیرش می گوید ، وقتی که حضرت موسی (ع) خواست با دختر شعیب به طرف منزل حضرت شعیب (ع)بیاید ، دختر حضرت شعیب جلوی حضرت موسی می آمد ، در اثر  وزش باد ، حجم اندام وی آشکار می شد ، حضرت موسی  به او گفت  تو پشت سر من راه بیا و به وسیله سنگ راه را به من نشان بده ، چون از قومی هستیم که پشت سر زنان نگاه نمی کنند. بعد آن دختر نز پدرش بسیار تعریف کرد ، حضرت شعیب  به دخترش گفت  اما نیروی  بدنی حضرت موسی را به وسیله کشیدن  آب از  چاه به کمک  دلو دانستی ، چگونه  امانت داری او را متوجه شدی ، دختر  در جواب  پدر بزرگوارش  گفت همین که مرا گفت از عقب بیا و با سنگ مرا راهنمای  کن  ومن  از گروهی هستم که به پشت زنان نگاه نمی کنم ، دانستم که این مرد از کسانی است که به پشت سر زنان نگاه نمی کند.(۴۳) حضرت امام علی (ع) فرموده اند:« ما زنی غیورقط ، انسان غیور هرگز زنا نمی کند».(۴۴)  این شاید از آن جهت باشد که انسان غیرتمند به این مطلب توجه می کند که هر بی ناموسی ممکن است مجازاتی شبیه آن بری خودش داشته باشدو آنچه در حق دیگران انجام می دهد گریبان گیر خودش شود لذا از این کار دست می کشد. شهید مطهری در شرح این جمله می فرماید: در همه دنیا یک آدمی که یک جو غیرت داشته باشد ، با زنی زنا نکرده و به ناموس مردم خیانت نکرده است فقط آدمهای بی غیرت زنا می کنند آدم بی غیرت آدمی است که در خودش احساس ضعف می کند یعنی آدمی که واقعا"اگر دیگران هم نسبت به ناموس او کاری کنند آنقدرها ککش نمی گزد.(۴۵) توجه و عنایت خداوند به شخص غیرتمند یکی دیگر از آثار غیرت است. جمعی از اسیران دشمن را به حضور پیامبر(ص) آوردند،پیامبر(ص) یکی از دستورات در مورد اسیران را که قتل است برای آنها صلاح دانستند و دستور اعدام آنها را صادر کرد ، ولی در میان اسیران یک نفر از آنها را آزاد نمود او پرسید چرا مرا آزاد کردی؟ پیامبر(ص) فرمودند: جبرییل به من خبر داد که تو دارای پنج خصلت هستی که خدا ورسولش آن پنج خصلت را دوست دارند و آن پنج خصلت عبارت است از:۱- غیرت محکم نسبت به همسر داری ۲- سخاوت۳-  نیک خلقی۴- راستگویی ۵- شجاعت ،  وقتی که اسیر این مطلب را شنید به حقانیت اسلام پی برد و قبول اسلام کرد و از مسلمین در سطح بالا گردید و در یکی از جنگهای اسلامی ، همراه رسول خدا با دشمن جنگید و به شهادت رسید.(۴۶)
لزوم غیرت پذیری
همانطور که غیرتمندی از ناحیه مرد از حسنات و خوبی هاست پدیرش غیرتمندی از جانب زنان لازم و نیکو است. زن نباید در مقابل غیرتمندی مرد ناراحت شود بلکه باید در برابر او صبر کند. از حضرت امام صادق (ع) روایت شده که فرموده اند:« خداوند جهاد را بر مردان و زنان واجب کرد پس جهاد مرد این است که مال و خونش را در راه خدا بذل کند تا آنکه در راه خدا کشته شود و جهاد زن این است که بر اذیت و غیرت شوهرش صبر کند».(۴۷) زن خوب زنی است که غیرت پذیر غیرت شوهر باشد و اگر انسان بخواهد خوب بودن او را در مورد خود امتحان کند باید نسبت به کارهای ناموسی او مثل حجاب و رفت و آمد با نامحرم از خود غیرت نشان دهد تا ببیند عکس العمل همسرش چیست اگر اظهار ناراحتی کرد معلوم می شود عشق و حب او باطنی نیست. در روایت است که مردی پیش حضرت امام صادق (ع) در مورد همسرش تعریف کرد و به بهترین وجه از او ثنا و تمجید نمود امام(ع) به او گفت بر او غیرت نشان داده ای گفت نه، گفتند پس این کار را بکن و بر او غیرت نشان بده پس آن مرد نسبت به خانمش غیرت از خود نشان داد او بر احوال قبلی ثابت ماند و تندی نکرد این مطلب را برای امام(ع) بیان کرد که من نسبت به او غیرت نشان دادم ولی او همچنان بر رفتار خود ثابت ماند امام(ع) فرمودند:پس او آنچنان است که تو می گویی».(۴۸)
سیره پیشوایان
غیرت خدا: یکی از صفات خداوندی که انسان باید خود را همانند او کند و صفات او را در خود به وجود آورد غیرتمندی است. از حضرت امام علی (ع) نقل شده که فرموده اند:« ان الله یغارللمؤمن فلیغر،همانا خداوند نسبت به مؤمن غیرت می ورزدپس مؤمن هم باید غیرتمند باش».(۴۹) و از پیامبر (ص) نقا شده که فرموده اند:«  خداوند تعالی غیرت می ورزد و مؤمن هم باید غیرت بورزد و غیرت خداوند این است کخ مؤمن مرتکب کاری نشود که خداوند بر او حرام کرده».(۵۰)از حضرت امام صادق (ع) نقل شده که فرموده اند:« ان الله غیور و یحب کل غیور و لغیرته حرم الفواحش ظاهرها و باطنها، خداوند غیرت مند است و هر انسان غیرتمندی را هم دوست دارد و برای غیرتش گناهان زشت چه آشکار و چه پنهانش را حرام کرده است».(۵۱) مرد در طول زندگی چه گناهان ناموسی را آرزو می کند اما مؤمن نمی تواند آنها را انجام دهد خداوند زمینه را برای او  فراهم نمی کند وحتی آنجا که شیطان زمینه را فرهم می کند خدا مانعی را به وجود می آورد. خدا در مورد یوسف می فرماید:«ولقد همت به وهم بها لولا ان رآ برهان ربه کذلک لنصرف عنه السؤ و الفحشاء، و هر آینه قصد کرد (زلیخا) به یوسف و قصد کرده بود یوسف زلیخا را اگر ندیده بود برهان پروردگارش را این چنین گردانیدیم از او بدی و فحشاء را».(۵۲)
غیرت ابراهیم (ع): از رسول خدا (ص) نقل شده که فرموده اند:پدرم ابراهیم مرد غیرتمندی بود.(۵۳) حضرت امام باقر (ع) فرموده اند: حضرت  ابراهیم (ع) مرد غیوری بود هر گاه از خانه اش بیرون می رفت در خانه را می بست (و در خانه را مثل مردم کم غیرت باز نمی گزاشت ) روزی در را بست و از خانه بیرون رفت  هنگام مراجعت وقتی وارد خانه شد مرد خوش  سیمایی را در داخل خانه دید غیرتش به جوش آمد و با احساسات گفت ای بنده خدا چه کسی تو را وارد خانه ام نموده آن مرد گفت پروردگار خانه مرا وارد خانه نمود، ابراهیم گفت : پروردگار خانه سزاوارتر از من به آن است توکیستی آن مرد گفت من عزراییل هستم وگفت آیا آمده ای تا قبض روحم کنی ، عزراییل جواب داد نه بلکه خداوند بنده ای را خلیل خود قرار داده آمده ام تا اینکه این مژده را به او بدهم ابراهیم فرمود آن بنده کیست تا نزدش روم و به خدمتگزاری او تا هنگام مرگم بپردازم ،عزراییل گفت آن بنده تو هستی . ابراهیم نزد همسرش ساره رفت و ماجرا را به اطلاع او رسانید. (۵۴) آیه ۵۴ سوره حجر به حضور ناگهانی ملایکه در مورد دیگری اشاره دارد.
غیرت موسی (ع)  : از رسول خدا(ص) روایت شده که:«همان موسی بسیار غیرتمند بود » .(۵۵) و نقل شده حضرت موسی (ع) بسیار غیرتمند بود و از این رو با دوستان همنشینی و رفت و آمد منزل به منزل نمی کرد تا مبادا چشم آنها به همسرش بیفتد.(۵۶)
غیرت پیامبر اسلام(ص): از رسول خدا(ص) نقل است که فرموده اند:« من از ابراهیم (ع) غیرتمندتر هستم .(۵۷) حکم بن ابی العاص پدر مروان و عموی عثمان بعد از فتح مکه در ظاهر مسلمان شده بود یک روز در مدینه پیابر(ص) در حجره یکی از همسرانش بود حکم از شکاف در به داخل حجره نگاه کرد پیامبر به چشم چرانی او متوجه شد حربه ای به دست گرفت و از حجره بیرون آمد و حکم را دنبال کرد تا دستگیرش نموده و به مجازات برساند حکم گریخت ، پیامبر(ص) فرمودند : اگر به او دست می یافتم چشمانش را بیرون می آوردم کیست مرا به دست یابی بر این سوسمار ملعون کمک کند . سپس دستور داد او و فرزندش را به طایف تبیعید کردند آنها در عصر خلافت ابوبکر و عمر نیز در تبعید بودند و در عصر خلافت عثمان با میانجیگری عثمان به مدینه باز گشتند.(۵۸)
غیرت حضرت امام حسین (ع): برخی از علما در علت حضور حضرت زینب (س) بر بالین علی اکبر در روز عاشورا می گویند: « زینب زودتر از برادش امام حسین(ع) بر بالین علی اکبر حاضر شد زیرا می دانست امام چقدر علاقه به فرزندش دارد و اگر او را کشته ببیند ممکن است روح از بدنش مفارقت نماید ، لذا زینب با این کارش امام(ع) را مشغول کرد به امر ناموس زیرا برای افراد غیور خیلی مهم است.(۵۹) ابا عبد الله الحسین (ع) در روز عاشورا هنگام مبارزه ، در کربلا یک تپه و نقطه ای را انتخاب کرده بودند که نزدیک خیمه های حرم باشد ایشان این کار را به این دو منظور انجام داده اند ، یکی آن که می دانستند دشمنان او تا چه حد بی مروت و نا جوانمروند و این مقدار غیرت و رحم ندارند که لااقل با خود بگویند که چون ما با حسین طرف هستیم ، پس نباید به خیام حرمش متعرض شویم ، لذا چون امام حسین(ع) دد منشی دشمن را می دانست ، می خواست تا جان در  بدن دارد و تا رگ گردنش می جنبد ، بر حسب غیرت و عفت الهی اش نسبت به ناموسش کسی معترض خیام حرمش نشود ، به همین جهت در مبارزه حمله می کرد و دشمن از مقابل او فرار می کردند ، ولی زیاد دشمن را تعقیب نمی کرد و برمی گشت تاحرمت خیمه ها را از تعرض دشمن در امان باشد. منظور دیگر این که می خواست تا زنده است اهل بیتش بداند او هنوز زنده است ، او یک تپه و بلندی ونقطه ای مرکز قرار داده بود که صدایش از آنجا به خیمه هایش می رسید وقتی بر می گشت و در آن نقطه می ایستاد با صدای بلند فریا می زد و لا حول و لا قوه الا با لله العلی العظیم.(۶۰) حضرت امام حسین (ع) جنگ سختی با دشمن کرد ، تشنگی بسیار شدید بر او مسلط شد ، تصمیم گرفتند به طرف آب فرات بروند سوار بر اسب رهسپار جانب فرات شدند به قلب لشکر چهار هزار نفری ( که نگهبان آب فرات بودند و فرمانده آنها عمر و بن حجاج بود ) حمله کردند ، لشکر را از دو طرف پراکنده ساختند و خود را به آب رسانیدند ، امام به اسب خود رو کردند و فرمودند ، تو تشنه ای و من نیز تشنه ام از آب ننوشم تا نخست تو بنوشی ، اسب گویا احساس کرد ، سرش را بلند نمود (یعنی قبل از تو آب نمی نوشم) وقتی که امام دست به طرف آب دراز کرد تا کفی از آب بردارد و بنوشد شخصی از سپاه دشمن فریاد زد ای حسین تو آب خوش می نوشی با اینکه سپاه به سوی خیمه رفتند و حرمت حرم تو را هتک نمودند و خیمه ها را آتش زدند غیرت آن ضرت به جوش آمد و آب را ریخت و با سرعت زیاد به سوی خیمه ها بازگشتند ولی دریافت که کسی به خیمه ها حمله نکرده است و دشمن با حیله خواست حسین آب ننوشد.(۶۱)
آخرین لحظات دفاع و جنگ حضرت امام حسین (ع) شمر با جماعتی آمد و بین ایشان و خیمه یشان قرار گرفتند بطوری که به خیمه ها نزدیک شدند . امام فریا زدند ویلکم یا شیعه آل سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لآ تخافون یوم المعاد فکونوا احرارا" فی دنیاکم ، وای بر شما ای پیروان آل سفیان ،اگر شما دین ندارید و از حساب روز قیامت نمی ترسید پس دست کم در دنیای خود آزاد مرد باشید .  شمر فریاد زد : ای پسر فاطمه چه می گویی ؟ امام فرمودند: می گویم من با شما می جنگم شما با من ، زنها تقصیری ندارند از گمراهان و متجاوزین خود جلو گیری کنید و تا زنده ام متعرض حرم من نشوید . شمر فریاد زد ای پسر فاطمه متعرض حرم نخواهند شد .(۶۲) لک ذلک یا بن فاطمه، ای فرزند فاطمه این حق را به تو می دهم .(۶۳) آنگاه شمر به سپاه خود خطاب کرد همه متوجه حسین شوید و کار او را تمام کنید.(۶۴) که به جانم سوگند او هماورد بزرگ و شریفی است.(۶۵)
غیرت نسبت به اولاد فاطمه زهرا(س) در درجه والا تری قرار دارد از این رو شخصی مثال یزید د ر مورد بی غیرتی در مورد فرزندان حضرت فاطمه زهرا(س) مورد عتاب و سرزنش همسرش هند قرار می گیرد.
هند دختر عبد الله بن عمر ،وقتی که پدرش از دنیا رفت در خانه امیر المؤمنان حضرت امام علی (ع) ماند و پش از شهادت حضرت امام علی (ع) در خانه حضرت امام حسن(ع) بود ، معاویه او را به ازدواج یزید در آورد. بعضی نقل کرده اند هند در خانواده یهودی بود ، بر اثر بیماری فلج شد مداوای بسیار کردند نتیجه نبخشید سرانجام متوسل به حضرت امام علی (ع) شدند.آن حضرت به حضرت امام حسین(ع) فرمودند: دست در آب ظرفی کن ، حضرت امام حسین(ع) چنین کرد ، سپس هند از آن آب به بدن خود زد و شفا یافت. او و پدرش و خاندانش به اسلام گرویدند ، او از آن پس کنیز در خانه خاندان نبوت شد تا آن هنگام که کنیز در خانه حضرت امام حسین(ع) گردید ، سرانجام معاویه وقتی به کمال و جمال او پی برد او را به ازدواج یزید در آورد . او در شام بود و اطلاع از شهادت حضرت امام حسین(ع) نداشت وقتی که حضرت امام حسین(ع) شهید شدند و بانوان و بستگانشان را به صورت اسیر وارد شام می کردند ، زنی نزد هند آمد و گفت : همین ساعت اسیران را وارد شام می کنند من نمی دانم که این اسیران از کدام قبیله هستند خوب است با من بیایی برویم و با تماشای  آنها تفریح کنیم . هند برخواست و لباسهای گرانقیمت و زیبای خود را پوشید و به کنیز خود دستور داد تا کرسی (صندلی) مخصوص را با خود بیاورد. (تا هنگام تماشای اسیران روی آن بنشیند) هند به اسیران رسید که سوار بر شتورهای بی روپوش ، آنها را می آوردند ، زینب کبری (س) تا او را از دور دید شناخت ، به خواهرش ام کلثوم آهسته گفت : آیا این زن را می شناسی ؟ ام کلثوم گفت: نه نمی شناسم ، زینب (س) فرمود: خواهر جان این زن همان کنیز ما (هند) دختر عبد الله است . ام کلثوم سکوت کرد و سرش را پایین انداخت ،  زینب (س) نیز سرش را پایین اندخت . هند پیش آمد و روی صندلی ایستاد . به زینب (س) رو کرد و گفت : خواهرم چرا سرت را بلند نمی کنی ؟ زینب (س) پاسخ نداد .هند پرسید : شما از کدام شهر هستید؟ زینب (س) فرمود از شهر مدینه هستیم . هند وقتی نام مدینه را شنید ، از صندلی پایین آمد  و گفت : بهترین سلام بر ساکنان مدینه باد . زینب (س) فرمود: چرا از صندلی پایین آمدی ؟ هند گفت : به احترام ساکنان مدینه ، تواضع کردم . سپس هند (که هنوز زینب (س) نشناخته بود) عرض کرد می خواهم در مورد خانه ای از اهل مدینه از تو سوال کنم . زینب (س) فرمود هر چه می خواهی سوال کن . هند گفت : می خواهم از خانه و خاندن علی (ع) بپرسم و در حالی که گریه می کرد افزود: من مدتی کنیز آنها بودم . زینب (س) فرمود : می خواهی از کدام بستگان علی(ع) بپرسی؟ هند گفت: می خواهم احوال حسین(ع) و برادران و فرزندان او و بقیه فرزندان علی (ع) را بپرسم ، و از احوال خانمم زینب و خواهرش ام کلثوم و سایر بانوان منسوب به حضرت زهرا (س) را بپرسم. زینب (س) به گریه افتاد ، و گریه بسیار جانسوزی کرد و فرمود ای هند اگر از خانه علی (ع) می پرسی ما خانه او را در مدینه ترک کرده ایم و منتظریم خبر مردن بستگان علی (ع) را به آن خانه ببریم و اگر از حسین(ع) می پرسی ، این سر بریده او است که در برابر یزید است و اگر از عباس (ع) و سایر فرزنادن علی (ع) می پرسی ما آنها را با بدنهای پاره پاره و سر جدا مانده مانند گوسفندان قربانی در صحرای کربلا بجا گذاشتیم و اگر از زین العابدین می پرسی او از شدت بیماری و دردها قادر به حرکت نیست و اگر از زینب (س) می پرسی من زینب دختر علی(ع) هستم و این ام کلثوم است و آن بانوان (که بصورت اسیر می بینی ) بقیه بانوان منسوب به حضرت زهرای اطهر (س) باشند . وقتی  که هند  سخن زینب (س) را شنید ، فریاد و شیون سر داد در حالی که با نعره جانسوز می گفت : آه ، فغان ای امام من ، ای آقای من، ای حسین من، کاش قبل از این روز کور بودم و دختران فلطمه (س) با این حال نمی دیدم . سپس از شدت ناراحتی سنگی از زمین بر داشت و بر سرش کوبید و خون به صورتش جاری گردید و بیهوش شد پس از آنکه به هوش آمد زینب (س) به بالین او آمد و فرمود: ای هند برخیز و به خانه ات برو که می ترسم شوهرت یزید به تو آسیب برساند و هند کفت :سوگند به خدا نمی روم تا برای آقایم و مولایم ابا عبد الله الحسین(ع) ماتم بگیرم و گریه کنم و تو و سایر بانوان هاشمی را به خانه ام بیاورم . سپس هند برخواست و سرش را برهنه کرد و لباسش را پاره نمود و با پای برهنه نزد یزید که در مجلس عمومی خود بود آمد و فریاد زد: ای یزید آیا تو فرمان داده ای که سر مقدس حسین(ع) را در کنار دروازه شام روی نیزه قرار دهند و آویزان کنند . یزید که بر سرش تاج رنگارنگ سلطنت بود و بر سریر سلطنت تکیه داده بود تا همسرش را در آن حال دید بر خواست و او را پوشانید و گفت: آری برای پسر دختر پیامبر (ص) فریاد بزن و گریه کن و بگو خدا لعنت کند ابن زیاد را که در باره او عجله کرد و او را کشت خدا او را بکشد . وقتی یزید هند را پوشانید صدا زد : ای یزید وای بر تو در باره من غیرت کردی و مرا پوشاندی پس چرا این غیرت را درباره دختران زهرای اطهر (س)  نکردی ، پوشش آنها را دریدی ، چهره هایشان را آشکار ساختی ، و آنان را در خرابه جا دادی... . (۶۶)
غیرت حضرت امام محمد با قر (ع): یکی از صحاب غیرت حضرت امام محمد با قر (ع) به در خانه امام (ع) آمد و در را کوبید کنیز امام پشت در آمد و در را باز کرد او دست بر سینه کنیز نهاد و گفت به آقایت بگو ابوصباح اجازه ورود می خواهد . امام(ع) فریاد زد : ادخل لا ام لک ،ای بی مادر وارد شو ، ابو صباح وارد خانه شد امام را عصبانی دید ، به عذر خواهی پرداخت امام(ع) با تندی به او فرمودند: تو خیال می کنی این دیوارها مانع ما از آگاهی به پنهانیها است چرا چنین کردی قطعا" بپرهیز که مبادا این کار ناپسند را تکرار کنی.(۶۷)
غیرت حضرت امام صادق(ع): حضرت امام صادق(ع) فرموده اند :« انا غیور، من بسیار غیرتنمد هستم».(۶۸)
---------------------------منابع و مؤاخذ:---------------------------
۱_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ص ۱۰۷
۲_ نهج البلاغه ، حکمت ، ص ۱۲۴
۳_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ،ص ۱۰۸
۴_ همان ، ص ۱۱۰
۵_همان
۶_ بحار الانوار ، ج ۴۲ ، ص ۵۶ به نقل آداب زندگی، ج ۱
۷_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۱
۸_ سفینه البحار، باب غیر به نقل آنچه باید یک زن بداند_ ص۳۲۰
۹_ آنچه یک زن باید بداند ،ص۳۲۰
۱۰_ سفینه البحار،باب غیر به نقل آنچه باید یک زن بداند_ ص۳۱۵
۱۱_ وسایل الشیعه ،ج ۱۲، ص ۲۳۲
۱۲_  آنچه یک زن باید بداند ،ص ۳۱۳
۱۳_    وسایل الشیعه ،ج۱۴،ص ۱۷۴
۱۴_همان
۱۵_ مستدرک الوسایل ، ج ۱۴، ص ۲۵۵ ، به نقل اخلاق خانوده، ص ۱۶۵
۱۶_بحار الانوار ، ج ۱۰۳ ،ص ۲۴۳ ، به نقل اصل اخلاقی اشتهاردی ،ص ۱۱۲
۱۷_ بحار الانوار ، ج ۱۰۳ ،ص ۲۴۹، به نقل احکام خانواده موگهی ، ص ۱۵۶
۱۸_ بحار الانوار ، ج ۱۰۳ ،ص ۲۴۲، به نقل احکام خانواده موگهی ، ص۷ ۱۵
۱۹_ میزان الحکمه ، ج ۲ ، ص ۲۵۲ ،اصل اخلاقی، ص ۳۰۹
۲۰_نهج البلاغه ، نامه ۳۱ ، بند ۱۶
۲۱_ همان ، بند ۱۷
۲۲_ مکارم اخلاق ، ص ۲۳۱ ، به نقل احکام خانوده موگوهی ، ص ۱۵۶
۲۳_ بحارالانوار ، ج ۷۹ ، ص ۱۱۶
۲۴_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۰۸
۲۵_ بحارالانوار ، ج ۷۹ ، ص ۱۱۶ ، به نقل ۲۵ اصل اخلاقی ، اشتهاردی ، ص ۳۱۰
۲۶_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۰۹
۲۷_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۵
۲۸_ همان
۲۹_ سفینه البحار ، باب دیث به نقل آنچه یک زن باید بداند ، محمدی نیا ، ص ۳۲۰
۳۰_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۰۹
۳۱_ همان ، ص ۱۷۶
۳۲_ سنن بیهقی ، ج ۱۰ ، به نقل آنچه یک زن باید بداند ، ص ۳۱۴
۳۳_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۶
۳۴_ کنز العمال ، حدیث ۷۰۷۴ ، به نقل ۲۵ اصل اخلاقی ، ص ۳۰۹
۳۵_ نهج البلاغه ، نامه ۳۱ ، بند ۱۱۸
۳۶_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۶
۳۷_ بحارالانوار ، ج ۱۰۳ ، ص ۲۴۹ ، حدیث ۳۶ ، و ۳۷ به نقل ، اخلاق خانوده ، موگهی ، ص ۱۵۸
۳۸_ فرازهایی از تاریخ اسلام  ، سبحانی ، ص ۲۲
۳۹_ اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۳۷۵
۴۰_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۷۶
۴۱_ نهج البلاغه ، حکمت ، ص ۴۷
۴۲_ تعلیم وتربیت در اسلام ، مطهری ، ص ۲۰۳
۴۳_ آنچه یک زن باید بداند ، محمدی نیا ، ص ۳۱۷
۴۴_ نهج البلاغه ، حکمت ، ص ۳۰۵
۴۵_ انسان کامل ، شیهد مطهری ، ص ۲۸۶
۴۶_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۰۹
۴۷_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۱۱
۴۸_ همان ، ص ۱۱۰
۵۰_ سنن بیهقی ، ج ۱۰ ، ص ۲۲۵ ، به نقل آنچه یک زن باید بداند ، ص ۳۱۴
۵۱_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۱۰۸
۵۲_ سوره مبارکه یوسف ، آیه ۲۵
۵۳_ کافی ، ج ۵ ، ص ۵۳۶ ، مکارم الا خلاق ، ص ۲۳۹ ، به نقل آنچه یک زن باید بداند ، ص ۳۱۵
۵۴_ سفینه البحار ، ج ۲ ، ص ۳۳۸
۵۵_ سفینه البحار ، ج ۲ ، ص ۲۳۸ ، به نقل ۲۵ اصل اخلاقی ، ، ص  ۳۰۹
۵۶_ همان ، اشتهاردی ، ص ۳۱۴
۵۷_ غیرت خداوند این است مؤمن مرتکب  کاری نشود که خداوند بر او حرام کرده ج ۱۴ ، ص ۱۰۹
۵۸_ الغدیر ، ج ۸  ، ص ۲۴۳ ، به نفل ۲۵ اصل اخلاقی ، ص ۳۱۵
۵۹_ معالی السبطین ، ص ۲۵۴ .به نقل زینب کبری (س) ، حسن الهی (بوته کاری) ، ص ۱۱۳
۶۰_ سیره امام حسین (ع) ، غفاری ، ص ۲۱۸
۶۱_ نفس المهوم ، ص ۱۹۰ ، به نقل سوگند نامه آل محمد ، اشتهاردی ، ص ۳۵۴
۶۲_ سوگند نامه آل محمد ، اشتهاردی ، ص ۳۵۴
۶۳_ سیره امام حسین (ع) ، غفاری ، ص ۲۲۲
۶۴_ سوگند نامه آل محمد ، اشتهاردی ، ص ۳۵۷
۶۵_ سیره امام حسین (ع) ، غفاری ، ص ۲۲۲
۶۶_ معالی السبطین ، جلد ۲ ، ص ۱۷۵- ۱۷۳ (مجلس ۱۶) به نقل سوگند نامه آل محمد ، اشتهاردی ، ص ۴۸۶چ
۶۷_ کشف الغمه ، ج ۲ ،ص ۳۵۳ ، به نقل ۲۵ اصل اخلاقی ، ص ۳۱۷
۶۸_ وسایل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص
-----------------------------------------
گرد آورنده:
محمد حسین حسنی کبوترخانی
استاد:
آقای محسن زاده


برچسب‌ها: غیرت
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

جمعه هفتم بهمن 1390
از ایشان سوال کرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری می‌کند؟ مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی می‌افتد که بزرگ‌ترین اتفاق عالم است و آن تولد یک انسان است. تمام دین برای کمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متکامل شدن این انسان، دست به دست هم داده‌اند. اگر کوچک‌ترین صدمه‌ای به این انسان برسد عرش خدا می‌لرزد

در اظهارات محمدرضا زائری در برنامه سیما با موضوع تربیت فرزند آمده است:

حدیث بسم الله
پیامبر (صلوات‌الله‌علیه) فرمودند: کانَ جبرئیلُ إذا جائنی بالوَحی اوّلُ ما یُلقی علیَّ بسم الله الرّحمن الرّحیم. هرگاه جبرئیل برای رساندن وحی نزد من می‌آمد، سخنش را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می‌کرد.

امشب، شب میلاد امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، کریم اهل‌بیت است. امیدواریم دراین شب عید که شب شادی است، همهٔ کسانی که سفره‌شان خالیست و همهٔ کسانی که مشکلی دارند، از عنایت کریم اهل‌بیت بهره‌مند شوند. خیلی از ما الان به لطف خدا سالم و سلامت و شاد در جمع خانواده و دوستان کنار هم نشسته‌ایم، در حالی که چه در کشور خودمان و چه در اقصی نقاط دنیا، مثلاً کشور سومالی که این روز‌ها همه از حال و روز بد مردمش با خبریم، گرسنگانی هستند که همه بر گردن ما حق دارند و ما نسبت به آن‌ها مسئولیم.

آیا این زن کسی هست که امتداد و آینده و نسل من به خوبی در دامن او رشد کند؟
دیشب که من در برنامه نبودم، بحث تربیت فرزند مطرح شد که من در این باره چند نکته را اشاره می‌کنم. در بحث تربیت فرزند یکی از اولین نکاتی که باید دائم آن را یادآوری کرد این است که یادمان باشد فرزند انسان، امتداد انسان است. فرزند من یک صدقهٔ جاریه و حضور ممتدی از خود من است. وقتی من از دنیا می‌روم، فرزند من است که نه فقط به جهت شناسنامه و اسم، بلکه به جهت حقیقی، نمایانگر من است. تعبیری است از یکی از اهل دقت که به فرزندش فرموده بود، من از تو هیچ انتظاری ندارم، تنها خواستهٔ من از تو این است که گاهی رو به کربلا کنی و بگویی: بـأبی أنتَ و اُمّی. من به عنوان پدر فقط از تو می‌خواهم گاهی من را فدایی مولایم کنی و بگویی: پدر و مادرم به فدای تو مولا... و یکی از نکات بسیار مهم که در موقع ازدواج باید به آن توجه کرد این است که ازدواج فقط نامزدبازی و عاشق بودن نیست.

ازدواج شروع یک زندگی است
در مسیر این زندگی فرزندانی و نسلی به وجود می‌آیند که در واقع در این زندگی شکل می‌گیرند. زمانی که چه به عنوان یک دختر و چه به عنوان یک پسر به مسئلهٔ ازدواج فکر می‌کنیم و یا در مرحلهٔ تصمیم‌گیری هستیم، این سؤال را از خود بپرسیم که آیا این مرد آن کسی هست که فرزندان آیندهٔ مرا تربیت کند؟ و آیا این زن کسی هست که امتداد و آینده و نسل من به خوبی در دامن او رشد کند؟ و لذا مسئلهٔ ازدواج از این جهت بسیار حساس است و باید در این قضیه با وسواس برخورد کرد. دختر به هر کسی نباید داد. پسر نباید با هر دختری ازدواج کند. در عین حال افراط هم نباید کرد. اما نباید این مسئله را ساده گرفت. یکی از دلایل زیاد شدن طلاق در جامعه، همین سریع و بی‌توجه و بی‌دقت انجام شدن ازدواج‌ها است. ما متأسفانه در اصل انتخاب ساده‌انگاری می‌کنیم، اما در برگزاری مراسم سخت‌گیر هستیم. سخت‌گیری مختص اصل انتخاب است نه برگزای مراسم. من می‌گویم اگر پسر و دختری خودشان با هم آشنا شوند، این ازدواج، الزاماً ازدواج موفقی نیست. کما اینکه اگر پدر و مادر هم مورد ازدواج را انتخاب کنند، قضیه همین است و الزاماً این ازدواج موفق نخواهد بود. حرف من این است که اگر یقین دارم کسی که برای ازدواج انتخاب کرده‌ام،‌‌ همان کسی است که من می‌خواهم تا آخر عمر با او زندگی کنم، در این حالت هرچه آسان بگیرم ضرر نمی‌کنم. هستند دختران و پسران مؤمن و سالمی که به این مرحله رسیده‌اند و همدیگر را می‌خواهند، اما کسی جلوی آن‌ها را گرفته است. اگر پدر و مادر مانع ازدواج این دو جوان مؤمن و سالم و دلباخته که قصد زندگی کردن دارند، شوند، و از آن دو جوان گناهی سر بزند، همین پدر و مادر مقصرند. حتی اگر آن دو به گناه هم نیفتند، این والدین در روز قیامت باید مسئول و جوابگوی این ممانعت بی‌جا باشند.

خاطره ای از علامه محمدتقی جعفری
حرف بسیار ظریفی از علامه محمدتقی جعفری نقل کرده‌اند که کسی از ایشان سوال کرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری می‌کند؟ مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی می‌افتد که بزرگ‌ترین اتفاق عالم است و آن تولد یک انسان است. تمام دین برای کمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متکامل شدن این انسان، دست به دست هم داده‌اند. اگر کوچک‌ترین صدمه‌ای به این انسان برسد عرش خدا می‌لرزد. آبروی این انسان مومن از حرمت کعبه بیشتر می‌شود. از طرفی خدا در قرآن می‌فرماید: مَن قَتـَلَ نَفساً فکأنما قَتـَلَ النّاس جمیعاً و مَن أحیا‌ها فکأنما احیا النّاس جمیعاً، یعنی اگر کسی او را از بین ببرد مثل این است که همهٔ مردم را از بین برده است و اگر او را زنده کرد مثل این است که همهٔ مردم را زنده کرده است. این یک نفر مساوی با کل هستی است. می‌فرماید: الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه. این انسان معدنی از طلاست که همهٔ انبیا و اولیا برای ظاهر کردن این طلا و ارزش والا و عالی آمده‌اند. لذا علامه فرمودند به وجود آمدن این انسان است که در بحث ازدواج مهم است. و این انسان است که حرمت دارد و ما اگر این حرمت را نشناختیم و قدر ندانستیم و به آن اهانت کردیم، مسئولیم. اگر من به این انسان توهین کردم، به کرامت الهی توهین کرده‌ام. این انسان بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین وجودی است که در هستی به وجود می‌آید. لذا فرمودند ازدواج حساس و مهم است چون مقدمهٔ این اتفاق بزرگ در عالم، ازدواج است. در بحث تربیت فرزند حرف زیاد است. به چند نکته اشاره می‌کنم.

وظیفهٔ پدر و مادر نسبت به فرزند
- در روایات فرموده‌اند وظیفهٔ پدر و مادر نسبت به فرزند این است که ادب و رفتار درست را به بچه بیاموزند. اسم نیکو برای او انتخاب کنند و قرآن را به او آموزش دهند.
- مهم‌ترین عامل در تربیت، نان حلال است.
- برگزاری مجالس روضهٔ خانگی یکی از نکات مهم است. اینکه بچه در این محیط بزرگ شود اهمیت دارد. این جلسات ممکن است فقط محدود به جمع پدر و مادر و بچه‌ها شود.
- به جا آوردن نماز، به جماعت پدر در خانه بسیار مهم است و یکی از سنت‌هایی است که باید احیا کرد.
- مهم است که بچه‌ها همراه پدر و مادر به مسجد بروند و با مسجد و محیط عبادت جمعی آشنا شوند. خوب است که در این ماه مبارک، بچه‌ها را با مساجد آشنا کنیم.
- بچه‌ها باید احترام و محبت را در رفتار پدر و مادر ببینند نه در شعار. لازم نیست پدر و مادر در روز ولنتاین به هم هدیه بدهند و این طور ابراز عشق کنند. بچه باید در زندگی این علاقه و عشق را بین پدر و مادر ببیند و حس کند.
- بچه‌ها باید دین‌داری را در خانواده ببینند نه با شعار. ممکن است من ادعای مسلمانی داشته باشم اما در حضور فرزندم دروغ بگویم. و یا به قولی که به فرزندم می‌دهم وفادار نباشم.
- کتاب‌خوانی باید در خانواده آموزش داده شود. همین که پدر و مادر کتاب دست بگیرند و بخوانند، بچه هم یاد می‌گیرد.

منبع : آینده

برچسب‌ها: اسلام و رابطه با نامحرم, پاسخ علامه جعفری, علامه جعفری
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

شرایط ازدواج

جمعه هفتم بهمن 1390

 

خانواده مهمترين نهاد اجتماعي و كوچكترين هسته ي جامعه است كه از يك زن و مرد و فرزندان آنان تشكيل مي شود . اساس و ركن اصلي خانواده به عنوان زيربناي جامعه ، ازدواج است . بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زندگي هر انسان است ، به طوري كه موفقيت و يا شكست هر يك از زوجين مي تواند سرنوشت ساز باشد . به همين جهت ازدواج بايد بر پايهياصولي صحيح صورت گيرد تا موجبات رشد و شكوفايي افراد و در نتيجه جامعه را فراهم آورد . پس بر هر دختر و پسر ،لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر آيندهيخود اطلاعات كافي كسب كنند و سپس اقدام به ازدواج نمايند .

 

ما در جوامع مختلف و در جامعهيخود ، شاهد بسياري از ناسازگاريهاي خانوادگي و از هم پاشيدگيِخانواده ها هستيم كه مهمترين عواملآن ، عدم شناخت و درك صحيح زن و مرد از يكديگر و در نتيجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غير واقع بينانه از يكديگر است .

 

 اهميت و ضرورت ازدواج

 

ازدواج يك پيمان مقدس است كه در ميان تمام اقوام و ملل و در تمام زمانها و مكانها وجود داشته است . سنت ديرينه اي كه در آن زن و مرد زندگي مشتركي را آغاز مي كنند و پيمان مي بندند كه مُصاحب ، يار و غمخوار يكديگر را خوشبخت كنند ، خود و همديگر را بهتر بشاسند . به يكديگر عشق بورزند و با ازدواج خود بر تنهايي خويش پايان دهند .

 

ازدواج يك نياز و خواست طبيعي زن و مرد است و همه مكاتب سالم در جوامع بشري به ويژه مكاتب آسماني و خاصه دين مُبين اسلام بر آن صحه نهاده و پيروان خود را به ازدواج دعوت و ترغيب كرده است . پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد : هيچ بنايي در اسلام بنيانگذاري نشده است كه نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .

 

بنابراين فوايد بسياري بر ازدواج مترتـّب است ، زيرا ازدواج از فطرت و آفرينش ويژه انسانها مايه مي گيرد و از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد .

 

 

هدف از ازدواج

 

ازدواج از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد و هدفها و نيازهاي بي شماري را تأمين مي كند . از جمله مهمترين هدف هاي ازدواج مي توان نيل به آرامش و سكون ، بقاي نسل ، تكميل و تكامل ، سلامت و امنيت اجتماعي و سرانجام تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي در فرد را نام برد .

 

 

1)  نيل به آرامش و سكون

 

مهمترين نيازي كه بر اثر ازدواج تأمين مي شود ، نياز به آرامش، امنيت و آسودگي است . اين نياز كه در سرشت آدمي ريشه دارد به حدي حائز اهميت است كه خداوند متعال در بيان فلسفه ازدواج در سوره روم ، آيه 21 چنين مي فرمايد : « يكي از آيات الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان جفتي را بيافريد تا با او انس بگيريد و آرامش بيابيد و در بين شما دوستي و مهرباني قرار داد ، و در اين امر براي افرادي كه اهل تفكر باشند ، آيات و نشانه هايي وجود دارد .» بنابراين قرار دادن زوج ( همسر ) براي هر فرد،موجب آرامش و امنيت خاطر است و ايجاد محبت و الفت بين زن و مرد در زندگي خانوادگي نيز از نشانه هاي حكمت و رحمت پروردگار است، در واقعمحيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است

 

 .

2)  تكميل و تكامل

 

هيچ انساني به تنهايي كامل نيست ، به همين جهت پيوسته در جهت جبران نقص و كمبود خويش تلاش مي كند . دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جواني ضمن آنكه در صدد رسيدن به استقلال فكري هستند براي جبران نواقص خود و تأمين نيازهاي بي شمار خويش به سوي ازدواج سوق داده مي شوند ، و با گزينش همسري شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مي كنند . هنگامي كه فرد در كانون يك زندگي مشترك قرار مي گيرد ، در سايه انس و الفت و محبت و روابط نزديك و صميمانه ، بيشتر احساس مسئوليت مي كند ، استقلال مي يابد ، زندگي خويش را هدفدار مي كند و از ثمرات كسب و كار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنياد خويش بهره مي گيرد .

 

در زندگي زناشويي زن و مرد از تشويقها ، حمايتها ، رهنمودها و كمكهاي يكديگر بهره مند مي گردند  در برخورد با مسائل و مشكلات زندگي از تعاون و همكاريهاي همسر خويش استمداد مي جويند . به همين دليل برخورداري از همسري مؤمن و شايسته يكي از بزرگترين نعمت هاي الهي است كه براي دنيا و آخرت انسان سودمند خواهد بود .

 

 

3) سلامت و امنيت اجتماعي

 

ازدواج و بناي خانواده،يكي از ارزشمندترين و مقدس ترين اقدامات براي هر انسان تلقي مي شود ، به گونه اي كه هيچ اقدام اجتماعي ديگري را نمي توان از جهت ارزش با آن مقايسه كرد . خانواده يك گروه و واحد اجتماعي استکهدر برگيرندهيبيشترين ، عميق ترين و اساسي ترين مناسبات انساني مي باشد . ازدواج و تأسيس كانون خانوادگي،براي سلامت،امنيت و سعادت اجتماع ، سودمند و ضروري است . هر گاه جوان ها به موقع ازدواج كنند ، به كانون گرم خانواده دل ببندد و بنياد خانواده مستحكم باشد ، به گونه اي قابل ملاحظه از فسادها ، پليديها ، انحرافها، بي بندو باريها ،قتل ها و جنايت ها كاسته خواهد شد

 

 

4)  تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي

 

ازدواج از نظر طبيعي براي انسان نوعي كمال محسوب مي شود و انسان بر اساس قانون آفرينش و حكم فطرت ، براي تأمين نيازهاي مختلف رواني ـ اجتماعي خود و نيز براي بقاي نسل ، آرامش جسم و روان و حل مشكلات گوناگون زندگي به ازدواج نيازمند است .

 

 

ويژگيهاي لازم براي ازدواج

 

مشاوره هاي خانوادگي و مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از مشكلات زن و شوهرها قابل پيش بيني و در نتيجه قابل جلوگيري خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهي هاي لازم را درباره خود و همسري كه انتخاب مي كنند ، داشته باشند . بنابراين آموزش پيش از ازدواج يك ضرورت مسلم است كه دختر و پسر را براي مهمترين تصميم گيري و انتخاب در زندگي شان و نيز فرايند دشوار و پيچيده و درعين حال مطلوب و دلنشين ازدواج آماده مي كند تا با آگاهي ، دانش و بينش كافي درباره خود و همسر آينده شان اقدام به ازدواج كنند و از عهده نقش هاي خويش به عنوان زن و شوهر به خوبي برآيند .

 

دختر و پسري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد داراي شرايط لازم جسماني ، رواني ، عقلي ، اجتماعي و اخلاقي باشند كه در زير ، هر يك از اين ويژگيها مورد بحث و تحليل قرار خواهد گرفت.

 

 

1)رشد جسماني

 

در شناخت ميزان رشد جسماني دختر و پسر، نه فقط بايد ارتباط و همبستگي ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلكه رابطه رشد جسماني با عوامل روان شناختي حائز اهميت بسيار است . به بيان ديگر،بين رشد جسماني  و سازگاريهاي رواني- اجتماعيِفرد ارتباط نزديك وجود دارد. رشد جسمي در ميزان و الگوي رشد جسماني،گوناگوني هاي بسياري را به همراه دارد و اين حادثه بدون شك از نظر روان شناختي مهمترين و معني دارترين حادثه اي است كه در طول فرايند رشد جسماني اتفاق مي افتد .

 

 

2) رشد عقلي

 

رشد عقلي،عبارت است از مجموعه فعاليت هاي فرد كه به ادراك، فهم ، تشكيل مفاهيم ، بررسي معاني ، تفكر و تعقل ، پيش بيني و استنتاج ، برنامه ريزي ، تعيين هدف و انتخاب راهبردهايبرايرسيدن به هدفمنتج مي شود. انديشه ، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگي جنبه عقلاني شخصيت فرد است .

 

رشد فكري پس از بلو غ جسماني رو به تكامل مي رود . پس از بحرانهاي بلوغ ، فرد  استعدادها ، تواناييها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد و نسبت به شخصيت خود بيشتر آگاهي مي يابد . در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت مي گيرد تا از احساسات .

 

حضرت علي (ع) در تعريف عقل مي فرمايد : عقل آن چيزي است كه راه ضلالت را از خوشبختي تمييز مي دهد و عاقل كسي است كه هر كاري را در جاي خود انجام دهد .

 

فردي كه از رشد عقلي برخوردار است داراي ويژگي هاي زير مي باشد :

 

1» از مسائل درك و فهم بهتري دارد ، براي مثال مي داند كه چرا ازدواج مي كند .

 

2» در زندگي داراي هدف است .

 

3» براي رسيدن به هدف واهداف خود در زندگي برنامه ريزي مي كند .

 

4» در تصميم گيري هاي خود بيشتر از عقلش تبعيت مي كند تا از احساساتش .

 

5» انتظاراتش از خود و ديگران واقع بينانه است .

 

6» توانايي حل مساله را دارد ، يعني دربارهيهر مسأله مي انديشد و راه هاي حل آن را مورد ارزيابي قرار مي دهد .

 

7» از خود و محيطش شناخت دارد .

 

8» در مواجهه با مشكلات ، موضع گيري هاي صحيح و اصولي دارد .يعني به جاي فرار از مشكلات و يا ناديده گرفتن آنها سعي مي كند با آنها برخورد اصولي كند .

 

9» فردي مسئوليت پذير است و مسئوليت اعمال، رفتار و تصميماتش را بر عهده مي گيرد .

 

10» بر رفتار كودكانه خويش غلبه كرده است و مطابق سن و رشد خود عمل مي كند .

 

 

3) رشد عاطفي

 

انسان موجود چند بعدي و در عين حال بسيار پيچيده است . با تمامي ارزش هايي كه براي عقل  متصور است ، اما تمام سعادت بشر در گرو تكامل عقل نيست ، بلكه سرمايه ي مهم ديگري به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد كه به اندازهيعقل مهم است . انسان به كمك عقل و عاطفه ( دوش به دوش هم ) راه تعالي و تكامل را طي مي كند . رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي بسياري است :

 

1- عواطف و احساسات،قدرت محركهيانسان مي باشد .

 

2- عواطف و احساسات،عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع است .

 

3-مهر، محبت و عواطف از مهمترين عوامل موفقيت در زندگي زناشويي است .

 

فرد برخوردار از رشد عاطفي ، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد . او در ابراز خشم و ترس ، گريه و شادي ، محبت و غيره در محدودهيمورد قبول جامعه عمل مي كند ، نه همانند يك كودك . رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سن تقويمي نيست ، بلكه به ميزان يادگيري ، تجارب فرد و از همه مهمتردرتعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته مي شود . رشد عاطفي مانند رشد جسماني از لحظهيتولد آغاز مي شود و حتي رفتار عاطفي كودك در هنگام تولد مشاهده مي گردد و بر اثر تعامل با خانواده و ديگر افراد در جامعه رشد مي كند ؛ پس اكتسابي است .

 

 

4)  رشد اجتماعي

 

رشد اجتماعي،رابطهينزديكي با رشد عقلي و رشد عاطفي دارد . انسان داراي چهار دنياي اجتماعي است : خانواده ، مدرسه ، شغل و دوستان كه فرد را بايد از نظر اجتماعي در آنها مورد ارزيابي و بررسي قرار داد . فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند ، به ديگران احترام مي گذارد ، حقوق ديگران را محترم مي شماردو نقش ، وظايف و مسئوليت هاي مربوط به خويش را به نحو احسن انجام مي دهد. چنين فرديمحيط زندگي و اجتماع خويش را خوب مي شناسد ، به ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام مي گذارد و رفتار خويش را با ارزش ها و رفتار مطلوب در خانواده ، مدرسه و جامعه تطابق مي دهد ؛ ضمن آن كه در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت دارد و مسؤليت هاي اجتماعي را مي پذيرد . امام صادق (ع) مي فرمايد : « كسي كه ازدواج مي كند بايد همسرش را اكرام كند .» يعني به او احترام بگذارد و گرامي اش بدارد .

 

به بيان كوتاه،فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است :

 

1- در فعاليت هاي مختلف درگير است .

 

2- وظايف و مسئوليت هاي خويش را انجام مي دهد .

 

3- توانايي ايجاد ارتباط اجتماعي با ديگران را داراست .

 

4- مسئوليت پذير است .

 

5- در برخورد با افراد ديگر رفتار سازگارانه اي دارد .

 

6- در موقعيت هاي مختلف،متناسب با آنها عمل مي كند .

 

رشد اجتماعي نيز اكتسابي است و فرد مهارت هاي مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا مي گيرد .

 

 

 

5)  رشد اخلاقي

 

از شرايط لازم براي ازدواج،رشد اخلاقي است . اخلاق يعني خودنظمي در اعمال و رفتاري كه در آن رفاه فرد و ديگران هر دو مراعات شود .

 

اخلاق،مجموعه اي از آداب و رسوم، عادات و الگوهاي رفتاري است كه با معيارهاي مطلوب گروهي كه انسان با آن زندگي مي كند تطابق دارد .

 

روابط در زندگي زناشويي همانند هر ارتباط اجتماعي ديگرِ بين انسانها،با در نظر گرفتن ارزش هاي اخلاقي و معنوي زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنويت زندگي آنان مي گردد .

 

اخلاق عبارت از آن چيزي است كه بايد باشد . علماي اخلاق و انبياي الهي،جامعه را از آنچه كه هست به سوي آنچه كه بايد باشد ، سوق مي دهند . پيامبر گرامي ما مي فرمايد : « من براي تكميل اصول اخلاق و فضيلت برانگيخته شده ام . بسياري از امور و مسائل زندگي زناشويي در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقي قابل حل است و هر اندازه زن و شوهر متخلق به اخلاق و رفتار پسنديده مانند صداقت و گذشت ، درستي و فداكاري و ... باشند ، زندگي شان از سلامت و آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود . اخلاق آموختني است و يادگيري ارزش هاي اخلاقي از سه طريق اتفاق مي افتد :

 

1) پاداش و تنبيه

 

2) تقليد ناخودآگاه از افرادي كه فرد با آنها زندگي كرده است و ايدهآلهاي او را تشكيل مي دهند .

 

3) از طريق تفكر . انديشه و تعمق دربارهيپي آمدهاي رفتار و نتايج رعايت اصول اخلاقي در موقعيت هاي مختلف .

 

امام صادق (ع) در كتاب الاخلاق مي فرمايد : « براي اقدام به هر كاري به كارگيري فكر و انديشه و مطالعه جوانب مختلف آن و مال انديشي شرط موفقيت و پيروزي است .»

 

بنابراين ترديد نيست كه اخلاق را بايد يكي از مهمترين معيارها و شرايط ازدواج محسوب داشت .

 

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ایدز

جمعه هفتم بهمن 1390

 همه چیزدر مورد(HIV) ایدز (AIDS)       HIV ( ايدز ) چيست؟    HIV حروف مخفف کلمات :    Human : انسان : این ویروس فقط بر انسانها اثر گذار است   Immuno-deficiency : نقص ایمنی :این ویروس باعث ایجاد نقص در دستگاه ایمنی بدن میگردد و مانع از فعالیت صحیح دفاعی بدن  می شود.   Virus :ویروس : این ارگانیسم یک ویروس است و مانند همهُ ویروسها توانایی تکثیر مستقل ندارد، این ویروس با ایجاد تغییراتی در سلولهای انسانی تکثیر و انتشار می یابد.   AIDS حروف مخفف کلمات :    Aquired : اکتسابی : زیرا فرد باید آنرا اکتساب کند و این بیماری جزء بیماریهای ژنتیک نیست.   Immune : ایمنی : بعلت اینکه بر سیستم ایمنی بدن اثر گذار است و کار سیستم ایمنی مبازه برای دفع میکرب، باکتری و ویروسها میباشد.   Deficiency : نقصان : بعلت اینکه باعث ایجاد نقص در سیستم ایمنی بدن میشود و کار آنرا دچار اختلال میکند.   Syndrom : نشانگان: بعلت اینکه شخص مبتلا به ایدز ممکن است دچار انواع متفاوت از نشانه‌های بیماریها و عفونتهای فرصت طلب شود       تفاوت اچ آی وی (HIV) با ایدز (AIDS) چیست؟    اچ آی وی (HIV ) مخفف ویروس نقص ایمنی انسانی است. ویروسی است که سبب صدمه به دستگاه ایمنی بدن مي شود .دستگاه ایمنی عفونتها و بیماریها را دفع میکند. هنگامیکه فرد مبتلا به اچ آی وی (HIV ) میشود،ویروس به تدریج شروع به از بین بردن سیستم ایمنی میکند و به این ترتیب بدن نمیتواند حتی با بیماریهای جزئی مقابله کند و فرد مستعد ابتلا به انواع بیماریها میشود. وقتی که پیشرفت ویروس باعث ایجاد بیماریها در فرد گردد،  وضعيتي به نام ایدز (AIDS) ايجاد میشود. در نتیجه، عوامل عفونی و بیماریهای دیگر  فرصت مبتلا کردن انسان را  پیدا‌ می کنند و موجب پیدایش علائم و نشانه‌های گوناگونی در بدن می‌شوند. برخی از این نشانه‌ها اولین بار در سال ۱۹۸۱ میلادی در افراد بالغ جوانی دیده شد که دچار نقص های ایمنی مادرزادی نبودند و این تعجب پزشکان را برانگیخته بود. به همین دلیل مجموعة این علائم را «نشانه‌های نقص ایمنی اکتسابی» یا «ایدز» نام نهادند، چون نمی‌توانستند آن را به بیماری مشخصی نسبت دهند و هنوز عامل آن شناخته نشده بود       کدام افراد با احتمال بيشتري در معرض رخدادهاي منجر به سرايت بيماري هستند؟   جوانان   داشتن چند شريک جنسي   شاغلان جنسي   مصرف کنندگان مواد   زندانيان   دريافت کنندگان خون و فراورده‌هاي آن   زنان و دختران   کارکنان بهداشتي-پزشکي   مسافران حرفه‌اي       اچ آی وی (HIV ) چگونه منتقل میشود؟    اچ آی وی (HIV ) از طریق تماس جنسی با فرد آلوده، از طریق استفاده مشترک از سرنگ یا سرسوزن (جهت تزریق مواد) یا به طور محدودتر از طریق تزریق خون یا فراورده های خونی آلوده گسترش می یابد. (و در کشورهایی که آزمایش اچ آی وی (HIV )  روی خون انجام میگیرد به طور خیلی نادر). همچنین نوزاد یا کودک زنی که مبتلا به اچ آی وی (HIV) میباشد ممکن است قبل یا هنگام زایمان یا از طریق تغذیه از شیر مادر به این ویروس آلوده شود.   کارکنان بخشهای بهداشت و درمان از طریق فرورفتن سوزن آلوده به خون حاوی ویروس به بدنشان یا بعد از ورود خون آلوده به زخم باز یا اعضاء مخاطی (بعنوان مثال چشم یا داخل بینی)، که مورد اخیر کمتر معمول است، به  اچ آی وی (HIV)  مبتلا شده اند.   در آمریکا تنها یک مورد ابتلا بیمار توسط کارکنان بخش بهداشتی وجود دارد که مربوط به آلوده شدن شش نفر توسط یک دندانپزشک مبتلا به اچ آی وی (HIV )  بوده است.در آمریکا ، تحقیقات برروی 22000 بیمار تحت درمان 63 پزشک، جراح و دندانپزشک مبتلا به اچ آی وی (HIV )  هیچ موردی از انتقال اچ آی وی (HIV )  از این طریق را گزارش نکرده است.    بعضی افراد از اینکه اچ آی وی (HIV ) از راههای دیگری منتقل شود ، نگرانند.هرچند که هیچ مدرک علمی دال بر صحت این نگرانیها تا کنون گزارش نشده است. اگر اچ آی وی (HIV ) از راههای دیگر منتقل میشد ( مثلا از طریق هوا،آب یا حشرات )، گستره موردهای گزارش شده ایدز (AIDS) بسیار متفاوت از وضعیت کنونی می بود. بعنوان نمونه اگر پشه ها عامل انتقال اچ آی وی (HIV ) بودند، تعداد بسیار بیشتری کودک و نوجوان مبتلا به ایدز می شدند.   دانشمندان و متخصصین پزشکی اتفاق نظر دارند که اچ آی وی (HIV ) به خوبی نمیتواند در محیط زندگی کند و در نتیجه امکان انتقال محیطی اچ آی وی (HIV ) محدود میباشد. اچ آی وی (HIV ) در مقدار و حجمهای متفاوت در خون، منی، ترشحات مهبلی، شیر مادر، بزاق، و اشک یافت شده است.    با وجودیکه اچ آی وی (HIV ) در میان افراد خانواده ساکن در یک خانه منتقل شده است ولی این شیوه انتقال بسیار نادر میباشد.احتمال میرود این انتقال از طریق تماس پوستی یا غشاء های مخاطی با خون آلوده صورت گرفته باشد.برای جلوگیری از چنین اتفاقات نادری، مراقبتهای لازم در تمام زمینه ها از جمله در منزل باید انجام گیرد تا از در معرض خطر قرار گرفتن افراد با خون افراد مبتلا به اچ آی وی (HIV ) یا افراد دارای ریسک ابتلا به اچ آی وی (HIV ) یا کسانی که ابتلا یا احتمال ابتلای ایشان نامشخص است جلوگیری بعمل آید.برای مثال هنگام تماس با خون یا دیگر مایعات بدن که ممکن است خون قابل مشاهده در آن دیده شود، نظیر ادرار، مدفوع، استفراغ. بریدگیها، زخمها یا ترکهای پوستی مراقبت کننده و بیمار باید با پانسمان پوشش داده شود.دستها و دیگر نقاط بدن باید پس از تماس با خون یا دیگر ترشحات بدن سریعا شسته شوند و سطحهایی که روی آنرا خون پوشانده باید به درستی ضد عفونی شوند.باید از کارهایی که احتمال تماس با خون در آن وجود دارد، نظیر استفاده از تیغ صورت تراشی یا مسواک مشترک، دوری شود.از سوزن و دیگر اشیا برنده در صورت ضرورت پزشکی استفاده شود.(غلاف  سرسوزن را مجدد با دست روی آن قرار ندهید یا سر سوزن را از سرنگ جدا ننمایید.سرسوزن را با استفاده از ظرفهای مخصوص محافظ  بدور ریخته و دور از دسترس کودکان و میهمانان قرار دهید.)       بوسه:تماسهای عادی از طریق بوسه با دهان بسته یا در اصطلاح بوسه عادی اچ آی وی (HIV) را انتقال نمیدهد.به خاطر احتمال تماس با خون هنگام "بوسه فرانسوی" یا بوسه با دهان باز، توصیه شده است که از انجام این عمل با فردی که وضعیت ابتلائش را نمی‌دانید دوری نمایید. هرچند گفته میشود احتمال ابتلا به اچ آی وی (HIV) از طریق بوسه با دهان باز بسیار ناچیز است. مرکز کنترل بیماریهای آمریکا (US CDC ) تنها یک مورد ابتلا به اچ آی وی (HIV) که ممکن است از طریق تماس با خون در حین بوسه با دهان باز باشد را گزارش کرده است.       بزاق، اشک و عرق: در بعضی از بیماران مبتلا به ایدز (AIDS) ،اچ آی وی (HIV) در بزاق و اشک به مقدار بسیار ناچیزی یافت شده است.درک این نکته مهم است که وجود مقدار بسیار ناچیز اچ آی وی (HIV ) در مایعات مترشحه بدن لزوما به مفهوم انتقال اچ آی وی (HIV) توسط این ترشحات نمیباشد. اچ آی وی (HIV) در عرق بدن افراد مبتلا یافت نشده و هرگز دیده نشده است که تماس با بزاق، اشک و عرق بدن فرد مبتلا باعث انقال اچ آی وی (HIV) شود.       فعالیتهایی که انتقال اچ آی وی (HIV ) را تسهیل میکنند :   * تماس جنسی بدون استفاده از کاندوم (کاپوت)   * تماس جنسی در مواقع ابتلا به سایر بیماریهای آمیزشی   * ورود مستقیم خون آلوده به ویروس از طریق سوزنهای تزریق مواد ، تزریق خون یا بعضی فراورده های خونی آلوده، فرورفتن اتفاقی سوزن در سیستمهای خدمات بهداشتی   * انتقال از مادر به نوزاد (قبل یا هنگام زایمان یا هنگام شیردهی)   * از طریق Tatoo، خالکوبی، سوراخ کردن گوش یا دیگر اعضا بدن ، ختنه، طب سوزنی با سوزنها با ابزارهای غیر استریل       شخص از طرق زیر به اچ آی وی (HIV ) مبتلا نمیشود :    * تماسهای روزمره با افراد مبتلا به اچ آی وی (مانند دست دادن )   * اهداء خون ( در صورت استریل بودن وسایل خونگیری )   * شنا کردن در استخر   * نشستن روی توالت فرنگی   * استفاده از رختخواب ، غذا یا ظروف غذاخوری فرد مبتلا.   * از طریق نیش پشه یا گازگرفتگی حیوانات   * از اشک یا بزاق   * استفاده صحیح از کاندوم هنگام تماس جنسی   * استفاده از استخر عمومی   * عطسه و سرفه کردن   درمان ایدز قطعی است.   خير. درماني که بتواند ويروس را از بدن فرد مبتلا حذف کند نداريم   خیر. درمانی که بتواند ویروس را از بدن فرد مبتلا حذف کند نداریم. روش مراقبت از افراد مبتلا به اچ آی وی (HIV) روشی است که به آن HAART میگویند که مخفف کلمات Highly Active Antiretroviral Therapy میباشد. (به مفهوم درمان ضد ویروسی بسیار مؤثر) که یک روش  درمانی سخت است که مستلزم همکاری مداوم و فعال فرد بیمار می باشد.   برای بیشترین اثر گذاری داروهای ضد ویروسی باید روی برنامه زمانبندی دقیق و مشخص استفاده شود و در اغلب موارد بیمار باید به نوع غذا و زمان صرف آن توجه کند.   اگر دارو ها بصورت صحیح مصرف نشوند ، ویروس در برابر دارو یا داروهایی که ممکن است بعداً تجویز شود مقاوم میشود.   انواع مختلف داروهای ضد ویروس جهت درمان اچ آی وی وجود دارد و کار تمام آنها ایجاد اختلال در توانایی تکثیر ویروس میباشد که این عمل موجب کاهش انتشار ویروس در بدن شده و دورۀ زمانی را که ممکن است بیماری دیگری بروز نماید را افزایش میدهد و باعث کاهش انتقال ویروس از فرد مبتلا به دیگران میشود.   اغلب پزشکان به خاطر خاصیت مقاومت دارویی ویروس اچ آی وی ترکیبی از داروهای مختلف را برای کاهش میزان حجم ویروس در خون، تجویز میکنند.       تماس جنسی   تماس جنسی هنگامی می تواند سبب سرایت اچ.آی.وی. شود که یک طرف دچار اچ.آی.وی-ایدز باشد (که شاید خودش هم از آن آگاه نباشد) و تبادل یا تماس با مایعات حاوی ویروس (خون، منی و ترشحات پیش از انزال، ترشحات تناسلی زن) رخ دهد. بنابراین تماس جنسی مرد با مرد، مرد با زن، زن با زن در این شرایط می تواند موجب سرایت شود.       اگر آمیزش جنسی قبل از انزال متوقف شود آیا باز هم خطر دارد؟   لازم به ذکر است در مقاربتها حتی اگر انزال (خروج منی از آلت مرد) هم رخ ندهد، امکان سرایت اچ.آی.وی وجود دارد. چون ترشحات پیش از انزال هم حاوی ویروس است.       در صورت ارتباط جنسی با شخص مبتلا (مرد با زن / مرد با مرد)، احتمال مبتلا شدن کدام يک بيشتر است؟   خطر انتقال ويروس اچ.آي.وی. در مردان همجنس گرا بیشتر و تقريبا دو برابر مردان دگرجنس گرا است. همچنین خطر دريافت ويروس در مردان همجنس گرا درافراد مفعول بيشتر است. احتمال انتقال آلودگی در هر بار آمیزش جنسی از مرد به زن (نزدیکی مهبلی) در حدود ۱/۱ درصد است و احتمال انتقال آلودگی از زن به مرد (نزدیکی مهبلی) در حدود ۰/۳ درصد می‌باشد (این ارقام احتمال آماری است).       آیا حتی یک بار تماس جنسی هم ممکن است منجر به سرایت اچ.آی.وی شود؟    بلی با این که احتمال سرایت در یک رابطه جنسی بسیار کم است، هرگز صفر نیست و حتی مردانی وجود دارند که تنها با یک بار نزدیکی با زن اچ.آی.وی. مثبت مبتلا شده‌اند یا زنانی که با یک بار آمیزش با مردان اچ.آی.وی. مثبت دچار شده‌اند.       در چه مواقعی احتمال سرایت از راه جنسی بیشتر می‌شود؟    اگر زخم یا عفونت تناسلی وجود داشته باشد، اگر تماس جنسی با خشونت یا اجبار باشد، اگر فردی شرکای جنسی متعدد داشته باشد و نیز در مقاربت خشک خطر سرایت بیشتر است. همچنین در آمیزش جنسی مقعدی (مقاربت از راه پشت) احتمال سرایت بیشتر از راه مهبلی است. ازدواج موقت (متعه، صیغه) چون معمولاً طرفین سابقه ازدواج های منجر به طلاق یا موقت متعدد با دیگر افراد هم دارند یک عامل گسترش بیماریهای مقاربتی و از جمله ایدز می تواند باشد.       آیا جلق زدن (استمناء) ممکن است موجب ایدز شود؟   جلق زدن به معنی استفاده از دست براي تحریک اندامهای جنسي است که معمولا براي رسيدن به اوج احساس جنسي (ارگاسم) بکار می‌رود و توسط خود فرد يا شريک جنسي او انجام مي شود. سرایت HIV در نتيجه جلق زدن تقریباً ناممکن است.       آیا معاشقه (بدون آمیزش جنسی) باعث سرایت می‌شود؟   اچ.آی.وی از راه تماس های سطحی (بوسیدن، در آغوش گرفتن، لمس بدن) که عشق بازی یا معاشقه خوانده می‌شود و کارهایی مثل غذا خوردن در ظروف مشترک، استفاده از حمام یا استخر مشترک انتقال نمی یابد. البته بوسه فرانسوی که با مکیدن لبها و زبان طرف مقابل انجام می شود به لحاظ تئوریک ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی شود، هر چند در عمل موارد سرایت  از این طریق گزارش نشده است.       تماس جنسی دهانی یعنی چه و آیا باعث سرایت می‌شود؟   ورود آلت تناسلی مرد به دهان زن و مکیدن آن یا لیسیدن و مکیدن ناحیه تناسلی زن را تماس جنسی دهانی می‌گویند و به دلیل وجود ویروس در ترشحات جنسی و امکان زخم های بسیار کوچک در مخاط دهان و لثه ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی شود. پس مقاربت دهانی (مکیدن یا لیسیدن آلت تناسلی طرف مقابل چه زن چه مرد) نیز ممکن است منجر به سرایت بشود. برای اینکار استفاده از کاندوم در مردان و یا لفاف محافظ (Dam)برای زنان توصیه می شود.       آیا تماس جنسی با تن فروشان جوان خطر دارد؟   بلی. تن‌فروشان جوانتر و زیباتر چون مشتریان بیشتری دارند به احتمال بیشتری مبتلا به بیماریهای مقاربتی از جمله اچ.آي.وي-ايدز هستند. در اينگونه موارد استفاده از كاندوم ضروري است، هرچند خويشتنداري و وفاداري به همسر قانوني اولويت دارد.       برخی از دختران جوان برای حفظ بکارت تن به مقاربت از راه پشت (مقعدی) می دهند، آیا این کار خطر دارد؟   بلی. علاوه بر این که احتمال سرایت اچ.آی.وی و سایر عفونتهای آمیزشی بیشتر است، خطرات دیگری مانند پارگی عضلات کف لگن و بی اختیاری دفع مدفوع، پارگی مخاط و شقاقهای دردناک و ایجاد فیستولهای مختلف از عوارض مقاربت از راه پشت هستند.   انتقال خون و فراورده های آن اگر بدون اقدامات تشخیصی و ویروس زدایی انجام شود به احتمال بسیار زیاد موجب سرایت اچ.آی.وی. می‌شود، امری که در کشور ما نیز برای بیماران هموفیلی و تالاسمی رخ داده است.       آیا کسی که خون اهداء می‌کند اچ.آی.وی -ایدز می‌گیرد؟   اهدای خون خطری برای فرد اهدا کننده ندارد و تنها دریافت کنندگان خون در معرض خطرند. آزمایش‌هایی روی خون اهدایی انجام می‌شود که اگر نشان دهد خون اهداء شده حاوی اچ.آی.وی است آن را به دیگران انتقال ندهند و البته اهداء کننده را مطلع خواهند کرد تا برای انجام آزمایش‌های تأییدی و مراقب‌های بعدی رجوع کند. البته با وجود انجام آزمایش های تشخیصی بر روی تمام نمونه های خون در حال حاضر، به دلیل منفی بودن نتیجه آزمایش در دوره پنجره ، توصیه می‌شود هر دریافت کننده خون و فراورده های آن  برای آزمایش اچ.آی.وی. اقدام کند.راه دیگر تبادل خون استفاده از سرنگ و ابزارهای تزریق مشترک (مانند پمپ دست ساز) است که مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی به ناچار یا ناآگاهانه از آنها استفاده می‌کنند.       آیا احتمال سرایت از راه پیوند اعضاء وجود دارد؟   پیوند اعضا (کلیه، کبد، لوزالمعده و ...) ممکن است باعث سرایت اچ.آی.وی و برخی ویروسهای دیگر بشود بنابراین قبل از پیوند باید از دهنده عضو با کسب رضایت آگاهانه آزمایشهای لازم به عمل آید.       آیا در کارهای پزشکی امکان سرایت وجود دارد؟   هرگونه عمل جراحی، اندوسکوپی، دیالیز با دستگاه، دندانپزشکی، ختنه، تزریقات، حجامت، و طب سوزنی که در آن شرایط سترون سازی کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی. و دیگر ویروسها از فرد مبتلا به دیگران شود. در این موارد لازم است تا حد امکان از وسايل سترون یک بار مصرف استفاده شود؛ ابزارهای مقاوم به حرارت‌(مثل برخی ابزارهای فلزی جراحی و دندانپزشکی) در اتوکلاو یا فور و ابزارهای غیرمصرفی نامقاوم (مثل آندوسکوپ) با مواد شیمیایی ضدعفونی شوند که این کارها باید برای هر بیمار انجام شود. البته با توجه به رعایت دقیق این احتیاطهای همه جانبه مواردی که ثابت شده باشد اچ.آی.وی. از مکانهایی مانند دندانپزشکی سرایت کرده باشد در تمام جهان انگشت شمار است.       آیا کارکنان بیمارستانها و درمانگاه ها در معرض خطراند؟   پزشکان و پرستارانی که با بیماران اچ.آی.وی. مثبت سر و کار دارند ممکن است در اثر تماس اتفاقی (فرو رفتن سوزن سرنگ یا تیغ جراحی) به اچ.آی.وی. مبتلا شوند. در ضمن احتمال سرایت از بیمار اچ.آی.وی. مثبت به پزشک بسیار بسیار بیشتر از احتمال سرایت از پزشک اچ.آی.وی. مثبت به بیماران است. در هر صورت با مصرف به موقع داروهای ضدویروسی این احتمال به شدت کم می‌شود. در مواقعی که فرو رفتن سوزن یا موارد مشابه رخ می‌دهد باید در عرض ۷۲ ساعت شروع به مصرف داروهای ضد ویروسی شود. این امر با مراجعه به کلینیک ها و بخش های تخصصی بیماریهای عفونی امکان پذیر است.       آیا در آرایشگاه ها امکان سرایت وجود دارد؟   تاکنون در سراسر دنیا هیچ موردی سرایت از آرایشگر به مشتری یا برعکس اثبات نشده است. اگر در تراشیدن مو، خالکوبی، تاتو، سوراخ کردن گوش شرایط سترون سازی به طور کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی. و دیگر ویروسها از فرد مبتلا به دیگران شود. در این موارد لازم است مشابه اقدامات پزشکی از وسایل  یک بار مصرف نو (مانند تیغ) برای هر فرد استفاده شود یا ابزارها به طور کامل سترون شوند. توصیه می‌شود هر فرد هنگام مراجعه به آرایشگاه ها وسایل شخصی خود را به همراه ببرد (تیغ، قیچی، شانه، حوله و ...) این امر به ويژه برای پیشگیری از بیماریهای قارچی و انگلی مهم است. اپیلاسیون (کندن موها) ممکن است به پوست آسیب برساند و زخم های بسیار ریزی در محل کنده شدن موها ایجاد کند، بنابراین بهتر است برای آن از وسایل یک بار مصرف استفاده شود و ابزارهای الکترولیز استریل باشند.       چگونگی سرایت ایدر از مادران باردار به نوزادان   مادران باردار اگر مبتلا به اچ.آی.وی. باشند محتمل است که در دوران بارداری یا هنگام زایمان ویروس به فرزند آنان سرایت کند. همچنین شیردادن مادران اچ.آی.وی مثبت به فرزندانشان ممنوع است چون ویروس درون شیر نیز ترشح شده و منتقل می‌شود. انتقال در مراحل مختلف بارداری بدون درمانهای دارویی پیشگیرانه در ۲۵ تا ۴۰ درصد رخ می‌دهد. در صورتی که خانم‌های اچ.آی.وی. مثبت باردار بشوند لازم است داروهایی مصرف کنند که احتمال سرایت به فرزندشان را کم می‌کند. همچنین نوزاد متولد شده از این مادران باید مدتی داروی ضد اچ.آی.وی. بگیرد و شش هفته و ۱۸ ماه پس از تولد آزمایش اچ.آی.وی. بشود تا وضعیت ابتلایش مشخص گردد.   به اين انتقال از والدین به فرزند (PTCT) و يا انتقال عمودی مي گويند. حدود %70 موارد انتقال، هنگام زايمان، وقتي كه نوزاد در تماس با خون مادر قرار مي گيرد،‌ اتفاق مي افتد.داروهاي ضدویروسی مي توانند ميزان اين انتقال را به نصف كاهش دهند. زايمان با روش سزارين و نيز پرهيز از استفاده از روش هاي آسيب رسان (مانند انبرك هاي مورد استفاده در زايمان) مي توانند باعث كاهش انتقال شوند. اين انتقال مي تواند در طول بارداري و شيردهي نيز اتفاق بيافتد.       من باردار هستم ، آیا پزشک برای من آزمایش اچ.آی.وی درخواست می‌کند؟   در کشور ما انجام آزمایش برای تمام خانمهای باردار اجباری نیست و در اکثر مواقع پزشکان بدون اجازه شما آزمایش اچ.آی.وی را درخواست نمی‌کنند. بنابراین در مواردی که شما سوابقی از رفتارهای پرخطر خود یا همسرتان را به پزشک گفته باشید یا خود او در معاینه ابتلاء شما به اچ.آی.وی/ایدز را محتمل بداند با شما درباره انجام آزمایش اچ.آی.وی صحبت خواهد کرد.       فوائد انجام آزمایش اچ.آی.وی برای مادران باردار چیست؟   با دانستن وضعیت اچ.آی.وی شما و پزشکتان بهتر می‌توانید برای سلامت خود و جنین تصمیم گیری کنید و اگر مبتلا باشید بتوانید از یرایت بیماری به فرزندتان پیشگیری کنید. همچنین اقدامات مناسبی را انجام خواهید داد تا از سرایت به دیگران جلوگیری شود.       اگر با انجام آزمایش موافقت کنم چه خواهد شد؟   در این صورت پزشک باید قبل از آزمایش درباره نتایج و پی آمدهای دانستن وضعیت اچ.آی.وی به شما مشورت دهد چون ممکن است زندگی شما پس از آن دگرگون شود. اگر جواب آزمایش شما مثبت شود باید آزمایش دومی برای تأیید نتیجه انجام شود. پزشک در مورد بهترین راه های درمان به شما توصیه خواهد کرد. اگر نتیجه منفی باشد به شما در مورد راه های پیشگیری از اچ.آی.وی مشورت داده می‌شود.       اگر از انجام آزمایش خودداری کنم چه خواهد شد؟   اگر انجام آزمایش را نپذیرید پزشک به شما درباره راه های سرایت اچ.آی.وی و اهمیت پیشگیری از آن مشورت می‌دهد و توصیه خواهد کرد که برای برنامه ریزی صحیح درباره خود و فرزندتان آزمایش را انجام دهید.       آیا فرزندم را نیز آزمایش خواهند کرد؟   توصیه می‌شود تمام نوزادانی که از مادران اچ.آی.وی مثبت به دنیا می‌آیند آزمایش شوند. اما اگر وضعیت مادر نامشخص باشد بهتر است ابتدا آن را با آزمایش تعیین کنیم. معمولا بلافاصله پس از تولد و پس از ۶ هفته مصرف دارو از نوزادی که مادرش مبتلاء بوده است آزمایش به عمل می‌آورند.       آیا راهی برای جلوگیری از ابتلاء جنین مادران مبتلاء هست؟   بلی با استفاده از داروهای ضدویروسی می‌توان سلامت مادر را بهبود داد و به میزان زیادی از احتمال ابتلاء جنین کم کرد. توصیه می‌شود این مادران زایمان را به طریق سزارین انجام دهند تا احتمال سرایت به نوزاد کمتر شود. همچنین لازم است این مادران از دادن شیر خود به نوزاد پرهیز کنند.تعداد و نوع داروهای تجویزی ممکن است بر اساس مراحل حاملگی و شدت ابتلای مادر متفاوت باشد.       اگر زنی که مبتلاء است و داروهای ضد اچ.آی.وی می‌خورد باردار شود چه باید بکند؟   هرگز خودسرانه نباید داروهای ضد اچ.آی.وی را قطع کرد. اگر پزشک در سه ماه اول بارداری متوجه آن شود ممکن است از شما بخواهد داروهای خود را قطع کنید یا داروهای دیگری مصرف کنید تا احتمال ناهنجاریهای جنینی کم شود. اما پس از سه ماهگی ممکن است داروهای دیگری را به داروهای قبلی شما اضافه بکند تا خطر سرایت اچ.آی.وی به جنین کم شود.       آيا مادر اچ.آی.وی مثبت بايد به بارداري خود خاتمه دهد؟‌   گرفتن حق حیات جنین از نظر اخلاق پزشکی ممنوع است مگر موجب به خطر افتادن سلامت مادر یا جنین باشد. در مورد اچ.آی.وی با توجه به اینکه با داروهای موجود و پرهیز از شیردهی مادر مبتلاء می‌توان در بیش از ۷۰-۹۵ درصد از ابتلاء فرزند پیشگیری کرد لزومی به سقط جنین نیست. (به شرطی که مادر تحت درمان، حمایت و مراقب کافی در کلینیک بیماریهای رفتاری یا مراکز مشاوره مشابه باشد) پس از تولد در شش هفتگی و ۱۸ ماهگی آزمایش های اچ.آی.وی برای مشخص شدن وضعیت ابتلاء کودک انجام خواهد شد. در موارد استثنایی پس از تأیید پزشکی قانونی ممکن است اجازه ختم بارداری از راه سقط درمانی داده شود.       آیا مادران اچ.آی.وی مثبت می‌توانند به کودک خود شیر بدهند؟   اصولاً باید از این کار پرهیز شود. تحقيقات، خطر انتقال از شير مادر را حدود %22-1 برآورد مي‌كنند، و حدود %30 در صورتيكه مادر حين شيردهي، مبتلا شده باشد.   اگر زني از شير سينه اش استفاده نكند، به شيشة شير نياز دارد تا به كودك شير خشك دهد كه اين هزينة زيادي مي برد. علاوه بر آن، كودك اين زن بيشتر در معرض خطر مرگ، به علت اسهال و از دست دادن آب (كه همگي قوياً با استفاده از شير خشك و فقر مرتبط هستند) قرار مي گيرد تا ويروس HIV ، مگر اينكه او بتواند آب را بجوشاند يا استريليزه كند و امكانات مالي كافي در اختيار داشته باشد تا مطمئن شود كه ميزان كافي از شير خشك به كودك مي رسد.   بسياري از زنان به علت ترس از بي آبرويي از شير ندادن به كودك پرهيز مي كنند و نيز اگر شير خشك تمام شود، ممكن است منجر به تغذية مخلوط كه به نظر مي رسد خطرسازترين عمل باشد، شود. به نظر مي رسد كه شروع زودهنگام تغذية مکمل مي تواند باعث التهاب رودة نوزاد و در نتيجه تسهيل انتقال HIV شود. بنابراین در موارد ناچاری تغذية انحصاري با شير مادر به مدت 6 ماه (بدون اينكه حتي به كودك آب داده شود) و سپس از شير گرفتن آني و سريع كودك مفید است.       جدول مخاطره رفتاری در سرایت اچ.آی.وی       میزان خطر               نوع رفتار       پر خطر               تماس خون با خون از هر نوع (انتقال خون) اشتراک ابزار تزریق (سوزن، سرنگ، پمپ ، خالکوبی)   آمیزش جنسی محافظت نشده (از پشت یا جلو)   اشتراک بازیچه های جنسی   استریل نکردن ابزارهای دندانپزشکی و جراحی (شامل ختنه، سوراخ کردن گوش و ...)   خطر متوسط               آمیزش دهانی محافظت نشده   اشتراک تیغ ریش تراشی، مسواک،   کم خطر               آمیزش با کاندوم   کم خطر اما محتمل   ( هر چند این اعمال ۱۰۰ درصد سالم نیستند اما تاکنون موارد انتقال از این راه گزارش نشده است)               بوسه عمیق (فرانسوی) (مرطوب)   استمناء دوجانبه  - نعوذباالله   آمیزش دهانی محافظت شده (با کاندوم یا لفاف)   بی خطر               پرهیز از رابطه جنسی   بوسه معمولی (خشک)   بغل کردن   ماساژ (مشتمال کردن)   هم آغوشی(بدون دخول)   استمناء شخصی (خودارضایی) نعوذباالله           تحقيق براي پيدا كردن واكسن HIV در 10 سال گذشته دائماً در حال پيشرفت است. متأسفانه سرعت پيشرفت مجددي كه همه مردم بتوانند از آن سود ببرند نبوده است. حتي اگر تلاشها كنوني براي تسريع اقدامات و برنامه ها براي توليد واكسن موفقيت آميز باشند. شانس كمي است كه واكسيناسيون عليه HIV در مقياس وسيع تا پايان دهه در دسترس باشد.       بيانیه تعهد :تشويق افزايش سرمايه گذاري در تحقيق در مورد HIV و ايدز در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي، علي الخصوص پيشبرد فنآوري هاي پيشگيري قابل اجرا و قابل انجام، مثل واكسيناسيون، ميكروب كش ها، و تشويق پيش بيني آمادگي برنامه هاي قانوني و تجاري براي تسهيل دسترسي به واكسن در هنگامي كه در دسترس قرار گيرد. (پاراگراف 89)   جلسه عمومي سازمان ملل راجع به HIV و ايدز ژوئن 2001 نيويورك.       چرا پيدا كردن واكسن HIV آنقدر مشكل است؟    سالانه 400 تا 500 ميليون دلار آمريكا صرف تحقيق روي واكسن HIV مي شود كه بيشتر آن صرف تحقيقات پايه مي گردد. موسساتي كه درگير تلاش جهاني براي توليد واكسن HIV هستند عبارتند از: (IAVI) موسسه بين المللي واكسن ايدز، موسسه كنترل پيشگيري بيماريهاي ايالات موسسه فرانسوي (ANRS) Agence Nationale depe cherbes surles IAA ، اتحاديه اروپا ( از طريق برنامه Eurovac) و شركتهاي مختلف فنآوري زيستي و دارويي. برنامه هيا كشوري واكسن AIDS در استراليا ، كانادا، ژاپن ، سوئد انگلستان، ايالات متحده آمريكا در حال انجامتد. كشورهاي با درآمد كم و متوسط (شامل برزيل، چين، كوبا هائيني، هند كينا، آفريقاي جنوبي، تايلند، ترينداد و توباكو و اوگاندا) نيز در برنامه هاي توليد واكسن و آزمايشات آن فعالانه در گيرند. WHO و UNAIDS فعالانه اين برنامه هاي كشوري واكسن AIDS را حمايت مي كنند.   علي رغم تمام اين تلاشها، شكل خاص ويروس HIV پيدا كردن واكسن را مشكل و گران كرده، افتراق HIV از ساير بيماريهاي عفوني است كه ويروس مستقيماً به سلولهاي سفيد خون كه مجوز باش پاسخ ايمني بدن حمله مي كند و آنها را در كنترل عفونت پيشگيري بيماريها ناتوان مي سازد.   واكسنهاي «معمول» بر پايه يك ميكرو ارگانسيم كامل (ويروس يا باكتري) كه كشته يا غير فعال شده قرار دارند كه در مورد ايدز كه مي تواند به عفونت منجر شود مطمئن نيستند. واكسنهاي آزمايشي HIV بنابراين شامل قسمتهايي از ويروس هستند، كه توليد واكسن را پيچيده تر مي كند.   گوناگوني انواع HIV موجب پيچيدگي بيشتري است. گونه مختلف ويروس HIV شناخته شده در سراسر جهان توزيع دارد. محققين فعلاً نمي دانند كه آيا يك واكسن پوشش دهنده كلي امكان پذير است يا اينكه براي هر نوع واكسن ويژه لازم است. شايع ترين انواع HIV زير گونه هاي A و C هستند ، كه در مناطق مختلف آفريقا وجود دارد. اما اكثر واكنشهاي فعلي روي آن انجام مي شود تمامي ژنيتكي زير گونه B را پوشش مي دهند در كشورهاي پر درآمد غالب هستند.   در آخر اينكه، واكسن HIV براي بخش خصوصي يك «سرمايه گذاري پر خطر و كم در آمد» است. تنها قسمتي بخاطر اين مسئله است كه بيشترين نياز بريا واكسن در بين كشورهاي كم درآمد است. يك مانع بزرگتر ـ لااقل در حال حاضر ـ دانش ناكافي از اينكه چگونه ويروس پاسخ طبيعي ايمني بدن را از بين مي برد و باالطبع دقيقاً پاسخ هاي ايمني خاصي كه براي پيشگيري و كنترل عفونت HIV لازمند ناشناخته است.   توليد واكسن HIV يك پروسه سخت است. واكسنهاي آزمايشي ابتدا روي حيوانات تجربه مي شوند، بهترين كانديدها براي آزمايش روي انسان انتخاب مي شوند. آزمايش پس از آن روي داوطلبان سالم انجام مي شود. آزمايشات مرحله I زوي 20 ـ 40 داوطلب براي امتحان درست بودن واكسن در برانگيختن پاسخ اختصاصي ايمني HIV انجام مي شوند. آزمايشات مرحله II روي صدها داوطلب براي امتحان صحت و بررسي قدرت پاسخ ايمني انجام مي شوند. آزمايشات فاز III حدود 4 سال طول مي كشند آزمايشات در اجتماع روي هزاران داوطلب را شامل مي شوند،‌كه گروهي از آنان واكسن دريافت مي كنند، در حاليه بقيه گروه كنترل هستند. اين آزمايشات ، در وراي پيچيگيهايي قانوني، علمي و اخلاقي حفاظت واكسن در برابر ايدز يا ايجاد ايدز با واكسن را بررسي مي كنند.   نتايج تشريحي اولين آزمايشات فاز III روي يك منتخب روي gp120ين خارجي HIV) در سال 2003 مشخص مي شوند. اولين كار آزمايي مرحله III روي 5400 داوطلب در ايالات متحده، كانادا و هلند از 1998 در جريان است و روي زير گونه B طراحي شده. دومين كار آزمايي مرحله III در 1999 در تايلند شروع شد و زيرگونه B و E كه در اين مناطق شايع است روي 2500 داوطلب انجام شد. برنامه ريزي براي شروع يك كارآزمايي فاز III ديگر در تايلند در سال 2003 انجام مي شود و واكسنهاي منتخب ديگري وارد كار آزمايي هاي فاز I و II مي شوند.   در نايروبي در ژوئن 2000 دانشمندان دولتها و موسسات آفريقايي براي ايجاد يك واكسن آفريقايي گردهم آمدند. آنها مي خواهند حداقل يك كار آزمايي موثر تا سال 2007 داشته باشند.    فراهم آوري واكسن:      در حاليكه دسترسي به يك واكسن قابل مصرف سالها طول مي كشد. بحث نحوه اجراي آن زماني كه موجود آيد شروع شده است. معمولاً واكسنها هنگامي به كشورها متوسط و كم درآمد مي رسند كه هزينه هاي خود را در كشورهاي پر در آمد جبران كرده باشند. اين مسئله براي واكسن HIV كه نياز سرعت دسترسي و قابليت خريد دارد قابل قبول نيست. مكانيسم هاي كه دسترس به واكسن HIV را در كشور پرو كم درآمد به طور همزمان ممكن مي سازند  خيلي قبل از توليد آن براي فراهم آوري براي افرادي كه به آن نياز دارند، لازم است.   موسسات بين المللي واكسن ايدز و سايرين تغيير رويه هاي قابل توجهي در توليد، ثبت، قيمت گذاري، خريد و پخش نسبت به وضع فعلي پيشنهاد مي كنند. در ميان بقيه موارد احتياج به هماهنگ سازي مقررات كشوري و روش هاي بين المللي كه اجازه و مصرف واكسن را مديريت مي كنند. لازم است يك دغدغه مهم فنآوري،‌ ايجاد ظرفيت لازم توليد، حمايت آن با تخمين صحيح نياز به واكسن خاص است. بسياري از دغدغه هاي اطمينان از دسترس و قابل خريد بودن واكسنها مشابه آنهايي است كه مربوط به داروهاي ضد رترو ويروس بود. قيمتهاي متفاوت، و حمايت تجاري تقريباً كاملاً براي كشورهاي كم درآمد ضروريند. مشاوره تكنيكي و همكاري آژانسهاي بين المللي ضروري است. معماهاي سياسي نيز وجود دارند. از آنجا كه واكسيناسيون براي همه به سرعت قابل دسترسي نيست، سود و زيان ها براي مشخص ساختن محل  تمركز اوليه بايد سنجيده شوند. سياستگذاران بايد تصميم نگيرد كه چه بكنند اگر واكسن اوليه كم اثر باشد يا اينكه عوارض جانبي قابل توجهي داشته باشند.    WHO UNAIDS و IAVI در يك تحقيق براي تخمين نياز و مصرف احتمالي واكسنهاي پيشگيري براساس 2 سناريو: يك واكسن كم / متوسط الاثر (تأثير 30% يا 50%) و يك واكسن موثر (90% ـ 80% تأثير) تشریک مساعي مي كنند. يك برنامه واكسيناسيون كه از واكسن كم / متوسط الاثر استفاده مي كند، نياز به مشاوره رفتار مثبت جدي دارد و نبايد اقدامات پيشگيري فعلي را بطئي كرد. و اينكه، زماني به نظر مي رسد كه بيشترين تأثير را داشته باشد كه واكسيناسيون در مردمي كه بيشتر در معرض HIV هستند انجام پذيرد. يك واكسن با تأثير بالا در قسمت بزرگتري از جامعه قابل توزيع است.   اگرچه پيش بيني مصرف واكسن در نبود اطلاعات قيمت خود واكسن، نيازهاي توزيع ( مثل اينكه آيا واكشن به انبار سرد احتياج دارد، مصرف دهاني در مقابل مصرف تزريقي و غيره) مشكل است، مطالعه نتيجه گرفت كه مصرف احتمالي بسيار كمتر از نياز تخميني است. هم براي واكسنهاي متوسط / كم اثر و هم براي واكسنهاي با تأثير بالا.   بدنامي منحصر به فرد HIVو ايدز مصرف واكسن را هنگامي كه در دسترس قرار گيرد تحت پوشش قرار مي دهند. تبعيضي كه جوامع در معرض عفونت ايدز در بر مي گيرد، جلوي مراجعه اشخاص براي واكسيناسيون مي گيرد. مخصوصاَ اگر برنامه ها تمركز روي افراد پر خطر براي ابتلا داشته باشند.   هنگامي كه يك واكسن موثر HIV در دسترس قرار گيرد. جامعه جهاني و كشورهاي گرفتار تصميمات مهمي براي نحوه مصرف آن بايد اتخاذ كنند. سرمايه گذاري فوق العاده اي روي كنترل پيشگيري HIV و ايدز نياز خواهد بود.   در نهايت اينكه اين سرمايه گذاري فوق العاده مي تواند منجر به بازگشت سرمايه بعد از چند سال در نتيجه كنترل همه گيري مي شود.  
برچسب‌ها: ایدز, HIV, بیماری های مقاربتی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

اندازه آلت

جمعه هفتم بهمن 1390

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

 

 بسیاری از مردان از کوچکی نسبی آلت تناسلی شان در هراس اند حال آنکه طول معمول آلت تناسلی در زمان تحریک کامل بین 11 تا 15 سانتیمتر است و نیز اختلال در نزدیکی زمانی پیش می آید که طول آلت پس از تحریک کامل کمتر از 5 سانتیمتر باشد. زمانی که عضلات آلت تناسلی زن بتواند آلت مرد را در بر بگیرد دیگر مشکل طول وجود نخواهد داشت.به یاد داشته باشید که در حالت عادی آلت تناسلی نمی توان طول آن را پس از تحریک پیش بینی کرد چرا که ممکن است آلتی کوتاهتر بیشتر تحریک شود و بسیار بزرگتر شود. 

 

برای اکثر مردان جهان ، آگاهانه یا ناخدآگاه ، آلت یکی مهمترین مسایل است . و از همان ابتدای کشف این عضو سوالی که به ذهنشان خطور می کند اینست که : "آلت من یه کم کوچیک نیست؟" و از آن به بعد در شرایط مختلف این آرزو را می کنند که ای کاش آلت من کمی بزرگتر بود! علی رغم تاکید کتاب های مختلف بر این نکته که اندازه آلت مهم نیست و نیز اینکه زنان به خاطر اندازه آلت جذب مردان نمی شوند ، باز هم این تفکرات ادامه پیدا می کند.

 

یک نکته دیگر این است که وقتی یک فرد به آلت خود نگاه می کند به دلیل زاویه دید ( نگاه از بالا ) ، آن را کوچکتر از آلتهای دیگری که دیده است ، می پندارد. پس می بایست مردان درک درستی از اندازه آلت داشته باشند . آلت مردانه در حالت شل اندازه ای بین 5/8 سانتیمتر تا 5/10 سانتی متر دارد. البته باید در نظر داشت که عواملی مثل سردی هوا و شنا کردن بر اندازه گیری تاثیر می گذارد .

البته تفاوت اندازه در آلت مردان واقعیت دارد ولی این تفاوتها مثل تفاوت در اندازه دست یا پای افراد می باشد و در قدرت باروری فرد تاثیر نخواهد داشت . نکته دیگر اینکه بیشتر افراد فکر می کنند که افراد قد بلند و قوی هیکل آلتهای بزرگتری دارند، ولی این تفکر با توجه به بررسیهای انجام شده غلط است.

 

 

 

اندازه آلت در حالت نغوظ چه قدر باید باشد ؟

 

کسانی که کوچکترین اندازه ها در حالت عادی را دارند تا 100% در حالت نعوظ افزایش سایز پیدا می کنند و این در حالی است که افراد با آلت بزرگ حداکثر تا 75% افزایش اندازه پیدا می کنند . با این پیش زمینه مقدار متوسط طول آلت نعوظ یافته در جمعیت مردان بین 15 تا 18 سانتیمتر خواهد بود .

نکته مهم دیگر که شاید بیشتر مردان به آن توجه نمی کنند اینست که واژن زنان طوری ساخته شده که خود را با هر اندازه آلت مردانه مطابقت می دهد . طول واژن در زنی که تا به حال بچه دار نشده و از لحاظ جنسی تحریک نشده، 5/7 سانتیمتر است ( این اندازه در زنانی که بچه دار شده اند اندکی متفاوت است ) . این اندازه در حالت اوج تحریک جنسی به 10 سانتیمتر می رسد . پس با توجه به اینکه طول آلت مردان در حالت نعوظ به ندرت کمتر از 10 سانتیمتر می باشد، آلت مرد به طور کامل واژن زن را پر خواهد کرد .

 

 

 

افزايش دادن طول وقطر آلت -سراب يا واقعيت (اخبار وگزارشات)

 

در بسیاری از سایتها تبلیغاتی مبنی بر وجود قرصهایی وجود دارد که توانایی افزایش طول آلت تناسلی تا ۴ اینچ ( ۱۰ سانتیمتر ) را دارا میباشند.به اطلاع خوانندگان میرسانیم که این نوع درمان کاملا بی نتیجه بوده و راه های افزایش سایز عبارتند از :

 

۱: عمل جراحی پلاستیک

 

۲: تمریناتی بدون نیاز به دارو و جراحی پلاستیک

 

 

 

روشهایی که برای بزرگ کردن آلت تنآسلی هم پیشنهاد می گردد غیر از یکی دو مورد بقیه عوام فریبی است. اندازه آلت تناسلی در حالت راست شده در حدود 12.5 تا 17.5سانتی متر می باشد . البته در مطالعات دیگری کمترین اندازه 10.5 بوده و بیشترین 22.5 بوده است..و اینطور پیشنهادشده که اگر اندازه آلت فردی در هنگام نعوظ کمتر از 12 سانتی متر باشد وی باید به پزشک متخصص مراجعه کند. نکاتی که شاید برای بعضی جوانان مفید باشد این هست که اصولا اندازه بدن راهنمای اندازه آلت نیست. و آلت در حالت نعوظ کمتر به اندازه بدن نسبت به سایر اندامها بستگی دارد.

 

جراحی می تواند آلت های مردانه خیلی کوچک را بزرگ کند .جراحان می توانند با بر داشتن قسمتهایی از بازوی چپ مردان و پیوند به آلت مردان باعث یزرگی آلت شوند .این عمل که بنام total phallic reconstruction  خوانده می شود مخصوصا برای کسانی که دوست دارندکیفیت دوران جنسی خودشان را بهتر کنند و اولین رابطه جنسی شان است مناسب می باشد .

 

طبق تعریف به آلتهایی کوچک اطلاق می شود که در حالت راست شده کمتر از 3 اینچ یا به تعبیر دیگر 7.59 سانتی متر باشند.علت آلتهای کوچک زیاد است که شامل عدم رسیدن مقدار کافی هورمون مردانه در طی ز ندگی دوران جنینی و همیطور مسائل ژنتیکی است با کمک این عمل هیچکدام از مراحل آمیزش جنسی طبیعی صدمه نمیبیند. برای اینکار لازم است که با جراحی های میکروسکپی دانه دانه عروق و اعصاب را از همان بافتی که از بازو گرفته شده پیوند کنند. در آخرین روشی که جراحان بکار میبردند این کارهای پیوند عروق واعصاب را انجام نمیدادند..و برای اینکه ظاهر آلت را بزرگتر جلوه کنند از پروتز هایی استفاده میکردند که با باد شدن, آلت بزرگ را تقلید میکرد و ممکن بود که به کار طبیعی مراحل جنسی که قبلا وجود داشت لطمه وارد شود..ولی در این روش جدید با پیوند عروقی که انجام میشود نه تنها آلت بزرگ میشود بلکه در کار طبیعی آلت هم اختلالی ایجاد نمی شود. به عنوان نمونه این روش در تعدادی از افرادی انجام شد که اندازه آلت آنها در حول و حوش 2.5 ساتی متر( در حالت راست شده کامل) بود.. که البته اکثر اینها از مشکلات طبی خاصی همچون ناهنجاریهای هورمونی مردانه رنج می بردند.. پس از عمل میزان افزایش طولی که حاصل شد 10 سانتی متر بود.. در عین حال این روش به بیماران اجازه میداد که بتوانند در حالت ایستاده ادرار کنند.. و 5 تا از 9 بیمارعمل شده توانستند نزدیکی طبیعی داشته باشند. از نظر عارضه هائی که قاعدتا پس از عمل باید باشد..انکار نمی شود کرد ولی تا 100% افرادی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند از نتیجه عمل راضی بودند. این درحالی است که هیچکدام از روشهای جراحی که تابحال پیشنهاد داده شده بودموفقیت آمیز نبوده است.طبق گفته ابداع کنندگان این روش جراحی نمیتوان گفت که بهرحال این روش چاره نهائی همه مشکلات این قبیل بیماران است

 

شما چگونه می توانید آلت خود را سفت تر و بزرگتر کنید؟ البته موضوع بحث امروز ما مسئله اشکال در نعوظ و ناتوانی جنسی نیست.بلکه فقط میخواهیم به شما کمک کنیم تا این عضو خود را بهتر تنظیم نمایید!باافزایش سن بتدریج عوامل بسیاری موجب کاهش قوام و قدرت آلت تناسلی مردان میشود.پایین تنه ما نیز درست مثل موتور ماشینمان احتیاج به تون آپ و تنظیم دارد! اختلال در جریان خون آلت تناسلی میتواند باعث اشکال در توان جنسی و سفتی آلت شود و گاهی مردان را با مشکل مواجه سازد.نگران نباشید،برای این مشکل شما راه حل مناسبی وجود دارد.اگر شما نکات ساده زیر را رعایت کرده و در شیوه زندگی خود کمی تغییر ایجاد نمایید،آنگاه قادر خواهید بود آلت خود را به ماکزیمم توانایی و قدرتش برسانید! البته این پیشنهادها صددرصد تضمینی نیستند ولی دربرطرف کردن برخی از مشکلات شما میتوانند موثر باشند.بیاد داشته باشید که اطمینان و نگرش مثبت به این توصیه ها نقش مهمی در دستیابی به نتیجه مطلوب و مفید دارد.

 

 

 

 1- ورزش: برای دستیابی به یک نعوظ خوب،جریان خون آلت شما باید مناسب باشد.با برقراری یک جریان خون مناسب،شما میتوانید نعوظ خوبی داشته باشید.با انجام ورزش منظم،شما میتوانید جریان خون را بطور چشمگیری بهبود ببخشید.درنتیجه بهنگام رابطه جنسی آلت شما سفت تر خواهدشد.

 

2- تغذیه مناسب: تا میتوانید از سبزیجات تازه،میوه و ماهی استفاده کرده،مصرف چربیها را به حداقل برسانید.

 

 3- استفاده از ویتامینها و مکمل: بعضی مواد مثل ویتامین ب 12 ،جینسینگ میتوانند انرژی و توان جنسی شما را بیشتر کنند. این افزایش انرژی،اعتماد به نفس شما را بالا برده موجب تقویت آلت شما میشود.بیاد داشته باشید

 

4- اجتناب از مصرف الکل،سیگار و داروها:بدون شک بیشتر داروها برای بدن مضر هستند.هرچه زودتر مصرف دخانیات را قطع کنید.افراد سیگاری نسبت به غیرسیگاریها نعوظ ضعیفتری دارند.سیگار با ایجاد انقباض عروقی موجب تضعیف آلت تناسلی مردان میشود.در مورد مصرف داروها حتما" با پزشک خود مشورت کنید.

 

5- کشاله ران خود را مرتب ماساژ دهید:ماساژ نیز همانند ورزش دربرقراری جریان خون مناسب،نقش دارد.البته من به شما توصیه نمیکنم که استمناء کنید.بلکه روزانه با ماساژ آلت و ناحیه اطراف آن جریان خون آنرا بهبود بخشیده و توان جنسی و آلت خود را تقویت نمایید.

 

 مقالات مرتبط:

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان
عوارض خودارضايی (استمنا و استشها)
همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان
خیال پردازی جنسی
چگونه با جنس مخالف رابطه ای سالم داشته باشیم!
اسراری درباره ارضای جنسی خانمها
غذاهای موثر بر قوای جنسی مردان
فقط آقایان بخوانند!
یک رابطه جنسی سالم، طولانی و لذت بخش ویژه زوجین
نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی
از سلامت جنسي يا اختلالات جنسي خود با خبر شوید
اختلال در رابطه جنسی بعد از ازدواج
ناتواني جنسي مردان
عدم رضايت جنسي و جدايی


برچسب‌ها: کوتاهی آلت, اندازه آلت, بزرگ کردن آلت
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چرا زنان از مردان کوچکترند؟

جمعه هفتم بهمن 1390

نگاهي به چرايي کوچکتر بودن زنان از شوهران

 

زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اعلام مي کند ازدواج در زمره پيچيده ترين روابط انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار داد، زيرا بسيار شنيده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبيعت است. به اين صورت که جامعه مي کوشد طبيعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبديل نمايد و به دليل همين ويژگي هاست که بيان مي شود ميثاق زناشويي با توجه به زمان و شرايط دوران خودش، دچار دگرگوني ها و تغييراتي شده ، ولي نفس آن از قديم الايام يکي بوده است.

 

 ازدواج  ابعاد گوناگوني دارد و  انتخاب همسر  نيز گزينه هاي متفاوتي دارد که جداي از نزديکي فرهنگ ها ، جغرافيا، تحصيلات  و...  «سن» يکي از ويژگي هايي است که مورد توجه بوده و تفاوت سني در همه اعصار به گونه اي بوده که نشان مي دهد در تفاوت سني زوجين ، مرد چند سالي بزرگتر از زن بوده است. به طوري که در ايران پديده گزينش همسر، پراکندگي خاصي داشته است؛ از اين رو تفاوت سن زوجين در ايران امري طبيعي به نظر مي رسد و ميزان اين تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار مي گيرد که در بيشتر موارد ميان 4 تا 12 سال است.

 

اما بسياري از جامعه شناسان معتقدند در يک جامعه صنعتي يا رو به صنعتي شدن و پويا، معيارها نيز در حال تغيير و دگرگوني است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادي که به تفاوت سني ميان زوجين با تأکيد بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه اي که زنان دست به فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و حتي مطالعاتي و سياسي مي زنند، از نظر تحصيلات ارتقاء پيدا مي کنند و جايگاه ها، موقعيت هايي برتر و يا همسان مردان به دست مي آورند و همين باعث مي شود مقوله سن در ازدواج آنان نيز دچار تغيير شود. مثلاً در جامعه امروز، بسيار ديده شده زناني که از همسران خود بزرگتر هستند. با اين حساب مي توان گفت که نظريه همسر گزيني با توجه به شرايط خاص هر جامعه مي تواند تغيير يابد و در نهايت موجب طرح اين پرسش مي شود که آيا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتي مي شود؟

 

پاسخ هاي مختلفي شامل اين پرسش مي شود؛ پاسخ هاي مخالف و موافقي که بحث بر سر هر کدام مي تواند نظر عده اي خاص را پاسخگو باشد.

 

دکتر امان قرايي مقدم، محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص مي گويد: «به نظر من اين تفاوت سني، منفي است زيرا با تحقيقاتي که روي 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ايم، به اين نتيجه رسيده ايم که يکي از مهمترين دلايل طلاق در ميان زوجين، بروز همين تفاوت سني است. يعني بزرگتر بودن زن از مرد، زيرا اين پديده چه از نظر فرهنگي و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نيست.

 

فرهنگ سنتي ايران مي گويد بزرگتر بودن مرد در ازدواج يک ارزش است و حتي در محافل و مناطق روستايي هم، شعرهايي در اين خصوص سروده اند، بنابراين اينگونه به نظر مي رسد که اگر اين ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهي با شکست مواجه مي شود.»

 

جامعه شناسان دلايل گوناگوني را در اين خصوص برمي شمارند. آنان معتقدند رشد علمي و فرهنگي زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و ديگر موفقيت هاي اجتماعي در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوي ديگر، افزايش سن ازدواج و بعد اقتصادي، از مهمترين عوامل چنين پيوندهاي زناشويي است.

 

حميد اکبري- کارمند، مي گويد: «دوستي داشتم که هميشه مي گفت من با يک زن پولدار ازدواج مي کنم. چند سالي از او خبر نداشتم تا اين که هفته پيش او را ديدم. سوار خود روي آخرين مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالي خوبي دارد. برايم تعريف کرد که با خانمي 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگي اش هم راضي است و به هر چه مي خواسته، رسيده است. خوشحال شدم ولي نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خيلي شاد و سر حال سابق نبود.»

 

ازدواج زن با مردي که از خودش کوچکتر است، از ديد جامعه شناسان غير از بُعد اقتصادي، به مسائل عاطفي و احساسي منوط است. مثلاً دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «خام بودن جوانان و تحت تأثير احساسات قرار گرفتن، يکي ديگر از دلايلي است که موجب چنين ازدواج هايي مي شود، زيرا بايد در نظر داشت برخي جوانان با توجه به بالا بودن درايتي که زن در برخي موارد دارد، ممکن است تحت تأثير قرار بگيرند. بخصوص که در يک سن خاص زن خيلي بهتر مي تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعيت اجتماعي و اقتصادي خوبي هم برخوردار باشد که اين کار آسان تر انجام مي گيرد، زيرا پسراني که حداقل لوازم زندگي را دارند براي فرار از به دست آوردن اين امکانات، ترجيح مي دهند چنين ازدواج هايي داشته باشند.»

 

اين در حالي است که دکتر نويد ايرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در يک طبقه بندي به چرايي و چگونگي اين ازدواج ها اشاره مي کند.وي معتقد است اين ازدواج ها را مي توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

 

الف- آن دسته از ازدواج هايي است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختري بزرگتر از پسر بنابر از شرايط خاصي، پسر را به ازدواج مجبور مي کنند.

 

ب- ازدواج هايي که بر پايه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.

 

ج- ازدواج هايي که بُعد اقتصادي دارند.

 

وي در ادامه سخنانش نتايج چنين ازدواج هايي را اين گونه بيان مي کند: «با توجه به نوع چگونگي ازدواج، مسلماً رفتارهاي متفاوتي نيز بروز پيدا مي کند. در ازدواجي که مرد بر پايه عشق و يا ثروت خود را راضي کرده است که با زني بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پيش مي آيد: يا زن حاکم خانواده مي شود و يا اين مرد است که از قدرت برخوردار است. زيرا مردي که با توجه به شرايط اقتصادي زن ازدواج کرده است، برنامه ريزي مي کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنين شرايطي معمولاً جوان بودن خود را بهانه اي براي اخاذي قرار مي دهد و زن نيز کوتاه مي آيد.»

 

غير از اين، ازدواجي که بر پايه زور و اجبار است در نوع خود بدترين واکنش را داراست، زيرا زن و مرد بيشترين تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنين خانواده هايي بيشترين تنش بر سر اين موضوع است که چه کسي قدرت را در دست بگيرد، مرد يا زن؟ مرد به دليل نگرش سنتي مي خواهد مردانگي نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمي تواند اين نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، مي تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.

 

دوست مي گفت: «با مدير عامل شرکت کامپيوتري که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالي است که زندگي مشترکي داريم. راضي ام اما گاهي اوقات احساس مي کنم همانند يک مهره هستم و هيچ اراده اي از خود ندارم. تنها اين مورد است که ناراحتم مي کند.»

 

در حالي که عده اي از کارشناسان با اين کار مخالف هستند، گروهي ديگر توافق دارند که نمي توان يک حکم کلي براي چنين مسئله اي در جامعه ايران صادر کرد، زيرا هنوز تعريف مشخص و دقيقي از وظايف زن و مرد نسبت به هم تبيين نشده و يا اگر شده کمتر عملي مي شود و به همين دليل است که اختلاف ها روز به روز بيشتر مي شود؛ بنابراين در حالي که در زندگي هاي عادي زناشويي تنش هايي را شاهد هستيم، طبيعي است ميان خانواده اي که زن چند سالي هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حديث هايي هم باشيم. به طور مثال به مرد مي گويند هيچ کس را به او نمي دادند و آمد اين زن را گرفت و يا اين زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامي اين حرف ها در کنار مشکلات ديگر مي تواند آسيب پذيري خانواده را افزايش دهد. عده اي از روان شناسان اجتماعي با نگاهي از بعد روان شناسانه و روان شناختي نيز سعي بر تحليل اين دسته از ازدواج ها دارند.

 

آنان معتقدند از نظر روان شناسي زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگي عاقل تر مي شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگي عميق تر است؛ بنابراين مسئوليت پذيرند و يا بيشتر در اين زمينه ها فکر مي کنند. حال اگر زني چند سالي بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، براي همين زماني که انتظارش برآورده نمي شود، اين تصور تداعي مي شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بي مسئوليت است و در نهايت تنش فضاي خانواده را پر مي کند. از سوي ديگر، مردي که با زن بزرگتر از خودش ازدواج مي کند، ممکن است پس از چند سال زندگي، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدايي و يا ازدواج دوم بيفتد و...

 

خانمي مي گفت: «پس از 15 سال زندگي، شوهرم به من مي گويد تو پير هستي. من 6 سال جوان تر از تو هستم. مي گويد اگر به خاطر ثروت و موقعيت تو نبود، با تو ازدواج نمي کردم. خيلي غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چيزهايي که مي خواسته، رسيده، به من مي گويد تو پير هستي. پس از 15 سال زندگي اين حرف ها دلم را آتش مي زند.»

 

دکتر ايرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سني نيز اشاره مي کند. به اين معني که اگر تفاوت سني ميان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از يک حد معمولي برخوردار است. در اين شرايط زني که 3 يا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد و مي کوشد مطيع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس مادري، خواهر گونه و يا سرپرست در زن بيشتر مي شود. مثلاً زني که 15 سال و يا بيشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر يا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد مي کند.

 

خانم کارمندي مي گفت: «با کسي ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه مي گويند جاي پسرت است و به او هم مي گويند که با مادرت ازدواج کرده اي. شايد حق دارند. ولي ما با هم خوشبخت هستيم و 7 سال است که زندگي مي کنيم. تمام خرج تحصيلش را خودم دادم و براي دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. مي گفتند اين کار را نکن مي رود و ديگر بر نمي گردد؛ ولي همسرم رفت دکترايش را گرفت و برگشت و با هم زندگي مي کنيم. الان حرف هاي مردم کمتر شده؛ ولي هنوز وقتي ما دو تا را با هم مي بينند تعجب مي کنند.» تمام اين مسائل زماني کنار هم جمع شده، باعث مي شوند کارشناسان نظرات مختلفي را ارائه دهند؛ هر چند اين نظرات در آخر به نقطه اي مخالف ختم مي شود و گويي هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

 

دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «شايد چنين ازدواج هايي نکات مثبتي هم داشته باشد مثل اداره زندگي از سوي زني آگاه و مديره. ولي کنار اين نکات مثبت، اين نکات منفي است که خود نمايي مي کند زيرا اگر خود فرد پذيراي شرايطش باشد، تا اندازه اي مي تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثيرات منفي اين برخوردها هميشه در زندگي خانوادگي آنان بروز مي يابد.» در هر حال، با نگاهي مي توان خانواده هايي را يافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگي هايي شاد و زيبا دارند.

 

آقاي که کارمند فرودگاه است مي گويد: «روزي که مثل هميشه مشغول چک کردن يکي بودن شناسنامه ها با هويت مسافر بودم، ديدم زن و مرد مو سپيدي شناسنامه هايشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پيرمرد لبخندي زد و گفت: مگر چه عيبي دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟


برچسب‌ها: کوچکتر بودن زنان از مردان
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

شکستن سکوت مردان

جمعه هفتم بهمن 1390

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

1) وقتي از همسرتان مي خواهيد که کاري را انجام دهد بهتر است بگوييد: مي شه اين کار رو انجام بدي؟ نه اين که مي توني اين کار رو انجام بدي.

 

بيشتر زنان در اين مواقع از کلمه «مي توني» استفاده مي کنند، چرا که به نظر مي رسد  مودبانه تراست. ولي در اين صورت، شما از همسرتان درباره توانايي او سوال مي کنيد تا اين که به او بگوييد کاري را انجام دهد. مردان ترجيح مي دهند که درخواست شما مستقيم باشد. هر چند ممکن است که در ابتدا براي شما سخت باشد ، ولي بهتر است درخواست هايتان را مستقيماً به انها بگوييد. بيشتر مردان صحبت مستقيم را به ايما و اشاره ترجيح مي دهند.

 

 2) رک و مستقيم با آنها صحبت کنيد

 

سعي کنيد که دقيقاً آن چه را که مد نظر داريد به آنها بگوييد و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازيد که بعد هم از آنها انتظار داشته باشيد تا منظور شما را دريابند. زنان بيشتر از مردان قادر به اين کار هستند . پس ساده و بي پرده مسايل را مطرح کنيد.

 

 ۳) مختصر و مفيد حرفتان را بزنيد.

 

مردان توجه چنداني به جزييات اطراف خود ندارند. مثلاً براي آنها مهم نيست که پرده هاي خانه فلاني چه رنگي بود يا بلوز پشمي فلان خانم دست باف بود يا حاضري؟ پس سعي کنيد تا حد امکان از پرداختن به جزييات نزد همسرتان چشم پوشي کنيد مگر اين که او مرد نکته سنج و ظريفي باشد که اين هم بسيار نادر است.

 

 4) وقتي از او مي خواهيد که نظرش را راجع به چيزي بدهد، مطمئن شويد که منظورش را فهميده ايد، در غير اين صورت دوباره بپرسيد تا مطمئن شويد.

 

مثلاً وقتي مي خواهيد لباسي را بخريد و از او نظرش را مي پرسيد شايد بگويد که چندان برايش مهم نيست و هر چه که شما بپسنديد او هم مي پسندد. ولي وقتي که لباس را خريديد ممکن است رنگش را چندان جالب نداند. بنابراين قبل از خريد بهتر است رنگ لباس را به او نشان دهيد تا نظرش را دقيقاً بدانيد حتي اگر  بگويد برايش فرقي ندارد.

 

 5) او را به گوش نکردن به حرف هايتان متهم نکنيد.

 

اين کار شما حس تحقير و ناپختگي را در او ايجاد مي کند و او شما را ، همانند کنترل کننده اي براي خود خواهد ديد. مطالب و گفته هاي خود را کوتاه کنيد و فرض کنيد که او هم گوش مي کند.

 

 6) درک کنيد که زنان بيشتر از مردان به گوش کردن بها مي دهند.

 

براي يک زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حکم راهي براي بيان عشق و علاقه به او و حتي منعکس کننده يک ارتباط است. ولي براي يک مرد، نه.

 

 7) وقتي که به شما گوش مي دهد از او تشکر کنيد:

 

مردان به اين نوع تاييد و تصديق از جانب شما نياز دارند، به خصوص که در حيطه روابط ميان شما هم باشد. آنها اغلب احساس مي کنند بر لبه پرتگاهي قرار دارند و نمي توانند نيازها و خواسته هاي همسرشان را کاملاً دريابند. به همسرتان کمک کنيد تا اعتماد به نفس بيشتري را حس کند و اين کار را با تقدير و تشکر از تلاش هايش انجام دهيد. اين برخورد شما اشتياق او را براي تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بيشتر خواهد کرد.

 

 8) زماني که با دوستان و نزديکان تان هستيد به آنها بگوييد که همسرتان چقدر شما را درک مي کند.

 

با اين کار شما، او احساس مي کند که يک مرد افسانه اي و اسطوره اي است و به زودي او نيز شنونده خوبي براي شما خواهد بود


مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان



برچسب‌ها: شکستن سکوت مردان
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

نقش عوامل جسمانی در ازدواج

جمعه هفتم بهمن 1390

 

نقش عوامل جسماني و ژنتيكي در ازدواج

 

يكي از عواملي كه در ازدواج نقش مهمي دارد ، قيافه ظاهري و وضع جسماني همسر مي باشد. بعضي از قد بلند و اندام باريك خوششان مي آيد، عده اي چاق مي پسندند و بالاخره بعضي از ابروي پيوسته و بيني كشيده و برخي از موي مجعد و چشم آبي و صورت گرد و تعدادي چانه باريك و اندام موزون مي پسندند. با اين كه زيبايي ظاهري ممكن است دوام نداشته باشد و به زودي جاي خود را به قيافه و وضع جديدي بدهد ؛ معذالك فردي كه مي خواهد با كسي يك عمر زندگي كند ، بايد از قيافه او خوشش بيايد. علاوه بر اين، مسئله ژنتيك از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهميت زيادي برخوردار است. بعضي از مردان كوتاه قد زن بلند قد مي گيرند كه بچه هاي آنان قد كوتاه نشوند و عكس اين حالت نيز ممكن است پيش بيايد. از طرفي ازدواج هاي فاميلي كه احتمال تولد بچه هاي معلول و ناسالم و يا كودن و عقب مانده ذهني در آنها زيادتر است ، مسئله اي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

 

 

ازدواج و رابطه آن با قيافه ظاهري

 

يكي از عواملي كه پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قيافه ظاهري است. بعضي از پسران كه خود قيافه نازيبايي دارند توجه خاص به دختران زيبا دارند؛ عكس اين حالت نيز ممكن است اتفاق بيفتد. البته زيبايي و زشتي قراردادي است و از ديدگاه هاي مختلف فرق مي كند؛ ولي آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح مي شود؛ مثلاً ممكن است زماني اندام  بلند و باريك براي دختران و قد بلند و چهارشانه براي مردان مُد روز شود و زماني ديگر قد متوسط و اندام چاق براي دختران و قد بلند و اندام باريك براي پسران. بنابراين زيبايي پيرو مـُد مي گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بيشتري پيدا مي كند. مسئله زيبايي ، خود بحث مفصلي دارد كه در اين مقوله نمي گنجد. به هر حال در ازدواج ديدگاه طرفين در پذيرش و اقناع يكديگر از لحاظ وضعيت جسماني مهم است.

 

بحث مهم ديگر سلامت جسم ( از نظر بيماري و معلوليت)  است. ممكن است مرد يا زني معلول (مثلاً لـَنگ ، كر، كور ،  بي دست) باشد يا به بيماري هاي قلبي ، كمردرد و غيره مبتلا باشد. در اين موارد ممكن است ازدواج با معلول ديگر با وضع مشابه مشكلي ايجاد نكند؛ ولي چنانچه فرد سالمي بخواهد با فرد معلول يا بيمار ازدواج كند بايد وضعيت بيمار با تمام خصوصيات براي طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهي و بصيرت كامل انجام گيرد. در غير اين صورت پس از مدتي احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسيختن خانواده مي رود.

 

 

 

نمونه هايي از ازدواج هاي ناموفق در اين زمينه ذكر مي شود:

 

- بعضي از دختران و پسران شيفته وضعيت ظاهر طرف مقابل مي شوند و ساير عوامل را ناديده مي گيرند. اين حالت نيز پس از مدتي كه عوامل ديگر اهميت خود را نشان مي دهند و عامل زيبايي در مرحله بعد قرار مي گيرد، خوشي و نشاط را از خانواده مي گيرد و چه بسا كه زندگي گرم و پرشور اوليه به سردي گرايد. خطر ديگري كه در مورد تكيه بر زيبايي وجود دارد آن است كه زيبايي جنبه ثابت و دايمي ندارد؛ و مي تواند در اثر يك حادثه و يا در طول زمان يا بر اثر وجود يك بيماري از بين برود و به زندگي شاد زناشويي آسيب برساند.

 

مشكل ديگري كه در زيبا رويان وجود دارد آن است كه آنان ممكن است به اتكاء جمال خود ، از خود راضي و خودپسند بار آيند و چه بسا فرصت هاي مناسبي را كه در ازدواج براي آنان پيش آيد، از دست بدهند و يا در زندگي زناشويي زيبايي خود را به رخ همسر خويش بكشند و احياناً او را تحقير كنند و خود را در مرتبه بالاتري قرار دهند. اين حالت ممكن است براي شوهر زجرآور باشد و زندگي را به سردي و ناشادي سوق دهد.

 

 

 

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسماني و ژنتيكي

 

مراجعاني كه در زمينه عوامل جسماني و ژنتيكي به مشاور مراجعه مي كنند، نمونه هايي از مسائل زير را مطرح مي كنند:

 

- مردي با قيافه معمولي دختري بسيار زيبا را براي ازدواج در نظر مي گيرد ، و دختر نيز با اين وصلت موافق است. آيا اين ازدواج پايا و عاقبت بخير خواهد بود؟

 

- مردي قد بلند، زني كوتاه قد انتخاب مي كند؛ به اين اميد كه بچه هايش متوسط القامه شوند. آيا اين انتخاب با اين هدف مناسب است؟

 

- دختري قد بلند، پسري كوتاه قد را براي ازدواج انتخاب مي كند؛ تا او در برابرش احساس حقارت كند و دختر در خانه، تعيين كننده باشد.

 

- پسري چاق در جستجوي ازدواج با دختري باريك اندام است؛ تا به آرزوي خود ( لاغري) در همسرش نايل گردد.

 

- پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به اين اعتقاد كه عقد فاميل هاي نزديك در عرش بسته مي شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتيك چه مشكلي وجود دارد؟

 

- دختر يا پسري كه از نظر ارثي مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آيا چنين انتخابي مناسب است؟

 

 

 

مشاور در مقابل موارد فوق چه بايد بكند؟

 

هر يك از اين موارد نياز به بررسي دارد؛ بررسي از نظر شرايط و متقضيات و از نظر خصوصيات فردي. از اين رو نمي توان براي همه آنها حكم واحدي صادر كرد. حكم عمومي درباره مشكلات انساني نظير پزشكي است كه بيماران زيادي داشت ؛ آنها را دسته بندي كرد؛ به همه تب دارها، يك نسخه و به شكم دردها نسخه ديگري داد و خلاصه آن كه همه بيماران را با پنج نسخه ويزيت كرد!

 

در برابر هر يك از موارد مطروحه بالا بايد به طور ويژه عمل نمود:

 

- مردي كه در قبال زيبايي بي حد  زن آينده اش حساسيت دارد و چنين فكر مي كند كه اين ازدواج به علت امتياز زيبايي همسرش پايا و عاقبت به خير خواهد بود : بايد موضوع از جهات مختلف بررسي و با موارد موفق مشابه مقايسه شود تا در مراجع اين حساسيت از بين برود و بتواند عاقلانه تصميم بگيرد.

 

- راجع به مردي قد بلند كه زن كوتاه قد انتخاب كرده تا بچه هايشان متوسط القامه باشند : بايد از او سؤال كرد  كه علم و اطلاع در زمينه اين موضوع را از چه منبعي دريافت نموده است. وانگهي آيا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟

 

- دختر قد بلندي كه قصد دارد با پسر كوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج كند. آيا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟

 

مشاور بايد اين موارد را با مشاركت مراجعان از جهات مختلف بررسي كند تا آنها بتوانند با آگاهي ، تصميم بگيرند.

 

- در برابر پسر چاقي كه مي خواهد با دختري باريك اندام به خاطر ارضاي آرزوهاي خود ازدواج كند: مشاور بايد با مراجع موضوع را ارزيابي كند و بگويد ارضاي اين آرزو چه نفعي براي او دارد. وانگهي اين عمل چنانچه با رعايت جوانب ديگر انجام نشود، ممكن است زندگي وي را به تباهي بكشاند.

 

- ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتيكي بهتر است انجام نگيرد ولي چنانچه عشق و عاشقي انجام امر را ضروري سازد ، بايد قبل از ازدواج با مراجعه به يك متخصص، مشاوره ژنتيكي صورت گيرد و سپس مراجع تصميم خود را بگيرد.

 

- در مورد دختر يا پسري كه مريض است، يا بيماري ارثي دارد: اولاً مشاور بايد ببيند آيا بيماري او خطرناك است؟ ثانياً اين بيماري به بچه ها نيز منتقل مي شود يا خير؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنين دختر و پسري بررسي پزشكي و تحقيقات لازم انجام گيرد. چنانچه بيماري براي خود فرد خطري نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشكلي وجود نخواهد داشت.

 

- نظر به اين كه قيافه ظاهري عاملي عيني است و زيبايي جاذبه بسياري براي  ازدواج دارد، بنابراين احتمال دارد كه پسر يا دختر با عشق و علاقه افراطي، ديگر عوامل مؤثر در ازدواج را كنار بگذارند و تنها با توجه به زيبايي به سوي زناشويي كشيده شوند. در اين موارد وظيفه مشاور آن است كه با تشكيل جلسات مشاوره و بررسي هاي همه جانبه و مواجه كردن مراجع با ازدواج هاي مشابه ناموفق، عشق غير واقعي وي را تعديل نمايد. چشم واقع بين را براي ديدن عوامل مختلف مؤثر در زناشويي، فعال نمايد تا تصميم گيري در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گيرد.

 

ماحصل كلام آن كه مشاور بايد هر مورد را با مشاركت مراجع از جميع جهات بررسي كند، با موارد ديگر مقايسه كند و نتايج كار را در هر اقدام پيش بيني نمايد. تا بالاخره مراجع با كسب اطلاع و تفكر و بصيرت به تصميم گيري مناسب نائل گردد


برچسب‌ها: عوامل جسمانی در ازدواج
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

خانواده و آگاه سازی جوانان

جمعه هفتم بهمن 1390

نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان

 

براى پيشگيرى از عادات و رفتارهاى منفى و غيرسالم جوانان و نوجوانان، هيچ گاه نبايد صبر كرد تا آنان با چنين مشكلاتى درگير شوند و آن گاه درصدد يافتن راه حل و شيوه مقابله با آن برآيند. از طرف ديگر، با ناديده گرفتن و يا انكار واقعيات موجود، نه تنها نمى توان مشكلى را حل كرد، بلكه فرصت يافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پيشگيرى مؤثر از اعتياد جوانان، همانا هوشيارى هميشگى والدين و اعضاى مؤثر خانواده است.

 

جوانى نمايانگر رشد، بلوغ و تشكيل عادات پايدار فردى است. جوانى دوره اى است كه با گذر از انواع هيجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتايج تحقيقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى كه ارتباط صميمانه و نزديكى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضايت و شادى مى كنند، كمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند.

 

از جمله راهكارهاى مؤثرى كه والدين مى توانند به منظور پيشگيرى از اعتياد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به كار بندند، عبارت اند از:

 

 

1)  معيارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان ياد بدهند.

 

ارزش هاى پسنديده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از يك نوجوان مسئول، اهميت رشد و بالندگى نوجوان براى پيشرفت اجتماعى كه در آن زندگى مى كند و... را به آنها بياموزند.

 

 

2)  به نوجوانان بياموزيددر برابر اجراى مقررات و قوانين حاكم بر خانه، مدرسه و اجتماع،  جدى، مسئول و هوشيار باشند.

 

رعايت آئين نامه  هاى انضباطى و ضوابط و قوانين مدونى كه در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسيارى از كجروى هاى اجتماعى شوند. اهميت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شيوه تفكر سالم و... از نكات ارزشمندى است كه مى توان به نوجوانان و جوانان ياد داد. آنها بايد بدانند كه هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرايمى به دنبال دارد و چه مجازات هايى را بايد متحمل شوند.

 

 

3) سعى كنيد الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشيد.

 

او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدينى كه خود، سيگار مى كشند  يا در مصرف داروهاى مسكن و خواب آور افراط مى كنند  يا نگرش و ديدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى كنند، راه را براى انحراف و تصميم گيرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بين حرف و عمل خود آگاه باشيد. نوجوانان به اين تناقضات بسيار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقايدشان را زير پا خواهند گذاشت.

 

4) عزت نفس، خويشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقويت كنيد.

 

فرصت ها و موقعيت هايى براى فرزند نوجوانتان پيش آوريد تا او بتواند پيروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دليل توانايى ها و استعدادهايش تشويق و حمايت كنيد. اين كار به او كمك مى كند تا احساس خوبى نسبت به خودش پيدا كند. برداشت هاى جوان نسبت به توانايى ها و استعدادهايش مهمترين تأثير را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى كه والدين درمى يابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خويشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثير قرار داده است، بايد به او كمك كنند تا با انتخاب راه و مسير درست زندگى، خود را از انحطاط، تسليم و بى ارزشى نجات دهد.

 

 

5)  ارتباط مؤثر و صميمانه اى با نوجوان (يا جوان) برقرار كنيد.

 

گوش دادن به صحبت هاى او، حمايت از رفتارهاى مثبت، پسنديده و سالم، توجه كردن به احساسات و عواطف او و پذيرش بى قيد و شرط جوانان و نوجوانان به آنها كمك مى كند تا با ايجاد رابطه اى نزديك و صميمانه با والدين خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآيند. ديدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذيرى به جوانان بياموزيد. اجازه دهيد تا با بحث و گفت وگو احساس مسئوليت، ارزشمندى و خودكارآمدى در آنها رشد يابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجويى، كنجكاوى و خطر كردن مى زنند، در اين جا وظيفه والدين و مربيان است كه سعى كنند با گزينش روش هاى معقول و سنجيده راه رسيدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.

 

 

6)  فرصت هايى براى او ايجاد كنيد تا مسئولانه درباره كارهاى روزانه خودش تصميم گيرى كند.

 

به او ياد بدهيد كه چگونه با افراد ديگر اجتماع ارتباط برقرار كند.مثلاً زمانى كه تنها در جمعى حضور دارد، چه بايد بگويد، چه كار بايد بكند و... در نظر داشته باشيد اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سيگار كشيدن و... مطيع نخواهد شد. هر اندازه كه تأثير دوستان و همسالان جوان بر او زياد شود، نقش والدين و راهنمايانش براى هدايت او كم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدين، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محيط و اجتماع آسيب پذيرتر ساخته اند و بعدها براى اين تسليم بايد بهاى سنگين ترى بپردازند. والدين بايد با درك تأثير همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحريكات موجود آماده كنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحيح را در آنان بايد تشويق و تمجيد كرد. بايد به جوان ياد داد كه «نه گفتن» او دليل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهيد كه به هنگام احساس خطر، قدرت ترك محل را داشته باشند.

 

 

7)  نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشيار باشيد.

 

نوجوانى كه دچار افكار پريشان و مأيوس كننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زيرا او اساساً پيامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى اين گروه از نوجوانان ممكن است زمينه ساز بسيارى از آسيب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سيگار، مواد مخدر، اعتياد، فحشاء، بزهكارى و... شود. والدين بايد رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را كه احتمال مى دهند به دلايلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.

 

 

8)  واقعيت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (يا جوان)تان گوشزد كنيد.

 

گروهى از والدين تصور مى كنند با مطرح نكردن مشكلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقايق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمايت از فرزندشان انتخاب مى كنند. در حالى كه آنان نياز دارند تا اطلاعات صحيحى در باره مسائل جامعه اى كه در آن زندگى مى كنند، داشته باشند و در اين زمينه بهترين راهكار آن است كه پدر و مادر سعى كنند با يافتن منابع و مدارك علمى و موثق، اطلاعات و دانسته  هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدايت سالم والدين و مربيان دلسوز، بسيار ارزشمندتر از دوستى  هاى بحران زا و دشوار است.

 

 

 

به طور خلاصه آن چه والدين مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بياموزند، مى تواند در زمينه پزشكى (آسيب  هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز،  هپاتیتو انواع بيمارهاى قابل انتقال از طريق تزريق) يا روان شناختى (آسيب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهكارى، فحشاء، جنايت و...) و يا حتى عواقب قانونى دستگير شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضايى متعاقب آن باشد. آنها بايد از همان ابتدا «مواد» را نپذيرند؛ آنها بايد چنان تعليم ببينند كه اساساً هيچ گرايشى به مواد مخدر پيدا نكنند و با قاطعيت تمام، دست رد به سينه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از يادگيرى مهارت هاى زندگى و شيوه هاى حل مشكلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بياموزند. منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هايى است كه :

 

 

 

 -نوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.

 

 - كودك و نوجوان در كنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، ساير افراد و محيط برقرار سازد و به حل مشكلات خود و اجتماعش كمك كند.

 

- موجب پرورش استعدادها و توانايى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشكلات زندگى روزمره مقابله كند.

 

بالاخره آن كه مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصميم گيرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با ديگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفكر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هويت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانايى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط ديگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بينانه براى زندگى، داشتن تفكر خلاق، روحيه استقلال طلبى و مسئوليت پذيرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....

 

نگرش ها و عاداتى كه بچه ها در دوران كودكى از پدر و مادر خود مى آموزند، پايه و بنيانى براى بسيارى از تصميم گيرى هاى آينده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ۱۳- ۱۲ ساله شايد هنوز آمادگى پذيرش خطرات و مضرات ناشى ازاعتیاد را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصميم گيرى صحيح، اطاعت از قوانين و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشكلات روزانه، مسئوليت پذيرى و تقويت خودپنداره شان ياد بگيرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشكلات نوجوانان، همواره محبت كردن به آنان را بايد به خاطر داشت، آنها بايد دريابند كه مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد كنند و نگرانى ها و تشويش هاى شان را در زندگى- هر چه كه باشد- با آنها در ميان گذارند. نتايجى كه طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى كه از بودن در خانواده شان احساس رضايت و خشنودى داشته اند و روابط صميمى و گرمى بين اعضاى خانواده وجود داشته است، كمتر به دنبال سیگار، الكل و انواع مخدرها بوده اند. اين يافته ها نشان مى دهند كه قشر وسيعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بين اعضاى خود و آموزش هاى صحيح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسيارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هيچ گاه نقش خودتان را بر افكار، انديشه ها و آينده قشر جوان جامعه دست كم نگيريد.

 

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ازدواج و سلامت روان

جمعه هفتم بهمن 1390

نقش ازدواج در سلامت روان جوانان

 

ازدواج  يك امر طبيعي و فطري و يكي از نيازهاي ناگزير بشر است. كسي كه به اين نياز طبيعي پشت كند بدون ترديد، احساس كمبود خواهد كرد وچون برخلاف فطرت حركت مي كند، به دشواري ها و مشكلات جسمي ورواني برخورد مي نمايد. بي شك ، يكي از مهمترين عوامل فشارهاي رواني و استرس هاي رو به افزايش در دنياي امروز كه گريبانگير بسياري از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.

 

دختران و پسران جوان ، درفراز و نشيب زندگي ، به محيطي امن و پايگاهي عاطفي نيازمندند و بهترين فردي را كه مي توانند براي تأمين اين نياز، برگزينند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسيله ي ازدواج ، دركنار يكديگر از آرامش ، امنيت و سلامت روان برخوردارمي گردند.

 

خداوند متعال در اين باره مي فرمايد:

 

" و از نشانه هاي او اين كه ، همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا دركنارآنان آرامش يابيد، در ميانتان موّدت و رحمت قرار داد . در اين نشانه هايي است براي گروهي كه تفكر مي كنند".

 

رسول گرامي اسلام – صلي الله عليه وآله – نيز ، ازدواج را عامل ايجاد اخلا ق نيكو د رفرد مي داند و مي فرمايد:

 

" مردان وزنان بي همسر خود را به ازدواج يكديگر درآوريد ، چرا كه خداوند اخلاق آنان را نيكو مي سازد" .

 

امروزه ، پژوهش هاي جامعه شناسان و روان شناسان نيز، حاكي از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمين زمينه ، مطالعات اداره بهداشت عمومي امريكا درسال 1980 نشان مي دهد كه بين سلامت رواني  و ازدواج ، ارتباط معني داري وجود دارد. افراد متأهل درمقايسه با افراد مجرد در وضعيت بهتري از سلامت رواني قرار دارند. نشانه هاي نوروتيكي درمقايسه ، كمتر در آنها ديده مي شود و درصد كمتري از آنها دربيمارستان هاي رواني بستري اند. همين فوايد ازدواج و تشكيل خانواده ، يعني ايجاد اخلاق نيكو در افراد ،  سلامت  و بهداشت رواني ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است كه خانواده را بين ديگر نهادها ي اجتماعي ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوري كه  از آن به عنوان ريشه اي ترين نهاد اجتماعي ياد مي شود.

 


برچسب‌ها: ازدواج و سلامت روانی, ازدواج و روح و روان
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ناسازگاری در زندگی

جمعه هفتم بهمن 1390

ناسازگاري در زندگي زناشويي

 

با اتخاذ روش هاي ساده مي توان از بروز بسياري اختلافات جلوگيري کرد. متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج هاي تحميلي، شرايط سني نامتناسب و ازدواج مجدد ديده مي شود و هنوز بسياري از جوانان تنها با دل خود پا پيش مي گذارند و وارد زندگي زناشويي مي شوند. آنچه در اينجا به آن مي پردازيم، آيين همسريابي نيست، بلکه قصد داريم با بيان دلايل اصلي بروز اختلاف ميان همسران و روش هايي ساده براي احتراز از آنها، قدمي در راه بهبود بخشيدن به روابط داخلي خانواده برداريم.

 

در حالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود. علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها - براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. ازدواج يک مبارزه است که امکان بروز پيش آمدهاي منفي در آن بسيار است، يک زوج دانا بايد بتوانند آنها را بشناسند، پيش بيني کنند و به آنها رسيدگي نمايند.

 

خشم مي تواند به شکل هايي چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

 

 

اما عوامل مشکل آفرين چه هستند؟

 

به بخشي از اين مسائل توجه کنيد:

 

 - اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود مي تواند رابطه اي را پايه گذاري کند که در آن، اين شخص مدام در حال تعريف و تمجيد از طرف مقابل خود است. چنين شرايطي بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنيدن کوچکترين تعريف و تمجيدي، به کسي غير از همسر خود متمايل خواهد شد.

 

-  داشتن تعريفي خشک و انعطاف ناپذير از نقش همسران در زندگي به طوري که هيچ فضايي براي آزادي عمل، تغيير و تحول و رشد شخصيت افراد باقي نمي گذارد. هنگامي که يکي از طرفين اجباراً نقشي را بپذيرد که با خود او متفاوت است، صميميت و تبادل نظر بين زوجين کاهش مي يابد. مثلاً خانمي که مدرک فوق ليسانس دارد، مجبور به خانه داري شده و مي خواهد پس از اين که فرزندانش به سن مدرسه رسيدند، وارد بازار کار شود، يکي از موارد متعددي است که شخص در جاي نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.

 

- کوشش براي رسيدن به کمالي که با تعاريف فرد مقابل جور دربيايد و به عبارتي تبديل شدن به کمال مطلوبي که از خود واقعي شخص فرسنگ ها فاصله دارد.

 

اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد.

 

- يک تأثير منفي بچه دار شدن مي تواند اين باشد که شوهر، از شخص شماره يک همسر خود، به شخص شماره دو تنزل مي کند. در همين زمان است که زن احساس مي کند شوهرش به او بي توجهي مي کند و زحماتش را در امر نگهداري از فرزند ناديده مي گيرد. هر قدر که اين حس متقابل کم ارزشي در زوج قوت بگيرد، فرزندان به نظر آنها بيشتر تحميلي مي آيند و روابط خانواده به طور فزاينده اي سست مي شود.

 

 

تابلو THE LOVERS اثر پيکاسو (اين تابلو زني را نشان مي دهد که به همسرش تکيه کرده)

 

- تعريف سنتي نقش زن، اين است که از يک وابستگي به وابستگي بعدي منتقل مي شود و اين مي تواند براي مردي که ذاتاً ضعيف است و نمي تواند بار سنگين زندگي را به دوش بکشد، ناگوار باشد. بسياري از زنان با پيشينه سنتي، خود را در سايه مردان شناخته اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. اين زنان بيشتر به ظاهر خود مي پردازند، مدام در باره ضعف و ناتواني خود صحبت مي کنند و ممکن است دچار حسادت شديد هم باشند. اين مورد اخير مي تواند يک عامل مزاحم و دائمي باشد که حتي در زماني که شوهر وفادار و صادق است نيز، حضور دارد.

 

-  در جوامع امروز ممکن است نقش هاي سنتي زن و مرد معکوس شود و اين زن باشد که شغلي مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها براي انجام وظايف زناشويي حضور دارد. زن در چنين شرايطي، ممکن است به سمت مرد ديگري که از نظر شغلي قدرتمندتر از اوست، جلب شود و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.

 

ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي شده و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

 

 - نداشتن ارتباط کلامي و تبادل نظر صحيح قبل و بعد از ازدواج. بيشتر افراد گفتگو درباره مسائل ظريف حياتي درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصيلات فرزندان، نيازهاي جنسي و عوامل ناسازگار ديگر را جدي نمي گيرند و از انجام آن طفره مي روند. آنها به غلط تصور مي کنند که عشق بر تمام اين مشکلات پيروز مي شود و هر اختلافي را حل مي کند.

 

-  جا به جايي ناسازگاري هاي زناشويي به اين ترتيب که اختلافات، خواسته ها و اهداف متفاوت زوج، در شخص سومي که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلي مي شود. اين فرزند هيچ راه فراري ندارد و در يک موقعيت نامعقول گرفتار شده است. يکي از اين موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند يکي از والدين است «تو مثل پدرت تنبلي»، «تو هم مثل مادرت منطق سرت نمي شود» و ... اين فهرست مي تواند تا مدت ها ادامه پيدا کند. متأسفانه اين روش در حالي که موجب رضايت زن و شوهر مي شود، فرزند بخت برگشته را با انبوهي از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران مي کند.

 

-  خشم نا بجا موجب مي شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانيم. ابراز نادرست خشم ناشي از مشکلات شخصي در محل کار يا عدم رضايت از نقش خود در خانواده در اکثر موارد، شخص بي گناهي را آماج تيرهاي خشم ما قرار مي دهد. البته افراد اندکي وجود دارند که بر روي واقعيت تمرکز مي کنند و ديگران را مقصر نمي دانند، اما بيشتر ما، در اين دسته جا نداريم.

 

 - گاهي همسران براي حفظ رابطه اي که به نظر مطلوب مي رسد، از موارد مهمي چون جنبه هاي شخصيتي، زمينه خانوادگي، مذهبي، نژادي، تحصيلي و...سرسري مي گذرند در حالي که چنين مواردي مي توانند در رابطه نقش بنياديني داشته باشند. همچنين، رفتارهايي که در گذشته با وجود عجيب بودن، برايمان جذاب بود، جذابيت خود را از دست مي دهند و کاملا زجر آور مي شوند.

 

-  شيوه هاي متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالي که هر دو طرف از اعتماد به نفس  اندکي برخوردار باشند، مي تواند به حالتي تبديل شود که دو طرف مدام يکديگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بي اعتماد شده و احترام خود را از دست مي دهند.

 

-  مردان تمايل دارند که در گفتگوهاي خود از دليل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار خردمندانه استفاده کنند، در حالي که زنان در سطح احساسات گرايانه تري به گفتگوي خود شکل مي دهند. يک مشکل رايج بين همسران، حرف زدن بدون شنيدن است. اگر هنگام گفتگو، نکته اي ناشنيده باقي بماند، صداها اوج مي گيرد، خشم بر هر دو طرف مسلط مي شود و گفتگو به بن بست مي رسد.

 

 - افراد با کسب عادات و روش هاي توهين آميز و تهاجمي و به کار بردن مکرر آن، ضررهاي جبران ناپذيري به زندگي زناشويي خود وارد مي کنند. ممکن است طرف مقابل چنين افرادي مدتي با بردباري و مدارا رفتار کند تا همسر خود را حفظ کند، اما اين حالت به تدريج از بين مي رود.

 

 - کوشش در راه تغيير افراد تا حدي که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنايه زدن مداوم در باره وزن، بي اطلاعي از موضوعي خاص، رمانتيک نبودن، بي علاقگي به ورزش و ... از جمله مواردي هستند که در اين دسته مي گنجد. ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي مي شود و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

 

 

به وجود آمدن خشم

 

عوامل متعدد بالا مي توانند موجب بحث هاي طولاني، سخنراني هاي يک طرفه، عدم درک متقابل، برداشت هاي نادرست و فقدان کامل محبت شود. اين مشکلات مي تواند زن و شوهر و فرزندان آنان را به طور زيان باري تحت تأثير قرار مي دهد به طوري که اثر آن تا نسل ها ادامه خواهد يافت.

 

خشم، به طور غير مستقيم به وجود يک ايراد کلي در زندگي زناشويي  يا خارج از آن دلالت مي کند، اما متمرکز کردن آن بر روي شريک زندگي به اين معنا است که يک اشکال اساسي در اين رابطه وجود دارد. بيشتر اوقات عصبانيت  نتيجه فرعي ِ داشتن حس ناديده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غير منصفانه قضاوت شدن، مورد خيانت قرار گرفتن يا از نظر احساسي ترک شدن است.

 

خشم نشانه اي از چنين فشارهايي است و تا حد امکان بايد آن را با خونسردي و منطق پاسخ داد. ممکن است تمام اين احساسات در نتيجه مشکلي حرفه اي(مانند بيکار شدن) پيش آمده باشد و حل آن، شعله هاي خشم را از همسر بي گناه دور نگه خواهد داشت.

 

خشم مي تواند به اشکال ديگري چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

 

 

چه مي توان کرد؟

 

شناخت و درک چگونگي تخريب يک رابطه بسيار مهم است. يافتن مشکلي که موجب بروز خشم شده نيز از اهميت فراواني برخوردار است. همسران بايد مهارت هاي ارتباطي خود را افزايش دهند، عصبانيت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجير طولاني درگيري ها را پاره کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگيخته شدن اقدامات دفاعي بدن در برابر حمله هاي روحي و جسمي مي شود و سد محکمي در توانايي برقراري ارتباط منطقي به وجود مي آورد.

 

يک نفر يا هر دو طرف بايد بر موقعيت غلبه کند و مسئوليت کار اشتباه خود را بپذيرد و با صداقت خود، اعتماد و صميميت طرف مقابل را جلب کند. اگر يک نفر بتواند جوابگوي مشکل شود و مسئوليت رفتارهاي مخرب يا نادرست خود را بپذيرد، موجب مي شود که طرف مقابل نيز همين رفتار را داشته باشد.

 

گاهي حضور يک واسطه بي طرف مي تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمي کند که موجب ناتواني در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. اين شخص مي تواند اعتماد و صميميت را بين زوج برقرار کند. علاوه بر اين، اين واسطه مي تواند محيطي آرام ايجاد کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانيت، حاصل شود.

 

در نهايت بايد گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد


برچسب‌ها: ناسازگاری در زندگی زناشویی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ازدواج و خانواده های ایرانی

جمعه هفتم بهمن 1390

مهم ترين و عمومي ترين آداب و رسوم وسنت هاي ازدواج بين خانواده هاي ايراني

 

ازدواج

 

" وَ مِن آياتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِليَها و جَعـَل بَـينَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِي ذلِكَ لِآيات لِقومٍ يـَتـَفـَكَّرونَ"

 

" يكي از آيات و نشانه هاي لطف الهي آن است كه براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد كه در كنار او آرامش يافته و ميان شما انس و دوستي و رحمت برقرار نمود كه اين نيز براي مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ي علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم 21 )

 

ازدواج  و تشكيل خانواده سنگ بناي هرجامعه ي بزرگ انساني است كه در انجام  وظايف فردي و روابط اجتماعي آنها نقش اساسي و بنيادين دارد و يكي از مهم ترين و زيباترين سنن اجتماعي انسان ها در طول تاريخ است كه ريشه در فطرت  و آفرينش ويژه ي آدمي دارد و تأمين كننده و تعديل كننده ي بسياري از نيازهاي رواني ، عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي ، اعتقادي و حتي اقتصادي انسان مي باشد كه در اسلام بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است.

 

اما بايد اذعان نمود ازدواج اين امر الهي ، اجتماعي و پديده ي جهاني كه همه ي جوامع سالم بشري و اديان آسماني بر آن تأكيد داشته و خود نيز ، موضوعي ساده و مقدس است ، در عين حال يك پديده ي فرهنگي هست كه نزد هر ملتي رنگ خاصي به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقايد، الگوها و سنت هاي  اصيل و ساده ي اسلامي براي  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر اين ارزش متعالي و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ي اسلام و سنن حسنه ي پيامبر گرامي  و ائمه اطهار از روي عدم آگاهي ، مطابق تمايلات و سليقه افراد مختلف  جهت داده  و چيزي به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در ميهن اسلامي ما بيش از آن كه بُعد مادي و اقتصادي داشته باشد ، ريشه در ابعاد فرهنگي و فكري دارد كه تار و پود آن به صورت دامي از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشريفات و توقعات بيجا و بعضاً خرافي است كه غالباً محصول چشم و هم چشمي و رقابت هاي مخرب ، تقليدهاي كوركورانه ، مسخ هويت و كرامت انساني است.

 

 

 

برخي از مهم ترين و عمومي ترين آداب و رسوم وسنت هاي ازدواج بين خانواده هاي ايراني:

 

 

 

1) ازدواج تحميلي

 

با اين كه خوشبختانه با افزايش دانش و بينش جوانان و خانواده ها ، از شدت اين مسئله كه برخلاف اصول اخلاقي و اجتماعي و احكام اسلامي است ، كاسته شده ،  اما هنوز هم در برخي مناطق ، پدر و مادر و نزديكان داماد ، هر دختري را كه پسنديدند و پيشنهاد نمودند بدون نظر خواهي معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص مي كنند  و بعضي پسرها هم بدون توجه به مشكلات بعدي به راحتي مي گويند هر كه را شما بخواهيد و هرچه شما بگوييد! در اين خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور كردن آنها به ازدواج هاي تحميلي ، بسيار وخيم تر است.

 

 

 

2) شيربهادر بعضي  شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است كه قبل از عروسي براي تهيه مقداري از جهيزيه ، از داماد مبلغي پول نقد به عنوان شيربها مي گيرند كه خود مانع و مشكل بزرگي براي خانواده هاست و يكي از آسيب هاي كوچك آن اين است كه خانواده ي داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند كه جهيزيه مفصلي باز گردانده شود. كاش اين افراد  لحظه اي مي انديشيدند كه شير مادر چيزي نيست كه قابل خريد و فروش باشد.

 

مهريه

 

مهريه يك سنت حسنه ي اسلامي است كه از زمان پيامبر اكرم ( صلي الله عليه واله وسلم ) وجود داشته و تعيين آن مورد تأكيد است . با اين كه عده اي مي گويند مهريه را چه كسي داد و چه كسي گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ي داماد است ؛ يعني هرگاه زن طلب مهريه كرد شوهر بايد آن را پرداخت كند . در قديم مهريه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامي ، به روال مِهرالسُنه ي حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسياري از مردم ، اين سنت پسنديده را مطابق با تمايلات خود جهت داده اند و مهريه را به عنوان ارزش يك دختر تلقي مي كنند و به اشتباه مهريه سنگين را پشتوانه اي محكم و تداوم بخش در زندگي زناشويي مي پندارند. چرا بايد بعضي دختران به بالا بودن نامعقول مهريه خود افتخارنمايند؟ مگر الگوي زنان ما فاطمه زهرا (س) نيست ؟ و مگر الگوي ازدواجي كه خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمي پسندند وعقل بر آن صحه مي گذارد و رضايت خلق خدا را فراهم مي سازد، ازدواج بزرگ مرد تاريخ اسلام حضرت علي ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نيست كه با نهايت تأسف برخي ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهريه و مبلغ آن ، صورت نمي گيرد.

 

اين دسته از والدين را بايد آگاه كرد كه دختر ، و زندگي او كالاي مورد معامله نيست تا بر سر مبلغ مهريه اش بحث كنند و بايد بدانند كه طلب كردن مهريه ي سنگين،  نشانه عدم اعتماد و اطمينان كمتر است و بهانه اي براي ايجاد انتظار نامعقول و جهيزيه ي خارج از توان ، كه همه ي اينها از آفت هاي ازدواج و آسيب هاي فرهنگي و اجتماعي آن محسوب مي شوند.

 

 

 

3)   جهيزيهجهيزيه بايد سبك ، ساده و در حد ضروريات اوليه ي شروع زندگي جديد باشد همان گونه كه جهيزيه حضرت فاطمه زهرا( س) به روايتي هفده قلم بوده است كه در آن زمان به 63 درهم خريداري شده است و اين هم از سنت هاي حسنه ي اسلامي است كه به تدريج از هدف اصلي دورشده و متأسفانه در زمان ما يكي از مشكلات ازدواج شده است ، بدانگونه كه برخي خانواده ها به جهيزيه عروسشان با وسواس توجه مي كنند و اگر آن را نپسنديدند مايه ي سرشكستگي خود و خانواده خود تصور مي كنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قي فراوان به جهيزيه اش مي شناسند! و توقع دارند كه به اصطلاح از شير مرغ تا جان آدميزاد همراه خود بياورد ! تا جايي كه ديده شده است پدري يكي از كليه هاي خود را براي تهيه جهيزيه دختر خود فروخته است و يا دختري به علت فقر و عدم توانايي تهيه ي جهيزيه ، از ازدواج صرف نظر كرده است . به علاوه بسيار مشاهده مي شود كه بعضي از وسايلي كه به عنوان جهيزيه با هزينه هاي كمرشكن تهيه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمايش درآمده است .

 

 

 

4)   تجمل و تشريفات دست و پاگيربايد نهضتي برضد  ازدواج هاي پر خرج و تشريفاتي به وجود آورد كه هزينه هاي زيادي را مي بلعد و نابود مي كند و انگيزه اي جز چشم و هم چشمي و رقابت هاي مخرب ندارد. بايد با الهام از دستورات عالي اسلام با هرگونه تجمل پرستي و خرج تراشي هاي بي دليل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. بايد  در فرهنگ عمومي اين باور ايجاد شود كه خرج تراشي و هزينه هاي زياد در مراسم مختلف ازدواج نه دليل شخصيت ، نه نشانه ي آبرو و نه موجب تحكيم پيوند زناشويي است . ريشه ي بسياري از كدورت ها ، اختلافات خانوادگي و جدايي ها را بايد در همين آداب و رسوم غلط ، در همان شب هاي جشن و سرور پرخرج ، تقيد به مشتي آداب و رسوم غلط  و توقعات بيجا و توجه افراطي به ظواهر مادي به هنگام خواستگاري جستجو كرد. افسوس كه تقليدهاي كوركورانه ،  چشم و هم چشمي ها، آبروهاي خيالي بدتر از هر بي آبرويي و خواب هاي خرگوشي مرگبار، بعضي مغزها را منجمد كرده و از درك حقايق و واقعيت هاي ازدواج  باز داشته است كه حاصلي جز اضطراب ، افسردگي ، تظاهر و زندگي بي روح و نشاط  و اختلالات عصبي و رواني ندارد.

 

اما در پيوندي كه دختر و پسر از روي شناخت ، با يكديگر صميميت و تفاهم داشته و والدين آنها بدون سختگيري هاي بيجا و پس از مشاوره و بررسي آن را تصويب مي  كنند و در يك محفل شاد و دوستانه و صميمانه برگزار مي شود، نيازي به تشريفات كمرشكن ، پيرايه هاي ابلهانه ، تجملات و مخارج رويايي و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است كه در چنين ازدواجي ، كه بهتر است آن را ازدواج  اسلامي و طبيعي بناميم ، نه از مهريه هاي كمرشكن و جهيزيه هاي  ريز و درشت خبري هست ، نه از شيربها و طلا و جواهرات زياد و گران قيمت و هداياي سرسام آور و آينه شمعدان هاي غير ضروري ، خريدهاي آن چناني قبل از عقد براي عروس و خانواده ي او ، تقديم و ارسال هدايا  در اعياد و روزهاي خاص و بالاخره تشريفات و اسراف هاي مراسم عقد و عروسي با هزينه هاي سنگين و...

 

نكته عجيب و قابل تأمل و تحقيق اين است كه گروه عمده اي از خانواده ها كه از اين پيرايه ها و تشريفات زايد و كمر شكن شكايت دارند، ناله مي كنند و درمقام بحث با اين گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گير مخالفت مي ورزند ، در عين حال  غالباً به آنها پاي بندند و زماني كه خود به عنوان والدين پسر يا دختر در موقعيت قرار مي گيرند صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهاي عنكبوتي افتاده و به مصيبت و خطا گرفتار مي شوند . شايد بتوان گفت كه يكي از دلايل اين تضاد عقيده و عمل ، عدم شهامت كافي و ضعف اراده و تفكر و ايمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.

 

فرانسيس بيكن فيلسوف انگليسي قرن 17 ميلادي ، خطا هاي مبتلا به ذهن آدميان را كه در تحصيل علم و آگاهي  و كشف حقيقت ، مايه گمراهي انسان مي شوند بت ناميده و از آنها به عنوان بت هاي طايفه اي ، شخصي ، بازاري و نمايشي نام برده است. اين گونه آداب و رسوم و سنت هاي ناپسند و انحراف از فطرت خداوندي و اسلامي  را نيز از جمله بت هاي فرهنگي  و فكري امروز ميهن اسلامي مي توان ناميد كه نياز به بت شكن و قهرمان هاي فرهنگي و فكري دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصيل اسلامي است


برچسب‌ها: آداب و سنت های ازدواج, آداب ازدواج, سنت های ازدواج, اصول ازدواج در ایران
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

آداب شیر دهی به نوزاد

جمعه هفتم بهمن 1390

مطالبی در مورد آداب و اصول شیر دادن به نوزادن   فهرست مطالب :   » چرا برخي نوزادان در مکيدن پستان مادر موفق نيستند ؟   » راهنماي مادران شاغل براي تغذيه کودکان با شيرمادر   » روش دوشيدن شير با دست   » سردرگمي شيرخوار در گرفتن پستان مادر   » نحوه از شير گرفتن کودک   » استفراغ در شيرخوار       چرا برخي نوزادان در مکيدن پستان مادر موفق نيستند ؟   اکثر نوزادان از بدو تولد قادرند پستان مادر را در دهان گرفته و همزمان با مکيدن آن شير را بلعيده و براحتي نيز تنفس کنند . يعني نوزاد طبيعي و رسيده مي تواند عمل مکيدن ، قورت دادن و نفس کشيدن را توأمان انجام دهد .   به علت آنکه پستان مادر و دهان نوزاد متفاوت است ، در بعضي موارد لازم است تمهيداتي انديشيده شود تا نوزاد بتواند ياد بگيرد چگونه پستان مادر را در دهان نگه دارد ، آنرا بمکد و شير را بلع کند .   اشکالاتي که در اين روند تکاملي به وقوع مي پيوندد اکثراً به دليل زايمان هاي غيرطبيعي و يا استفاده از مواد و ابزاري است که در جريان زايمان مورد بهره برداري قرار مي گيرند ، که ذيلاً‌ به برخي از آنها اشاره مي گردد :   ۱- مصرف دارو در جريان زايمان از قبيل پتيدين يا بي حس کننده هاي نخاعي   ۲- استفاده از داروهاي ضد درد پس از زايمان   ۳ - تغذيه نوزاد با بطري يا دادن پستانک به نوزاد که مکانيسم مکيدن متفاوتي نسبت به مکيدن پستان دارد .   ۴- جدا نگه داشتن نوزاد از مادر پس از تولد و عدم اجرا يا اجراي ناقص هم اتاقي مادر و نوزاد   ۵- درست بغل نگرفتن نوزاد و وضعيت ناصحيح نوزاد روي سينه مادر ( مثلاً فشار دادن سر نوزاد با دست )   بايد در نظر داشت همه نوزاداني که پس از تولد به خوبي پستان مادر را نمي گيرند ، مشکل مکيدن پستان را ندارند . معهذا معدودي از نوزادان در گرفتن پستان و قورت دادن شير در ابتدا دچار مشکلاتي هستند از جمله :   ۱- نوزاداني که عادت داشته اند در رحم مادر شست خود را بمکند .   ۲ - آنهايي که دچار ضربه هاي زايماني و يا اختلالات عصبي شده اند .   ۳- نوزاداني که واکنش جستجو ( Rooting Reflex ) در آنها ضعيف است و براي گرفتن پستان مادر دهانشان را به خوبي باز نمي کنند .   ۴- نوزاداني که هنگام شيرخوردن دهان را کاملاً به پستان نمي چسبانند و يا آنرا مکرراً رها مي کنند .   ۵- نوزاداني که تحت تأثير داروهاي مصرف شده توسط مادر قرار دارند .   ۶- نوزادان نارس يا آنهايي که ديرتر از موعد مقرر متولد شده اند .   ۷- نوزاداني که با ناهنجاري مادرزادي دهان و بيني بدنيا آمده اند ( شکاف کام يا انحراف تيغه بيني و يا گره ضخيم زيرزباني و ... )       نشانه هاي مکيدن ناموفق عبارتند از :   ۱- هاله پستان خارج از دهان و لبهاي نوزاد به داخل فرو رفته و يا ( غنچه شده ) و چانه دور از پستان است .   ۲- مراحل تکاملي با تأخير همراه است .   ۳- افزايش وزن مطلوب نبوده و دفعات اجابت مزاج و دفع ادرار کم است .   ۴- هنگام شيرخوردن سروصداي زيادي ايجاد مي شود .   ۵- دفعات تقاضا براي شيرخوردن و مدت شيرخوردن زياد و طولاني است ( بيش از يکساعت )   ۶- حرکات چانه نامنظم و لرزشي است و ممکن است در صورت ، حرکات و پرش هاي غيرعادي مشاهده گردد . ( گونه ها فرو مي روند )       راهنماي مادران شاغل براي تغذيه کودکان با شيرمادر   ۱ - ترويج تغذيه با شيرمادر براي کارفرمايان و محيط هاي کار يک ضرورت مهم است زيرا :   » زنان بخش مهمي از نيروي کار جامعه را تشکيل مي دهند .   » بسياري از زنان ، اشتغال به کار و فعاليت هاي اجتماعي را با وظيفه مادري خود ادغام مي کنند .   » مطالعات نشان داده است که بازگشت به کار، ‌دليل عمده اي براي از شيرگيري زودرس و روش هاي نامطلوب تغذيه شيرخواران است .       ۲- حمايت از تغذيه با شيرمادر براي کارفرمايان مزايايي دارد از جمله :   » کاهش تغيير و تعويض کارکنان در نتيجه افزايش احتمال بازگشت مادر به سرکار   » کاهش استخدام و هزينه هاي بازآموزي کارکنان   » بهتر شدن شرايط کار   » ايجاد احساس و تصور حرفه اي مثبت   » کاهش غيبت کارکنان       ۳ - شرايط دوشيدن شير ،‌ ذخيره و حمل و نقل آن   » روشهاي استفاده از پمپ هاي شيردوشي دستي يا الکتريکي يا دوشيدن با دست را بياموزيد .   » مکان مناسب جهت دوشيدن شير را انتخاب کنيد . مکان بايد اتاق خصوصي و تميز باشد .   » شيردوشيده شده را مي توان در يخچال يا فريزر يا در فلاسک يخ براي چند ساعت مي توان نگهداري کرد .   » شيردوشيده شده را در ظروف درب دار شيشه اي يا پلاستيکي يا کيسه هاي شير ذخيره کنيد .   » حمل و نقل شير بايد در ظرف فلاسک يخ حمل گردد .       ۴ - هر بار چه مقدار شيربايد دوشيده شود ؟   شيرتان را هر مقدار که مي توانيد بدوشيد . يک کودک شيرمادر خوار معمولاً نياز به حدود ۱۵۰CC ( سه چهارم فنجان بزرگ ) شيرمادر به ازاء هر کيلوگرم وزن بدن در ۲۴ ساعت دارد اما اين نياز متفاوت است . براي مثال اگر وزن کودک ۵/۵  کيلوگرم باشد و  ۸ بار در روز تغذيه شود و شما براي ۲ بار تغذيه در روز از او دور باشيد ، نياز به دوشيدن حدود ۲۰۰ CC ( يک فنجان بزرگ ) شير يا ۲ بار دوشيدن به مقدار ۱۰۰CC ( نصف فنجان ) شير داريد .       ۵ -  مدت زمان نگهداري شير دوشيده شده چقدر است ؟   گر دوشيدن و جمع آوري شير در شرايط کاملاً بهداشتي انجام شده باشد ۴۸ ساعت در يخچال ، ۲ هفته در جايخي يخچال ،‌۳ ماه در قسمت فريزهاي خانگي ، ۱۲-۶ ماه در فريزر عميق ( صنعتي )       ۶ -اطلاعاتي که بايد به مراقب کودک درباره شيردوشيده شده داده شود   ذوب کردن شير منجمد به آهستگي : مراقب کودک بايد ظرف شير دوشيده شده را در داخل آب ولرم يا گرم (‌ نه آب جوش ) قرار داده و ذوب نمايد و قبل از مصرف آن را به آرامي تکان دهد . از ماکروفر نبايد استفاده نمايد .   استفاده از فنجان : شيرمادر را به وسيله فنجان يه شيرخوار بدهد و از بطري استفاده نکند . استفاده از بطري و گول زنک مشکلاتي را براي شيردهي مادران و سلامت کودکان فراهم مي کند .   شيردوشيده شده ذوب شده را مي تواند در يخچال نگه دارد اما نبايد آن را دوباره منجمد نمايد و اگر ظرف ۲۴ ساعت مصرف نشد آن را دور بريزد .       روش دوشيدن شير با دست   دوشيدن شير با دست مفيدترين طريق دوشيدن است که نياز به هيچ وسيله اي ندارد و شما مي توانيد در هر جا و هر زماني که نياز داريد به انجام آن بپردازيد . دوشيدن با دست وقتي پستان ها نرم هستند کار ساده اي است اما در هنگام احتقان و حساس شدن پستان ها مشکل تر است و نياز به استفاده از ساير روش ها مثل بطري گرم دارد و از کارکنان بهداشتي مي توانيد کمک بگيريد . بايد خود شيرتان را بدوشيد . دوشيدن شير توسط فرد ديگر مي تواند به پستان ها آسيب برساند مگر آن فرد مهارت لازم را داشته باشد و خيلي نرم و ملايم رفتار کند .       » آماده کردن ظرف براي دوشيدن شيرمادر :   يک فنجان ، ليوان يا شيشه دهن گشاد انتخاب کرده آن را با آب و مواد شوينده تميز نماييد . اين کار مي تواند روز قبل از دوشيدن انجام شود ، در هنگام دوشيدن بايد فنجان را با آب جوش پرنموده چند دقيقه به همان حال نگهداريد و وقتي آماده دوشيدن هستيد ، فنجان را خالي کنيد .   دستهايتان را کاملاً بشوييد . راحت نشسته و ظرف را نزديک پستان خود بگيريد .       دوشيدن شير با دست ( تکنيک مارمت )   بسياري از مادران شيرده با تجربه ،‌تکنيک مارمت را در دوشيدن شير بسيار مفيد و مؤثر يافته اند و مادراني که قادر به دوشيدن مقدار زيادي شير با دست نبوده اند . نتايج بسيار خوبي با استفاده از اين روش بدست آورده اند . اين روش شامل مراحل زير است :       ۱ - موقعيت قرار گرفتن دست : شست در بالا و دو انگشت اول زير پستان روي لبه آرئول ( هاله قهوه اي ) طوري قرار مي گيرد که حدود ۴-۳ سانتي متر از نوک پستان فاصله داشته باشد به طوريکه ذخاير شير درست زير انگشتان واقع مي شوند . گرفتن توده پستان مثل شکل زیر صحيح نيست .   ۲- پستان بايد به طور مستقيم به طرف قفسه سينه فشار داده شود . پستان هاي بزرگ را مي توان قدري بالا آورده و سپس فشار داد .   ۳- سپس بايد پستان ها را به کمک شست و انگشتان به طرف جلو آورد و بعد به قسمت لبه آرئول فشار وارد نمود تا شير به آساني خارج شود .   ۴- مراحل ۳-۱ را بايد به ترتيب تکرار کرد .           ۵ - سپس محل قرار گرفتن انگشتان را بايد دور هاله قهوه اي پستان تغيير داده به طوريکه تمام ذخائر شير تخليه شود . براي دوشيدن هر پستان از هر دو دست استفاده مي شود . تصاوير ذيل موقعيت قرار گرفتن هر دو دست را روي پستان نشان مي دهد .           از حرکات ذيل که موجب کوفتگي و آسيب بافت پستان مي شود ، بايد پرهيز نمود :   1) لغزاندن دست روي پستان 2)  کشيدن پستان ونوک آن 3) فشار دادن نوک پستان           « کمک به جريان انداختن شير »   ۱ - ماساژ سلولها و مجاري توليد شير  : حرکات دست از بالاي پستان شروع مي شود به طوري که پستان در دايره هاي کوچک مطابق شکل به طرف قفسه سينه فشار داده مي شود و به صورت مارپيچي اطراف هاله قهوه اي پستان را ماساژ مي دهند . اين حرکات مشابه معاينه معمول پستان است .   ۲ - لمس ملايم پستان از سمت بالا به طرف نوک آن ( مطابق شکل )   ادامه اين حرکت در تمام نواحي پستان به تحريک رفلکس جاري دشن شير کمک مي کند .   ۳- تکان دادن پستان ها در حالي که مادر به طرف جلو خم شده به جريان يافتن شير کمک مي کند .           « زمان دوشيدن شير»   کل روش دوشيدن تقريباً ۳۰-۲۰ دقيقه وقت مي گيرد :   دوشيدن هر پستان ۷-۵ دقيقه   ماساژ ، لمس کردن ، تکان دادن   دوشيدن هر پستان ۵-۳ دقيقه   ماساژ ، لمس کردن ، تکان دادن   پس از برقراري جريان شير ،‌اين زمان ها فقط به عنوان راهنما به کار مي رود و دوشيدن تا زمان کند شدن جريان شير ادامه مي يابد .   دوشيدن شير نبايد به پستان صدمه اي بزند در غيراينصورت تکنيک به کار رفته درست نبوده است .   در ابتداي دوشيدن پستان ممکن است شيري خارج نشود اما پس از چند دقيقه شير شروع به چکيدن مي نمايد و اگر رفلکس جاري شدن شير فعال باشد ، شير جاري مي شود . اين رفلکس با مصرف يک نوشيدني گرم ، ماساژ و کمپرس گرم پستان ، تحريک ملايم نوک پستان ، فکرکردن به شيرخوار ... تحريک مي شود .       سردرگمي شيرخوار در گرفتن پستان مادر   علل  : مادران بخوبي مي دانند وقتي نوزادشان چند بار از طريق شيشه و سرشيشه ، شيربخورد ممکن است پستان مادر را نگيرد محققان دريافته اند که ۹۵٪ نوزاداني که در طي ۳ تا ۴ هفته اول زندگي از سر شيشه استفاده کرده اند دچار سردرگمي در گرفتن پستان مادر مي شوند . بعضي بچه ها حتي با يک يا دو بار وعده اي ديگر با يک هفته شيرخوردن از شيشه دچار اين حالت مي شوند ، ولي در شيرخواراني که در ۴-۳ هفته اول تولد بخوبي از پستان مادر تغذيه شده اند احتمال بروز سردرگمي در آنها کمتر است .       ۴   فرضيه براي توضيح علت سردرگمي در گرفتن پستان مادر ارائه شده است  :   ۱ - توانايي نوزاد براي تطابق و يادگيري الگوهاي مختلف مکيدن در هفته اول زندگي محدود است .   ۲ - در اولين تغذيه طرحي از مکيدن در ذهن نوزاد شکل مي گيرد . اگر در تغذيه هاي بعدي با شيشه يا سرشيشه انجام شود ممکن است بچه را با مشکلات شيرخوردن از پستان مادر روبرو کند.   ۳ - حجم آغوز در چند روز اول زندگي بسيار کم است . اگر نوزاد همزمان از شير مقداري شير دريافت کند ممکن است به علت مقدار کم شيرمادر درمانده شده و در گرفتن پستان مادر سرسختي نشان دهد .   ۴ - شيرخواري که در شيرخوردن از پستان مادر با مشکل روبرو شده ، شيرخوردن از بطري برايش آسان تر مي گردد و پستان مادر را نخواهد گرفت .   حرکت زبان ، آرواره و دهان نوزاد در موقع شيرخوردن از پستان مادر با مکيدن از سرشيشه متفاوت است ، وقتي دهان بچه روي پستان چفت مي شود زبان با حرکات ريتميک پستان را مي دوشد و حالت تعقر ايجاد مي کند ، پستان را به کام مي فشارد و با جاري شدن شير آنرا مي بلعد و سپس نفس مي کشد . اگر بچه از سرشيشه شيربخورد فوراً با جرياني از مايع روبرو مي شود ، لذا با زبان خود جلوي شير را مي گيرد تا از خفه شدن جلوگيري نمايد ، لبهايش را بطور محکم به دور شيشه غنچه مي کند ، آرواره اش نياز به حرکت ندارد و بدون انتظار براي جهش شير ، شير بلافاصله در دهانش جريان مي يابد و يک لذت فوري به او مي دهد ،‌بنابراين اگر به شيرخوار شيشه شير يا گول زنک داده شود و يا مادر از حفاظ پستان استفاده کند او چون ياد گرفته که با زبان خود با آن فشار بياورد لذا پستان مادر را نيز به اين ترتيب از دهان بيرون مي کند .       توصيه هاي مناسب در شيرخوار با سردرگمي در گرفتن مجدد پستان مادر   مادر با صبر و پشتکار مي تواند وضعيت صحيح و شيردهي را مجدداً‌در شيرخوار ايجاد کند .   ۱- بچه مبتلا به سردرگمي در پستان ، ممکن است از بيشتر بازکردن دهانش خودداري نمايد چون عادت کرده که يک سرشيشه سفت را بطور محکم بين لب هايش بگيرد اما براي تغذيه مؤثر از پستان بايد نوک و قسمت عمده هاله پستان را به عقب دهانش ببرد و دهان و زبان و لب هايش را بطور متفاوت بکار گيرد ، لذا ممکن است نياز به کمک داشته باشد .   ۲ - وقتي مادر ، شيرخوار را در وضعيت مناسب قرار ميدهد لازم است دقت کند که دهانش مستقيماً روبروي پستان باشد ، بدن بچه را بخوبي حمايت کند و سر و شانه و لگن او را در يک خط مستقيم نگه دارد .   ۳ - مادر در اوقاتي که شيرخوار خيلي گرسنه نيست و به نوازش واکنشي نشان ميدهد بايد به او مکرراً شير بدهد . خيلي از بچه ها دوست دارند زماني که هنوز خيلي گرسنه نيستند شيربخورند . بچه هايي که از شيشه شير مي خورند انتظار دارند که شير فوراً و مداوم جريان داشته باشد لذا پيشنهاد مي شود که مادر قبل از راه افتادن و رفلکس جهشي شير مقداري از شيرخود را در دهان شيرخوارش بدوشد و سپس پستانش را به بچه عرضه کند به طوري که که شيرخوار يک پاداش آني از کوشش خود بگيرد .   ۴ - اگر شيرخوار سعي در گرفتن پستان مي کند ولي آنرا رها مي کند مادر مي تواند با قطره چکان شير دوشيده شده را روي پستانش بريزد تا بصورت قطره وارد دهان بچه شود. اين کار ممکن است او را آرام و چسبيده به پستان نگهدارد تا به مکيدن ادامه دهد .   ۵ - وقتي شيرخوار پستان را نمي گيرد نبايد شيرخوار گرسنه بماند چون خطر کم آبي و سوء تغذيه و ضعيف شدن وجود دارد لازم است به مادر اطمينان داد که مي تواند شير دوشيده شده خود را با خيال راحت از طريق فنجان ، قاشق يا سرنگ يا قطره چکان مورد استفاده شيرخوار قرار دهد ، و به شيرخوارش فرصت دهد تا دوباره به مکيدن از پستان مادر علاقمند شود .       نحوه از شير گرفتن کودک   از شير گرفتن ، تغيير تدريجي تغذيه کودک از شير به غذاهاي ترکيبي است . شير تا پيش از ۴ ماهگي ، کليه مواد غذايي لازم را براي کودک فراهم مي کند . بين سنين ۴ تا ۶ ماهگي ،‌ دستگاه گوارش کودک به حدي از رشد و تکامل مي رسد که براي هضم غذاهاي پيچيده تر نيز آماده مي شود . در اين سنين ، علائم گرسنگي بعد از شيرخوردن و تقاضا براي افزايش دفعات تغذيه ديده مي شود . اين علايم نشانه آمادگي کودک جهت از شير گرفتن است .       غذاهاي اوليه : تغيير غذاي کودک از شير به غذاهاي جامد يک روند تدريجي است که تکميل آن به ۳ تا ۴ ماه يا حتي بيشتر زمان نياز دارد . بعضي کودکان سريعاً به غذاهاي جامد عادت مي کنند ولي عده اي ديگر نياز به زمان بيشتري دارند . نمودار زير يکي از روشهاي از شير گرفتن را ارائه مي کند . البته موارد ذکر شده بايد با شرايط کودک و موقعيت زندگي و معيشتي والدين منطبق گردد . هيچ قانون و زمان خاصي براي از شير گرفتن شيرخوار وجود ندارد . طول مدت روند تغيير غذا از شير به جامدات ،‌ يا نوع غذاي پيشنهادي نيز متغير است . مهمترين مسئله دارا بودن ديدگاه مثبت و انعطاف پذيري در اين مورد است .   در خلال چند هفته اول بعد از، از شير گرفتن ، کار شما تهيه غذاهاي جامد و دادن آنها به کودک با استفاده از قاشق است . کودک شما احتمالاً در مراحل اوليه از اين راه فقط مقادير کمي مواد غذايي بدست مي آورد . براي دادن مواد غذايي به کودک زماني را انتخاب کنيد که هم مادر و هم کودک در آرامش بسر مي برند . اغلب موقع نهار بهترين زمان براي دادن مواد غذايي جامد به کودک است . ممکن است اشتياق کودک شما براي خوردن مواد غذايي جديد در زمان صبحانه نسبت به ساير اوقات کمتر باشد . همچنين در زمان گرسنگي و يا زماني که کودک خسته است اشتياقي براي استفاده از مواد غذايي جامد نداشته باشد . کودک را در آغوش بگيريد و کار خود را با دادن نيمي از شير هر وعده ، ‌سپس يک قاشق غذا و دوباره شير دادن به مقداري بيشتر نسبت به دفعه اول شروع کنيد .   براي شروع ، برنج يا سبزيجات و ميوه ها ( به غير از مرکبات ) ، بهترين غذا براي کودک است . زيرا اين مواد کمتر باعث ايجاد واکنش هاي زيان آور در کودک مي شوند . در صورت امتناع از خوردن غذا توسط کودک و يا ابتلا به اسهال ،‌استفراغ ،‌بثورات ، از دادن آن غذا براي چند هفته اجتناب کنيد . بتدريج از مقدار شير بکاهيد و تا قبل از يکسالگي جهت تأمين نياز کودک به شير فقط از شير مادر یا شيرخشک استفاده نمائيد .       روش صحيح از شير گرفتن   براي تغذيه صحيح کودک بايد از غذاهايي که در هنگام بلوغ نيز به فرزندان داده مي شود ، استفاده نمائيد . هميشه از غذاهاي خانگي که از مواد تازه تهيه شده است . استفاده کنيد . به غذاي کودک نمک اضافه نکنيد . جهت جلوگيري از پوسيدگي دندان ،‌ استفاده از مواد قندي و شيرين را محدود کنيد . جهت آشنايي کودک با انواع مختلف مواد غذايي و چاشني ها تنوع در مواد غذايي کودک ايجاد کنيد . اين عمل از بهانه گيري در امر غذا خوردن در آينده جلوگيري مي کند .        برنامه پيشنهادي براي از شير گرفتن کودک   قبل از خواب               عصرانه               نهار               صبحانه               صبح زود / در طول روز               مراحل   تغذيه با شير               تغذيه با شير               به اندازه نيمي از مقدار نهار به کودک شير بدهيد . سپس يک تا دو قاشق چاي خوري غلات مخلوط شده با شير يا سبزي يا پوره ميوه بدهيد .                   تغذيه با شير               تغذيه با شير - در خارج از زمان وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده استفاده نمائيد .               هفته ۲-۱   تغذيه با شير               تغذيه با شير               ۳  تا ۴ قاشق چاي خوري حبوبات ، پوره سبزي يا پوره ميوه به کودک بدهيد ، قبل ، بعد و در خلال خوردن به کودک شير بدهيد .               يک قاشق چاي خوري غلات بدون گلوتن ،‌قبل و بعد و در خلال خوردن غلات ، به کودک شير بدهيد               تغذيه با شير - در خارج از وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده استفاده نمائيد .               هفته ۴-۳   تغذيه با شير               به کودک ۱ تا ۲ قاشق چاي خوري حبوبات ،‌سبزي يا پوره ميوه بدهيد . قبل و بعد و در طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودک شير بدهيد .               ۲  تا ۳ قاشق چاي خوري مواد پروتئيني ( پنير ، سبزي ، ماهي يا گوشت )‌ بدهيد . سپس ۲ تا ۳ قاشق چاي خوري مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد . قبل ، بعد ودر طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودک شير بدهيد .               يک تا دو قاشق چاي خوري ،‌غلات به کودک بدهيد . قبل ،‌ بعد و طي خوردن غلات به کودک شير بدهيد .               ابتدا از شير استفاده ننمائيد . در خارج از وعده هاي غذايي از آب جوشيده سرد شده يا آب ميوه رقيق شده استفاده نمائيد .               هفته ۶-۵   تغذيه با شير               به کودک مواد پروتئيني و بدنبال آن مواد غذايي شيرين بدهيد . قبل ،‌بعد و در طي خوردن غذاها ي جامد ، به کودک شير بدهيد .                   ۲ تا ۳ قاشق سالادخوري مواد پروتئيني و به همان مقدار مواد غذايي شيرين ( ماست يا ميوه پودر شده ) به کودک بدهيد . قبل ، بعد و در طي خوردن غذاهاي جامد ، به کودکان شير بدهيد .               ۵  تا ۶ قاشق سالادخوري غلات بدهيد . قبل و بعد در طي خوردن غلات ، به کودک شير بدهيد .               به غير از شير ، با ليوان به کودک نوشيدني هاي مختلف بدهيد . غذاي کودک بايد نرم و خميري باشد .               هفته ۸-۷   تغذيه با شير               به کودک مواد پروتئيني و غذاهاي شيرين همراه با مقداري شير بدهيد .               مواد پروتئيني و به دنبال آن مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد ، شير را در فنجان به کودک بدهيد .               غلات ،‌قبل ، بعد و در طي خوردن آن به کودک شير بدهيد .               اغلب به غير از شير از نوشيدنيهاي مختلف با ليوان استفاده نمائيد .               هفته ۱۰-۹   تغذيه با شير               به کودک مواد پروتئيني و مواد غذايي شيرين بدهيد . در فنجان به کودک شير بدهيد .               مواد پروتئيني و به دنبال آن مواد غذايي شيرين به کودک بدهيد در فنجان به کودک شير دهيد .               غلات و شير ، از هفته ۱۳ به بعد مي توانيد هنگام صبحانه شير را بدون فنجان به کودک بدهيد .               هر روز حدود نيم ليتر شير به کودک بدهيد .               هفته ۱۱ به بعد       استفراغ در شيرخوار   در خصوص شيرخواراني که پس از شيرخوردن هر چه خورده استفراغ مي کنند بايد اذعان کرد تقريباً همه بچه ها مقداري از شيري را که مي خورند بالا مي آورند واگر کودک شاداب و خوشحال باشد ، وزن گيري ماهانه آن مناسب باشد بايد به مادر اطمينان داد که مشکلي متوجه کودک نيست و استفراغ کودک بيشتر مشکل لباسشويي است نه مشکل پزشکي . البته اگر اين مشکل مرتباً ادامه پيدا کند يا کودک وزن گيري مناسب نداشته باشد و يا شاداب نباشد بايد به پزشک متخصص مراجعه کرد . هنگامي که کودک در ابتدا شروع به مکيدن پستان مي کند و پستان مادر رگ کرده و صداي غورت غورت کردن شير در گلو بچه شنيده مي شود بهتر است با دو انگشت که در هاله پستان قرار دارد ميزان سرعت خروج شير را کم کرد و بعد از مقداري شير خوردن آرام آرام آروغ شير خوار گرفته شود و بعد عمل شيرخوردن ادامه يابد .  همچنين بعد از شيرخوردن و هنگام خوابيدن کودک ۵-۴ سانتيمتر سر و گردن او بالاتر از شکم و بدن وي قرار داده شود
برچسب‌ها: شیر دهی به نوزاد, اداب شیر دهی, اصول شیر دهی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

ازدواج و شغل همسر

جمعه هفتم بهمن 1390

لزوم مشاوره ازدواج در رابطه با  شغل همسر

 

يكي از عواملي كه مشاوران در رابطه با همسر گزيني بايد مورد توجه قرار دهند، " شغل" است. دختران يا پسران در انتخاب همسر به شغل طرف مقابل اهميت مي دهند و اطلاعات لازم را در اين مورد به دست مي آورند.  هنگامي كه پسري براي خواستگاري يا آشنايي با يك دختر به منظور ازدواج وارد عمل مي شود ، نخستين چيزي كه دختر در مورد او جويا خواهد شد، شغل اوست. مهمترين كمكي كه مشاور در مورد شغل همسر مي تواند انجام دهد ،  دادن اطلاعات لازم در مورد آن شغل و بررسي نگرش مـُراجع در رابطه با آن ، از جهت ميزان درآمد مورد نظرش و ... مي باشد.

 

دختراني كه به علت علاقه مفرط به يك شغل ممكن است تحت تأثير آن، ساير عوامل مؤثر در ازدواج را ناديده بگيرند ،  بايد مورد مشاوره قرار گيرند.

 

در بسياري از موارد شغل شوهر و عدم اطلاع كافي دختر، موجب ازدواجي مي شود كه فرجام آن رضايت بخش نيست. در اين موارد مشاور بايد در زمينه شغل مزبور به مراجعي كه تحت تأثير شغل مرد قرار گرفته و مي خواهد با او ازدواج كند، اطلاعات كافي بدهد و به علاوه ساير عوامل مؤثر در ازدواج را نيز ( به همان اندازه كه شغل را مطرح مي سازد) مورد توجه قرار دهد تا مراجع با بصيرت تصميم گيري نمايد.

 

بعضي از زنان از مشاغلي كه لباس خاصي دارند ، مانند لباس نظامي نيروي هوايي، دريايي، روحاني و ... خوششان مي آيد و تحت تأثير لباس مبادرت به ازدواج مي نمايند. در اين موارد مشاور بايد آنان را به ساير عوامل مؤثر در ازدواج توجه دهد تا تصميم گيري عجولانه ننمايند.

 

در مورد چنين ازدواجي مشاور بايد اهميت عاملي را كه در نظر مراجع به صورت غير واقعي او را تحت تأثير قرار داده است، در حّد واقعي پايين بياوردو او را متوجه سن و اخلاق و ساير عوامل مؤثر در ازدواج نمايد تا عاقلانه تصميم گيري كند.

 

 مرداني هستند كه به طرف زنان شاغل مي روند و هدفشان از اين ازدواج حقوق و درآمد زن است كه به زندگي آنان كمك كند. مشاور براي اين قبيل مردان بايد هدف از ازدواج را تبيين كند و عدم توجه به ساير عوامل و عواقب آن را مطرح نمايد؛ به علاوه اين موضوع را كه ممكن است زن درآمد خود را در اختيار خانواده قرار ندهد با مـُراجع در ميان بگذارد. در موارد زيادي مراجع در تصميم خود تغيير مي دهد؛ ولي چنانچه مسئله درآمد زن برايش مهم باشد و ازدواج سرگيرد؛ احتمال زيادي وجود دارد كه نظر مرد تأمين نگردد و ناشادي بر زندگي حاكم شود.

 

مردان يا زناني كه به خاطر موقعيت شغلي همسر يا موقعيت شغلي پدر و همسر ، يا به خاطر رسيدن به هدف هاي شخصي و احساسي خود ، اقدام به ازدواج مي كنند؛ زندگي را به خاطر هدف هاي غير واقعي باخته اند. از جمله اين موارد:

 

- مرد يا زني كه با يك فرد جانباز به خاطر مزاياي مادي ، تحصيلي و يا اجتماعي او ازدواج مي كند و وقتي به هدفش رسيد ديگر همسرش براي او اعتباري ندارد.

 

- شخصي كه به منظور استفاده از اعتبار شغلي و موقعيت اجتماعي پدر دختر با او ازدواج مي كند.

 

- مردي كه به خاطر اشتغال براي گرفتن مجوز اقامت در يك كشور با يك زن خارجي ازدواج مي كند.

 

در اين قبيل موارد مشاور بايد آنان را به هدف هاي ازدواج و لذت بردن از زندگي زناشويي توجه دهد و با بررسي هاي همه جانبه با مراجعان، هدف انتخابي آنان را در جهت صواب تغيير دهد.

 

- مراجعاني كه اظهار مي دارند شغل شوهر برايشان مهم نيست؛ بلكه آنچه مهم است فرهنگ و اخلاق است. مشاور بايد اين گونه مُراجعان كه به يك يا چند عامل مؤثر در ازدواج توجه دارند ،  به اهميت ساير عوامل توجه دهد و آنان را با عواقب ناخوشايند ناديده گرفتن ساير عوامل مواجه سازد.

 

 

 

خانواده هاي دو شغله

 

كساني هستند كه پس از ازدواج براي كسب درآمدِ بيشتر به بيش از يك شغل رو مي آورند. گاه ممكن است زن و مرد هر دو داراي دو شغل باشند؛ چون اين خانواده ها بيش از حّد معمول تقّلا مي كنند ، اغلب خسته اند و فرصت رسيدگي به نيازهاي همسرشان را ندارند. اشتغال خانواده به بيش از يك شغل ، گاه به علت نياز است و گاه به علت علاقه به كار يا حرص به درآمد بيشتر. در صورت اول شايد علت موجه و براي رفاه خانواده قابل توجيه باشد؛ ولي در حالت دوم به هيچ وجه اشتغال ضرورت ندارد و موجب مي شود كه زندگي خانواده حالت سرد و بي روح داشته باشد و چه بسا كه به علل مختلف به ناسازگاري ها و ناهنجاري هاي ديگري نيز بيانجامد.

 

مشاوران بايد در اين گونه موارد ، مراجعان خود را متوجه اين نكته سازند كه تلاش معاش نبايد هدف هاي زناشويي را  تحت الشعاع قرار دهد؛ زيرا كار و زحمت و كسب درآمد وسيله اي براي حصول به هدف هاي زناشويي است


برچسب‌ها: مشاوره ازدواج, شغل همسر, ازدواج و دوشغله بودن
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

چند زنی

جمعه هفتم بهمن 1390

گزارشي از تحقيقات موجود در زمينه تعدد زوجات (چند زني)

 

در اين قسمت به خلاصه پژوهشي پرداخته مي شود که "چند همسري از نظر اسلام" را مورد بررسي قرار داده است.

 

اين پايان نامه در سه بخش تنظيم شده است: در فصل اول مقام زن در اسلام، ازدواج و تشکيل خانواده مورد بحث قرار گرفته ؛ در فصل دوم چند شوهري از نظر اسلام مورد بررسي قرار گرفته و در فصل سوم به موضوع تعدد زوجات يا چند زني در اسلام پرداخته شده است. در اينجا به ذکر خلاصه اي از فصل سوم اکتفا مي کنيم.

 

 

چند زني و سابقه آن

 

چند زني يا تعدد زوجات در مقابل تک زني قرار مي گيرد. چند زني داراي سابقه طولاني در ميان ملت هاي قديم است. علامه طباطبايي در" کتاب تعدد زوجات و مقام زن در اسلام " مي نويسد:

 

" در بيشتر ملتهاي قديم چون مصر ، هند ، چين ، فارس قديم و حتي در ميان روميان اين پديده ديده مي شود."

 

در چين جامعه به کسي که مي توانست از چند زن نگهداري کند به چشم اعتبار مي نگريست. در ايران در زمان ساسانيان اصل تعدد زوجات اساس تشکيل خانواده ها به شمار مي رفت و در عمل تعداد زناني که مرد مي توانست داشته باشد نسبت به استطاعت او بود .

 

 

چند زني در بين مذاهب و اديان:

 

ويل دورانت در کتاب "تاريخ تمدن "آورده است که، در آئين زرتشت تعدد زوجات و انتخاب و اختيار کردن همخوابگان و کنيزکان آزاد بوده و اين به خاطر تشويق براي افزايش جمعيت بوده است.

 

دکتر سيد رضا پاک نژاد در کتاب" ازدواج ، مکتب انسان سازي" مي نويسد در تورات ( کتاب مقدس يهوديان ) براي چندزني تعابيري انديشيده شده که اين معني مجاز بودن آن است.

 

انجيل ( کتاب مقدس مسيحيان ) نيز در اين زمينه اظهار نظر و مخالفتي نکرده ،منتهي کليسا تعدد زوجات را ممنوع کرده است.

 

آثار چندزني از نظر اسلام:

 

- ملحق شدن عده کثيري از زنان به دايره ازدواج وزناشويي

 

ازدواج يک حق ذاتي و فطري هر آدمي است، همچنين در اکثر نقاط جهان جمعيت زنان بيشتر از مردان است. و از آنجا که اسلام ارضاء جنسي از طريق همجنس بازي يا اموري از اين قبيل را منع کرده و راه صحيح ارضاء غرايز را ازدواج دانسته، چند همسري و تعدد زوجات را با شرايط ويژه جايز مي داند.

 

 

- منافع اقتصادي چندزني:

 

چندزني عامل بسيار مهمي در جلوگيري از اسراف و به هدر رفتن سرمايه هاست. اگر درصد زنان اضافي به علت اينکه حقوق آنان مراعات نشده با عشوه و طنازي ميل مردان را به خود جلب کنند، بر اثر روابط نامشروع چون حقوقي براي آنان محفوظ نيست ممکن است دست به خالي نمودن جيب مردان بزنند و بعد اين پولها را صرف عيش و نوش خود کنند به اين ترتيب سرمايه هاي جامعه به هدر مي رود...  قانون چند زني از اين امر جلوگيري مي کند.

 

 

 

- اصلاح جامعه از طريق تعدد زوجات: همانطور که بيان شد "حق تأهل" طبيعي ترين حق بشر است. اگر زنان اضافي جامعه احساس کنند که اين حق آنان ناديده گرفته شده ، بسيار احتمال دارد از مقررات عدول کنند و از هر طريق ممکن ،حتي از روي حسادت ،حريم امن خانواده ها را درهم بشکنند.

 

- اما در صورتي که اين زنان بتوانند با تعدد زوجات سامان يابند ديگر با حسادت ،انرژي و نيروي خود را بيهوده هدر نمي دهند و آن را صرف وضع زندگي، تربيت بهتر نسل خويش و پيشبرد اهداف عالي جامعه خواهند نمود.

 

 

چندزني از نظر قرآن:

 

طبق آيه سه سوره نساء، قرآن اجازه چند زني را به شرط رعايت عدالت مي دهد. ولي هيچگاه تعدد زوجات را واجب ننموده و تنها چيزي که واجب کرده رعايت عدالت بين زنان است . قرآن فرموده که رعايت عدالت کارهر کسي نيست و کسي که نتواند مراعات عدالت را بکند بايد به همان يکي اکتفا کند.

 

 

شرايط اسلام براي چند زني:

 

-محدوديت: اسلام چند زني را به حداکثر چهارزني تقليل داد.

 

- عدالت: در اين مورد بسيار به رعايت عدالت سفارش شده است(سوره نساء-آيه3). محل ذکر اين شرط بسيار جالب است، پس از آن که اجازه مي دهد تاچهار زن، بلافاصله يادآوري مي نمايد که اگر نه تنها يقين، بلکه شک و بيم داشتي که نتواني رعايت بکني، فکر اينکه با چند زن ازدواج کني را کنار بگذار و به خودت به کلي اجازه يک چنين عملي را مده.

 

 

 

اگر گرفتن چند زن در اسلام « جايز » است رعايت عدالت « واجب » است...

 

تعدد زوجات با اين شرط اخلاقي شديد به جاي آن که وسيله اي براي هوسراني مرد واقع گردد شکل و قيافه انجام وظيفه به خود مي گيرد.

 

 

علل زوال چند زني:

 

در اين قسمت پژوهشگر به اين مسئله مي پردازد که چگونه تعدد زوجات با توجه به سابقه تاريخي و رواج و منزلتي که بين مسلمانان داشته، امروز عملي قبيح و ناپسند به شمار مي آيد.

 

علت اين امر در دوران مشروطيت ريشه يابي شده است . زماني که تسلط فرهنگي استعمار بر فرهنگ خودي موجب شد بعضي سنت ها مثل تعدد زوجات يا ازدواج موقت ناهنجاري تلقي شود.

 

مرحوم آيت الله طالقاني ضمن اشاره به اينکه تعدد زوجات در جوامع اسلامي هيچگاه منشاء نابساماني و اعتراض نبوده و مردان و زنان مؤمن و متقي در پرده عفاف و رشد با اطمينان زندگي مي کردند اضافه مي کند پس از قدرتمندي غرب و تحريک استعمار... طلايه داران استعمار به نامها و عناوين رنگارنگ به سنن و فرهنگ و افکار ما يورش بردند تا هرگونه مقاومت روحي و اخلاقي را در هم بشکنند... آنچه شرق شناسان و غربزده ها به رخ جوامع اسلامي و در نتيجه به رخ اسلام مي کشند رفتار مسلمان نماهاي جاهليت خوي و حرمسراهاي حکام مستبد و خلفاي ناخلف و وابستگان به آنها است که اگر با نصوص قرآن و سنت و روش مسلمانان راستين مقايسه شود جدايي اين دو از هم را در مي يابند.

 

دکتر قدسيه حجازي در کتاب" ازدواج در اسلام" يکي از علل زوال چند زني را قوانين مشروطيت و قانون گزاران آن مي داند. وي معتقد استقانونگزاران مشروطيت از قوانين شرع آنچه حقوق آنها را تأمين مي کرده گرفته اند ولي آنچه تکاليف آنها يعني حق زن بوده را رها کرده اند.

 

خانم حجازي عامل ديگر زوال تعدد زوجه را " حيله مردان براي فرار از مسئوليت ازدواج "مي داند ولي معتقد است چون "ازدواج و مقررات ناشي از آن براي مرد مشکل و داراي زحمت است لذا مرد به تمام حيله هاي ممکن متوسل مي شود و مي کوشد تا خود را از مشکل نجات دهد."

 

هوسراني و شهوت پرستي بسياري از مردان موجب شده است درصدد يافتن مجراهايي باشند که از راه سهل الوصول تري به ميل جنسي خود پاسخ دهند. لذا بسياري از مخالفت هايي که از سوي زنان با تعدد زوجات مي شود حرف هايي است که مردان به طور غيرمستقيم - در ظاهر به خاطر دلسوزي وليکن براي منفعت خويش- در گوش زنان فرو کرده اند.

 

در انتها علت اساسي زوال تعدد زوجات، روند هنجاري است که بخصوص از زمان ناصرالدين شاه شروع شد و در عصر رضاخان اوج گرفت، علاوه بر آن جاري شدن هنجار مدرنيسم و گسترش آن در جامعه عامل ديگري است. وگرنه تعدد زوجه عامل مناسبي است براي ممانعت از فحشاء ، فساد و ممانعت از انزواي زنان و


برچسب‌ها: چند زنی, تعدد زوجین, چند همسری, مذاهب و چند زنی
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

کلید قلب همسرم

جمعه هفتم بهمن 1390

کليد قلب همسرم

 خانمها :

رازهاي او را هيچ گاه به کسي نگوييد ، آن رازها تنها براي گوشهاي شما هستند.

زوج هاي ازدواج کرده اي که به يکديگر عشق مي ورزند، هزاران پيام به يکديگر مي دهند، بدون اينکه حرف بزنند، گاهي سکوت بيانگر خيلي حرفهاست.

گاهي به او بگوييد که عاشقش هستيد و بدون او کامل نبوديد.

وقتي که راجع به دوستان قديمي اش صحبت مي کند، با دقت گوش دهيد، آن دوستان براي او خيلي عزيز هستند و او با شما بخشي از گذشته اش را که براي او مثل گنج است، قسمت مي کند.

به او کمک کنيد آن چه را که مورد علاقه شماست بياموزد.

وقتي راجع به او صحبت مي کنيد، وي را بالا ببريد (به او شخصيت دهيد) و هرگز او را کوچک نکنيد.

براي او چتري بخريد و آن را در جايي بگذاريد که او بتواند آن را پيدا کند.

اگر با بچه ها مشغول بازي کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازيهاي پر صدا بکند. اگر اين کار او را شاد مي کند، حرفي نيست.

تنها بيان کردن مسئله اي درست در مکاني درست هنر نيست، بلکه خودداري از بيان مطالب مسئله ساز در موقعيت هاي نادرست هنر است.

آقايان :

شما بايد براي همسرتان آن طور آماده شويد که دوست داريد او براي شما آماده شود.

بعضي از زنان تصور مي کنند که مردان، آن ها را براي کامجويي مي خواهند، اين تصورات را در هم شکنيد.

بيشتر زنان به خاطر احساس رضايت مي خواهند کار کنند، زيرا بيکاري، بطالت و افسردگي مي آورد.

کمتر زني که نيازهاي عاطفي و مالي او بر آورده مي شود، نياز به کار کردن در خود مي بيند.

تفکر« شوهر خداي دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمي دهد. دوباره سنجي بعضي از باورها لازم است.

مشکلات شغلي خود را با همسرتان در ميان بگذاريد اگر نتوانست راهنماييتان کند، حداقل شرايط شما را درک مي کند.

اگر کار مي کند سعي نکنيد از ميزان درآمدش مطلع شويد، اجازه بدهيد کم کم خودش راه شريک شدن در مخارج زندگي را مي آموزد.

گاهي اجازه بدهيد کنترل تلويزيون را او در دست بگيرد، در اين صورت احساسش به شما بهتر مي شود

نوشته شده توسط:یه دانشجو|

فاصله ی سنی در ازدواج

جمعه هفتم بهمن 1390

فاصله سني چقدر مهم است ؟

چه كنيم كه خانواده اي با دوام و مستحكم داشته باشيم؟

اين سئوالي اساسي است كه هر جواني در آستانه ازدواج مصمم به يافتن پاسخ آن است ، گرچه پاسخگويي به آن بعد از ازدواج هم داراي اهميت است. جالب است كه بدانيم جواب شرع ، عقل ، علم و عرف به اين سؤال يكسان است. و آن يك كلمه يعني " كفو همديگر بودن " است. كفو هم بودن دو همسر يعني تناسب، همشأني و همطرازي و در اصطلاح عرف يعني با هم جور بودن.ازدواج پيوند بين دو انسان و دو خانواده است كه اجزاء اصلي و اساسي آن ، زن و مرد مي باشند و هر قدر بين اين اجزاء و عناصر هماهنگي ، تناسب و سنخيت بيشتري باشد. آن پيوند استوارتر ، مستحكم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود. و به تعبير "فلسفه السنخيه عله الانضمام" ،  سنخيت و همتايي سبب جذب و پيوند است . به عكس ، هر چه اين تناسب و هماهنگي كمتر باشد، زندگي سست تر، تلخ تر، كم ثمرتر و ناپايدارتر خواهد بود. علم و تجربه گوياي آن است كه علت اساسي بيشتر ناهنجاري ها و ناسازگاري هاي زندگي زناشويي ، عدم تناسب و ناهماهنگي بين زن و شوهر است، بنابراين شناخت اموري كه موجب هماهنگي و تناسب  بين زوجين است ضروري و لازم مي باشد و به هيچ وجه نبايد اين مسئله را به بعد از ازدواج موكول كرد. يكي از امور مسئله تناسب و هماهنگي در سن زوجين است. لزوم تناسب سني از اطلاق آياتي مثل " فانكحوا ما طاب لكم من النساء " همسري مورد پسند و دلنشين انتخاب كنيد، استنباط مي شود. همچنين در روايات اسلامي به صراحت ، هم كفو بودن مطرح شده است. پيامبر اسلام مي فرمايد: با همسان و هم شأن خود ازدواج كنيد.مي توان گفت اسلام معيار و دلايل هماهنگي در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعيت هاي موجود در جامعه و استدلال هاي علمي در اين مسئله نظري بيفكند به راحتي پي خواهد برد كه همسر دلنشين و مورد پسند همسري است كه داراي هماهنگي و تناسب سني باشد. قابل توجه است كه كفو هم بودن از نظر سن، تفاوت در سن است نه تساوي ؛ زيرا اين تفاوت در آفرينش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.

در مطلب ذيل ابعاد مسئله مورد نظر از ديدگاه علم و عرف مورد بررسي قرار گرفته  است:

فاصله سني مناسب ميان زن و شوهر را مي توان 4)  3 سال در نظر گرفت. البته اين بدان معنا نيست كه اگر يكي دو سال به اين سنين افزوده و يا از آن كاسته شود، حتماً نبايد ازدواجي انجام گيرد. شايد بتوان گفت كه اگر تمام زمينه ها بررسي شده باشد و مشكل خاصي ديده نشود، مي توان فاصله سني را به ديده اغماض نگريست، ولي در عين حال بهترين و مناسب ترين فاصله سني 4)  3 سال است. طبيعي است كه اگر ساير شرايط ، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمي تواند موفق باشد.بارها با خانواده هايي مواجه مي شويم كه فاصله سني زوجين حتي به 25، 20، 15، 13 سال و سال هاي بين اين ارقام بالغ مي شود و با يكديگر مشكلات عديده اي دارند . ما دراينجا به بررسي معايب ازدواج هايي مي پردازيم كه فاصله سني بين زن و شوهر در آنها زياد است.

1)  مشكل عدم درك مطلوب يكديگر

وجود فاصله سني زياد موجب آن مي شود كه زن و شوهر نتوانند به خوبي يكديگر را درك نمايند. فردي با داشتن بيست سال سن بيشتر ، طبيعي است كه مي تواند از تجارب بيشتري برخوردار باشد يا لااقل مي تواند چنين احساسي داشته باشد. لذا اين مسئله زمينه اي فراهم مي كند كه شخص ارزش لازم را به نظرات فرد كوچكتر ندهد يا طرف مقابل بيش از اندازه احساس كوچكي نمايد و هميشه در حال اضطراب و تشويش باشد و بالاخره از اداره زندگي درمانده شود و همين مورد زمينه عدم تفاهم را به وجود مي آورد كه خود سبب پديد آمدن مشكلاتي عظيم در روابط زناشويي خواهد شد. اينان اغلب در وضع و موقعيتي هستند كه توافق روحي ندارند و نمي توانند مسائل و مواضع يكديگر را درك كنند.

2)  عدم تناسب در تواناييهاي جسمي

وقتي كه فاصله سني بين زن و شوهر زياد باشد، هر يك در دوره اي از زندگاني به سر مي برند كه به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت هاي عمده دارند. مثلاً زني كه هفده  سال دارد ، در دوران جواني به سر مي برد و همسر او كه در 35 سالگي است، به مرز ميان سالي نزديك شده است. يكي غالباً فعال است و ديگري زودتر خسته و در اوقاتي منفعل مي شود، گاه اين خستگي و انفعال از طرف همسر جوان به خوبي مورد تجزيه و تحليل قرار نمي گيرد و به حساب كم كاري گذاشته مي شود، يا به عنوان شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت مطرح مي گردد، و وقتي كه با اين عنوان طرح مي نمايد، طبيعي است كه طرف مقابل احساس ناراحتي مي كند و ممكن است اين امر عاملي براي برانگيختگي او شود و در نتيجه محيط امن خانه تبديل به فضايي ناامن و غير قابل تحمل شود. در حالي كه مرد قصد شانه خالي كردن از مسئوليت را ندارد ولي از طرف همسرش متهم به تنبلي و بي مسئوليتي مي شود و از آنجا كه در چنين مواردي مرد تنبلي را نمي پذيرد، مجادلاتي در مي گيرد.

3)  انعطاف پذيري كمتر فرد بزرگتر

وقتي دو جوان با يكديگر زندگي مي كنند ، به دليل جواني انعطاف پذيري بيشتري دارند. فرد در سنين پايين تر چون نهال جوان است، امكان تغيير فراواني را دارد. اما درختان ، مجال كمتري براي تغيير باقي گذاشته اند.

همين امكان تغيير و تحول است كه ما را به ياد كلام گهربار پيامبر اسلام (ص) مي اندازد كه فرمود : بيشتر كساني كه به من ايمان آوردند، جوانان بودند.

وقتي كه دو نفر جوان با هم ازدواج مي كنند ، براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي كنند به نظر همديگر توجه مي كنند و خود را طوري تطبيق مي دهند كه مورد پسند ديگري واقع شوند و بدين ترتيب رضايت طرف مقابل را جلب نمايند، حال آنكه با افزايش سن، انعطاف آدمي كاهش مي يابد و همين امر در زندگاني مشترك معضل آفرين است.

4)  پيدا شدن سوءظن

گاه وجود فاصله هاي سني زياد باعث مي شود كه زوجين سوء ظن هايي نسبت به يكديگر پيدا كنند و ممكن است حتي نتوانند دلايلي هم براي اين گونه افكار ارائه نمايند.

5)  عدم ارضاي غرايز

يكي از اهداف ازدواج ، ارضاي غرايز است و اين خود مي تواند عامل مؤثري در تداوم زندگي خانوادگي باشد. اما در سنين بالا، به لحاظ غريزي افول مي نمايد، به نحوي كه زوجين نمي توانند موجبات رضايت يكديگر را در روابط زناشويي به نحو مطلوب تأمين نمايند و همين امر ممكن است موجبات درگيري را فراهم آورده ، محيط خانواده را متشنج كند. اين مسئله در موارد چشمگيري به بروز افسردگي در زنان جوان مي انجامد و در برخي از زناني كه خويشتندار و باتقوا نباشند، گرايش به انحرافات و لغزشها ديده مي شود.

6)  امر و نهي پيوسته ي فرد بزرگتر

در چنين خانواده هايي فرد بزرگتر به دليل داشتن تجربه، خود را ملزم مي داند كه مدام به همسر خود امرو نهي كند و امر و نهي بيش از حد- كه هميشه مبتني بر حق نيست، بلكه سليقه نيز در آن سخت مداخله مي كند - موجبات ناراحتي همسر را فراهم مي آورد. فرد بزرگتر احساس مي كند كه بايد فرد كوچكتر را تربيت كند و حال آنكه او انتظار دارد كه با همسر زندگي كند، نه آنكه همسر وي نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهي و تربيت وي مبادرت نمايد. البته زن و شوهر بايد براي تكامل وتعالي يكديگر تلاش كنند و در مواقع ضروري به امر به معروف و نهي از منكر يكديگر بپردازند.

7)  كمرويي با همسر

يكي از مواردي كه در اين گونه خانواده ها ديده مي شود، اين است كه فرد كوچكتر دچار نوعي كمرويي رنج آور است و نمي تواند به راحتي مشكلات خود را با همسر خويش در ميان بگذارد. لذا حرف هاي ناگفته در اين خانواده ها بسيار است و مجال مناسبي براي طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجيده سنگيني مي كند و گاه به فضاي بيرون از خانه كشيده شده، براي ديگران مطرح مي شود و اين امر مورد قبول و پذيرش فرد بزرگتر نيست. زيرا او فكر مي كند كه همسرش اسرار خانواده را به بيرون از خانه برده ، براي اين و آن نقل مي كند و اين خود موجب بروز اختلافات تازه اي مي شود و اگر فرد كوچكتر دردها را بازگو نكند، آنها بر روي هم انباشته شده ، او را افسرده مي كند. در حالي كه درد دل كردن به آرامش فرد كمك مي كند و او از اين كه همسري دارد كه به درد دلهاي وي گوش مي دهد، احساس آرامش مي كند، زيرا خوب شنيدن درد دلها بخشي از تسكين آلام است و بدين ترتيب فرد به پالايش رواني دست مي يابد. وجود چنين فضايي در خانواده ضامن سلامت و بهداشت رواني زوجين است. وجود كمرويي بسيار و رنج آور مانع بيان دردها شده ، چون تخليه رواني صورت نمي گيرد، سلامت رواني فرد كوچكتر در معرض خطر قرار مي گيرد. خانم جواني مي گفت: همسرم سالها از من بزرگتر بود و من هميشه با وي رودربايستي داشتم. از وي سؤال شد : تا كي با همسرت رودربايستي داشتي؟ او گفت: تا دو ساعت قبل از مرگ شوهرم.

8)  دادن امتيازات بيش از حد

در اين نوع خانواده ها ، معمولاً مشكل ديگر اين است كه فرد بزرگتر براي اين كه فرد كوچكتر را جذب كند و زندگي تداوم يابد، بايد مدام به او امتيازاتي بدهد كه وي را به دوام زندگي دلگرم كند. اما هر كس قادر نيست كه مدام چنين امتيازاتي بدهد ، زيرا گاه دادن اين نوع امتيازها براي فرد بزرگتر غير قابل تحمل و يا غير ممكن مي گردد و بدين ترتيب از انگيزه طرف مقابل براي ادامه زندگي مي كاهد. از سويي طرف كوچكتر كه از نقطه ضعف همسر خويش اطلاع يافته درصدد اخذ امتيازهاي بيشتري بر مي آيد و تقاضاهاي فراوان جواني پر انرژي و توانا ، اختلافات خانواده را تشديد و جو ناامني را بر خانه حكمفرما مي كند و بدين ترتيب خانواده اي نابسامان شكل مي گيرد كه كشمكشهاي ناشي از آن، از ارزش والدين در نزد فرزندان مي كاهد و در نتيجه تأثيرات تربيتي آنها را نيز كاهش مي دهد.

9)  ترس و ناامني

در مواردي هم ديده مي شود كه فرد كوچكتر ، دچار ترس و و حشت مي شود و اين هنگامي اتفاق مي افتد كه مرد خانواده از سن و سال بيشتري برخوردار است.

خانمي مي گفت با اينكه چند ماهي از مرگ همسرش نگذشته بود، و چندان متأثر هم به نظر نمي رسيد. وقتي از اختلافات خانوادگي و تأثيرات منفي آن بر روي فرزندانش سخن مي گفت، به تفاوت سني زياد خود با همسرش اشاره كرد و گفت : روزي كه ازدواج كردم سيزده  سال بيشتر نداشتم، در حالي كه شوهرم در آن روزها  سي ساله بود و من از ديدن او سخت دچار وحشت شده ، پيوسته از او مي ترسيدم و اين ترس و ناامني تمامي وجودم را پر كرده بود و تا زمان مرگ او نيز وجود داشت، اين ترس شديد همه ي آرامش مرا سلب كرده بود.

پس اگر فاصله سني ميان زوجين زياد نباشد، اين گونه ترسها كمتر ديده مي شود.

10)  نتايج نامطلوب ديگر

تفاوت سني زياد بين زوجين مشكلات ديگري نيز در پي دارد كه در دوره هاي پاياني زندگاني رخ مي دهد و از آن ميان مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

الف- احساس پشيماني

در غالب موارد ، اين نوع ازدواجها با پشيماني همراه مي شود، زيرا مشكلات فراوان ناشي از اين نوع ازدواجها به قدري زياد و غير قابل تحمل است كه در اكثر موارد موجبات پشيماني را فراهم مي كند.

ب- بروز مشكلات غير منتظره

پيدايي مشكلات غير قابل انتظار، پيامد نامطلوب ديگر چنين ازدواج هايي است. خانمي كه همسرش را از دست داده بود و با او تفاوت سني زيادي هم داشت، اظهار مي كرد : به دليل عدم درك يكديگر، زندگاني ما سراسر پر ازمشاجره و دعوا بود. او در مورد عاقبت زندگاني اش با همسر بزرگتر از خود مي گفت: حالا كه او مرده ، پسر بزرگم مرا رها نمي كند و پيوسته به من مي گويد: بالاخره با آن همه دعوا و جار و جنجالهايي كه به راه مي انداختي كاري كردي كه پدرم بميرد و در واقع تو پدرم را كشتي ومن هر چه مي گويم مرگ پدر به دعواهاي ما ربطي ندارد از من نمي پذيرد و با من سر اين موضوع درگيري پيدا كرده است، يعني تا وقتي كه همسرم بود ، با او دعوا مي كرديم و حالا پسرم جاي او را در دعوا و مشاجره گرفته است.

ج- جرم زايي فرزندان

مشكل ديگري كه در اين گونه ازدواجها ديده مي شود ، اين است كه امكان جرم زايي در فرزندان آنها بيشتر از مواردي است كه زوجين فاصله سني مناسبي با يكديگر دارند.

د- طلاق

معضل ديگري كه گاه در خانواده هايي كه تفاوت سني زوجين زياد است ديده مي شود ، مسئله عدم تحمل يكديگر و وقوع طلاق است و در نهايت مي توان گفت كه مشكلاتي نظير عدم درك يكديگر ، نداشتن تفاهم ، عدم انعطاف پذيري كافي و عدم ارضاي غرايز ، گاه به عنوان موانعي جدي بر سر راه تداوم زندگي تلقي مي شوند و طلاق كه مرگ اجتماع كوچك خانواده است ، رخ مي دهد.

توجه

با بررسي سن ازدواج در ميان قشرهاي مختلف و جوامع گوناگون در مي يابيم كه غالبا ًسن مردان در جريان ازدواج بيش از زنان است. آلن ژيرار مي نويسد : آگاهي هاي جمعيت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و مي دانيم كه بيشتر اوقات ، افرادي با هم پيوند زناشويي مي بندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند. از اين رو تناسب سني را بايد به عنوان يك ضريب مهم همسان همسري كه در جامعه از اهميت والايي برخوردار است، در نظر بگيريم.

ديدگاه ديني

از نظر اسلام ازدواج كردن با تفاوت سني زياد ، امر نامشروعي نيست و آنچه در سنت پيامبر ديده مي شود، حكايت از مشروعيت اين نوع ازدواج دارد. كمالات پيامبر به عنوان انساني كامل به حدي بود كه به خوبي با حضرت خديجه (س) زندگاني كرد و در آن زندگاني معضلي به خاطر تفاوت سن و سال ديده نمي شد و از سوي ديگر خديجه (س) نيز زني با كمال و بي نظير بود. تمامي ثروت فراوان خود را در راه تبليغ اسلام صرف نمود و اولين زني بود كه به پيامبر ايمان آورد، در شعب ابيطالب با ديدن تمامي مشقت ها، به دليل علاقه اي كه به اسلام و پيامبر داشت، همه آنها را تحمل كرد و فاطمه (س) را براي پيامبر به يادگار گذاشت. پيامبر نيز به عنوان همسري باوفا هر گاه كه نام خديجه (ع) را مي شنيد اشك در چشمان مباركش حلقه مي زد، به نحوي كه اطرافيان آن حضرت ، تأثر او را به خوبي حس مي كردند.

نتيجه آن كه فقط كساني مي توانند در اين نوع ازدواج ها موفق باشند كه از رفتار پيامبر (ص) و خديجه (ع) به خوبي متأثر باشند.

امام صادق ( ع ) مي فرمايند :

العارفه لاتوضع الا عندالعارف

زن فهميده ي فرزانه بايد در كنار مرد فهميده قرار گيرد نه غير آن .

در پايان تأكيد مي كنيم كه ضمن رفع مشكلات چنين خانواده هايي از طريق مشاور خانواده بايد به دختران و پسراني كه قصد ازدواج دارند ، آموزش داد كه فاصله سني بين آنان بين سه يا چهار سال و حداكثر هفت سال باشد و اين چيزي است كه بايد در موقع راهنمايي قبل از ازدواج براي آنان تشريح نمود تا دريابند كه با فاصله سني كمتر ، مشكلات كمتري خواهند داشت، مشروط بر اين كه به ساير جنبه هاي لازم براي ازدواج موفق نيز توجه كافي مبذول دارند.

تذكر

شايد يكي از خوانندگان اين مطلب شما برادر يا خواهر گرامي باشيد كه تفاوت سني زياد با همسر خود داشته باشيد و ذهن شريفتان مشغول گردد كه اين مشكلات در زندگي ما هم بروز خواهد كرد. پس چه بايد كرد و راه حل چيست؟ نگران نباشيد ، زيرا شما با پيامدهاي تفاوت سني زياد آشنا شده ايد و با اراده و كسب راهنمايي مي توانيد از بروز مشكلات جلوگيري نماييد.

انشاءا


برچسب‌ها: فاصله ی سنی در ازدواج, تفاوت سنی, اختلاف سنی در ازدواج
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

هندزفری تغییر صدای موبایل

پنجشنبه ششم بهمن 1390


برای دیدن توضیحات روی تصویر کلیک کنید.



برچسب‌ها: ازدواج
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

سرطان بیضه

پنجشنبه ششم بهمن 1390

سرطان بیضه

 

سرطان : رشد غير قابل کنترل سلولهای قسمتی از بدن سرطان ناميده می شود. رشد و تقسيم سلولهای طبيعی بر اساسيک نظم خاص صورت می پذيرد ولی سلولهای سرطانی اينگونه نيستند. البته سرطانها انواع مختلفی دارند ولی همه آنها در يک صفت مشترکند: رشد غير قابل کنترل

انواع مختلف سرطانها رفتار بسيار متفاوتی دارندمثلا سرطانهای ريه و پستان بيماريهای بسيار متفاوتی هستند ، با سرعتهای مختلف رشد می کنند و پاسخهای متفاوتی به درمان ميدهند. به همين دليل هر نوع سرطان به درمان خاصی نياز دارد. گاهی سلولهای سرطانی از تومور اصلی جدا شده و از طريق خون يا سيستم لنفاوی در قسمتهای ديگر بدن پخش می شوند. اين سلولها ممکن است در مناطق جديدی جايگزين شوند و هسته تشکيل يک تومور جديد شوند به اين روند متاستاز گويند و سرطانی که به اين طريق ايجاد می شود سرطان متاستاتيک ناميده می شود که اين سرطان متاستاتيک به نام همان سرطان اوليه خوانده ميشود. مثلا اگر يک سرطان پروستات به استخوانها متاستاز دهد؛ اين سرطان ثانويه در استخوانها باز هم سرطان پروستات خوانده می شود. چون همان خصوصيات و رفتار سرطان اوليه را دارد. يکی از درمان پذيرترين سرطانها سرطان بيضه است که با وجود شيوع کم به دليل وقوع آن در جوانان مهم جلوه می کند. اين سرطان يک يا هر دو بيضه آقايان را درگير می کند.

 

 

 

بيضه : بيضه قسمتی از سيستم توليدمثل آقايان است. اين عضو در يک ساک پوستی به نام اسکروتوم قرار گرفته است و توسط يک کورد طناب مانند در پشت قاعده آلت تناسلی متصل است.بيضه ها هورمون مردانگی توليد می کنند که بيشترين و مهمترين آنها تستوسترون است؛ علاوه بر آن توليد اسپرم نيز به عهده اين ارگان است. سلولهای اسپرم از بيضه ها به لوله های کوچکی به نام وازدفران منتقل می شوند و سپس وارد اپيديديم می شود؛ در تمام طول مسير اسپرم درون مايعی به نام مايع منی (Semen) شناور است اين مايع توسط غدد پروستات و وزيکول سمينال توليد می شود. در طی انزال اين مايع از طريق لوله پيشابراه ( که از وسط آلت عبور می کند) به نوک آلت رسيده و از بدن خارج می گردد. در بيضه چند نوع سلول وجود دارد که هر يک وظيفه خاصی دارند مثلا يک گروه هورمون توليد می کنند و گروه ديگر اسپرم. در هر نوع از اين سلولها ممکن است يک يا چند نوع سرطان بروز کند که درمان آنها متفاوت خواهد بود.

 

 

سه نوع سرطان اصلی و مهم بيضه عبارتند از:

 

 

۱» تومورهای سلولهای زايا(Germ cell) : اين تومور شايعترين نوع سرطان بيضه است و از هر ۱۰ مورد سرطان بيضه ۹مورد آن از اين دسته اند.اين سرطان سلولهای توليد کننده اسپرم را درگير می کند و خود شامل دو گروه سرطان است سمينوما که معمولا در اواخر دهه ۳۰تا اوايل دهه ۵۰سالگی ديده می شود. گروه ديگر سرطان غير سمينومايی است که در سنين جوانتری ديده می شود و معمولا در فواصل سنين ۱۸تا ۴۰سالگی اتفاق می افتد.

 

 

۲» تومورهای استرومال که در سلولهای توليد کننده هورمون مردانگی و بافت همبند اطراف آن ديده می شود. اين تومورها معمولا خوش خيم هستند و به بيرون بيضه گسترش نمی يابند و با عمل جراحی کاملا برطرف می شوند.

 

 

۳» تومورهای بيضه ای ثانويه که ناشی از متاستاز تومورها به ساير نقاط بدن هستند. اين نوع تومورها معمولا در مردان بالای 50 سال دِده می شوند و شايعتر از تومورهای اوليه با منشا خود بيضه هستند. درمان معمول آنها برداشتن توسط جراحی و سپس راديوتراپی و شيمی درمانی است.

در پسربچه هايی که لوسمی حاد دارند گاهی سلولهای لوسمی می تواند به بيضه گسترش يابد وسرطان ايجاد نمايد. سرطان پروستات، ريه، پوست، کليه و ساير ارگانها نيز می تواند به بيضه گسترش يابد. اين سرطانها چون ناشی از گسترش تومورهای ديگر هستند معمولا پيش آگهی خوبی ندارند.

 

 

 

چه تعدادی از مردان به اين سرطان مبتلا می شوند؟

 

خطر ابتلا به اين سرطان ۱به ۳۰۰است يعنی از هر ۳۰۰مرد يک نفر به آن مبتلا می شود.

 

 

 

علت سرطان بيضه چيست؟

 

علت دقيق اکثر موارد سرطان بيضه مشخص نيست ولی تعدادی از عوامل خطر مستعد کننده ايجاد اين سرطان شناخته شده است.

 

 

وجود عوامل خطر معمولا شانس ابتلای فرد به اين بيماری را افزايش می دهد. سرطانهای مختلف عوامل خطر متفاوتی دارند؛ بعضی از عوامل خطر مثل سيگار کشيدن قابل کنترل است ولی بعضی ديگر مانند سن و نژاد قابل تغيير نيستند. با اين وجود تاکيد می کنيم که داشتن يک و يا حتی چند عامل خطر به معنای اين نيست که فرد حتمامبتلا به سرطان خواهد شد، فقط شانس ابتلا به سرطان در وی افزايش می يابد و بهتر است در فواصل مناسب از نظر وجود سرطان مربوطه چک شود.

به هر حال شانس ابتلا به سرطان بيضه حتی در صورت وجود عوامل خطر آن اندک است.

 

 

عوامل خطر سرطان بيضه عبارتند از :

 

• نهان بيضگی: اين مشکل عامل خطر اصلی به حساب می آيد. قبل از تولد بيضه يک جنين پسر در شکم وی قرار دارد و درست قبل از تولد و يا ماههای اول بعد از تولد بيضه ها پايين آمده و درون اسکروتوم قرار می گيرد ولی تقريبا در ۳% از پسران بيضه ها پايين نمی آيد که به آن نهان بيضگی گويند و بايد در همان سنين کودکی نسبت به پايين آوردن آنها به وسيله جراحی اقدام کرد در غير اينصورت در بيضه باقيمانده در شکم شانس سرطان بيضه بسيار افزايش می يابد.

 

• سابقه خانوادگی: اگر پدر، برادر و يا فرزند مردی مبتلا به سرطان بيضه شده باشد احتمال ابتلا به سرطان بيضه در وی بالاتر خواهد بود.

 

• ايدز و عفونت HIV : هيچ عفونت ديگری به جز اچ. آی. وی.( ويروس ايدز) شانس ابتلا به سرطان بيضه را افزايش نمی دهد.

 

• نژاد و قوميت: اين سرطان در سفيدپوستان آمريکايی و اروپايی از آسيايی ها و آفريقايی ها بِشتر است.

• سايز بدن: محققان سوئدی به تازگی دريافته اند که اين سرطان در افرادی که به طور ژنتيکی اندامی کشيده و لاغر دارند بيشتر ديده می شود.

 

 

 

آبا می توان از سرطان بيضه پيشگيری کرد؟

 

هيچ يک از عوامل خطر سرطان بيضه قابل پيشگيری نيستند چون از بدو تولد وجود دارند ولی از طرفی بسياری از افراد مبتلا به سرطان بيضه هيچ عامل خطری ندارند به همين دليل راهی برای جلوگيری از ابتلا به اين سرطان وجود ندارد. فقط اکيدا توصيه می شود که نهان بيضگی پسربچه ها در همان اوان کودکی درمان گردد و فردی نيز که سابقه خانوادگی سرطان بيضه دارد مرتبا بيضه های خود را معاينه و در صورت لمس توده سريعا به پزشک مراجعه نمايد.

 

 

 

چگونه سرطان بيضه شناخته می شود؟

 

بسياری از سرطانهای بيضه در مراحل اوليه شناخته می شوند.اکثر موارد اولين علامت لمس يک توده در بيضه است ولی بعضی از سرطانهای بيضه تا مراحل بسيار پيشرفته نيز هيچ علامتی ندارند. گاهی سرطان بيضه در طی چکاپ ساليانه و يا در طی بررسی های مربوط به ناباروری يافت می شود.افراديکه مراقب سلامتی خود هستند و مرتبا برایچکاپ دوره ای مراجعه می کنند بهتر است از پزشک خود بخواهند معاينه صحيح بيضه توسط خود فرد آموزش داده شود.

 

 

نشانه های سرطان بيضه

 

لمس توده، تورم و درد نشانه های اصلی هستند. از هر ۱۰مورد سرطان در ۹مورد توده ای در بيضه لمس می شود.اين توده معمولا بدون درد است و فقط ناراحتی خفيفی ايجاد می کند. گاهی ممکن است بيضه فرد بزرگ و يا متورم و يا سنگينی و دردی در ناحيه ژنيتال و يا اسکروتوم احساس گردد

عائم ديگری که کمتر شايعند عبارتند از: رشد و تورم دردناک پستانها، کاهش ميل جنسی، رشد موهای صورت و بدن در پسران جوان(قبل از سن بلوغ). علل شايع اين علائم آسيب و يا عفونت بيضه است و تنها بعد از رد شدن علل فوق احتمال وجود سرطان مطرح ميگردد.

 

 

 

وقتی به پزشک مراجعه می کنيد چه اقداماتی انجام می شود؟

 

شرح حال کاملی از شما گرفته می شود و به طور کامل معاينه می شويد. پزشک بيضه ها رااز نظر وجود تورم، درد ،توده و يا بزرگ شدن غدد لنفاوی بررسی می نمايد. در صورت لمس توده و شک به سرطان، سونوگرافی بيضه درخواست می گردد. سونوگرافی به پزشک کمک می کند که اطلاعاتی در مورد جامد بودن توده و يا محتوی مايع بودن آن کسب نمايد. سونوگرافی هيچ درد و ناراحتی ايجاد نمی کند؛ شما روی تخت دراز می کشيد ، ناحيه اسکروتوم و بيضه برهنه می شود و قدری ژل روی بيضه ماليده می شود و پروب دستگاه روی بيضه قرار می گيرد. علاوه برآن آزمايشات خون هم درخواست می گردد.وجود مارکرهای سرطانی(LDH ,βHCG ,αFP) به تشخيص بيماری و يا تشخيص موارد عود کمک می کند.

 

در بعضی از سرطانها با جراحی بيضه درگير به طور کامل برداشته می شود و برای بررسی به آزمايشگاه پاتولوژی فرستاده می شودتا نوع دقيق سرطان با جزئيات تعيين گردد. بندرت در بعضی از سرطانها ابتدا از بيضه نمونه گرفته می شود و در صورت نياز عمل جراحی انجام می شود.

عکس قفسه سينه و سی تی اسکن برای بررسی متاستاز و يا گسترش تومور به ساير نقاط بدن استفاده می شود. در صورت شک به درگير شدن ستون مهره ها و يا مغز و يا برای تعيين مرحله بيماریام.آر.آی درخواست می گردد. گاهی برای بررسی وجود متاستاز به غدد لنفاوی و يا وجود تومور فعال در اسکار(جای باقيمانده) تومور قبلی از نوعی اسکن به نام اسکن PET استفاده می گردد.

با استفاده از اين روشهای تشخيصی مرحله سرطان تعيين می گردد . تعيين مرحله سرطان برای انتخاب نوع درمان و تعيين امکان متاستاز و يا بررسی امکان بهبودی کامل بسيار لازم است.

 

 

در مرحله 0 : سرطان فقط در همان محل است و هيچ گسترشی ندارد حتی به بافتهای عمقی تر.

 

 

در مرحله۱: غدد لنفاوی ناحيه را درگير نکرده و تستهای خونی نيز طبيعی است.

 

 

در مرحله۲: سرطان به غدد لنفاوی همان ناحيه گسترش يافته است ولی غدد لنفاوی ساير نقاط را درگير نکرده است.

 

 

در مرحله ۳: سرطان به غدد لنفاوی دوردست و يا ساير ارگانهای بدن گسترش يافته است.

 

 

 

چگونه سرطان بيضه را درمان می کنند؟

 

بعد از تشخيص سرطان و تعيين مرحله آن،مناسب ترين درمان موجود برای بيمار انتخاب می شود. اگر مبتلا به سرطان بيضه هستيد پزشک در مورد نوع درمان و درصد موفقيت درصد موفقيت آن برای شما توضيحاتی می دهد. گاهی ممکن است برای اطمينان بيشتر به يک متخصص ديگر ارجاع داده شويد.

به طور خلاصه درمان شامل سه مقوله جراحی، راديوتراپی و شيمی درمانی است.

 

در درمان جراحی معمولا کل بيضه را با غدد لنفاوی اطراف آن برداشته می شود ولی بيضه ديگر در صورت سالم بودن باقی می ماند؛ و اين بيضه سالم بايد مرتبا از نظر ايجاد سرطان بطور دقيق چک شود. اگر يک بيضه باقی بماند به مقدار کافی اسپرم و هورمون مردانگی توليد می کند؛ اگر هر دو بيضه برداشته شود هورمون مردانگی به صورت دارويی برای بيمار تجويز می گردد.

 

در رايوتراپی به ناحيه اشعه مخصوص می تابانند که سلولهای سرطانی را از بين می برد. اين تابش در بعضی از افرادحالتی مثل آفتاب سوختگی روی پوست ايجاد می کند که به تدريج ترميم می شود و گاهی احساس خستگی، تهوع و اسهال نيز از علائم بعد از اشعه درمانی می باشد. معمولا محل تاباندن اشعه و دوز آن به گونه ای تنظيم می گردد که عوارض جانبی کمی ايجاد کند. در صورت سالم بودن بيضه ديگر ، بيضه سالم توسط يک پوشش محافظ پوشانده می شودکه آسيب نبيند. اگر هر دو بيضه نياز به تابش اشعه داشته باشد تعداد اسپرم های فرد کاهش می يابد . کاهش يا عدم وجود اسپرم سازی و در نتيجه ناباروری از عوارض بعدی آن خواهند بود.

 

شيمی درمانی استفاده از داروهای خاص برای از بين بردن سلولهای سرطانی است . معمولا از دو يا چند دارو با هم استفاده می شود تا اثر بهتری ايجاد کند. عوارض جانبی ناشی از آن عبارتند از ريزش مو(که بعد از پايان شيمی درمانی، موهای جديد خواهد روئيد.)زخمهای دهان، کاهش اشتها، تهوع و اتفراغ، افزايش احتمال ابتلا به عفونتهای مختلف، افزايش احتمال بروز خونريزي های پوستی خوبخود). ممکن است پزشک برای کاهش علائم عوارض جانبی داروهاطی برای شما تجويز کند؛ بايد دانست که با پايان طافتن درمان همه اين عوارض به تدريج بهبود می يابد. برای جلوگيری از عوارض جانبی دراز مدت مانند آسيب کبد، ريه و غيره بهتر است کاملا دستورات پزشک را رعايت نمائيد.

 

 

 

آيا می شود از درمانهای جايگزين يا مکمل استفاده نمود؟

 

ممکن است از آشنايان يا دوستان خود شنيده باشيد که شيوه های ديگر درمانی مثل استفاده از ويتامين ها،داروهای گياهی، تکنيکهای کاهش استرس، طب سوزنی و يا هوميوپاتی را برای درمان توصيه ميکنند. امروزه تب استفاده از درمانهای جايگزين يا مکمل همه¬گير شده است . اکيدا توصيه می شود قبل از اضافه کردن هريک از اين درمانها به درمان اصلی و استاندارد خود و يا قبل از تغيير نوع درمان خود حتما با پزشک و کادر درمان سرطان خود مشورت نمائيد. بعضی از اين روشها در کنار درمانهای استاندارد پزشکی با رعايت نکات خاص می تواند بدون خطر و گاه اثربخش باشد ولی استفاده سرخودانه از اين موارد ممکن است با درمان استاندارد تداخل نمايد و يا عوارض جانبی جدی ايجاد کند؛ به همين دليل است که در صورت تمايل به استنفاده از اين روشها حتما با پزشک خود مشورت کنيد .

 

 

 

با عوارض ناشی از بيماری و درمان آن چگونه می توان برخورد کرد؟

 

هر نوع درمانی ممکن است عوارض جانبی داشته باشد که چند ماه طول بکشد ولی اکثرا از بين می روند؛ اما بعضی از اين عوارض دائمی هستندکه با توجه به اينکه اکثر مبتلايان جوان هستند اين عوارض ممکن است برای آنها ناراحت کننده باشد:

 

 

• يکی از عوارض ناشی از درمان ، ناباروری است . خوشبختانه امروزه وجود بانکهای اسپرم در مراکز ناباروری پيشرفته کشور اين امکان را فراهم آورده که قبل از شروع هر نوع درمانی فرد مبتلا به اين مراکز مراجعه نمايد و مقاديری از اسپرمهای خود را با هزينه ناچيزی برای يک دوره 20 ساله در شرايط مناسب حفظ نمايد و در صورت بروز اشکال در اسپرم سازی بعد از درمان و تمايل به بچه دار شدن می تواند از اسپرمهای خود استفاده نمايد. لازم به ذکر است که در فرد مبتلا به سرطان اسپرمها سالم هستند و بيماری مستقيما به فرزند منتقل نمی شود. البته به هر حال در فرزندان به خاطر سابقه خانوادگی مثبت ريسک ابتلا، بالاتر از افراد عادی است.

 

 

• ممکن است جای خالی بيضه در اسکروتوم برای جوانان ناراحت کننده باشد. امروزه پروتزهای مناسبی وجود دارد که می توان سايز مناسب آن را درون اسکروتوم قرارداد تا فرم ظاهری بيضه حفظ گردد.

 

 

بعد از درمان چه بايد کرد؟

 

مراقبت و معاينات دوره¬ای بعد از اتمام درمان بسيار مهم است. پزشک شما برايتان توضيح می دهد که چه تستها و معايناتی در چه فاصله زمانی لازم است. اين توصيه ها را جدی بگيريد و حتما به آنها عمل کنيد تا در صورت وجود نشانه های متاستاز، سرطان به سرعت و در مراحل زودرس تشخيص داده شده و درمان گردد.

 

 

درمان سرطان ممکن است شما را خسته کند. بعد از درمان به خود فرصت بدهيد تا قوای از دست رفته خود را بازيابيد و سپس به فعاليتهای روزمره و سرکار خود برگرديد.

 

 

 

در صورت تشخيص سرطان بيضه چه سوالاتی می توانيد از پزشک خود بپرسيد؟

 

1» لطفا نام علمی سرطان مرا به انگليسی و فارسی برايم بنويسيد(اين امر به شما امکان می دهد که در حد دانش خود اطلاعات مورد نياز را از اينترنت به دست آوريد و از تجارب پزشکان و بيماران ديگر بهره مند گرديد.)

 

۲» نوع سرطان و مرحله سرطان من چيست؟ آيا هر دو بيضه من درگير است؟

 

۳» چه نوع درمانهايی برای من مناسب است و شما کدام يک را پيشنهاد می کنيد؟

 

۴» درمان من چه مدت طول می کشد و عوارض جانبی بعد از درمان کدامند و کی از بين می روند؟

 

۵» هدف از درمان چيست و چه چيزی را بايد از درمان خود انتظار داشته باشم؟

 

۶» چه مدت بعد از درمان می توانم به سر کار خود برگردم؟

 

۷» ريسک عود سرطان من چقدر است و چه معاينات و تستهای دوره¬ای لازم است و با چه فواصل زمانی؟

 

۸» آيا اين بيماری و درمان آن بر روی روابط جنسی اثر می گذارد و چه موقع از اين نظر به حالت طبيعی برميگردم؟

 

۹» برای آماده شدن برای درمان چه بايد بکنم؟

 

۱۰» آيا پرسيدن نظر پزشک ديگری مفيد است؟

 

۱۱» چقدر احتمال ناباروری وجود دارد و آيا قبل از درمان لازم است که از بانک اسپرم استفاده کنم؟

همه اين سوالات باعث می شود که ديد خوبی در مورد بيماری خود پيدا کنيد و برای مقابله با آن آماده شويد.اگر حريف خود را بشناسيد بهتر با او مبارزه خواهيد کرد.

 

 

نکته آخر:

 

اگر مبتلا به سرطان بيضه هستيد افسرده و نااميد نشويد(به خصوص اگر در سنين جوانی قرار داريد)هنوز هم زندگی زيبا و درازمدتی در پيش روی خود داريد و به همه آرزوهای خود خواهيد رسيد. فقط سعی کنيد با معاينات دوره ای دقيق، استفاده از پروتز ، درمانهای مناسب برای رفع ناباروری و ساير تکنيکهای جديد کنار بيايد و از آنها در راه بهبود زندگی خود بهره ببريد .

 


مقالات مرتبط:


تاثیر رابطه جنسی بر روی سلامتی

نحوه درخواست رابطه

نكاتي در مورد شب زفاف

باور غلط مردها درباره ي زنها

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر

ازدواج موقت نويسنده شهيد مرتضى مطهري

آمادگي مردان براي ازدواج

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

تأثير شغل در تداوم يك زندگي از نظر زن و مرد

تشریح دستگاه تناسلی مردان

توصيه هاي ايمني در شوهر داري

زود انزالی مردان (نوعی ناتوانی جنسی)و روش درمان

سرطان بیضه

مردان ایرانی این سرطان را جدی بگیرند

هشت راهکار براي شکستن سکوت مردان

همه چیز درباره اندازه آلت تناسلی مردان

مردان،بی احساس های احساساتی

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

خانمها آقایان همدیگرو بهتر بشناسید

الگوی جنسی جدید ویژه آقایان

آنچه خانمتان در همخوابي انتظار دارد

ناتواني جنسي مردان

شکستگی آلت تناسلی مردان


برچسب‌ها: سرطان بیضه
نوشته شده توسط:یه دانشجو|

پستان ها

پنجشنبه ششم بهمن 1390

ساختار پستان ها و چد نکته و روش در مورد پستانها

 

اصولاً پستانهاي زن را نمي توان جزئي از اندام جنسي او به شمار آورد. مهمترين نقش آنها در شيردهي است ولي از طرفي نمي توان نقش بسزاي پستانها در تحريکات جنسي و لذت شهواني را ناديده گرفت. فرايند ظهور و رشد سينه هاي زن در دوره بلوغ جنسي اش رخ مي دهد و اين رشد توسط هورمونهاي جنسي از جمله استروژن و پروژسترون کنترل مي شود.

 

 

 ساختار پستانها

 

پستان ها عمدتاً از لوبول ها و مجاري شير به همراه چربي و بافت همبند تشكيل مي گردند. شير از نوك پستان خارج مي شود. ناحيه تيره اطراف نوك پستان آرئول نام دارد.

 

 

 

غدد پستاني بجز دوران بارداري و شيردهي در يک مرحله غير فعال به سر مي برند. ساختار اصلي آنها بافت چربي و همينطور بافت کشي متشکل از رشته هاي الاستيک مي باشد. هر پستان از 20-15 بخش به نام «لوب» تشکيل شده است که مانند گلبرگهاي گل مينا در کنار هم قرار دارند. هر لوب بنوبه خود از لوبولهاي کوچکتر و در نهايت هزاران لوبول ريز تشکيل يافته است که در آنها شير توليد مي شود. در بين اين اجزا شيارهايي به نام مجرا وجود دارد که به مرکز نوک پستان در ناحيه تيره پوست که «آراُلا» نام دارد منتهي مي شود. فضاي باقيمانده ميان مجراها و لوبولها را چربي پر مي کند.

  هر کدام از اين غدد مولد در سطح رويي قفسه سينه و در بالاي ماهيچه پکتوراليس قرار دارند. زمان حاملگي حجم اجزاي خوشه مانند داخل لوبها افزايش يافته و طي دوره توليد شير، سلولها مواد تشکيل دهنده شير از جمله پروتئين و چربي توليد مي کنند. اين سلولها همچنين به هنگام شيردهي منقبض شده و باعث خروج آن از پستانها مي شوند.

 

 داخل پستانها هيچ ماهيچه اي وجود ندارد، بلکه ماهيچه «پکتوراليس» درست زير آنها قرار گرفته و دنده ها را مي پوشاند. علاوه بر بافت چربي و فيبرهاي الاستيک مي توان به رگهاي خوني و همچنين رگهاي لنفاوي در سينه اشاره نمود. رگهاي لنفاوي در مسير خود به اجزاي لوبيا مانندي بنام غدد لنفاوي که معمولاً زير بغل، کشاله رانها و ديگر نواحي بدن يافت مي شوند، مي پيوندند.

 

 شکل ويژه پستانها و جايگاه مخصوصشان از طريق رباطهاي خاصي که بافت پستانها را در بر گرفته و آنها را حفاظت مي کنند تعيين مي شود. اين رشته ها که به «رباطهاي کوپر» معروفند در دوره حاملگي و نيز کهولت شل و يا کشيده مي شوند و موجبات آويزان شدن آنها را فراهم مي آورند.

 

 هورمونهاي جنسي در رشد و تکامل پستانها در دوره بلوغ و توليد شير از اهميت بسزايي برخوردارند. استروژن در رشد و نمو غدد و مجاري پستان نقش داشته و پروژسترون محرک اصلي تغيير و تکامل سلولهاي سازنده شير مي باشد.

 

 از ديگر هورمونهاي موثر مي توان به پرولاکتين اشاره کرد که از قسمت پيشين غده هيپوفيز ترشح شده و عامل محرک توليد شير مي باشد. در پاسخ به محرک مکش نوزاد، اکسيتوسين (مترشح در هيپوفيز پسين) به نوبه خود موجب خروج شير از پستان مادر مي شود.

 

 اصولاً تحريکات هورموني موجب رشد مجاري و بافت آلويولار و همچنين بافت چربي و در نتيجه افزايش حجم پستان مي شود. نوک پستانها و ناحيه اطراف آن نيز بزرگتر شده و به لمس و تحريکات خارجي حساس مي شوند. در دوران عادت ماهانه زنان، پستانها تحت تاثير هورمونهاي جنسي دچار تغييرات خاصي مي شوند که در هر شخص به گونه اي متفاوت بروز مي کند. از جمله اين تغييرات مي توان به افزايش حجم، ورم و نيز درد خفيفي در آنها اشاره نمود.

 

 اين علامات معمولاً پس از چند روز اول پريود ناپديد مي شوند. در دوره بارداري سايز پستانها بنا بر تاثير هورمون پروژسترون بطور چشمگيري افزايش مي يابد. نوک پستانها و نواحي پيرامونشان نيز بزرگتر شده و داراي رنگ دانه هاي بيشتري مي شوند. اين مکانيزم چربي پستانها را جايگزين کرده و آنها را براي توليد شير در مرحله نهايي حاملگي آماده مي سازد. درست پس از زايمان، شير در پستانها ساخته مي شود. بعد از اتمام دوره شيردهي پستانها به حالت دوران شروع حاملگي بر مي گردند. در دوره پس از يائسگي نيز گرچه ممکن است شکل پستانها زياد تغيير نکند، اما قسمت عمده ساختار مخصوص توليد شير با چربي جايگزين مي شود. در هر صورت گفتني است پستانهاي زن تنها در دوره حاملگي او شکل قطعي و نهايي خود را مي گيرند.

 

 با توجه به اين که هدف اصلي از وجود پستانها نقش مهم آنها در ساختن شير براي شيردهي مي باشد، اما اين دوران تنها دوره مختصري از زندگي زن را تشکيل مي دهد و با نقش زيبايي شناختي آنها در کيفيت زندگي اش به هيچ وجه قابل مقايسه نيست.

 

 از آنجا که سينه هاي زن نشان اصلي مونث بودن اوست، رضايت او از فرمشان در هويت و ابراز وجود او از اهميت بسزايي برخوردار مي باشد. مراقبت و توجه لازمه به سينه ها بخشي از سلامتي و زيبايي يک زن است که در بهبود روحيه اش موثر مي باشد.

 

 و اما با مُد روز چه مي توان کرد؟ زماني سينه هاي بزرگ و زماني سينه هاي کوچک مد مي شود. بنابراين زيبايي پستان لزوماً در اندازه آنها نيست. سينه ها مي توانند به شکل سيب و يا گلابي باشند. زيبايي سينه هاي يک زن در چگونگي بها دادن او به آنهاست. هر فرم سينه اي زيبايي منحصر به فرد خود را دارد و صد البته در نظر نظاره گر آن زيباست.

 

 

 چگونه به حفظ زيبايي و طراوت سينه ها بپردازيم؟

 

 يک توازن مناسب هورموني لازمه داشتن پستانهايي زيبا، سفت و باطراوت مي باشد. اين بالانس هورموني که از هيپو تالاموس –منطقه عصبي واقع در مغز–کنترل مي شود، مطابق با وضعيت روحي زن تغيير مي يابد. و به همين خاطر داشتن روحيه اي شاد، خوش بين و متوازن زمينه سينه هايي سفت و زيباست.

 

 در شرايط خاصي شايد بتوان فرم و اندازه سينه ها را با يک عمل جراحي تغيير داد، ولي با مراعات قوانين ساده و مختصر بهداشتي و عدم سهل انگاري حداقل مي توان از شل و آويزان شدن آنها جلوگيري نمود.

 

 

 آيا قرار دادن پستانها در معرض آفتاب مضر است؟

 

 بنظر مي رسد که نور خورشيد باعث سرطان سينه نمي شود؛ با اين وجود بهتر است به دليل پوست بسيار حساس و آسيب پذيرشان آنها را تا حد ممکن از تابش نور شديد آفتاب پوشاند. نور آفتاب تاثير مخربي روي بافت پيوندي و فيبرهاي الاستيک سينه ها داشته و موجب پيري زودرس آنها مي شود. بنابراين هميشه پيش از قرار گرفتن در معرض نور شديد آفتاب پستانها را با لوشن ضد آفتاب بپوشانيد.

 

 

 آيا حجم سينه ها با ديگر تغيير و تحولات بدن فرق مي کند؟

 

 با افزايش وزن، بافت چربي موجود در پستانها و در نتيجه حجمشان افزوده مي شود. در مقابل با کاهش وزن بافت پيوندي و الاستيک نامتغير باقي مانده و بافت چربي کاهش مي يابد. از آنجايي که تغيير وزن موجب نابودي رشته هاي الاستيک و شل شدن پوست مي شوند، بهتر است از تغييرات راديکالي وزن جلوگيري نمود.

 

 يکي از پيامد هاي حاملگي افزايش حجم پستانهاست. اصولاً پس از خاتمه دوران شيردهي که پستانها به حالت اوليه خود باز مي گردند، کمي جمع و چروکيده مي شوند. مکمل هاي استروژن و پروژسترون، دارو، اختلالات هورموني، يائسگي و در نهايت کهولت نيز هر کدام به نحوي موجب تغييرات عديده در حجم پستانها مي شوند. با بالارفتن سن پوست نازکتر شده و هورمونها در بدن افزايش مي يابند که به نوبه خود باعث جمع شدن لوبولهاي پستان مي شود. اما نگران نباشيد يک روش طبيعي براي حفظ طراوت و شادابي پستانها وجود دارد آنهم : آميزش جنسي مداوم در طول زندگي

 

 

سوتين، لازمه پستانهاي بزرگ!

 

 وزن زياد سينه ها طي مدت طولاني موجب آويزان شدن آنها مي شود. استفاده از سوتين باعث حفظ الاستيسيتي يا حالت کشسان پوست مي شود. به هر حال بدون در نظر گرفتن سايز پستانها پوشيدن سوتين به هنگام ورزشهايي از قبيل دو و ديگر فعاليتهاي پرشي توصيه مي شود. زنان حامله و شيرده نيز مي بايستي از سينه بند استفاده کنند، اما هنگام شنا لزومي به داشتن آن نيست.بنابر ساختار پستانتان و نه مد روز يک سوتين مناسب که هم از لحاظ سايز و هم جنس بکاررفته آن احساس راحتي نماييد، انتخاب کنيد.

 

 

 چرا پستانها داراري فرمهاي متفاوت هستند؟

 

 اگر رشد غدد پستاني هم سطح و همتراز دنده ها بود شکل آنها نيز پهن و کشيده مي شد. در صورت عمودي بودن اين زشد فرم آنها نيم کره اي مي شود. حالت مياني اين باعث مي شود تا فرمهاي گوناگوني پديد آيد.

 

 

 چرا همه پستانهاي داراي سفتي و استحکام يکسان نيستند؟

 

 زمينه يک سينه شخ و سفت بيشتر بودن بافت پيوندي نسبت به بافت چربي در آنهاست و برعکس در صورت غالب بودن بافت چربي سينه ها شل تر خواهند بود.

 

 

 چرا معمولاً يکي از پستانها بزرگتر از ديگريست؟

 

 نيمه راست بدن انسان با نيمه چپ آن گرچه در ظاهر مشابه و متناسب بنظر مي رسد ولي در واقع کاملاً متقارن نيست. اين پديده در مورد پستانها نيز صدق مي کند. وجود دو عضو جفت متقارن در بدن بسيار نادر است.99،9% سينه هاي زنان با هم متقارن نيستند؛ بدين معني که هر کدام داراي مقدار متفاوتي از چربي، بافت پيوندي، لوبها و ديگر اجزاي تشکيل دهنده آنها مي باشند. نوک پستانها نيز مي تواند داراي تفاوتهايي در سايز، رنگ و برجستگي يا فرورفتگي باشد. برخي ناهموار و برخي داراي چند تار مو هستند.

 

 

 چرا پستانها در سايزهاي متفاوتي ديده مي شوند؟

 

 فاکتورهاي تعيين کننده در چگونگي سايز پستانها بسيارند؛ مقدار بافت پيوندي، درصد چربي بدن، ارث و تعداد حاملگي ها در زندگي در اندازه آنها تاثير چشمگيري دارد.

 

 

 نوک فرو رفته پستان… اين ديگر چيست؟!

 

 اين نوع پستان بر خلاف حالت معمول آن که برجسته است، مانند ناف در قسمت داخلي بدن قرار دارد. اين اختلال مادرزادي است و در آينده فرد را به هنگام شيردهي دچار مشکل مي سازد. البته با يک عمل جراحي مختصر مي توان اشکال را برطرف نمود.

 

 

  آيا امکان موزدايي در ناحيه نوک پستان وجود دارد؟

 

 وجود چند تار مو روي نوک پستان به دليل وجود غدد در اين ناحيه کاملاً عادي است و مو زدايي در اين مورد بي خطر است. اما از آنجايي که پوست نوک پستان حساس است بهتر است براي جلوگيري از عفونت به جاي کندن مو از ريشه، روزانه آن را تراشيد.

 

 

 مواظب طرز ايستادن، نشستن و راه رفتن خود باشيد!

 

 هميشه حالت کمر و ستون مهره هاي خود را کنترل کنيد. راست نشسته و عميق نفس بکشيد. خميده نشستن مستمر در درازا موجب استهلاک ماهيچه هاي کمر و سينه و در نتيجه باعث آويزان شدن سينه ها مي شود. در يک آينه به حلت نيم رخ بايستيد. شانه ها را عقب داده و چانه را بالا بگيريد. چه تفاوتي حس مي کنيد؟

 

 

 تمرينات صورت

 

 سعي کنيد روزي بيست بار با انقباض ماهيچه هاي گردن ماهيچه پکتوراليس بزرگ (ماهيچه واقع در زير پستانها) را نرمش دهيد. تمرين ديگر تلفظ حرف «ايکس»، آنهم با باز کردن هر چه بيشتر دهان است. انجام اين تمرين روزي 20-10 با توصيه مي شود.

 

 

 از گرما خودداري نماييد!

 

 حرارت حاصل از تابش آفتاب و يا آبتني با آب داغ موجب منبسط شدن رگها و کند شدن جريان خون در رگهاي سينه مي شود؛ از طرفي قبلاً نيز اشاره شد که قرارگيري در معرض نور شديد آفتاب باعث پيري پيش از موعد پوست، زايل شدن رشته هاي الاستيک و در نتيجه چروکيده شدن آن مي شود.

 

 از اين رو توصيه مي شود سينه هاي خود را از حرارت شديد بدور نگه داريد و سعي کنيد با آب خنک پستانها را مالش داده و با تحريک جريان خون در رگها، بافت آنها را تقويت کنيد. يک دوش دو دقيقه اي آب سرد براي سينه هاي کوچک و سه دقيقه اي براي سايز بزرگ توصيه مي شود. دوش آب سرد گردش خون در رگها را سرعت بخشيده و به دفع توکسين ها (مواد سمي) کمک مي کند.

 

 توجه: در انجام اين تمرينات از يک دوش استفاده کنيد و سينه ها را با يک حرکت چرخشي مالش دهيد. در صورت عدم دشترسي به دوش مي توانيد با يک ليف ابري بزرگ آب سرد را کم کم روي سينه بريزيد و آن را بماليد.

 

 

 شنا

 شنا يکي از ورزشهاي مناسب براي سينه هاست؛ بخصوص شناي قورباغه، آنهم بدليل اين که ماهيچه هاي پشت و سينه را وادار به مقاومت در مقابل فشار آب مي کند. در واقع فشار آب خود نوعي ماساژ فوق العاده براي سينه ها حساب مي شود. براي تمرين بيشتر مي توانيد پاها را در کف استخر بگذاريد تا جايي که آب شانه هايتان را بپوشاند. دستها را بالا برده و آهسته در جلوي خود پايين آوريد. 10 بار اين عمل را تکرار کنيد.

 

 

 استفاده از کرم ها و لوشنهاي مخصوص سينه

 

 استفاده از کرمهاي مخصوص علي رغم تبليغات گاه اغراق آميزشان شايد معجزه اي در پستانها ايجاد نکنند اما مصرف آنها در حفظ حالت ارتجاعي آنها بي تاثير نيست. استفاده از عصاره هاي گياهي و يا بيولوژيکي روي سينه ها علاوه بر